‏نمایش پست‌ها با برچسب شورای شهر. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب شورای شهر. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۸ مهر ۲۷, دوشنبه

تمام هیجانات شورای دور اول+عکسی قدیمی از عطریانفر

شیده، دوست خوبم نوستالژی شورای اول را با یک عکس زنده کرد. داشت تعریف می کرد که داره عکس های قدیمی را می بینه و فقط حیف که یک عکس نیست، عکسی که من داشتم و براش فرستادم...کلی خاطره با این عکس برای من زنده شد:

روز آخر شورای دور اول یعنی 18 دی 1381 بود. می خواستند صلاحیت ملک مدنی، شهردار آن دوران تهران را بررسی کنند اما طیف کارگزارانی های شورا مانند عطریانفر و علیزاده طباطبایی و... مانع شدند و با خروج از شورا، جلسه را از رسمیت خارج کردند.
این عکس که در روزنامه ایران منتشر شد لحظه خروج عطریانفر را نشان می دهد(آخی! الان زندانه). وقت اذان ظهر بود. وضو گرفت. وارد جلسه شد. روی صندلی اش که نزدیک جایگاه خبرنگارها بود نشست. جوراب هایش را پاش کرد. میکرفن را روشن کرد و اعلام کرد که دستور جلسه بعدی را قانونی نمی داند و بعد بلند شد. کتش را پوشید و از جلسه رفت.

اصغر زاده بسیار عصبانی بود. یک لحظه بهت جلسه را فرا گرفت. بعد اصغر زاده بلند شد. از جلوی جایگاه خبرنگاران رد شد و گفت :«نماينده‌اي كه از مردم رأي گرفته و وكيل مردم است اما وظيفه خود را انجام نمي‌دهد، با جنازه (غايبان جلسه) هيچ فرقي نمي‌كند.بهتر است مردم تهران 5 جنازه‌ را پس بگيرند(به 5 نفری اشاره می کرد که جلسه را ترک کردند)»
متن تقریبا کامل صحبت های آن روز اصغرزاده

نکته: در این عکس من هم کنار دوستم شیده نشسته ام. اما آقای عطریانفر مانع شده اند.(دقیقا پشت سر عطریان فر هستم)
شیده هم دراین باره نوشته

۱۳۸۷ اسفند ۱۵, پنجشنبه

تغییر نام خیابان ها!

چند وقت پیش با تاکسی از ونک عازم میدان آرژانتین بودم. متوجه شدم که اسم خیابان «زاگرس» که اسمی زیبا و اصیل است و در آن محدوده کنار خیابان «الوند» قرار دارد به خیابان «عماد مغنیه» تغییر کرده است.
خیلی ناراحت شدم که چرا باید اسم های زیبای خیابان هاعوض شود؟
این همه خیابان در تهران است که یا اسم ندارند و یا تغییر اسم آن خنثی عمل می کند اما عوض کردن اسم خیابانی که اولا در بین مردم جا افتاده است. دوما اسم زیبا و اصیلی دارد. سوما کنار خیابان دیگر به نام «الوند» پر معنا هم می شود به نظر من یک اشتباه بزرگ است.
با وجود اینکه بیش از یک ماه است که به طور کامل تابلوی «زاگرس» به «عماد مغنیه» تغییر پیدا کرده است اما گویا امروزمی خواهند از این پلاک رونمایی کنند!!!!

اصلاحیه!؟:یکی از دوستان پیغام گذاشته خیابان زاگرس تغییرپیدا نکرده و خیابانی به نام بهاران به نام مغنیه تغییر پیدا کرده است. امیدوارم همین طور باشه و من اشتباه کرده باشم.

۱۳۸۷ شهریور ۱۸, دوشنبه

عملکرد مالی احمدی نژاد در شهرداری و حاشیه ها

این دو تیتر را با هم مقایسه کنید:

بررسی عملكرد مالی دوره شهرداری احمدی‌نژاد به پایان رسید (روزنامه کارگزاران 18 شهریور 1387)

كارنامه مالي احمدي‌نژاد در شهرداري بررسي مي شود (روزنامه اعتماد ملی 18 شهریور 1387)


این دو تیترکاملا مخالف هم هستند.یکی می گوید پرونده بسته شد و دیگری می گوید پرونده باز شد که در اصل تیتر و مطلب کارگزاران درست است. یعنی پرونده مالی دوره شهرداری احمدی نژاد بسته شد. به نظر من در متن خبر هم یک اشتباه دیده می شود(به نوعی اشتباه هم نیست). در متن خبر اعتماد ملی آمده است "لايحه تفريغ بودجه شهرداري در سال‌هاي 82، 83 و 84 كه ماه گذشته از سوي محمدباقر قاليباف به شوراي شهر رسيده بود.... "

تفریغ بودجه سال های 1382 ، 83 و 84 حدود 3 سال پیش در شورا مطرح شد.زمانیکه نادر شریعتمداری عضو دوره دوم شورای شهر از 300 میلیارد هزینه فاقد در این سالها در شهرداری تهران صحبت کرده بود.آن زمان تفریغ بودجه این سال ها به شورا رسید و شورا با تعیین حسابرس کار تفریغ را شروع کرد. البته بعد از انجام تفریغ و اتمام کار حسابرسان هر موضوعی که می خواهد در دستور کار جلسات شورا قرار گیرد باید در قالب طرح یا لایحه باشد. مسلما بعد از سه سال از مطرح شدن لایحه درخواست انجام تفریغ بودجه حال باید نتیجه هم در قالب لایحه به شورا ارائه می شد که شد.

اما به نظر من با بسته شدن این پرونده باید خیلی نکات و تحلیل ها از این حسابرسی دربیاد. مثلا نتیجه 300 میلیارد تومان فاقد چه شد؟ یا مسائل مالی مربوط به سازمان فرهنگی و هنری چه می شود و چه شده است؟ یا ..........

هدف من از نوشتن این مطلب زیر سوال بردن همکار خوبم در اعتماد ملی نبود بلکه به نظرم می شود با دقت بیشتر به جنبه های دیگر این حسابرسی نگاه کرد.باید ریز حسابرسی را درآورد.باید تحلیل درست کرد. به نظر من حسابرسی شهرداری در این سال ها کار بزرگی بود که توسط شورا انجام شد ولی حالا خبرنگارها باید دنبال نتایج باشند.

پی نوشت:من می پذیرم که در نحوه انتقاد کردنم در این پست شاید دچار اشتباه شدم(شاید باید انتقاد را به طور مستقیم به خود همکارم منتقل می کردم).من به هیچ عنوان قصد زیر سوال بردن کسی را نداشته و ندارم ولی در عین حال همین دو مسئله دغدغه من بود.
امیر گودرزی عزیز، همکار گرامی، هم محله ای محترم ،اگر دلگیر شدی عذر می خواهم .من فقط دغدغه هایم را بیان کردم.

۱۳۸۷ مرداد ۶, یکشنبه

نطق ها برای چه خوانده می شوند؟

در شورای دور سوم نطق های پیش از دستور کمتر اتفاق می افتد که در این بین آقای طلایی با دو نطق پیش از دستور پیشتاز هستند.

هفته پیش و در جلسه روز سه شنبه شورای شهر آقای طلایی نطق خود را پشت تریبون شورای شهر قرائت کرد اما چند نکته در این نطق وجود داشت:

نطق با اعلام جایگاه شوراها در قانون و چگونگی شکل گیری آنها آغاز شد و به تمجید از فعالیت های شهرداری رسید.وظایف شورا ها برشمرده شد و در نهایت با انتخابات دوره آینده ریاست جمهوری و نگرانی بابت تخریب های احتمالی خاتمه یافت .

هر فردی این نطق را خواند به پراکندگی آن اشاره کرده بود و اینکه کاش حداقل یک موضوع پررنگ تر و به آن پرداخته می شد(مانند مرکز پژوهش های شورای شهر).

به نظرم قسمتی که به تجلیل از خدمات شهرداری پرداخته می شود مناسب نیست.به نظرم تبریک به مردم ،شهردار و مجموعه مدیریت شهری و حتی دولت برای برگزیده شدن قالیباف در بین 11 شهردار برتر جهان مناسب نبود.

آقای طلایی لطفا سایت شهرداران جهان را یک مروری کنید. این موسسه یک تشکل غیر دولتی است که هر ساله این اقدام را انجام می دهد. موسسه ای که از نظر اعتبار جایگاه ویژه ای ندارد. نمی گویم بی اعتبار است اما بهتر است خودمان را گول نزنیم. این انتخاب نمی تواند معیار خوبی برای این همه تمجید و تبریک باشد.

اما بخش آخر نطق که به انتخابات ریاست جمهوری اختصاص داشت هم به پراکندگی ها بیش از پیش دامن زد. فکر می کنم این سخنان از جایگاه یک فرد حقیقی به نام مرتضی طلایی در هر جایی می توانست منعکس شود (به هر حال دغدغه یک فرد شناخته شده سیاسی است)اما در جایگاه حقوقی و به عنوان یک عضو شورا در صحن علنی شورای شهر و در زمانیکه هنوز به تاریخ انتخابات بسیار مانده به نظرم زیاد جایگاهی نداشت.

*مرتبط:

نتیجه تخریب خودی به دست خودی (نطق پیش از دستور)
پاسخ طلایی به گزارش اعتماد ملی درباره نحوه انعکاس این نطق


من در این نوشته سعی کردم قضاوت نکنم و فقط نکته هایی را که با خواندن این نطق به ذهنم رسید را بیان کردم و این نوشته فقط یک نظر شخصی است.گرچه من هم مانند خبرنگار اعتماد ملی این سوال برایم مانده که چرا دفتر طلایی در شورای شهر نیست؟ چرا یک عضو شورای شهر باید در شهرداری دفتر داشته باشد ؟ مطمئنا کمبود جا بهانه خوبی نیست...

بن بست بربری بهار شد

یک زمان هایی فرصت دست نمی دهد تا این وبلاگ را به موقع به روز کنم ولی با چند روز تاخیر درباره جلسه هفته گذشته شورا می نویسم...

معمولا آخرهای جلسه علنی شورای شهر به تغییر نام های معابر یا نامگذاری های جدید می گذرد. سه شنبه پیش هم چندتا نامگذاری صورت گرفت که جالب بود:

1-یک کوچه بن بستی در منطقه 8 وجود دارد که نامش «بربری» است. شورایی ها آمدند و این بن بست را به نام «بهار» تغییر دادند.تصور کنید می خواستید تاکسی بگیرید باید می گفتید سر بربری پیاده می شوم!!

2-یک خیابان دیگر در منطقه 12 نام یک شهید بر آن بود که شورایی ها تصمیم گرفتند با توجه به اینکه نام آن شهید بر 2 خیابان دیگر هم هست ، خیابان مذکور در منطقه 12 را عوض کنند و نام یک زرتشتی را بگذارند که 12 دوره نماینده مجلس ملی بوده است.

3-نام خیابان ایتالیا هنوز ایتالیا است ولی نمی دانم در رم 18 تیر خیابان شد یا نه!!

۱۳۸۷ تیر ۳۰, یکشنبه

موسسه همشهری نیاز به تحقیق و نفحص دارد؟!

در چند ماه اخیر یک تذکر بارها و بارها توسط چند نفر از اعضای شورای شهر درباره روزنامه همشهری به شهردار داده شده و تکرار می شود اما فقط این موضوع توسط اعضا مثل نوار ضبط شده تکرار می شود.

چندنفر از اعضای شورای شهر و به خصوص آقای بیادی نایب رئیس شورای شهر نسبت به عملکرد روزنامه همشهری معترض هستند و بارها این مسئله را تکرار کردند ولی من در شگفتم که چرا همیشه اعضای شورای شهر در همین سطح اعتراض ها می مانند؟!

روز سه شنبه گذشته هم حمزه شکیب رئیس کمیسیون عمران شورای شهر نسبت به عملکرد روزنامه همشهری عصر در انتشار خبری به نقل از خودش حسابی معترض و شاکی بود و تریبون شورا تنها مکان برای بیان این اعتراض...

قطعا باید قبول کرد که همشهری عصر در حوزه شهری تنها کار سیاسی انجام می دهد. به نظرم اگر یک فرد تنها یک دوره 10 روزه این روزنامه را داشته باشد با خواندن گزارش های حوزه شهری این روزنامه جهت دهی سیاسی آن را متوجه می شود.

الان اعضای شورای شهر نسبت به این عملکرد و انتشار نیافتن اخبار شورا در این روزنامه معترض هستند.تازگی ها هم زیاد شدن نشریات موسسه همشهری باعث اعتراض شده است. من با برخی از این اعتراض ها موافق و با برخی مخالف هستم ولی خیلی دلم می خواهد یک نماینده مردم در شورای شهر پیدا شود و عملکرد 10 ساله موسسه همشهری را بررسی کند. یعنی خیلی واضح بگویم به نظر من این موسسه به طور اساسی نیاز به یک تحقیق و تفحص از زمان شروع بکار تا هم اکنون دارد و تنها نهادی که می تواند این کار را انجام دهد شورای شهر است اما مگر سیاست چنین چیزی حالی اش هست؟!!!


پی نوشت:
عضو شوراي شهر تهران با تذكر به «همشهري»:
اعضاي شورا بايد براي اصلاح عملكرد اين روزنامه، كار اساسي انجام دهند

۱۳۸۷ تیر ۱۲, چهارشنبه

جنگ خیابان ها-خیابان ایتالیا هم تغییر می کند!!

آخرهای جلسه دیروز شورا بود و یکی یکی اسامی خیابان های شهر در حال تغییر(دستور جلسه نامگذاری معابر در شورا بررسی می شد) .خبرنگارها در جایگاهشون آماده رفتن شده بودند. چمران در این حین با خطاب دادن رسانه ها از آن ها خواست تا به مطلبی که می گوید توجه کنند.
او به صحبت هایی مبنی بر تغییر نام یکی از خیابان های شهر رم که در نزدیکی سفارت ایران قرار دارد اشاره کرد که گویا در تصمیم شهردار جدید رم قرار است در روز 18 تیر به نام «18 تیر» تغییر کند.(خياباني به نام 18 تير در ايتاليا نامگذاري مي‌شود)

چمران می گفت:«اگر این نامگذاری انجام شود ، شهرداری و شورا هم نام خیابان ایتالیا را تغییر می دهد.»
این صحبت های چمران زمانی جالب تر می شود که به یاد بیاوریم چندسال پیش هم در شورای دور دوم وقتی اختلاف های ایران با کشور آرژانتین بالا گرفت ، چمران هشدار داده بود که میدان آرژانتین به نام شهید حکیم تغییر پیدا می کند که البته این اتفاق هیچگاه نیافتاد.
تغییر نام خیابان خالد اسلامبولی هم حسابی جنجالی شد و با وجود تصویب شورای شهر دور دوم مبنی بر تغییر نام این خیابان به نام «انتفاضه» ولی هنوز نام «خالد اسلامبولی» بر روی این خیابان حک شده است.
اما جنگ خیابان ها واقعا تا چه حد می تواند تاثیر گذار باشد؟ باید دید آِیا تا چند روز دیگر که سالگرد واقعه 18 تیر است چنین خیابانی در شهر رم نامگذاری می شود یا نه؟

اگر نامگذاری صورت گرفت ، قطعا جلسه سه شنیه آینده شورا دیدنی خواهد بود...

گویا پیشنهاداتی هم صورت گرفته تا خیابان «ایتالیا» به نام «ادواردو آنیلی» ایتالیایی تغییر پیدا کند.

مطالب مرتبط:

هشدار رئيس شوراي شهر تهران به شهردار رم (دیروز در شورای شهر با خبرنگارهای دیگر به شوخی پیشنهاد می دادیم که این خیابان را به چه اسمی تغییر دهند که برخی پیشنهادات در این مطلب آمده)

خيابان ايتاليا هم شهيد "آنيلي" مي شود(این هم گزارش روزآنلاین در این رابطه هست)

۱۳۸۷ خرداد ۲۸, سه‌شنبه

خبرنگاران ،شورا را تحریم کردند نه روابط عمومی را

داشتم وبلاگ آقای نجفی عضو شورای شهر را می خواندم که به اتفاقی که امروز خبرنگاران در شورا ایجاد کرده بودند اشاره کردند اما گویا ایشان اشتباه متوجه شدند یا اشتباه به اطلاع ایشان رسانده اند. خبرنگاران به عملکرد اطلاع رسانی تک تک اعضای شورا معترض بودند نه به نحوه برخورد روابط عمومی شورای شهر !!بنابراین امروز جلسه علنی شورای شهر را تحریم کردند نه روابط عمومی را!!

من همیشه به این نکته اذعان داشته و دارم که در طول کار خبری ام روابط عمومی های بسیاری را دیده ام اما هیچ جا مثل روابط عمومی شورا محیط صمیمی و دوستانه ای را برای تمام خبرنگاران ایجاد نکرده بود!!

اما ماجرا از چه قرار بود؟
روز یکشنبه روابط عمومی شورای شهر اعلام کرد:« خبرنگاران از حضور در جلسه با سخنگوي شوراي شهر که بعد از جلسه علنی اما بدون حضور مستمع برگزار می شود خودداري کنند؛ زيرا موضوع اهميت چنداني نداشته و خود روابط عمومي اقدام به ارسال اخبار خواهد كرد.»

اما من در مسیر به سمت شورای شهر متوجه این ماجرا شدم و به روابط عمومی گفتم :« در را ه شورا هستم».روابط عمومی هم گفت بنابراین به طبقه اول که محل برگزاری جلسات است نروم. قبول کردم. در این هنگام یکی از دوستانم زنگ زد و گفت :« اهالی سرخه حصار جلوی در شهرداری تحصن کرده اند. »
با وجود چند کار بانکی که داشتم ،ساعت حدود 10 و نیم جلوی در شهرداری بودم . 300 نفر از اهالی معترض سرخه حصار خیابان بهشت را بسته بودند و تمام خیابان های اطراف قفل شده بود. ساعت یازده و نیم و بعد خوابیدن هیجانات اهالی سرخه حصار راهی شورا و دفتر یکی از اعضا شدم و خبرها را دریافت کردم . به روابط عمومی آمدم که در این هنگام و همزمان با هم چند خبرنگار دیگر هم سر رسیدند.همه تصمیم گرفتیم با توجه به اینکه خسرو دانشجو سخنگو به روابط عمومی نیامده ، خبرنگاران به اتاق وی روند و همین کار را هم کردیم و او به ناچار ما را پذیرفت و اخبار را منتقل کرد!!!

اما گویا افرادی روابط عمومی را تحت فشار گذاشته بودند و گویا این امر باعث شد روابط عمومی از خبرنگارها بخواهد به دفتر روابط عمومی برای ارسال خبر مراجعه نکنند!!

ما هم در پارکشهر جلسه تشکیل دادیم و در تصمیمی قرار شد برای اعتراض به جریان اطلاع رسانی شورای شهر و نحوه برخورد آنها با خبرنگاران جلسه سه شنبه شورا را تحریم کنیم.

من در اون جلسه پارکشهری اظهار نگرانی کردم که این جریان نباید به نفع هیچ کدام از گروه های شورای شهر تمام شود و اعتراض ما به همه آنها است........

خلاصه تصمیم گرفتیم با خبری که خودداری خبرنگاران از حضور در جلسه شورای شهر را اعلام می کرد با محدودیت های اخیر مقابله کنیم اما گویا اشتباهاتی را مرتکب شدیم. من شخصا به اشتباهات خودم اذعان می کنم و می گویم در نهایت من بازی خوردم ولی پشیمان هم نیستم چون می دانم می توانیم این ماجرا را نوع دیگر رقم بزنیم....

هفت سال است دارم نون و نمک روابط عمومی شورای شهر را می خورم اما در عین حال احساس آزادی خوبی را در شورای شهر داشتم و به این امر واقفم که روابط عمومی شورای شهر به هیچ عنوان در کار اطلاع رسانی من خلل ایجاد نکرده است.
افرادی که خلل در کار اطلاع رسانی من ایجاد کردند اعضای شورای شهر بودند. هیچ فرقی هم بین اصلاح طلب و اصولگرا نبوده. یک روز یک اصلاح طلب عضو شورا به من بی احترامی کرد و روز دیگر یک اصولگرا این موضوع را تکرار کرد....
اعتراض ما اعتراض به نحوه اطلاع رسانی گزینشی هم بود. چون معتقد بودیم در مسائلی مانند کمک 3 میلیاردی به لبنان قرار نبود اطلاع رسانی صورت گیرد و تنها یک اتفاق این جریان را معکوس کرد.
این کار ما حواشی زیادی هم داشت . در مجموع با وجود برخی اتفاق های مثبت که اقدام ما در پی داشت اما برخی سوء استفاده ها از سوی اعضای شورای شهر هم رخ داد که باید با این موضوع مقابله کرد.من از این سوء استفاده ها ناراحت هستم.
این سوء استفاده ها نحوه برخورد آنها با ماجرا بود.
در ضمن در این جریان شناختم نسبت به برخی از آدم ها اطرافم خیلی بیشتر شد.
مرتبط:
پی نوشت بسیار مهم:آقای نجفی بسیار متشکر هستم که متن حاشیه جلسه را اصلاح کردید و موضوع برخورد تبعیض آمیز روابط عمومی را حذف کردید.

۱۳۸۷ خرداد ۱۷, جمعه

سایه همیشگی سیاست بر سر شورایاری ها

شورایاری ها یا همان انجمن معتمدان محله در دو دوره ای که پشت سر گذاشتند همیشه جنجال هایی را هم به دنبال خود داشتند.جنجال هایی که خود باعث و بانی آن نیستند اما افرادی که در سیاست و سیاست بازی دستی دارند آن را دنبال می کنند.

در شورای اول که تماما اصلاح طلب بودند شورایاری ها شکل گرفتند یعنی در سال 1379 (یا 80) تا اینکه در انتهای سال 1381 شورای اول منحل شد .
دوره فعالیت شورایاری ها دو ساله تعریف شده بود بنابراین در بحبوحه انحلال شورا دوره فعالیت آنها تمام شده بود و آنها بلاتکلیف ماندند.

در شورای دوم ، دو سال تعداد 87 شورای یاری به صورت کج دار مریض برای اینکه شکل خود را پیدا کند و آماده برگزاری انتخابات دوره دوم شود حال چه به صورت قانونی یا غیر قانونی فعالیت کرد و با کمیسیون فرهنگی شورا گام برداشت تا اینکه برگزاری انتخابات دوره دوم آنها در جلسات غیر علنی شورا جنجال آفرید یعنی دلیل اصلی آبستراکسیون شورای دوم در یکی از جلسات غیر علنی شد.

این نشان از قدرت پنهان شورایاری ها دارد تا اینکه سنگ های بزرگ دولت جدید جلوی راه شورایاری ها قرار گرفت اما با هر زحمتی که بود انتخابات در اسفند 1383 با هر بدبختی در دو مرحله برگزار شد و اینبار 370 محله یعنی تمام محلات تهران شورایاری دار شدند.
دوره دو ساله این انجمن ها در تاریخ 9 اردیبهشت به پایان رسید.
اما هیچ تکاپویی را از سوی کمیسیون فرهنگی برای پیگیری مقدمات کار برای شکل گیری دوره سوم شاهد نبودیم تا اینکه در آخرین روز اردیبهشت امسال یعنی حدود دو هفته پیش این کمیسیون یادش آمد تا برای شکل گیری شورایاری های دور سوم طرحی دو فوریتی ارائه کند و وقتی این طرح در دستور کار روز سه شنبه که جلسه صحن علنی شورا برپا است قرار نگرفت(به هر دلیل منطقی یا غیر منطقی) توسط دو روزنامه اصلاح طلب این مطلب را پررنگ کردند اما هیچ گاه کم کاری خود را توضیح ندادند.یعنی جرقه جنجال درباره شورایاری ها زده شد......

حال من به شما قول می دهم هم از سوی دولت و هم شورا و هم شهرداری برگزاری انتخابات سومین دوره با جنجال همراه می شود و عده ای در این بین پی منافع شخصی خود می روند.

باور ندارید!
نظاره کنید!

۱۳۸۷ اردیبهشت ۲۹, یکشنبه

خبرگزاری پارسه با انتقاد آمد

بالاخره خبرگزاری پارسه که گفته می شود وابستگی به سازمان میراث فرهنگی و گردشگری دارد و قبلا هم درباره آن گفته بودم به طور آزمایشی آغاز به کار کرد.
این خبرگزاری در زمانی که در حال گرفتن نیرو بود اولین هدف خبرگزاری را تخریب قالیباف نام می برد و قول حقوق های متفاوت از سایر رسانه ها را می داد.
یکی از گزارش های این خبرگزاری درباره شورای شهر را می خواندم و کمی خندیدم به خاطر این همه سطحی نگری!!
من قصد توهین به هیچ خبرنگاری را ندارم اما کاش وقتی انتقاد می کنیم کمی هم پشتوانه علمی و مستند را پشتوانه گزارش خود قرار دهیم.
تیتر گزارش:شوراي‌شهر تداوم جلسات غيرعلني؛ چرا؟ است. تیتر موضوع گزارش را مشخص می کند. موضوع خوبی هم هست.موضوعی است که خبرنگاران حوزه شهری پنج سال دنبال آن بودند ودرباره اش گزارش نوشته اند.اما این گزارش شخصی می شود و نوعی تسویه حساب شخصی با شورای شهر است.
چرا؟
چون مسئول رسانه های شورای شهر اعلام کرده به دلیل کمبود جا نمی تواند خبرنگار جدید از رسانه های جدید را بپذیرد و عذر این خبرنگار را خواسته است . او هم گویا گفته با یک تیر دو نشان بزند هم نسبت به اجازه نداشتن حضور خودش بنویسه و هم درباره جلسات یکشنبه شورای شهر که پشت درهای بسته برگزار می شود.

این خبرنگار حتی جست و جوی قانونی نکرده که طبق قانون برگزاری جلسات غیر علنی منوط به رای گیری از اعضای شورای شهر برای هر جلسه غیر علنی است و بر این اساس باید برای برگزاری هر جلسه در روز یکشنبه باید رای گیری صورت گیرد که نمی گیرد.
چرا رای گیری صورت نمی گیرد؟
خبرنگار مربوطه با کمی جست و جو علت این موضوع را هم می توانست کشف کند. چون به اعتقاد رئیس و برخی از اعضای شورا این جلسات تماما علنی و با حضور نماینده روابط عمومی ولی بدون حضور مستمع برگزار می شود که واقعیتش در قانون چگونگی حضور مستمع هم آمده است..........

امیدوارم اگر قرار است گزارش انتقادی و چالشی نوشته شود با قدرت انتقاد شود تا هیچ ایرادی نتوان به آن گرفت و تاثیر انتقاد را هم داشته باشد . مثلا برای من همیشه این جای سوال داشته که چرا مردم را به جلسات شورا راه نمی دهند؟ و مردمی که خواستار گفت و گو با اعضای شورا ی شهر هستند تا مشکلات خود را بیان کنند باید پشت در صحن علنی شورای شهر بنشینند تا جلسه تمام شود.
من این موضوع را دنبال کردم ولی من تنها یک نفر هستم.........

۱۳۸۷ اردیبهشت ۱۸, چهارشنبه

پشت پرده ماجرای کمک شهرداری به لبنان و حاشیه ها

whدیروز شورای شهر بودم و هنوز تلفن های روابط عمومی شورا زنگ می خورد و مردم با عصبانیت و حتی با گریه نسبت به کمک 3 میلیارد تومانی شهرداری تهران به لبنانی ها اعتراض می کردند. خبری که قرار نبود خبری بشه!!

روز یکشنبه مثل همه یکشنبه ها سخنگوی شورا به روابط عمومی در طبقه دوم ساختمان شورا آمد و یک یک دستور جلساتی که در جلسه پشت درها بسته مطرح شده بود را به خبرنگاران اعلام کرد.بعد از اتمام سخنانش ، یک خبرنگار حاشیه نویس در همکاری با یک خبرنگار دیگر که خیلی خیلی اتفاقی از موضوعی خبردار شده بود از دانشجو پرسید که دیگر اتفاقی در جلسه امروز نیافتاد؟
دانشجو هم گفت: نه.

خبرنگار حاشیه نویس پرسیده پس این ماجرای کمک شهرداری به لبنان چی بوده؟ که سخنگو مجبور شده دستور جلسه ای که قرار بود رسانه ای نشود را اعلام کند.

بعد از لو رفتن ماجرا هم خبرنگاران این سوالات را پرسیدند که مثلا آيا صرف بودجه‌اي كه پول آن توسط شهروندان تهراني تأمين مي‌شود، در كشورهايي همچون لبنان يا عراق به لحاظ شرعي مشكل ندارد؟ یا اینکه چرا شهرداري به جاي كمك به لبنان اين اعتبار را صرف پرداخت وام به جوانان نمي‌كند؟یا اینکه مگه تهران شیعه نداره؟ و این اعتراض را هم مطرح کردند که چرا در رابطه با تصويب اين لايحه 2 فوريتي قبل از طرح سوال از سوي خبرنگاران،‌ اطلاع رساني نكرديد؟ که او مباحث را با كلماتي ديگر تكرار كرد و پاسخي در رابطه علت عدم اطلاع رساني به خبرنگاران را قبل از طرح سوال توسط آنان ارائه نكرد.

1-این خبر بازخوردهای فراوانی داشت.کسب اطلاع شده که در زمان بررسی این لایحه دو فوریتی در پشت درهای بسته شش نفر با آن مخالف بود و با توجه به غیبت دو نفر از اعضا هفت نفر با آن موافقت کردند و مصوب شد. افراد مخالف این لایحه خادم، شکیب ، ابتکار، نجفی ، مسجدجامعی و هادی ساعی بودند و موافقان شامل چمران، دانشجو، دبیر، طلایی ، شیبانی ، بیادی و احمدی نژاد بودند.آباد و کاشانی هم غایب بودند.

2-بعد از انتشار این خبر تلفن های شورا مرتب زنگ می خورد و مردم مشکل دار و غیر مشکل دار با فریاد و گریه همه این حرف را گفته اند که :چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است! خیلی ها هم به تمام اعضا فحش و بدوبیراه گفته اند.

3-طبق قانون ،عوارضی كه توسط شوراهای اسلامی شهر، بخش و یا شهرك وضع می‌شود و حسب مورد برای تامین هزینه‌های «همان» شهر، روستا و یا شهرك در قالب بودجه شهرداری، شوراهای شهر، شهرك و بخش مربوط مصرف خواهد شد. حال كه در قانون به صراحت عنوان شده كه عوارض دریافتی باید در «همان» حوزه دریافت عوارض مصرف شود، مشخص نیست شورای شهر تهران با چه عنوان با لایحه‌ دوفوریتی برای كمك به مردم لبنان موافقت كرده است.

4- چند وقت پیش چمران و پورزرندی معاون اداری - مالی شهردار به لبنان رفتند.

5-دیروز هم یک نفر با خبرگزاری فارس مصاحبه کرده و گفته که كمك 30 ميليارد ريالي به لبنان پيشنهاد شورا بود نه شهرداري!!
یعنی توپ و تانک ماجرا را انداخته در زمین شورای شهر درحالیکه لایحه دو فوریتی بود نه طرح دوفوریتی !! همچنین افرادی مثل طلایی و دبیر که وابستگی آنها به قالیباف واضح است به آن رای می دهند!!در جلسه قطعا به دلیل لایحه دوفوریتی باید شهردار هم حضور می داشته ولی منابع آگاه نگفتند که شهردار مخالفتی کرده باشه!!

6-ضمن اینکه این موضوع مصوبه شورای امنیت ملی را دارد (به گفته بیادی). پس پشت ماجرا چه خبره که باید مصوبه شورا را داشته باشد یعنی بدون مصوبه نمی شد آن را اجرا کرد که هیچ فردی چیزی نفهمد.

7-خبرنگاران معمولا برای این خبر تیتر زده بودند :کمک شهرداری به لبنان اما خبرنگار فارس تیتر زده بود: "شهرداري 3 ميليارد تومان به شيعيان لبناني كمك مي‌كند " که به نظر من این تیتر خیلی خاص و حساسیت برانگیز در ابعاد بزرگتر و جهانی است.

8-حال باید دید که فرمانداری که مرتب به مصوبات شورا اعتراض می کند به این موضوع اعتراض می کند یا نه!!

پی نوشت:
اشک ها و لبخندها و البته اخم های کمک 3 میلیاردی به لبنان

پی نوشت 2-
گزارش کارگزاران هم جالبه

پی نوشت 3-
خانم ابتکار هم درباره دلیل مخالفتش نوشته

پی نوشت4-
برای من جای سوال دارد که آقای نجفی مثل دانشجو این خبر را در وبلاگش سانسور کرده

۱۳۸۷ فروردین ۲۶, دوشنبه

شکایت یک شهروند به دیوان عدالت اداری به دلیل حذف بلیت تک سفره مترو

دیروز مثل همه یکشنبه ها بعد از جلسه غیر علنی شورای شهر، سخنگوی شورا به روابط عمومی آمد و گزارش جلسه را به خبرنگاران داد. دیروز روز اعتراض فرمانداری به مصوبات پیش از عید شورا بود که افزایش نرخ کرایه وسایل حمل و نقل را شامل می شد.

اعضای شورا هم به یکا یک اعتراض ها که شامل نرخ کرایه اتوبوس های خصوصی ، مینی بوس، مترو و تاکسی بود جواب دادند. وقتی دانشجو داشت درباره نرخ بلیت مترو و اعتراض فرمانداری صحبت می کرد، گفت:بلیت تک سفره مترو را شورا برای سال 1387 صدوپنجاه تومان تعیین کرد که با توجه به اعتراض فرمانداری آن را به 125 تومان کاهش داد.

من پرسیدم که پس ماجرای تثبیت هم اتفاق نیافتاد و نظر فرمانداری اعمال نشد ضمن اینکه در سال 1386 اصلا در سیستم مترو به دلیل اعتراض های فرمانداری اصلا بلیت تک سفره وجود نداشت. پس ماجرا از چه قرار است؟

دانشجو به یک ماجرای جالب اشاره کرد و آن این بود که بعد از اینکه شورا و فرمانداری در سال گذشته به این نتیجه رسیدند که بلیت تک سفره وجود نداشته باشد یک شهروندی پیدا شده و سر این ماجرا به دیوان عدالت اداری شکایت کرده و گفته:« من شاید بخواهم فقط یکبار از مترو استفاده کنم و این حق من است که بتوانم بلیت تک سفره بخرم ولی مترو این حق را از من گرفته است.»

دیوان عدالت اداری به این شکایت رسیدگی کرده و در نهایت رایی به نفع آن شهروند صادر شده است...............

بعد از اینکه دانشجو این ماجرا را تعریف کرد ، خبرنگارها خنده اشان گرفته بود و می گفتند چه همت و حوصله ای اون فرد داشت!!!

پی نوشت:گویا این نوشته من سوء تفاهمی را ایجاد کرده است.من گفتم: خبرنگاران خندیدند. نگفتم که خبرنگاران این شهروند را تمسخر کردند.برای خبرنگاران جالب بود و خندیدند ضمن اینکه اگر من بخواهم درباره ماجراهای مربوط به چرایی حذف بلیت تک سفره مترو بنویسم شاید از حوصله خیلی ها خارج باشد.همه این ماجرا ها هم تحلیل های خاص خودش را دارد. شاید من خبرنگار حوزه شهری به این نتیجه رسیده باشم که اصلا نباید بلیت فروشی در باجه انجام شود چراکه با آمار و ارقام مشخص شده که چقدر زیان به همراه دارد و باید به نوعی سیاست های تشویقی برای خرید بلیت اعتباری صورت گیرد بنابراین فردی که می خواهد یکبار از مترو استفاده کند باید هزینه های همان یکبار را هم بپردازد پس معنی ندارد که این مسئله را جزو حقوق شهروندی بدانیم بلکه باید با فرهنگ سازی اهمیت آن روی سکه را نشان دهیم.در ضمن اصلا منکر همت این شهروند نیستم و قطعا از شورا دنبال می کنم تا پیدایش کنم ........

پی نوشت2: هنوز فروش بلیت تک سفره در مترو آغاز نشده . اگر فرمانداری قیمت را تائید کرد لازم الاجرا می شود و مترو بلیت تک سفره هم می فروشد.

۱۳۸۶ اسفند ۱۲, یکشنبه

آنها که در شورا باز هم وزیر ماندند

یکی از خبرنگارانی که در شورای دور اول با او آشنا شدم و این آشنایی و دوستی تا کنون ادامه داشته شیده لالمی است که هم اکنون دبیری گروه گزارش روزنامه تهران امروز را بر عهده دارد.دغدغه های مشترکمان درباره شورا و شهرداری این دوستی را عمیق تر کرده اما من همیشه از او یاد گرفته ام و قلمش را خیلی دوست دارم......... او دل پری از شورای سوم دارد(مانند من). مطلبی را خواست تا در وبلاگم قرار دهم که خواندنش را خیلی توصیه می کنم. شاید این مطلب به نوعی تحلیل کوتاهی باشد درباره برخورد های رسانه ای اعضای اصلاح طلب و اصولگرای شورا با مصداق هایی که می آورد و.....


کسوت وزیری در شورای شهر
*شیده لالمی

در هفته ای که به نام منابع طبیعی در تقویم تاریخ ایران نامگذاری شده و در روزی مزین به نام درختکاری است قرار بود در روزنامه تهران امروز گزارشی به پاسداشت فرهنگ طبیعت دوستی ایرانیان که البته در جریان توسعه در دهه های اخیر گاه از سر بی توجهی و گاه عامدانه آسیب هایی را متحمل شده تهیه کنیم .

در طول این هفت و هشت سال گذشته که روزگار خبرنگاری ما در مسیر خیابان و بهشت و پرسه زدن در راهروهای شورای شهر و شهرداری تهران گذشت و از این منطقه به آن اداره برای نوشتن از شهری که مبتلا به دردهای بسیار است بیش از همه از عذاب وجدان های شهری نوشتم که در مسیر توسعه یافتگی درختان پیر و جوانش را قربانی می کند و قربانی طماعی زمین بازان و بی توجهی مدیران .

در روزهایی که خیلی دور نیست در خبرگزاری میراث فرهنگی آتش خبرهای مربوط به نابودی درختان خیابان ولی عصر را با همین قلمی که حرمت استقلالش را تا امروز به هزار سختی نگاه داشتم ،روشن کردیم و آنقدر از بیچارگی این درختان زیر آوار سیمان نوشتم و نوشتیم که بالاخره ریشه این درختان از آوار سیما رها شد . در تمام این سه سال آنقدر شماره تلفن مختاری ، رییس سازمان پارک ها و فضای سبز را گرفتم که چند روزی پیش تر با وجود گذشت بیش از یک سال از تماس تلفنی با او، زمانی که گزارشگران گروه در جستجوی شماره او بودند شماره او در میان دهها مدیر شهری هنوز در حافظه ام مانده بود. موضوع چنارهای پیر تهران تنها بخشی از دغدغه های من برای درختان شهر بود.

از آن روزها ، روزهای زیادی سپری نشده و هنوز هم در رفت و آمدهایم به شمیران باغ های سر راه را حاضر غایب می کنم . با چنین انگیزه ای است در هفته آخر اسفند می خواهیم در روزنامه ای که منتسب به شهردار تهران است گزارشی بنویسم . بدیهی است که سخت می توان در این رسانه انتقاداتی را متوجه مدیران شهری کرد اما ما کار را به بایسته های فرهنگی و نیز طبیعت دوستی ایرانیان و مهمتر از آن استدلال های کارشناسی موافق و مخالف گره می زنیم تا گزارش برای انتشار قابل دفاع باشد. قرار است خبرنگار گروه با خانم ابتکار برای این روز که اتفاقا در دایره تخصص ایشان هست و نیز ایشان مسوول پاسخگویی در مورد پرسش های زیست محیطی خبرنگاران هستند( بنا به مسوولیتی که در شورای شهر دارند) صحبت کند.یک روز می گذرد و وقتی جویا می شوم که چه شد ؟ همکارم می گوید مسوول دفتر ایشان گفته اند خانم ابتکار فقط برای صفحه 1 یا 2 روزنامه صحبت می کنند و یادداشت می دهند و وقتشان را برای صفحه 14 تلف نمی کنند!صحبت های مسوول دفتر خانم ابتکار کافی است تا آزردگی هایم از این برخوردهای بی منطق و به شدت از بالا به پایین برخی اعضای شورا با خبرنگاران تازه شود آنقدر که به مسوول دفتر خانم ابتکار گلایه می کنم و او می گوید من امانتدارم و حرف های شما را به ایشان می رسانم .

می دانم که خانم ابتهاج شنیده هایش را از گلایه های یک خبرنگار شهری که اتفاقا بیشتر روزهای خبرنگاری اش را پشت درهای شورای شهرتهران سپری کرده به گوش ابتکار خواهد رساند. با این همه این گلایه ها که حالا بیشتر از شش ماه است درون من و درون برخی دیگر از دوستان و خبرنگاران مستقل شورا انباشته شده بهانه ای می شود تا از دریچه این وبلاگ شهری که شاید پیرترین وبلاگ خبرنگار شهری در ایران باشد گلایه ها را بنویسم برای آنها که دغدغه دارند برای این شهر و شاید فراتر از این شهر .

در ماه هایی که از سال 86 گذشت بارها برای گفت و گو با اعضای شورای شهر تهران به ویژه اعضای اصلاح طلب که فکر می کردم برای آبادانی این شهر برنامه ها و حرف های تازه دارند پیشقدم شدم نه برای روزنامه تهران امروز که حتی برای روزنامه کارگزاران. پیگیری ها برای گفت و گو با محمد علی نجفی به واقع تلاش بیهودی بود که با برخورد های از بالا به پایین و سرد او در سه تا چهار مرتبه ملاقات حضوری بی نتیجه ماند و این همان مسیری بود که با اندکی تفاوت در باب گفت و گو با مسجد جامعی تکرار شد. فکر می کردم می توان دغدغه های حوزه میراث فرهنگی و بافت های تاریخی را با این عضو فرهنگی شورا بی پرده به گفت و گو نشست .

روزی که رایی به نام او بر صندوق ارای شورا می ریختم باخودم فکر می کردم بالاخره کسی مثل او در این چهارسالی که در شورا هست با آن دغدغه هایی که در مصاحبه هایش در مورد هویت و فرهنگ این شهر و اینکه تهران را یک شهر ایرانی می کنیم ، گفته حتما به داد دردهای بی فرهنگی این شهر خواهد رسید و غباری از میراث تاریخی فراموش شده این شهر خواهد زدود. اما نتیجه همه پیگیری های من در این یک سال اندی گویای آن است که هیچ نباید به انگیزه های آن روزها فکر کنم چرا که دغدغه ای نیست و این شورایی که ما فکر می کردیم در دوره سوم در نتیجه حضور چهره های سرشناس به شورایی قدرتنمد برای پیشبرد امور تهران تبدیل خواهد شد نه تنها از شورای دوم که به مراتب از شورای اول بی خاصیت تر است .

این برخورد اخیر در هفته منابع طبیعی اما برای من کافی بود تا گلایه هایم از افرادی که اسفند سال گذشته به نام اصلاح طلبان به آنها رای دادم سر ریز شود و بنوسیم که شما در این یک سال گذشته موفق شدید تردیدهای جدی در باورهای هشت و سال اندی من و دیگر خبرنگارانی که در حوزه شهری قلم می زنند و اتفاقا همگی جزو خبرنگاران قوی حوزه شهری و فعال در روزنامه های اصلاح طلب بودند،ایجاد کنید.

شما که در طول این یک سال برای گفت و گوی تخصصی در مورد موضوعات شهری دست رد به سینه بسیاری از ما که کمتر اهل سیاست بودیم ، زدید اما در عوض در گفت و گوهای دیگری از دغدغه های نداشته سیاسی شان برای آبادانی این ممکلت گفتند در حالی که هیچ طرحی از شما به نام آبادانی این شهر در شورا به تصویب نرسید. شما که نهادینه کردن مدیریت تخصصی در شهر تهران را شعار می دادید اما در این یک سالی که از فعالیت شورای سوم گذشت به تنها چیزی که فکر نکردید تخصصی شدن مدیریت شهری در تهران و توجه به مسایل تخصصی این شهر بود.

اگر سخنان اعضای شورای شهر را پس از انتخابات شوراها تحلیل محتوا نکرده بودم ، اگر شعارهایی که به نام این شهر و این شهروندان این اعضای را راهی شورای پایتخت نکرده بود هنوز یک به یک در ذهنم باقی نمانده بود شاید ساده تر می شد از کنار این همه تناقض های آشکار عبور کرد.

در همه این هشت سالی که پله های شورا را بالا و پایین رفتیم و رازهای مگوی شورا را دیدیم و دم برنیاوردیم هیچ گاه به خاطر ندارم که چمران به دلیل گزارش های سریالی و بسیار تندی که در زمان دولت اصلاحات در نقد شهرداری وقت در روزنامه ایران می نوشتم زبان به گلایه باز کند یا به دلیل این نقادی ها از پاسخ به پرسش هایم امتناع کند. امروز اما می توان در مقام یک فرد اصلاح طلب که شعار آزادی بیان ، آزادی روزنامه نگاری مستقل و کثرت گرا و هزار آزادی دیگر می دهد ایستاد و پرسش های خبرنگاران را به دلیل نقدهایی که نه در روزنامه که در این فضای کوچک وبلاگ ها می نویسند بی پاسخ گذاشت یا آنها را مقید کرد که حتما برای صفحات 1 و 2 روزنامه شان با برخی اعضای شورا تماس بگیرند. امروز مسوول دفتر خانم ابتکار می تواند خبرنگارانی چون من را که در همه این سال ها به حزبی شدن و سیاسی شدن تن ندادم ، به اتهام کار کردن در روزنامه تهران امروز مواخده کند و وقتی از گلایه خبرنگاران مستقل از برخورد نامناسب اعضای اصلاح طلب شورا با خبرنگاران می گویم، بگوید : تهران امروز خیلی هم روزنامه مستقلی نیست .

بله تهران امروز روزنامه مستقلی نیست مانند همه روزنامه های این مملکت . درست مثل روزنامه اعتماد ، مثل روزنامه اعتماد ملی و درست شبیه به روزنامه همشهری و کارگزاران . اساسا مگر روزنامه مستقلی جز در زمان کوتاهی در دوران مشروطه در این مملکت منتشر شده است؟

اگر تهران امروز روزنامه مستقلی نیست و ما به دلیل اینکه روزنامه نگاریم و کاری غیر از نوشتن نمی دانیم سرمان را بالا نگه می داریم که امروز در همین روزنامه مشغول به کاریم همانطور که استادان روزنامه نگاری ما در روزنامه همشهری و جام جم و پول و زندگی ما از اندک درآمد همین راه می گذرد اما به هنوز استقلال حرفه ای خودمان را حفظ کردیم و این سمت های مقطعی و رشد های پفکی موجب نشده به جای عمل کردن حرف بزنیم و به شعارگرایی دچار شویم که وضعیت امروز کشور و هزینه هایی که از بابت انتخابات دولت نهم می دهیم ماحصل همین وعده های عملی نشده گذشته و برج عاج نشینی برخی هاست که گویی هنوز در شورای شهر کسوت وزیری را از تن خارج نکردند بی خبر از آنکه که آن سبو بشکست و این پیمانه ریخت.

اگر تا به امروز گاه اسامی و نام ها و شعارها در جریان برگزاری انتخابات انگیزه ای بود برای حضور و حمایت از حرکتی که فکر می کردیم با باورهای ما همسوست امروز دیگر به برکت حرکت و مشی نمایندگانی که در دوره سوم انتخاب کردیم نام ها و شعارها نه حرکتی در ما ایجاد می کند و نه انگیزه ای که انگیزه های ما در بی عملی افرادی که به باور آنها به پای صندوق های رای رفته بودیم دود شد و زیر این خاکستر دیگر آتشی نیست که پدیدار شود و حقا که کسی که گرفتار زندگی نیست اسیر مرگ می شود.

۱۳۸۶ بهمن ۱۰, چهارشنبه

اشتباه مدیرعامل شهروند، طلایی را استاد دزدها کرد

همیشه حاشیه خبرها جذابیت خاص خودش را دارد. هفته پیش خبر حاشیه های جلسه مجلس را دیدم(از شهادتین در تریبون تا خوش تیپ ترین نماینده مجلس!) که در چند سایت انعکاس پیدا کرده بود و برای من خیلی جالب بود.

در دوره جدید فعالیت شورای شهر تهران هم خبرنگار خبرگزاری مهر خیلی خوب حاشیه های جلسه شورای شهر را می نویسد اما گاهی با تیغ سانسور در خبرگزاری اش مواجه می شود.او حاشیه های جذاب جلسه دیروز شورا را در وبلاگش با نام پایتختستان منتشر کرده است که خواندنش خالی از لطف نیست(خرید گوشت تاریخ مصرف گذشته توسط پروین احمدی نژاد).

اما یکی از حاشیه های جلسه دیروز شورای شهر حضور مدیرعامل فروشگاه های شهروند بود که پشت تریبون دچار یک اشتباه سهوی می شود و طلایی را با عنوان استاد دزد ها معرفی می کند!!!....................

۱۳۸۶ بهمن ۸, دوشنبه

تک راًی های غایب

دیروز با وجود اینکه جلسه شورای شهر به مانند یکشنبه های گذشته پشت درهای بسته تشکیل شد اما حاشیه های داغ آن تا حدودی به بیرون درز پیدا کرد.

یکی از مهمترین طرح هایی که در جلسه دیروز تصویب شد مربوط به مدیریت اختصاص امکانات شهرداری به کاندیداهای نمایندگی مجلس هشتم بود.

این همان طرحی است که اصلاح طلبان در روزنامه اعتماد حسابی تبلیغش را کرده بودند. در جلسه دیروز گویا دو ویرایش از این طرح در دستور کار قرار می گیرد : یکی طرح مربوط به کمیسیون اصلی که کمیسیون فرهنگی بود و دیگری طرح مربوط به کمیسیون برنامه و بودجه یا به قول آقای نجفی که در وبلاگش در این باره نوشته :«طرح خادم»!!

آقای نجفی در وبلاگش می نویسد که:«یکی از اعضا پيشنهاد دهندگان را به صرف اينكه طرحي در ارتباط با انتخابات ارائه كرده اند، به سياسي كاري و استفاده ابزاري و ... متهم ساخت.» که اسمی از آن عضو نیاورده اند ولی گویا آن عضو حمزه شکیب بود.

چند نکته جالب در این زمینه به نظر من وجود دارد :

آقای نجفی در وبلاگش به گونه ای القا کرده که با وجود اینکه یک فوریت طرح در 16 دی ماه تصویب شده بود اما هیات رئیسه(چمران) آن را دیر در دستور کار قرار داده بود. شاید مقصود این است که زمانی این طرح در دستور کار قرار گرفت که دو نفر از امضا کنندگان غایب بودند. در واقع این طرح توسط کمیسیون فرهنگی – اجتماعی تهیه شده بود اما جالب اینجاست که دو نفر از کمیسیون پنج نفره فرهنگی – اجتماعی در جلسه دیروز غایب بودند .آقای مسجد جامعی (با وجود احترامی که برایشان قائل هستم) اما فکر می کنم بیشترین غیبت ها را در جلسات شورای شهر دارند. ایشان بعد از اینکه چند هفته به دلیل سفر حج واجب در جلسات شورا حضور نداشتند اینبار به عتبات عالیات مشرف شده اند. آقای ساعی هم در سفر ترکیه هستند. خوب اگر این طرح برای امضا کنندگان مهم بود تقصیر گروه مقابل نیست که امضا کنندگان آن غایب هستند ضمن اینکه حبیب کاشانی هم از گروه مخالفان طرح اصلی به دلیل مسابقه پرسپولیس غیبت داشت و شیبانی هم جلسه را زودترترک کرده بود.

پس به نظر من اگر دو نفر امضا کننده می بودند طرح حتما رای می آورد.
در ضمن آقای نجفی گویا در شمارش دچار اشتباه شده اند و در وبلاگشان نوشته اند:«...... آن طرح را به رأي گذاردند و با 6 راي از 12 رأي حاضرين به تصويب رسيد. ( علت تصويب موضوع اين است كه در شرايط تساوي آراء هر طرف كه رأي رئيس شورا باشد پذيرفته مي شو!)»
کسانیکه به طرح خادم رای ندادند:
1- نجفی
2- ابتکار
3- دبیر
4- طلایی
5- آباد
بودند که می شود 5 رای مخالف نه 6 رای. گویا از آن طرف هم شیبانی جلسه را ترک کرده بود که اگر ترک نمی کرد می شد 7 رای ولی 6 رای شد.
به نظر من همین تک رای ها تعیین کننده یک طرح است. البته معتقدم که اگر این طرح به فرمانداری می رفت به آن اعتراض می خورد .
در نهایت فکر می کنم هر دو طرح چیزی را عوض نمی کند چه طرح کمیسیون فرهنگی تصویب می شد و چه طرحی که توسط خادم تصویب شد!

۱۳۸۶ دی ۱, شنبه

شورای اصولگرایان یا شورای اصلاح طلبان؟

هفته پیش اعضای اصلاح طلب شوراهای شهر مراکز استان ها جلسه ای را در تهران برگزار کردند و در نهایت هم بیانیه ای از این گردهمایی صادر شد.(بیانیه بيانيه اعضاء اصلاح طلب شوراهاي اسلامي شهر مراكز استانها )

این دومین نشست اصلاح طلبان شوراها در یکی دو ماه اخیر است که من هر دفعه خبر آن را می خوانم خنده ام می گیرد. آقای نجفی در وبلاگش می نویسد:« براساس برآوردهاي انجام شده حدود 80 نفر از اعضاي شوراهاي اسلامي شهرهاي مركز استانهاي كشور در جرگه اصلاح طلبان قراردارند و رويكرد آنها نسبت به مسائل مديريت شهري و موضوعات اجتماعي و فرهنگي شهرها به هم نزديك است

به نظر من طرح ها و ایده های خوب شهری ،اصلاح طلب یا اصولگرا نمی شناسد. بسیاری از مسائل و مشکلات شهرهای بزرگ به یکدیگر شبیه و نزدیک است در اینجا فردی برنده است که فکر داشته باشد.
چند سال پیش از مجله تایم گزارش جذابی را ترجمه کردم که درباره شهرداران 5 شهر اروپایی بود. جایی از گزارش از قول یکی از شهرداران افسانه ای نیویورک در سال های 1934 تا 1945 آورده بود:

Fiorello LaGuardia, the legendary mayor of New York City from 1934-45, had a saying: There is no Republican, no Democratic, no Socialist way to clean a street or build a sewer, just a right way and a wrong way

که ترجمه اش تقریبا می شود:
فيورلو لاگوارديا شهردار معروف نيويورك در سال‌هاي 1934 تا 1945 جمله ای دارد كه مي گويد: «تميز كردن خيابان يا ساختن لوله فاضلاب،رویکرد جمهوري‌خواهی، دمكراتی يا سوسيالیستی نمي‌خواهد و تنها يك رویکرد درست و یک رویکرد اشتباه وجود دارد

حالا حکایت اصلاح طلبان شورایی هم همین است که به جای همفکری و شورایی فکر کردن با سایر اعضای شورای شهر خود و پیدا کردن یک روش درست دنبال کارهای سیاسی بیهوده هستند.

هر شهر با ميزان توانايي‌ مدیرانش در جمع‌آوري زباله‌ها، روان‌سازي ترافيك، رفع مشكل مسكن، توسعه تجاري، كنترل جرم و .... مورد قضاوت قرار مي‌گيرد. در این بین نوآوری در روش هاست که برنده را مشخص می کند نه اصولگرا یا اصلاح طلب بودن!!!
البته در گزارش جالب مجله تایم هر کدام از شهرداران شهرهای بزرگ اروپایی ؛ با حزب هایی که عضوش هستند معرفی می شوند اما نهایتا در کارهای اجرایی این حزب نیست که روش های نو در اداره شهر را دیکته می کند بلکه شهردار خلاق به همراه مشاوران با تجربه است که موفقیت را تا حدودی تضمین می کند.

شهرداران شهرهای لندن ،پاریس ،برلین ، استکهلم و رم که در گزارش مجله تایم فعالیت هایشان معرفی شده است.
پی نوشت:
اصل گزارش مجله تایم با عنوان: Big City Bosses
ترجمه گزارش تایم با عنوان شهرداران شهرهاي بزرگ چه مي كنند؟

۱۳۸۶ آبان ۳۰, چهارشنبه

تناقض های کلامی و اجرایی اعضای شورای شهر(حاشیه ها)

حاشیه جلسات شورای شهر می تواند جالب باشد. قبلا و در شورای دور دوم توی این وبلاگ حاشیه ها را می نوشتم ولی مدتی است که ننوشته ام ولی با دیدن خبر حاشیه های جلسه روز گذشته شورای شهر که توسط خبرنگار خبرگزاری مهر نوشته شده بود ، من هم ترغیب شدم تا بنویسم.

دیروز شورا روز پر خبری را داشت. یکی از دستور جلسه های شورا که یک فوریتی بود به تعیین و تعریف سلسله مراتب برنامه ریزی در شهر تهران اختصاص داشت .

به وسیله این طرح ، طرح های فرادستی مثل چشم انداز تهران و طرح جامع به سمت اجرایی شدن پیش می روند. یعنی به نوعی این طرح می تواند ضمانت اجرای دو طرح اصلی تهران باشد و هر برنامه ای که توسط نهادهای دولتی و غیر دولتی تهیه می شود باید با سلسله مراتب تعیین شده در این طرح مطابقت داشته باشد.

اما حاشیه مطرح شدن طرح در شورا:
این طرح توسط کمیسیون برنامه و بودجه و رئیس آن یعنی رسول خادم تهیه شده بود و زیر آن 8 امضا داشت(خادم، بیادی، کاشانی، نجفی، مسجدجامعی، ساعی، شیبانی و احمدی نژاد) که نکته جالب در رای گیری نهایی این بود که نجفی با وجود امضا کردن طرح به آن رای نداد.

یکی از خبرنگاران گویا بعد از جلسه از او درباره این تناقض می پرسد که وی می گوید که طرح را نخوانده بود !! و وقتی خوانده دیده است طرح جامع و کاملی نیست! البته جالب اینجاست که چون طرح یک فوریتی بود تنها درباره یک فوریت باید تصمیم گیری می شد نه خود طرح!!

اما در بررسی این طرح یک اتفاق دیگر هم افتاد. علیرضا دبیر ، کلی اشتباه و متناقض حرف زد!
ابتدا می گفت: «طرح اجرایی نمی شود و ضمانت اجرا ندارد!!» وقتی این حرف ها را می زد چند نفر از اعضای شورا در حال خندیدن به او بودن چون اصلا این طرح ضمانت اجرا برای طرح های دیگر است و بیشتر شبیه یک آئین نامه می ماند. دبیر دو بار دیگر هم میکرفن خود را روشن کرد و همین حرف ها را تکرار کرد ولی آخرین بار گفت:«طرح خوبی هست اما بهتره سلب فوریت شود!!»

ابتکار هم مخالف یک فوریت طرح بود اما معتقد بود طرح خوبی است ولی نیازمند بررسی بیشتر است. او می گفت نباید «عجولانه» تصمیم گرفت. استفاده از این واژه خادم را گویا عصبانی کرد و در پاسخ به او گفت:«استفاده از واژه عجولانه منصفانه نیست چون برای تدوین این طرح سه ماه زمان صرف شده است.»
آخر سر هم طرح با هشت رای تصویب شد.

اما دستور جلسه بعدی شورا توسط ابتکار تهیه شده بود و درباره حفاظت از پارک های ملی تهران بود که طبق آن وظایفی برای شهرداری در نظر گرفته شد. وقتی طرح خوانده شد ، خادم می خواست در مخالفت با طرح حرف بزند اما در ابتدا گفت:«طرح چه عجولانه تهیه شده باشد چه عجولانه نباشد به آن رای می دهم!!»


اما نکته دیگر در بررسی این طرح این بود که طلایی در مخالفت با طرح به دوران فرماندهی خود در نیروی انتظامی استناد می کرد و ماجرا هایی که در سرخه حصار داشتند و در مقابل هم ابتکار به زمان ریاست خود در سازمان محیط زیست اشاره می کرد و ماجراهایی که درباره سرخه حصار داشتند و خادم هم (به دوران قهرمانی خود قطعا اشاره نمی کرد) به شورای دور دوم اشاره می کرد که جلساتی را با حضوراین دو عضو فعلی شورا درباه سرخه حصار تشکیل داده بود.


یک حاشیه هم خود طرح داشت. در جایی از طرح نوشته که سازمان آتش نشانی وظیفه دارد که درصورت آتش سوزی در پارک های ملی خجیر و سرخه حصار برای اطفای حریق به طور ویژه اقدام کند. سوال من این است که اصلا وظیفه ذاتی آتش نشانی چی هست؟ و چه لزومی دارد که وظیفه ذاتی آتش نشانی دوباه قانون شود؟
به هر حال در پایان طرح برای بررسی بیشتر به کمیسیون برگشت.


یک دستور جلسه هم درباره رعایت شاخصه هایی برای ساماندهی زندان قصر توسط شهرداری بود که یکی از زندانیان این زندان یعنی عباس شیبانی عضو شورای شهر است. این طرح توسط مسجدجامعی تهیه شده بود . جایی از طرح اشاره به احداث موزه در این مکان دارد که شیبانی در این باره می گفت که من چیزی ندارم که در موزه قرار بدهم!!


آخر جلسه و در حالیکه دو دستور باقی مانده بود چمران از اعضای شورا گله کرد که ساعت 8:45 حتما در صحن علنی باشند تا بعد از دیده بوسی ها و لابی ها راس ساعت 9 جلسه شروع شود.
در ضمن جلسه شورا یک غایب داشت و آن هم حسن بیادی نایب رئیس شورای شهر بود.

۱۳۸۶ آبان ۱۱, جمعه

از خبرنگاران شورا تا خبرنگار اخراج شده اعتماد

تو روابط عمومی شورای شهر دور یک میز بزرگ می نشینیم و با خنده و شوخی خبر می نویسیم. این کار همیشگی یکشنبه ها و سه شنبه های ماست.
اوضاع رسانه های ما آنقدر ملتهب جریان های سیاسی است که هربار در این جمع فردی کم یا زیاد می شود.
از اوضاع بد یکدیگر کم و بیش اطلاع داریم .بعضی ها به طور علنی رسانه خود را به سخره می گیرند اما عده ای هم هستند که با وجود اینکه از رسانه های خود دل پر خونی دارند ولی سکوت را به شکایت کردن ترجیح می دهند.
دو نفر تو جمع ما هستند که قبلا دبیران گروه های خبری خبرگزاری ایلنا بودند اما دست روزگار یکی را خبرنگار خبرگزاری موج کرد و دیگری را به خبرگزاری شهر کشاند.
خبرنگار اسبق خبرگزرای مهر هم به دلیل رفتارهای دبیر گروهش ،مجبور به خروج از این خبرگزاری شد و سر از یکی از روزنامه هایی درآورد که این روزها اخراج خبرنگارانش سر و صدا به پا کرده .
بعد از او ،از خبرگزاری مهر خبرنگار دیگری به جمع ما اضافه شد اما باز هم به دلیل مشابه مجبور به جدا شدن از گروه ما و خبرگزاری وابسته به شهرداری تهران شد.
چندتا از خبرنگاران هم به دلیل بسته شدن روزنامه هاشون یا تعطیلی آن از این جمع رفتند.
خبرنگار همشهری هم که از قدیمی ترین خبرنگاران این حوزه از شورای دور اول بود هم چند ماه پیش تغییر پیدا کرد و خبرنگار جدید این روزنامه به طور بی انصافانه ای از سوی یکی از اعضای شورای شهر در صحن علنی شورا مورد توهین قرار گرفت.
اخیرا چند تا خبرنگار از سایت هایی مثل جامع نیوز یا برنا نیوز هم به جمع ما اضافه شده اند که آینده آنها و سایت هایشان بسیار مبهم هست.
خبرنگار دیگری هم به دلیل اختلاف عقیده با دبیر گروهش مجبور به تغییر گروه شد و از این حوزه خبری رفت.
من هم که از همون روز اول تکلیفم با رسانه ام مشخص بود!!
حالا غرض از این نوشته ها چه بود؟
رسانه های کشور مبتلا به بیماری سختی شده اند. نوشته همکار ندیده ام الناز انصاری(اخیرا از روزنامه اعتماد اخراجش کرده اند)،تحت تاثیرم قرار داد .او در جایی درباره معامله های پنهان شهرداری با روزنامه نوشته است اتفاقی که قبلا هم در روزنامه های دیگر افتاده بود.
اینقدر فضای رسانه های کشور آلوده است که نمی توان به راحتی نفس کشید. نزدیک انتخابات است و منافع اشخاص کله گنده خبرنگاران را له می کند.
دیگر استقلال خبرنگار بی معنا شده است. رسانه ها در اختیار منافع کله گنده ها قرار گرفته اند .نمی تونی واقعیت ها را انعکاس دهی باید منافع رسانه را حتی اگر اشتباه هم باشد دنبال کرد بدون هیچ حرف اضافی!!
عده ای هم در این بین دلالی خودشون را می کنند چیزی که تو شهرداری بسیار فراوان دیده می شود!!

۱۳۸۶ آبان ۳, پنجشنبه

حالا دست........

سه شنبه اول آبان 1386-صحن علنی شورای شهر- تجلیل از قهرمان کشتی فرنگی،حمید سوریان

۱۳۸۶ مهر ۲۲, یکشنبه

ماجرای قطع شدن تلفن دفتر مسجد جامعی

یکی از افرادی که در شورای شهر برایش احترام زیادی قائل هستم ، مسجد جامعی است اما متوجه برخی از مسائل نمی شوم. یا من زیادی خوشبین هستم و دیگران زیادی بدبین یا واقعا دارم اشتباه می کنم.

ده روز پیش تو برخی از سایت ها نوشته شد که چمران تلفن دفتر مسجد جامعی را قطع کرده است که روز بعدش چمران نسبت به این موضوع موضع تندی گرفت.

من از چند جا پرسیدم و همین چند دقیقه پیش هم به یکی از کارمند های شورا هم زنگ زدم و فهمیدم که در آن روز که تلفن دفتر مسجد جامعی یک طرفه شد تلفن دفتر خادم و شکیب هم این وضعیت را پیدا کرد. فردی که این موضوع را گفت یه چیز دیگه هم گفت و آن این بود که امروز هم برای دو ساعت تلفن چند تا از دفترها قطع بود.

یکی دیگر از کارمندان با نگاهی دیگر به این ماجرا، تقصیرها را به گردن معاون اداری شورا یعنی حبیب کاشانی انداخت!!!
اما پشت این ماجرا چی قرار دارد خدا می داند!!ولی چرا و چگونه ماجرای تلفن دفتر مسجد جامعی تنها رسانه ای شده هم دلیلش را نمی دانم!!