۱۳۹۳ دی ۱۰, چهارشنبه

ما آدم ها عجیبیم



در وایبر ماهی یکی- دوبار پیغام می دهد: سلام. خوبی؟ می گویم: خوبم. تو خوبی؟ پاسخ می دهد: شکر.

مکالمه تمام

اخیرا در یکی – دو مورد که برایش در وایبر پیغام گذاشته ام به دیوار خورده ام و جوابی نیامده است. می گوید که سرش خیلی شلوغ است اما من متوجه این حرف برای پاسخ چند ثانیه ای را نمی فهمم.

خواستم برای ترجمه مطالب حوزه شهری با او کار کنم. یک نمونه کار را فرستادم و در ایمیل تاکید کردم که حتما نظر دهد اما خبری نشد. چند روز بعد (امروز) ایمیل زدم که " دستت درد نکنه به خاطر نظر و اهمیتی که دادی."

ایمیل زد که من لینکی نمی بینم. گفتم در ایمیل اول (چند روز پیش) لینک موجود است اما دیگر اهمینی برایم ندارد و نیاز نیست که ببینی.

هر وقت دور و برش خلوت است به سراغم می آید و هر وقت اطرافش شلوغ می شود و سرگرم آدم های دیگر اصلا جوابم را نمی دهد. من تنها رفیق این دوران این آدم هستم (بودم).

اگر دوست مشترکی ازش بپرسد از محبوب چه خبر فکر کنم فقط بداند که زنده ام. گویی آن سلام و احوالپرسی هر ماه برای این است که بداند من زنده ام یا شاید جوابی بیاد که محبوب چند روز پیش در بیمارستان تمام کرد. این نوع رفتار معنی ای غیر از این ندارد.

این دوستی بالا و پایین بسیار داشت اما در حال حاضر فکر می کنم که حتی اگر تا فروردین همین امسال برایم مهم بود، دیگر اهمیت ندارد. همه آزمون ها و خطاها صورت گرفته است. همه مفاهیم دوستی مورد سنجش واقع شده اما اما اما ...



قربون رفاقت هایی برم که هنوز تازه است و همیشگی وگرنه این دوستی که امروز برایم تمام شد. فاتحه...

هیچ نظری موجود نیست: