‏نمایش پست‌ها با برچسب شهرداری. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب شهرداری. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۸ تیر ۲۱, یکشنبه

غلامحسین الهام شهرداری تهران؛ وقتی شهردار سایه معاون می شود

از همان روزهای اولی که «محمد هادی ایازی» به شهرداری تهران آمد و نامش با سمت مشاور عالی شهردار مطرح شد، خیلی ها از جمله برخی از اعضای شورای شهر از او با نام «شهردار سایه» یاد می کردند. فردی که در آن زمان « تنها» سمت مشاورت در شهرداری تهران را داشت اما تقریبا همه کاره بود و هست.

روز گذشته خبری منتشر شد که «ایازی» جای «نوریان»، معاون فرهنگی و اجتماعی شهرداری تهران شده است. ایازی تا پیش از این، سمت های مشاورعالی شهرداری تهران، رئیس شورای اطلاع رسانی شهرداری، سخنگوی شهرداری تهران، رئيس هيات مديره سازمان فرهنگي هنري و .... را داشت و به نوعی «الهام» شهرداری تهران به حساب می آید .گرچه نوع سمت های او با سمت های الهام متفاوت است و تا کنون حالت اجرایی نداشته است.
گفته می شود شهردار سایه تهران، نفوذ بالایی روی قالیباف شهردار فعلی تهران دارد. باید دید که در این روزها که تغییرات در شهرداری تهران به وفور مشاهده می شود سخنگوی جدیدی جای ایازی معرفی می شود یا معاون جدید شهردار سخنگو هم باقی می ماند.
«نوریان» و «ایازی» هر دو از نیروی انتظامی به شهرداری تهران کوچ کرده بودند. روزهای ابتدایی سال 88 کنار گذاشتن «نوریان» به گوش می رسید اما با جنجالی شدن ماجرا و رسانه ای شدن آن ، قالیباف تصمیم گرفت کمی صبر کند و بالاخره روز گذشته تغییر و تحولات اساسی خود را در شهرداری تهران اجرایی کرد.
اما «نوریان» بعد از کنار گذاشتن «علی عسگری» از سازمان فرهنگی - هنری شهرداری تهران در کنار معاونت فرهنگی و اجتماعی رئیس این سازمان هم شد.

بسیاری از هنرمندان معتقد بودند که دوران «علی عسگری» در شهرداری تهران یکی از بهترین دوران بوده است اما در مراسم تودیع و معارفه او که در غیابش برگزار شد قالیباف تندترین انتقاد ها را علیه او بکار برد. گفته می شود علت برکناری عسگری دستور برخی از مقامات بوده است. آن زمان یکی از بهانه ها برای این تغییر یکپارچه شدن مدیریت معاونت فرهنگی و اجتماعی با ریاست سازمان فرهنگی و هنری عنوان می شد که امروز بهانه بودن این ماجرا بیشتر آشکار شد چراکه مدیریت این دو سازمان متفاوت اعلام شده است و در حالی که از ایازی به عنوان معاون فرهنگی و اجتماعی یاد می شود، شوشتری به عنوان رئیس سازمان فرهنگی و هنری انتخاب شده است.

مسعود کرباسیان اصلاح طلب از معاونت شهرداری رفت


مسعود کرباسیان در دهه نخست بعد از انقلاب از مدیران بسیار جوان در کابینه میرحسین موسوی بود. مسعود كرباسيان، جزو مديرانى بود كه از سال ۱۳۶۰ تا چند سال پیش در دولت حضور داشت. زمانى معاون بهزاد نبوى در وزارت صنايع سنگين بوده است، پس از آن در وزارت بازرگانى با وهاجى و آل اسحاق به عنوان معاونت بازرگانى خارجى همكارى داشت. در ابتداى وزارت نفت زنگنه، معاونت را در دست گرفت، به همين خاطر مى توان ردپاى او را هم در تأسيس پتروپارس ديد، اما پس از مدتى به وزارت بازرگانى برگشت تا معاونت داخلى شريعتمدارى را بر عهده بگيرد. در دولت دوم خاتمى او به گمرك آمد و اداره اين سازمان طويل را در دست گرفت و در نهایت در سال 1384 از دولت خارج شد و به شهرداری تهران آمد.
زمانیکه مسعود کرباسیان عید امسال برای عید دیدنی با میرحسین موسوی به فرهنگستان هنر رفت فلش های دوربین عکاس ها، عکس او با میرحسین موسوی را ثبت کردند. آن زمان زمزمه های حمایت معاونان قالیباف از میرحسین موسوی شنیده می شد و شاید این موضوع برای فرد اصولگرایی مانند قالیباف خوشایند نبود بنابراین
«محمدرضا واعظ مهدوی» معاون برنامه ریزی شهرداری تهران به دلیل حضور در ستاد میرحسین موسوی از سمت خود استعفا داد اما کرباسیان در معاونت خدمات شهری باقی ماند تا اینکه بعد از انتخابات گویی او ترجیح داد در معاونت حساسی مانند خدمات شهری باقی نماند و به شرکت سرمایه گذاری شهرداری تهران که حتی با رشته تحصیلی او و تخصصش قرابت بیشتری دارد برود.
احمد دنیا مالی رئیس قایقرانی و معاون شهردار

تنها فردی که هم اکنون در سطح معاونت های شهرداری تهران شائبه اصلاح طلب بودن او به گوش می رسد «احمد دنیا مالی» معاون فنی و عمرانی شهرداری تهران است. او در دولت خاتمی در سازمان بنادر و کشتیرانی بود و با تغییر دولت به شهرداری تهران آمد.
او از همان دورانی که به شهرداری تهران آمد رئیس فدراسیون قایقرانی هم بوده است و به نوعی دو شغله ورزشی هم محسوب می شود اما با جدیت در این دو سمت متفاوت از یکدیگر فعالیت می کند.

۱۳۸۷ اسفند ۱۵, پنجشنبه

تغییر نام خیابان ها!

چند وقت پیش با تاکسی از ونک عازم میدان آرژانتین بودم. متوجه شدم که اسم خیابان «زاگرس» که اسمی زیبا و اصیل است و در آن محدوده کنار خیابان «الوند» قرار دارد به خیابان «عماد مغنیه» تغییر کرده است.
خیلی ناراحت شدم که چرا باید اسم های زیبای خیابان هاعوض شود؟
این همه خیابان در تهران است که یا اسم ندارند و یا تغییر اسم آن خنثی عمل می کند اما عوض کردن اسم خیابانی که اولا در بین مردم جا افتاده است. دوما اسم زیبا و اصیلی دارد. سوما کنار خیابان دیگر به نام «الوند» پر معنا هم می شود به نظر من یک اشتباه بزرگ است.
با وجود اینکه بیش از یک ماه است که به طور کامل تابلوی «زاگرس» به «عماد مغنیه» تغییر پیدا کرده است اما گویا امروزمی خواهند از این پلاک رونمایی کنند!!!!

اصلاحیه!؟:یکی از دوستان پیغام گذاشته خیابان زاگرس تغییرپیدا نکرده و خیابانی به نام بهاران به نام مغنیه تغییر پیدا کرده است. امیدوارم همین طور باشه و من اشتباه کرده باشم.

۱۳۸۷ مهر ۲۰, شنبه

برج زرکوب به جای برج میلاد

داشتم یادداشت غلامحسین کرباسچی درباره برج میلاد با عنوان "در جست و جوی نقطه شروع " را می خواندم ، خیلی جالب بود.یک جایی نوشته بود اگر این برج نام میلاد نمی گرفت حتما به نام «برج زرکوب» که ایده پرداز آن بود معروف می شد.

۱۳۸۷ مهر ۱۰, چهارشنبه

برج میلاد چگونه متولد شد؟

همیشه این برای من سوال بود که در چه شرایطی کلنگ ساخت برج میلاد بر زمین خورد. ایده ساخت چطور شکل گرفت؟ آقای کرباسچی در زمان کلنگ زنی برج هنوز شهردار بود یا نه؟ و ....

اسفند سال پیش برای یافتن این سوال ها راهی برج میلاد شدم و در روابط عمومی بیشتر شماره های مجله یادمان (مجله اختصاصی برج میلاد) از 10 سال پیش را ورق زدم و کلی اطلاعات را یادداشت کردم.به اسامی مختلفی هم رسیدم که یکی از آن ها آقای عباس زرکوب اولین مدیرعامل این برج و مجموعه یادمان بود. یکماه پیش برای مجله مشق آفتاب با این فرد قرار مصاحبه گذاشتم و خیلی از اطلاعاتی که جایی درباره برج نوشته نشده بود را به دست آوردم:

-در سال 1371 در مجمع عمومی سازمان زیباسازی که با حضور رئیس مجمع یعنی آقای کرباسچی شهردار وقت و اعضا برگزار شد ، موضوع ساخت نمادی برای انقلاب اسلامی به میان آمد. که بعدها گویا آقای زرکوب به کرباسچی پیشنهاد ساخت برج را می دهد.

-تعریفی که در ابتدا برای آنجا صورت گرفت :«برج و تالار تهران» بود.

- در سال 1373 شرکت یادمان سازه شکل گرفت.درباره مکان برج هم طی مطالعاتی که صورت گرفت از 17 نقطه 2 نقطه تپه های عباس آباد و تپه های کوی نصر تائید نهایی شدند که در نهایت تپه های کوی نصر با مساحت 13 هکتار نهایی شد.آن زمان در این تپه ها موتور سوارها بازی می کردند و مسابقه می دادند.

-بعد از چند سال یک معماری مجدد درباره فضاهای آن محدوده انجام شد و در مسابقه ای طرح معماری فرانسوی به نام دوبیسون برنده شد که این طرح هیچگاه به طور کامل اجرا نشد. در این طرح برای محوطه اطراف برج ایده های از باغ ماهان کرمان و میدان امام اصفهان وجود داشت.

-کلنگ احداث برج میلاد در روز اول آبان 1376 با حضور خانواده 14 شهید انجام شد. در آن زمان خانواده شهدا با نوشتن متنی در برگه ای که هم اکنون در ورقی آلمینیومی در فونداسیون برج دفن است کار کلنگ زنی را انجام دادند.آن زمان آقای کرباسچی شهردار بود اما درگیر ماجراهای دادگاهش هم بود.

-. در بالای برج و زیر گنبد آسمان رستوران VIP پیش بینی شده بود که شامل 4 حجره است که قرار بود هر حجره به سبک معماری یکی از دوره های تاریخی ساخته شود مانند دوران صفویه ، قاجار، ساسانیان و ....اما مشخص نیست این ایده پیاده شده یانه.

-سالن همایش ها هم باید به مانند سالن های اجلاس طراحی می شد اما الان به مانند سالن سینما است و اون کارایی اولیه که برایش تعریف شده بود را از دست داده است.

پی نوشت:واحدهای اداری برج میلاد فقط متری 4 میلیارد تومان

۱۳۸۷ شهریور ۵, سه‌شنبه

زنان شهردار در دنیا


یک گزارش درباره شهرداران زن در دنیا نوشتم که به چند نکته در داخل ایران هم اشاره داشتم:

1- شهردار زن در طول تاریخ تاسیس شهرداری ها در ایران بسیار اندک بودند.خانم نوری شهردار منطقه 7 با آمدن احمدی نژاد به شهرداری برکنار می شود. شهردار منطقه 6 مشهد بعد از سه ماه کار کردن به دلایل نامعلوم برکنار می شود. شهردار ساوه را هم دو سال پیش با تهمت هایی استیضاح می کنند اما در نهایت او با شکایتی که می کند در دادگاه تبرئه می شود....


2- جناب آقای قالیباف قول داده بودند چند شهردار نواحی از بین خانم ها باشند که گویا خانمی به عنوان نخستین شهردار یکی از نواحی منطقه 22 به تازگی منصوب شده است!!!!!


3- در شهرداری یکی از مدیران کل تازه منصوب شده در اقدامی جالب عذر دو خانمی که برای سالها در دفتر این اداره کل حتی در زمان احمدی نژاد فعالیت می کردند را فقط و فقط به دلیل زن بودن خواست........


این گزارش من که در روزنامه اعتماد ملی دیروز منتشر شد درباره فعالیت شهرداران زن در دنیا است و نگاهی که به فعالیت آنها وجود دارد:




۱۳۸۷ مرداد ۲۵, جمعه

دلالی رسانه ای در سازمان میادین میوه و تره بار

یکی از گلایه های همیشگی شهروندان ،نارضایتی از خدمات میادین میوه و تره بار است. حال در یک برهه زمانی این نارضایتی بیشتر و در یک برهه زمانی کمتر می شود.
اما در مقابل این نارضایتی ها ،در سازمان میادین میوه و تره بار در یکی - دو سال اخیر اتفاق جالبی افتاده است. دلالی در این سازمان بیداد می کند.
البته همه می دانند ،دلال ها میدان مرکزی بازار را در اختیار دارند اما دلالی ای که مورد نظر من هست دلالی در رسانه ها است.

سیاست روابط عمومی سازمان میادین میوه و تره بار اینگونه ترسیم شده است:

بستن قرارداد با رسانه ها برای نوشتن ، چاپ یا نشان دادن گزارش های رپورتاژی

همین و همین

ابن رپورتاژها به طرز فجیعی بد تنظیم شده است . شهروندی که در این شهر زندگی می کند و از میادین میوه و تره بار خرید می کند فقط باید به دروغ های این گزارش ها بخندد.

درهای سازمان میادین میوه و تره بار بر روی بیشتر خبرنگاران حوزه شهری بسته است. روابط عمومی این سازمان ترجیح می دهد با خبرنگاران گروه اقتصادی رسانه ها کار کند.
اگر هم باب میل آنها رفتار نشود ، برخورد نوع دیگری می شود بس شگفت انگیز....

رپورتاژ بخشی از کار رسانه ای است اما حرف من این است که تنها با رپورتاژ نمی توان کار رسانه ای انجام داد...هم اکنون کانکس های موقت میوه و تره باردر سطح شهر در حال جمع آوری هستند اما روابط عمومی این سازمان حتی در قالب رپورتاژ اطلاع رسانی نمی کند.

روابط عمومی این سازمان حاضر است میلیون ها تومان برای رپورتاژ هزینه کند و تنها به ظاهر ظاهر را حفظ کند اما حاضر نیست قبول کند که این رپورتاژها واقعیت نیستند و مردم را بدبین تر از پیش می کند.

جالب اینجاست که این روابط عمومی با بیشتر رسانه ها قرارداد دارد، حتی روزنامه های اعتماد ملی یا سرمایه که بیشتر گزارش های مربوط به شهرداری را با جهت گیری انتقادی می نویسند اما با قراردادی که این سازمان با گروه اقتصادی این رسانه ها می بندد رپورتاژ هم کار می کنند!!!

بخشی از جملات مسخره این رپورتاژ که در روزنامه مردمسالاری و اعتماد ملی کار شده را بخوانید:

اگر به دنبال تهيه ارزاق عمومي براي خانواده با شاخص هاي اوليه خيلي خوب براي خريد کردن از جمله: دسترسي آسان، سلامت بيشتر، مشتري مداري، کيفيت بهتر، قيمت کمتر، عرضه مناسب هستي؟ من آدرسشو بهت مي گم اما قول بده که هول نشي! بازار ميوه و تره بار شهرک نفت يکي ديگر از بازارهاي سازمان ميادين ميوه و تره بار و فرآورده هاي کشاورزي شهرداري تهران است که در راستاي خدمت رساني به مردم شريف تهران يک ماه است که آماده بهره برداري گرديده است.

سوال من این است که چه کسی باید روی روابط عمومی این سازمان نظارت کند؟

پی نوشت:
خدمتي ديگر از سازمان ميادين و ميوه و تره‌بار شهرداري تهران (رپورتاژ اعتماد ملی)

توسعه بازارهاي سازمان ميادين ميوه و تره بار شهرداري تلاشي براي خدمت رساني صادقانه به مردم (رپورتاژ مردمسالاری)

کلی روزنامه دیگر هم بود اما همین دوتا برای رساندن مطلب من کفایت می کند.....

۱۳۸۷ مرداد ۲۲, سه‌شنبه

زنی که رئیس خدمات بهشت زهرا بود

داشتم یک گزارش جالب درباره تاریخچه بهشت زهرای تهران را در روزنامه اطلاعات می خواندم. متاسفانه لینک گزارش را در روزنامه اطلاعات پیدا نکردم!!

یک جایی از گزارش نوشته شده:
گردآفرید مفیدی(خواهر بهمن مفید -بازیگر) نخستین رئیس خدمات سازمان بهشت زهرا بود که به طور مستقیم بر کفن و دفن اموات نظارت داشت.
نوشته :این فرد لیسانس تزئینات از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران را داشت که قبل از انقلاب این مسئولیت بر عهده او گذاشته شد...پیش از اینکه رئیس شود هم کارمند گورستان های تهران بود....

۱۳۸۷ تیر ۱۲, چهارشنبه

جنگ خیابان ها-خیابان ایتالیا هم تغییر می کند!!

آخرهای جلسه دیروز شورا بود و یکی یکی اسامی خیابان های شهر در حال تغییر(دستور جلسه نامگذاری معابر در شورا بررسی می شد) .خبرنگارها در جایگاهشون آماده رفتن شده بودند. چمران در این حین با خطاب دادن رسانه ها از آن ها خواست تا به مطلبی که می گوید توجه کنند.
او به صحبت هایی مبنی بر تغییر نام یکی از خیابان های شهر رم که در نزدیکی سفارت ایران قرار دارد اشاره کرد که گویا در تصمیم شهردار جدید رم قرار است در روز 18 تیر به نام «18 تیر» تغییر کند.(خياباني به نام 18 تير در ايتاليا نامگذاري مي‌شود)

چمران می گفت:«اگر این نامگذاری انجام شود ، شهرداری و شورا هم نام خیابان ایتالیا را تغییر می دهد.»
این صحبت های چمران زمانی جالب تر می شود که به یاد بیاوریم چندسال پیش هم در شورای دور دوم وقتی اختلاف های ایران با کشور آرژانتین بالا گرفت ، چمران هشدار داده بود که میدان آرژانتین به نام شهید حکیم تغییر پیدا می کند که البته این اتفاق هیچگاه نیافتاد.
تغییر نام خیابان خالد اسلامبولی هم حسابی جنجالی شد و با وجود تصویب شورای شهر دور دوم مبنی بر تغییر نام این خیابان به نام «انتفاضه» ولی هنوز نام «خالد اسلامبولی» بر روی این خیابان حک شده است.
اما جنگ خیابان ها واقعا تا چه حد می تواند تاثیر گذار باشد؟ باید دید آِیا تا چند روز دیگر که سالگرد واقعه 18 تیر است چنین خیابانی در شهر رم نامگذاری می شود یا نه؟

اگر نامگذاری صورت گرفت ، قطعا جلسه سه شنیه آینده شورا دیدنی خواهد بود...

گویا پیشنهاداتی هم صورت گرفته تا خیابان «ایتالیا» به نام «ادواردو آنیلی» ایتالیایی تغییر پیدا کند.

مطالب مرتبط:

هشدار رئيس شوراي شهر تهران به شهردار رم (دیروز در شورای شهر با خبرنگارهای دیگر به شوخی پیشنهاد می دادیم که این خیابان را به چه اسمی تغییر دهند که برخی پیشنهادات در این مطلب آمده)

خيابان ايتاليا هم شهيد "آنيلي" مي شود(این هم گزارش روزآنلاین در این رابطه هست)

۱۳۸۷ تیر ۷, جمعه

روزشمار بوستان بانوان آزادگان صفر نمی شود

10 تاریخ متفاوت بین سال های 1384 تا 1387 برای افتتاح بوستان مخصوص بانوان در بزرگراه آزادگان اعلام شده اما هنوز روزشمار بهره برداری از این پارک صفر نشده است.

یادم هست که سال 1383 لایحه احداث 5 بوستان مخصوص زنان در شورای شهردور دوم تصویب شد.البته من در کتاب شورای دور نخست هم با چنین مصوبه روبرو شدم که گویا مصوبه شورای دوم درباره مکانیابی این بوستان ها بود.
اما قرار بود نخستین بوستان مخصوص خانم ها بوستان آزادگان در بزرگراه آزادگان باشد.آن زمان ها هنوز احمدی نژاد شهردار بود و محمدی زاده استاندار فعلی خراسان رضوی معاون خدمات شهری!

در این سالها آنقدر تاریخ برای افتتاح این بوستان عنوان شده که مرور آن خالی از لطف نیست!!

*در تاریخ 20 مرداد 1383 شورای شهر یک فوریت طرح« احداث و ايجاد پاركهاي مادر توسط شهرداري تهران » را تصویب کرد.(5 پارك تهران به امكانات تفريحي براي بانوان تجهيز مي‌شوند)

*در تاریخ 20 بهمن 1383 و زمانی که احمدی نژاد شهردار بود ؛معاونش اعلام کرد که بوستان بانوان آزادگان خرداد 1384 به بهره برداری می رسد.(خرداد ماه سال آينده ؛فاز يك اولين بوستان مادر تهران به بهره‌برداري مي‌رسد )

*اما در شهریور 1384 قالیباف شهردار تهران شد و نخستین اتفاق در این زمینه تصویب لایحه ای دیگر در این رابطه در شورای شهر بود درباره جانمایی بوستان های دیگر مخصوص بانوان بود.(احداث پارك‌ مادر در بوستان‌هاي قائم ، چيتگر و گفتگو )

*در تاریخ 8 مرداد 1384 هم اعلام شد تا پایان سال 1384 بوستان بانوان آزادگان به بهره برداری می رسد.(بانوان تهراني تا پايان امسال صاحب پارك اختصاصي مي شوند)

* 18 دی 1384 بار دیگر تاریخ افتتاح تغییر یافت و اینبار اعلام شد که اوایل سال 1385 مراسم بهره برداری برگزار می شود.(بانوان تهراني صاحب 4 بوستان اختصاصي مي‌شوند )

*ماجرا زمانی جالب تر شد که در تاریخ 21 تیر 1385 مدیرعامل سازمان پارک ها پایان سال 1385 را زمان افتتاح بوستان بانوان آزادگان اعلام کرد(بانوان تهراني تا پايان سال صاحب پارك اختصاصي مي‌شوند ) اما در تاریخ 20 آبان 1385 اینبار توسط مشاور شهردار زمان بهره برداری از این بوستان آذر 1385 علام شد.(اولين بوستان مخصوص بانوان تهراني آذرماه افتتاح مي‌شود )

*سال 1386 هم شروع شد و اینبار در 22 اردیبهشت 1386 تاریخ افتتاح مرداد 1386 اعلام شد.(نخستين بوستان مخصوص بانوان تهراني مرداد افتتاح مي‌شود .)

*اما 15 مهر 1386 تاریخ دیگر باز پایان سال 1386 اعلام شد.(نخستين بوستان‌هاي بانوان در تهران تا پايان سال افتتاح مي‌شود )

*این تاریخ هم آمد و رفت اما از بوستان بانوان آزادگان خبری نبود تا اینکه در تاریخ 22 بهمن 1386 باز تاکید شد که در اسفند 1386 بوستان بانوان افتتاح می شود.(نخستين بوستان مخصوص بانوان در تهران اسفند افتتاح مي‌شود )

*اما 11 اردیبهشت 1387 شد و بار دیگر مشاور شهردار و خیلی های دیگر با جدیت تمام گفتند همزمان با میلاد حضرت فاطمه یعنی 4 تیر 1387 بوستان بانوان آزادگان به بهره برداری می رسد.(نخستين بوستان بانوان در پايتخت افتتاح مي‌شود )

البته همزمان با این وعده جدید ،بوستان بزرگ و زیبای« نشاط» تغییر نام داد و اینبار با نام «بهشت مادران» با حضورشهردار تهران به بهره برداری رسید و به عنوان نخستین بوستان مخصوص بانوان که تا آن زمان این کاربری را نداشت به همگان معرفی شد اما خیلی ها منتظر ساخته شدن بوستان آزادگان برای خانم ها بودند.

*به هر حال تاریخ 4 تیر هم گذشت و حالا جدید ترین تاریخ 8 مرداد 1387 اعلام می شود ...........
خیلی جالب است که برای ساخت چنین بوستانی بیش از ده تاریخ برای بهره برداری اعلام شده است . با توجه به اینکه تمام جست و جو هایم در این موضوع ، مربوط به اخبار خبرگزاری فارس است( چون جست و جوی این خبرگزاری نسبت به سایر خبرگزاری ها قوی تر ، دقیق تر و بهتر است) بنابراین شاید اگر در سایر خبرگزاری ها امکان چنین جستجو فراهم می شد تاریخ های متفاوت دیگری هم احیانا پیدا می شد!!!

گفته می شود در این پروژه با چهار پیمانکار قرارداد بسته شده که سه تای قبلی کلاه برداری هایی صورت داده اند.
سر این پروژه خیلی حرف های دیگر هم زده می شود مانند مکانیابی بسیار جالبش !!! و ....

یک نکته: علی محمد مختاری مدیرعامل سازمان پارک ها و فضای سبز شهرداری تهران یکی از با سابقه ترین های شهرداری است .او پیش از انقلاب کارمند این سازمان بود تا اینکه به مدیرعاملی رسید وبا شهرداران بسیاری کار کرد. روایت است ، این فرد خیلی به شغلش وابسته شده و اگر روزی او را برکنار کند قطعا برایش اتفاق های ناگواری می افتد!!اما اخیرا مشاهده شده در چند نوبت قالیباف انتقادهای تندی را نسبت به او داشته است .آخرین آن در مراسمی بود که قالیباف نسبت به تاخیر در پرداخت حقوق کارگران فضای سبز شهرداری تهران بسیارمعترض شد. حال هم این تاخیر در افتتاح بوستان آزادگان انتقادهای تندی را متوجه مختاری کرده است.

۱۳۸۷ اردیبهشت ۱۸, چهارشنبه

پشت پرده ماجرای کمک شهرداری به لبنان و حاشیه ها

whدیروز شورای شهر بودم و هنوز تلفن های روابط عمومی شورا زنگ می خورد و مردم با عصبانیت و حتی با گریه نسبت به کمک 3 میلیارد تومانی شهرداری تهران به لبنانی ها اعتراض می کردند. خبری که قرار نبود خبری بشه!!

روز یکشنبه مثل همه یکشنبه ها سخنگوی شورا به روابط عمومی در طبقه دوم ساختمان شورا آمد و یک یک دستور جلساتی که در جلسه پشت درها بسته مطرح شده بود را به خبرنگاران اعلام کرد.بعد از اتمام سخنانش ، یک خبرنگار حاشیه نویس در همکاری با یک خبرنگار دیگر که خیلی خیلی اتفاقی از موضوعی خبردار شده بود از دانشجو پرسید که دیگر اتفاقی در جلسه امروز نیافتاد؟
دانشجو هم گفت: نه.

خبرنگار حاشیه نویس پرسیده پس این ماجرای کمک شهرداری به لبنان چی بوده؟ که سخنگو مجبور شده دستور جلسه ای که قرار بود رسانه ای نشود را اعلام کند.

بعد از لو رفتن ماجرا هم خبرنگاران این سوالات را پرسیدند که مثلا آيا صرف بودجه‌اي كه پول آن توسط شهروندان تهراني تأمين مي‌شود، در كشورهايي همچون لبنان يا عراق به لحاظ شرعي مشكل ندارد؟ یا اینکه چرا شهرداري به جاي كمك به لبنان اين اعتبار را صرف پرداخت وام به جوانان نمي‌كند؟یا اینکه مگه تهران شیعه نداره؟ و این اعتراض را هم مطرح کردند که چرا در رابطه با تصويب اين لايحه 2 فوريتي قبل از طرح سوال از سوي خبرنگاران،‌ اطلاع رساني نكرديد؟ که او مباحث را با كلماتي ديگر تكرار كرد و پاسخي در رابطه علت عدم اطلاع رساني به خبرنگاران را قبل از طرح سوال توسط آنان ارائه نكرد.

1-این خبر بازخوردهای فراوانی داشت.کسب اطلاع شده که در زمان بررسی این لایحه دو فوریتی در پشت درهای بسته شش نفر با آن مخالف بود و با توجه به غیبت دو نفر از اعضا هفت نفر با آن موافقت کردند و مصوب شد. افراد مخالف این لایحه خادم، شکیب ، ابتکار، نجفی ، مسجدجامعی و هادی ساعی بودند و موافقان شامل چمران، دانشجو، دبیر، طلایی ، شیبانی ، بیادی و احمدی نژاد بودند.آباد و کاشانی هم غایب بودند.

2-بعد از انتشار این خبر تلفن های شورا مرتب زنگ می خورد و مردم مشکل دار و غیر مشکل دار با فریاد و گریه همه این حرف را گفته اند که :چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است! خیلی ها هم به تمام اعضا فحش و بدوبیراه گفته اند.

3-طبق قانون ،عوارضی كه توسط شوراهای اسلامی شهر، بخش و یا شهرك وضع می‌شود و حسب مورد برای تامین هزینه‌های «همان» شهر، روستا و یا شهرك در قالب بودجه شهرداری، شوراهای شهر، شهرك و بخش مربوط مصرف خواهد شد. حال كه در قانون به صراحت عنوان شده كه عوارض دریافتی باید در «همان» حوزه دریافت عوارض مصرف شود، مشخص نیست شورای شهر تهران با چه عنوان با لایحه‌ دوفوریتی برای كمك به مردم لبنان موافقت كرده است.

4- چند وقت پیش چمران و پورزرندی معاون اداری - مالی شهردار به لبنان رفتند.

5-دیروز هم یک نفر با خبرگزاری فارس مصاحبه کرده و گفته که كمك 30 ميليارد ريالي به لبنان پيشنهاد شورا بود نه شهرداري!!
یعنی توپ و تانک ماجرا را انداخته در زمین شورای شهر درحالیکه لایحه دو فوریتی بود نه طرح دوفوریتی !! همچنین افرادی مثل طلایی و دبیر که وابستگی آنها به قالیباف واضح است به آن رای می دهند!!در جلسه قطعا به دلیل لایحه دوفوریتی باید شهردار هم حضور می داشته ولی منابع آگاه نگفتند که شهردار مخالفتی کرده باشه!!

6-ضمن اینکه این موضوع مصوبه شورای امنیت ملی را دارد (به گفته بیادی). پس پشت ماجرا چه خبره که باید مصوبه شورا را داشته باشد یعنی بدون مصوبه نمی شد آن را اجرا کرد که هیچ فردی چیزی نفهمد.

7-خبرنگاران معمولا برای این خبر تیتر زده بودند :کمک شهرداری به لبنان اما خبرنگار فارس تیتر زده بود: "شهرداري 3 ميليارد تومان به شيعيان لبناني كمك مي‌كند " که به نظر من این تیتر خیلی خاص و حساسیت برانگیز در ابعاد بزرگتر و جهانی است.

8-حال باید دید که فرمانداری که مرتب به مصوبات شورا اعتراض می کند به این موضوع اعتراض می کند یا نه!!

پی نوشت:
اشک ها و لبخندها و البته اخم های کمک 3 میلیاردی به لبنان

پی نوشت 2-
گزارش کارگزاران هم جالبه

پی نوشت 3-
خانم ابتکار هم درباره دلیل مخالفتش نوشته

پی نوشت4-
برای من جای سوال دارد که آقای نجفی مثل دانشجو این خبر را در وبلاگش سانسور کرده

۱۳۸۷ فروردین ۹, جمعه

پل بی آر تی یک شبه غیب شد

پایه های پل بی آر تی یک شبه از خیابان آزادی غیب شد.
دو ماه یا بیشتر بود که در خیابان آزادی - تقاطع بهبودی بخشی از خط تندرو اتوبوسرانی یا همان بی آر تی را بسته بودند و کارگران شهرداری مشغول عملیات عمرانی بودند.شاید در مرحله اولیه عملیات عمرانی همه از یکدیگر می پرسیدند که شهرداری مشغول چه کاری است اما مدتی نگذشت که پایه های پلی در آنجا نصب شد و همگان بر این باور رسیدند که به خاطر چراغ قرمز تقاطع مذکور،شهرداری در حال اجرای یک تقاطع غیر همسطح است تا اتوبوس های تندرو بدون ماندن پشت چراغ قرمز مسیر خود را بدون معطلی بپیمایند.

عملیات عمرانی به کندی پیش می رفت تا اینکه در تعطیلات نوروزی ، وقتی شهروندان چند روز پیش از خواب بیدار شدند و گذرشون به خیابان آزادی رسید دیدند از پایه های پل خبری نیست و کل آن محدوده آسفالت شده است و خط بی آرتی به طور مستقیم امتداد پیدا کرده است.

حال ماجرای هزینه های فراوان اولیه و جمع آوری پایه های پل چیه را باید بعد از خواب رسانه ها در تعطیلات نوروزی پیگیری کرد.......

۱۳۸۶ دی ۱۴, جمعه

بدحجاب ها ،بیرون!!!

امروز با یک خبر حاشیه ای در روزنامه اعتماد ملی روبرو شدم که برایم جالب بود.
روتیتر و تیتر خبر این هست:
رئيس سازمان فرهنگي - هنري شهرداري به بدحجابان اعتراض كرد:

که در متن خبر به طور خلاصه اینطور آمده که احمد نوریان معاون فرهنگی – اجتماعی شهردار تهران که در اخیرا رئیس سازمان فرهنگی – هنری شهرداری هم شده در افتتاحیه نمایشگاه جایزه ادیان توحیدی و در زمانیکه پشت تریبون قرار گرفته، یکی یکی بد حجاب ها را با دست نشان داده و از آنها خواسته یا حجابشان را درست و یا سالن را ترک کنند!! که افراد مورد اشاره با ناراحتی سالن را ترک کردند.

«احمد نوریان» از یاران نزدیک شهردار تهران است و در زمانی که قالیباف در نیروی انتظامی بود در تیم او جای داشت. در نهایت با او به شهرداری آمد و معاون اجتماعی – فرهنگی شهردار شد. از اوایل امسال هم با شروع به کار فعالیت شورای جدید و با توجه به اختلاف هایی که در سازمان فرهنگی – هنری به وجود آمد ، نوریان به سازمان منتقل شد و مسئولیت این سازمان پر حاشیه را قبول کرد.

من معاون شهردار را آدم بسیار معتقدی می دانم که در جاهایی این اعتقاد مفید و در جاهایی خیلی خشک و متعصبانه می شود.این اعتقاد در برخی از فعالیت ها که شاید خیلی ها دنبالش نروند (در حوزه اجتماعی و بخشی مربوط به آسیب های اجتماعی) به نظر من خیلی خوب است(نیاز به توضیح بسیار دارد که خارج از حوصله این مطلب است).
اما ترکش برخی از همین نگاه های خشک و متعصبانه نصیب من هم شده است که پیش از آن دامن یکی از دوستانم را گرفته بود و در شورا یک درگیری لفظی را بین این دوست با معاون شهردار ایجاد کرد.

من به همراه یک همکار آقا، نماینده رسانه امان در شهرداری هستیم و اخبار این حوزه را با یکدیگر پوشش می دهیم . یک سالی می شود که این همکار آقا با من فعالیت می کند و تا پیش از این یک خانم با من همراه بود. بعد از اضافه شدن این همکار آقا ، رفتار روابط عمومی معاونت اجتماعی در دعوت کردن از من در برنامه های مربوط به معاون شهردار تغییر کرد. پرس و جو کردم تا به این نکته رسیدم که آقای معاون راحت تر هستند که با خبرنگار آقا به گفت و گو بنشینند بنابراین من باید حذف می شدم و حذف شدم!!
ابتدا خیلی از این رفتار ناراحت بودم و این برخورد ها را توهین آمیز می دانستم چون دید مثبتی به معاون شهردار داشتم اما بعد ها بی تفاوت شدم و قید برنامه های معاونت را زدم و.....

چند وقت پیش وقتی این ماجرا را برای یکی از مسئولان روابط عمومی شهرداری تعریف کردم، من را شماتت کرد که چرا کنار کشیدم و.....
وقتی هم نوریان به سازمان فرهنگی – هنری رفت با توجه به این برخوردها، این واکنش ها که در برنامه سازمان پیش آمد قابل پیش
بینی بود.

من نمی گویم آقای معاون اعتقاداتش را کنار بگذارد اما فکر نکنم این نحوه برخورد هم کار به جایی ببرد.................

۱۳۸۶ دی ۱۱, سه‌شنبه

رسالت خبری در رسالتی دیگر.............

یکی از سیاست های خبری شبکه خبری تازه تاسیس برنا ، نوشتن گزارش های روزانه منفی علیه شهرداری است.به نظر من اغلب گزارش ها بسیار سطحی و غیر حرفه ای است.
داشتم گزارشی درباره تونل توحید در این سایت می خواندم که با عنوان تبلیغات تلویزیونی این پروژه نوشته شده بود(رسالتی دیگر در راه است....).
در گزارش نویسی، ورودی گزارش یکی از مهمترین بخش های گزارش است که باید جذابیت ، خلاقیت ، اختصار و .... در آن رعایت شود . حال شما ورودی این گزارش را به دقت بخوانید وقضاوت کنید:

«زماني که تهران در سال هاي مياني دهه 70 رکودي را که ساليان دراز به دوش کشيده بود، پشت سر گذاشت و مديريت شهري به دنبال راهکارهايي براي بهبود وضعيت بد اقتصادي، افزايش منابع محدود درآمدي، ارتقاء نماي بصري نامطلوب حاکم بر شهر و از همه مهمتر حل مشکلات نظام رفت و آمد ترافيکي مي گشت، هيچ کس فکر نمي کرد يکي از مهمترين پروژه هاي شهري آن سال ها تا اوايل تابستان 85 به درازا بيانجامد و کاري که در کمتر از سه سال بايد به پايان مي رسيد 9 سال تهراني‌ها را چشم انتظار نگه دارد. »

بعد یک پیشینه خبری بسیار ضعیف نوشته شده است که این تونل که قرار بود سه ساله به بهره برداری برسد ،نه ساله به بهره برداری رسید . در ادامه از تبلیغ تلویزیونی این نتیجه گرفته شده که چون قرار است رسالتی دیگر در راه باشد پس این تونل که از تونل رسالت طولانی تر است(2 برابر بیشتر) پس با این حساب 18 ساله ساخته می شود.
بعد دوتا مصاحبه با دو نفر از اعضای شورای شهر نوشته شده که هر دو تائید می کنند پروژه طبق زمانبندی پیش می رود ..در این مصاحبه ها حتی گزارشگر اصراری به مواضع قبلی خود ندارد که در سوال با این دو بپرسد.دوتا مصاحبه بدون هیچ ردی از حضور خبرنگار به یکدیگر چسبیده است.

اما یکی از نکات جالب این گزارش که به نظرم قشنگ بود، بی اطلاعی اعضای کمیسیون عمران از ساخت تونل توحید بود.
یک نکته دیگر اینکه خبرنگار در گزارشش نوشته هرچه تلاش کردیم موفق نشديم با دکتر نصر، مديرعامل سازمان مهندسي و عمران شهرداري تهران گفتگو کنيم!!!!!!!!!!!

چه لزومی به نوشتن ناتوانی خبرنگار در گفت و گو کردن وجود دارد!! من هم خبرنگار این حوزه هستم و می گویم مهندس نصر یکی از افرادی است که به راحتی می توان با او گفت و گو کرد البته اگر کمی تلاش و صبرمان را بیشتر کنیم. مطمئن هستم دیگر خبرنگاران این حوزه این موضوع را تائید می کنند.
آخر گزارش هم با جمله ........تمام شده :
رسالتي ديگر در راه است،
دعا کنيد که ميلادي ديگر در راه نباشد!


واقعا اگر می خواهید انتقاد کنید درست انتقاد کنید. کاری نکنید که باعث خنده شوید.در شهرداری موضوع برای انتقادی کار کردن زیاد است. در این گزارش حتی خبرنگار به خودش زحمت نداده از جای گرم و نرم خود سری به تونل توحید بزند. یا با مردم صحبت کند یا روند کار را طبق شواهد خودش توصیف کند!!

۱۳۸۶ مهر ۱۷, سه‌شنبه

دستگاه صهیونیست سنج، ماجراهای خانواده بنتون

این روزها حسابی ماجراهای خانواده بنتون سر زبان ها قرار گرفته و افرادی هم که با این فرد و فروشگاه های زنجیره ای عرضه لباسش آشنایی نداشتند به لطف و مرحمت این جنجال ها آشنا شدند اما ماجرا از چه قرار است؟
گویا چند هفته پیش 5 تا از نمایندگان مجلس در تذکری به وزیر کشور خواستار پلمپ فروشگاه های بنتون در ایران شدند و نسبت به حضور این فرد در ایران و مذاکرات او با شهرداری هشدار دادند و با دستگاه های صهیونیست سنج خود، برای نخستین بار او را یک میلیاردر صهیونیست خواندند.
بلافاصله بعد از این تذکر ،دستگاه های صهیونیست سنج برخی از سایت های گمنام هم به کار افتاد و ماجرا تخریب شهرداری با شدت بالایی شروع شد تا جایی که این جنجال ها به روزنامه ایران رسید و یکی از دوستان خوبم در گزارشی بدون نام در این مورد نوشت و آتش را روشن کرد.
گویا با وجود تکذیب های شهرداری ، ملاقاتی بین مسئولین این نهاد با شخص بنتون برگزار شده که در آن جلسه که قرار بود محرمانه بماند شهردار هم حضور داشت اما به نظر من حاشیه های این ماجرا جالب تر است:
1- سایت فردا در دفاع از شهرداری به این موضوع پرداخته بود. وقتی داشتم نظرات مطلب را می خواندم ، نظر جالبی دیدم.فردی گفته بود اسم پسران قالیباف هم ریشه یهودی دارد و.... . اسم دو پسر قالیباف گویا الیاس و اسحاق است!!!!

2- یکی از روزنامه ها سفارش داده بود برایشان مطلبی را در این باره ترجمه کنم که گویا بنا بر سیاست هایی هنوز کار نشده است .

3- در جستجویی که به انگلیسی انجام دادم عمده خبرها سایت و روزنامه های جهان درباره حرکت نمایندگان مجلس ایران در صهیونیست خواند این فرد و درخواست برای پلمپ فروشگاه هایش بود. یعنی این مطلب بازخورد بسیار منفی در رسانه های جهان داشت.

4- در جستجویی که انجام دادم به این نکته رسیدم که این فرد در اسرائیل (شهر حیفا) تنها یک فروشگاه زنجیره ای!!! دارد و در بیت المقدس و در قسمت عرب نشین(خیابانی به نام احمد شقاقی) هم یک فروشگاه دیگر وجود دارد.(مشاور شهردار در مصاحبه با فارس فقط به یک فروشگاه در قسمت عرب نشین اشاره کرده بود که این موضوع را هم یکی از دوستانم به اطلاعش رسانده بود که البته این اطلاعات به طور کامل منتقل نشد.) در حالیکه فروشگاه های بنتون به طور رسمی در ایران هفت شعبه دارند.

5- در کشورهای عرب مسلمان فروشگاه های زنجیره بنتون خیلی به چشم می خوردند. کشورهایی مثل عربستان، مصر ، سوریه و امارات از جمله آنها هستند.

6- بنتون خانواده بسیار جالبی دارد . آنها سه برادر و یک خواهر هستند که کار خود را با هم شروع کردند. هر چهار نفر در شهر ترویسوی ایتالیا با خانواده هایشان ساکن هستند.این خواهر و برادرها خانواده های پر جمعیتی دارند به طوریکه به جز یکی از آنها سه تای دیگر هر کدام چهار فرزند دارند و جالب تر اینجاست که فرزندان آنها هم وارد این بازار بنتون ها شده اند.یعنی فروشگاه های بنتون خانوادگی داره می شود.

7- بنتون ها خانواده فقیری بودند که یک اتفاق و شاید یک تیزهوشی آنها را تبدیل به یکی از میلیاردرهای دنیا کرد.

8- شرکت بنتون به واسطه آگهی های تبلیغاتی جنجالی اش که ارتباطی هم با بحث پوشاک ندارد ، گاهی جنجال های اساسی به پا کرد.

9- اما در این جستجو ها به هیچ عقیده سیاسی که توسط این خانواده احیانا بیان شده باشد نرسیدم. اما در ایران به راحتی برای اینکه فردی را خراب کنند این انگ را بدون هیچ دلیلی به آدم های سرمایه دار خارجی وارد می کنند.البته تو دنیای تجارت قطعا این میلیاردر با افرادی که یهودی هستند ،سرمایه دار هستند و احیانا حامی اسرائیل هم هستند مذاکراتی داشته اما اینها دلیل نمی شود که این فرد نتواند در ایران سرمایه گذاری کند.
مرتبط:
همه چیز درباره بنتون ( سایت وابسته به دولت مرد میار آن را از ویکی پدیا ترجمه کرده است)
ماجراي «بنتون» از هياهو تا واقعيت (گزارش خبرگزاری فارس که البته خیلی هاش تکراری هست و من وقتی خواندم خیلی احساس کردم همانطور که برخی سایت ها در این باره مغرضانه نوشتند این مطلب پاچه خوارانه هست)

۱۳۸۶ شهریور ۱۳, سه‌شنبه

جنجال های رسانه ای حسین طلا

حسین طلا فرماندار تهران که چند ماهی است به این سمت منصوب شده حسابی اهل جنجال های رسانه ای است.
در چند ماه اخیر رسانه ها به طور اختصاصی با او مصاحبه ای انجام نداده اند اما وی در سیاست جالب رسانه ای با روابط عمومی فعالی که دارد ،هفته ای یکی – دوباربیانیه صادر می کند.

او اظهار نظر های مسئولین شهرداری و شورا را به صورت روزانه رصد می کند و بلافاصله از کانال روابط عمومی فرمانداری جواب های تند، غیر منطقی و گاهی بی ادبانه ای می دهد(در صورتیکه اگر این صحبت ها در قالب گفت و گو با رسانه ها مطرح می شد قطعا از حالت یکجانبه در می آمد).

او بعد از جنجال هایی که بر سر قیمت بلیت مترو آفرید و برای شرکت مترو خط و نشان کشید که در صورتیکه قیمت ها را بالا برد فلان کار یا بهمان کار را می کند ، چند وقتی است که به قیمت آرم طرح ترافیک برای مسئولین عزیز دولتی گیر داده است.
بعد از اینکه قیمت 750 هزار تومان برای آرم های دولتی پیش بینی شد اعتراض ها به هوا رفت.
البته بهتر است از حاشیه های این قیمت گذاری بگذریم و تنها به این حاشیه اشاره کنیم که طبق روال هر سال شهرداری اعلام کرد آرم های قدیم تا 30 شهریور اعتبار دارند و آرم های جدید از 15 شهریور توزیع می شود اما حسین طلا در ادعایی جالب گفت:« آرم‌هاي طرح ترافيك سال 85 تا اطلاع ثانوي از اعتبار لازم بر‌خوردارند
راستی چند وقت پیش هم فرماندار در اظهار نظری بسیار جالب گفته بود درآمد های شهرداری زیاد است و باید به دولت کمک کند!!!!
واقعا در کجای دنیا از پول مردم به دولت کمک می کنند؟؟

۱۳۸۶ مرداد ۲۱, یکشنبه

توانایی های بالا

چند روز پیش الهام سخنگوی دولت گفته بود که عده ای نمی توانند ببینند که یک نفر زیاد کار می کند و با این حرف خواسته بود تا سرپوشی به مشاغل پرتعدد خود بگذارد.
این نوع ماجراها در همه جا وجود دارد و آدم های پرتوان در همه جا حضور دارند . مثلا در همین شهرداری خودمون الان آقای دنیامالی که احترام خاصی برای ایشان قائل هستم و از بیماری دخترشون هم بسیار متاثر شدم یک نمونه عینی است.
دنیامالی رئیس فدراسیون قایقرانی ، معاون فنی و عمرانی و سرپرست معاونت شهرسازی شهرداری تهران است. وقتی سه ماه پیش خبرنگاری از قالیباف درباره چند شغله بودن دنیامالی پرسید ، شهردار تهران ادعا کرد که بزودی معاون جدید فنی و عمرانی معرفی می شود و دنیامالی به طور رسمی معاون شهرسازی و معماری می شود اما هنوز این بزودی نرسیده است.
خبرنگاران هیچ موقع نمی توانند به دنیامالی با وجود اینکه در دو تا از معاونت های بسیار مهم شهرداری حضور دارد دسترسی داشته باشند و هیچ وقت در دسترس نیست!!

۱۳۸۶ مرداد ۲, سه‌شنبه

از فراکسیون شهری تا همسر قالیباف

امروز رئیس فراکسیون شهری مجلس که در آخرین روزهای عمر مجلس هفتم به یاد شهر و شهروندانش افتادند مشخص شد و خوش چهره به طور رسمی به این سمت رسید.
اگر بخواهیم بدبینانه ولی به سمت واقعیت ها به ماجرا نگاه کنیم این فراکسیون مورد حمایت شدید قالیباف هست و خیلی راحت به یک معادله می رسیم : حمایت قالیباف – مجلس هشتم= حمایت مجلس هشتم – انتخابات ریاست جمهوری!(این ظاهر چیزی است که من از فراکسیون شهری استنباط می کنم )
اما یک موضوع جالب که این چند روز با اون مواجه شدم:

دو هفته پیش بود که معصومه آباد عضو شورای شهر که قبل از عضویت در شورا با همسر قالیباف در شهرداری کار می کرد یک نشست خبری در شهرداری گذاشت و درباره یک همایش برای زنان سرپرست خانوار صحبت کرد . من در آن نشست خبری نبودم ولی وقتی خبر آن را دیدم کلی تعجب کردم که چرا یک عضو شورا که وظایف نظارتی بر شهرداری دارد خود را وارد کارهای اجرایی می کند و آن هم در شهرداری !!!

بماند که اون روز چقدر حرص خوردم که چرا هیچ فردی در اون نشست خبری به این موضوع اعتراض نکرده اما جست و جو کردم و پی بردم که خانم آباد مشاور مشاور قالیباف هست(همسر قالیباف مشاور امور بانوان اوست و آباد مشاور همسر قالیباف!!)
اما موضوع دیروز برایم جالب تر شد . وقتی یکی از بچه های خبرنگار گفت که چند وقت هست که به اداره کل بانوان شهرداری زنگ می زند و خبری از مشیر(همسر قالیباف) نیست و به او می گویند که مرخصی است و وقتی می پرسد که چه فردی کارهای این اداره کل را انجام می دهد به او جواب می دهند خانم آباد!!!

من هم با توجه به اینکه هفته زن را پشت سر گذاشتیم به این موضوع با شک نگاه کردم چراکه در هیچ کدام از برنامه های این روز خانم مشیر حضور نداشت اما جالب تر اینکه شنیده ام خانم دکتر مشیر برای انتخابات مجلس هشتم و آن هم از حوزه انتخاباتی مشهد در حال آماده شدن هست!!!

نمی دونم چقدر این موضوع صحت داشته باشد اما به هر حال این موضوع را از چند جا شنیده ام.

۱۳۸۶ تیر ۴, دوشنبه

بین15 تا 22 میلیارد چقدر فاصله هست؟

سوال خبرنگار رادیو از شهردار تهران: هزینه پیاده روسازی خیابان ولیعصر چقدر شد؟
شهردار تهران:15 میلیارد تومان

سوال خبرنگار رادیو از مدیرعامل سازمان زیباسازی: هزینه پیاده روسازی خیابان ولیعصر چقدر شد؟
مدیرعامل سازمان زیباسازی: 17 میلیارد تومان

سوال خبرنگار رادیو از معاون مالی سازمان زیباسازی: هزینه پیاده روسازی خیابان ولیعصر چقدر شد؟
معاون مالی سازمان زیباسازی: 22 میلیارد تومان

نتیجه اخلاقی پخش این گزارش از رادیو: اخراج مسئول روابط عمومی سازمان زیباسازی

حال پیدا کنید پرتقال فروش را!!!
پی نوشت:کل هزینه پروژه شامل مبلمان شهری به همراه پیاده راه سازی ولی عصراست .چون هزینه کل پروژه، فاقد است(مصوبه شورا را هنوز ندارد)باید رقم دقیق آن برای ارائه به شورا خیلی وقت پیش اعلام می شد(قبل از سال 86) تا هزینه در صورت تصویب شورا حالت قانونی پیدا کند پس نمی توانیم هزینه پیاده راه سازی را از مبلمان شهری جدا کنیم .

۱۳۸۶ خرداد ۲۱, دوشنبه

سه روزنامه اصلاح طلب و سه دیدگاه

دیروز جلسه شورای شهر بود و امروز داشتم بازتاب جلسه را در روزنامه ها بررسی می کردم. نحوه انعکاس خبر جلسه در سه روزنامه هم میهن، اعتماد و شرق برایم جالب بود. دو روزنامه (اعتماد و شرق) به حاشیه ها پرداختند و هم میهن با وجودی که به اصل جلسه پرداخته اما در متن خبر حاشیه های دیگری را گنجانده است.

روزنامه اعتماد امضا نشدن حکم شهردار را با این خبر جدید پیش برده است که تاخیر در امضای حکم به دلیل امتناع چهار نفر از اعضای شورای شهر برای امضای صورتجلسه انتخاب شهردار است. این خبر از منبع آگاهی در شورای شهر گرفته شده است اما باید در صحت آن تردید کرد چراکه اگر اینگونه می بود حتما مسئولان دولتی این موضوع را اعلام می کردند که مثلا مدارک صورتجلسه ناقص است در حالیکه مسئولان وزارت کشور در این مدت هیچگاه به این موضوع اشاره نکردند و همیشه بررسی صلاحیت و روند
اداری را مورد تاکید قرار دادند.


اما روزنامه هم میهن درباره جلسه نوشته و در لید تحلیلی مطلب به تغییر رویکرد خسرو دانشجو به عنوان سخنگو شورا اشاره کرده که دو هفته است بدون اینکه خبرنگاران از او سوالی بپرسند از وزارت کشور می خواهد حکم شهردار را امضا کند چون تبعات دارد. البته هیچگاه از این تبعات چیزی عنوان نشده چون ما که می بینیم شهردار دارد کار خودش را انجام می دهد. هم میهن به این نکته تاکید کرده که چرا دانشجو دو هفته است که سنگ شهرداری را به سینه می زند که در رای گیری اخیر به او رای نداد(شاید هم رای داد چون هنوز تکلیف آن رایی که برگشت به سمت قالیباف مشخص نیست و گزینه شیبانی رد شده است) اما به هر حال در دوره قبل هم دانشجو یکی از مخالفان سرسخت قالیباف بود . اما حاشیه هم میهن درباره چرت زدن طلایی در جلسه دیروز شورا بود که مثل هفته گذشته در زمان ارائه گزارش مسئولان شهرداری درباره بافت های فرسوده به خواب نیمه عمیقی رفته بود.


روزنامه شرق به شورایاری ها پرداخته و بدون اینکه از منبعش که احتمالا رئیس کمیسیون فرهنگی شورا بوده نامی ببره درباره احتمال جدا شدن ستاد شورایاری ها از کمیسیون فرهنگی و اجتماعی خبر داده است. خوب بهر حال شورایاری ها برای خیلی ها چرب است و دعوا بر سر در اختیار داشتن آن هم قابل پیش بینی!

۱۳۸۶ اردیبهشت ۴, سه‌شنبه

اتهام 330 میلیارد تومانی در مقابل تخلف 350 میلیاردی

خیلی مسخره هست.330 میلیارد در مقابل 350 میلیارد تومان!!
دیروز روزنامه ایران در حرکتی به نظر من هدفمند خبری را منتشر کرد و رقم تخلفی را در شهرداری نوشت که حداقل در رقم تخلف، مطمئن هستم که یک دروغ به معنای واقعی رخ داده است.
اما چرا این عقیده را دارم؟
1- نزدیک آغاز به کار شورای دور سوم هستیم و انتخاب شهردار الویت اول این شورا خواهد بود.دولت هم به خاطر در اقلیت بودن در شورای سوم باید دست به روش های خراب کردن آدم ها بزند

2- فردی از شورای شهر که این خبر را به روزنامه ایران داده البته نامش ذکر نشده و من هم نامش را نمی گویم ولی نحوه حرف زدن و انتشار خبر آن، تنها به یکی از اعضای شورا می خورد . ما خبرنگاران در دوسال اخیر به خاطر شناختی که از دروغ های این فرد داشتیم سعی می کردیم خبرهایش را در حاشیه قرار دهیم یا کار نکنیم.این فرد چند ماه پیش هم هزینه پیاده رو سازی خیابان ولیعصر را 100 میلیارد تومان گفته بود در حالیکه 15 میلیارد تومان در این زمینه هزینه شده بود.من هم در یک مصاحبه با او وقتی درباره منوریل ازش پرسیدم من را به کشورهای خارجی ارجاع داد و گفت :مثلا در مالزی 250 کیلومتر خط منوریل وجود دارد که بعدا در جیتجویی که من انجام دادم دیدم در مالزی تنها 6 کیلومتر منوریل وجود دارد.


3- من هیچ تعلق خاطری به شهردار بودن و یا شهردار ماندن قالیباف ندارم و فکر می کنم در برخی موارد تخلفاتی در شهرداری هم انجام شده و در برخی موارد هم انتقاد اساسی به قالیباف وارد هست اما این اتهام در این شرایط به نظر من خیلی زشت است.

4- این اتهام امروز در روزنامه ایران ادامه پیدا کرد و دو نفر از اعضای شورای شهر که در طول چهار سال فعالیت موثری برای مردم انجام ندادند حالا قلبشان در برابر تخلفات به درد آمده و خواستار افشاگری شده اند .این دو نفر فقط تا چهار روز دیگر عضو شورای شهر هستند و مردم جواب کارهای نکرده برای شهر را به آنها دادند و انتخابشان نکردند.


5- با هرکسی درباره خبر تخلف 330 میلیارد تومانی در شهرداری صحبت می کردم می گفتند این رقم در برابر رقم 350 میلیارد تومان هزینه های فاقد مجوز شورای شهر است که در زمان شهردار سابق رخ داده است!!!

6- چه سیاست کثیفی!!!!!!!!!!!!