۱۳۸۵ تیر ۲۲, پنجشنبه

مترو در دست دولت

همیشه وقتی محسن هاشمی مدیرعامل مترو و فرزند هاشمی رفسنجانی را می بینم یه غرور تو چهره اش وجود داره و وقتی هم حرف میزنه تیکه هاش و عصبانیتش را با خنده بروز می ده!!
دیروز اولین نشست تخصصی خبرنگاران حوزه شهری وابسته به انجمن صنفی روزنامه نگاران با عنوان "حمل ونقل عمومی و مساله بنزین " برگزار شد و یکی از شرکت کننده های این نشست محسن هاشمی بود.

خیلی صریح و تند به دولت انتقاد کرد. از قرار معلوم تو بودجه سال 85 کشور یه قسمتی به گسترش حمل و نقل عمومی اختصاص پیدا کرده ولی برای چگونگی تخصیص باید آیین نامه ای توسط دولت نوشته می شد و دولت هم در یک برنامه قشنگ یه کمیته با عنوان "نمایندگان ویژه رئیس جمهور" که مهدی هاشمی رئیس سازمان شهرداریها (همونی که کاندیدای وزارت رفاه بود و رای نیاوورد ، البته قبلا تو شهرداری معاون احمدی نژاد بود) و زریبافان که آشنای حضور هست از مهمترین تصمیم گیران این کمیته هستند را شکل داد.

این ها اومدند و ساخت و توسعه و طراحی و مطالعه توسعه خطوط مترو را از شرکت مترو گرفتند و به یه شرکت بخش دولتی تو وزارت صنایع که تا حالا یه متر مترو هم نساخته واگذار کردند.

این موضوع باعث عصبانیت هاشمی شد چون مطمئنا هدف از این تصمیم غیر از بزرگ کردن دولت ، بی اثر کردن هاشمی تو مترو هست. وقتی هاشمی زمان شهردار بودن احمدی نژاد مدیر عامل مترو بود ، خیلی با مجموعه مدیران شهرداری مشکل داشت تا حدی که نزدیک به انتخابات ریاست جمهوری، شهرداری یه نفوذی از ستاد هاشمی رفسنجانی تو مجموعه اش داشت که زیاد براش خوشایند نبود که حتی زمزمه های برکناری هاشمی شنیده شد و مطبوعاتی شد. ولی گویا اونور هم حسابی کله گنده هست!!! چون این اقدام هیچ وقت عملی نشد. در ضمن سر ماجرای ساخت خطوط منوریل یکی از هدف ها، زیر سوال بردن عملکرد مترو بود.

تو جلسه دیروز علاوه بر هاشمی ، تقی زاده معاون سابق حمل و نقل و ترافیک شهردار که تازگی ها مشاور عالی شهردارشده ، محمد رئوفی دبیر سابق شورایعالی ترافیک وزارت کشور و طالبیان مشاور موسسات تحقیقات انرژی وزارت نفت هم بودند.

خبرهای جلسه دیروز تو رسانه ها :
دخالت دولت در امور مترو تخلف از قانون است( روزنامه کارگزاران/ یه عکس قشنگ از دروازه دولت مترو هم با این مطلب کار کرده)


هشدار مديرعامل مترو در مورد تصميم هيات نمايندگان ويژه رئيس جمهور;
شركت هاى مترو سرگردان شده اند( روزنامه شرق
)


مصوبه هيات ويژه رئيس جمهور درباره حمل و نقل ريلي خلاف برنامه چهارم است ؛
دولت برخلا‌ف شعارهايش عمل مي كند (روزنامه اعتماد ملی)

روز گذشته در ميزگرد كميته خبرنگاران شهري انجمن صنفي روزنامه نگاران صورت گرفت :
حمله مديرعامل متروي تهران به دولت (روزنامه همبستگی
)


اختلاف شهرداري و دولت درباره احداث مترو
سردرگمي شركت‌هاي قطار شهري (روزنامه سرمایه)
و...................


۱۳۸۵ خرداد ۳, چهارشنبه

دبير هيات دولت يا عضو شوراي شهر

مديركل روابط عمومي شوراي شهر تهران به طبقه پنجم ، اتاق اول از سمت راست فرا خوانده شده بود. بايد سريع مي رفت به اتاقي كه اين روزها اغلب خالي هست ولي زماني براي خودش برو بيايي داشت!

روي در اتاق حك شده بود: مسعود زريبافان

اكبري مقدم حامل پيامي براي خبرنگارهايي بود كه امروز دبير هيات دولت كنوني و عضو شوراي شهر سابق(البته از ديد من نه قانون!) را بعد از جلسه شورا محاصره كرده بودند. او به خبرنگارها پيغام داده بود كه تمام صحبت هايش را از روي نوار ضبط شده بدون هيچ تحليل و كم و كاستي كار مي كنند وگرنه ......

اما ماجرا از چه قرار بود؟

صبح اول وقت وقتي خبرنگارها تو جلسه شورا جمع شده بودند ، هنوز بحث روز گذشته داغ بود!!داغ داغ!!

حالا بايد حركت هاي ديگري انجام ميشد. آخراي جلسه بود كه يكي از بچه هاي خبرنگار اين ندا را داد كه بعد از جلسه همه بايد سراغ زريبافان برويم تا درباره لايحه دولت براي كاهش اختيارات شوراها ازش سوال كنيم و وادارش كنيم جواب بده.

تو اين سه سال شايد يكي از كم مصاحبه ترين افراد شوراي شهر زريبافان بود. كم حرف مي زد ولي بلد بود چيكار كنه!!اون زمان ها كه احمدي نژاد شهردار بود، در تمام جاهايي كه شهردار حضور داشت ، او را همراهي مي كرد و آخر سر هم از دولت سر در آورد.حالا هم سه شنبه ها تو جلسات شورا شركت ميكنه ولي اغلب توي برگ ها و پوشه هاي خودش غرقه و در حال نوشتن چيزهايي است كه قطعا به شورا ربط ندارد و مربوط به دولت هست.

امروز هم ساعت يازده وارد صحن شورا شد و برخي از اعضاي شورا با صلواتي همراهيش كردند تا روي صندلي منشي اول شورا و روبروي 12 عضو ديگر بنشيند!!

جلسه تموم شد و دور و برش با خبرنگارها محاصره شده بود. خبرنگارها با لحن اعتراضي سوالهاي خودشون را مي پرسيدند و اون خيلي كوتاه جواب مي داد.

دولتي كه برخاسته از شوراي شهره، چرا ميخواد اختيارات اين نهاد را محدود كنه؟
-هيات دولت برخاسته از رئيس جمهوره و رئيس جمهور هم برخاسته از مردمه.

ولي دولت وامداره شوراي شهره؟
-دولت تنها وامداره مردمه!

شما عقيده نداريد كه اين لايحه اختيارات شوراها را محدود ميكنه؟
-به اين شدتي كه دوستان مي گويند، نه!!

دولت ميخواهد روي شوراها نظارت شديدي را اعمال كند؟ اينطور نيست؟
-هر نهادي نياز به ناظر دارد

و.....

خبر ايسنا

۱۳۸۵ خرداد ۲, سه‌شنبه

بچه اي كه مادرش را خورد

انگار بعد از پنج سال خبرنگار شوراي شهر بودن يه حسي درونت تقويت ميشه كه تو هم يكي از شورايي ها هستي! برات شوراي شهر خيلي مهمه و بهش تعصب داري!!

ديروز اعضاي شوراهاي 20 شهر كشور تو صحن شوراي شهر تهران جمع شده بودند تا اعتراض خودشون را نسبت به لايحه دولت درباره اصلاح قانون شورا ها اعلام كنند.

همه معترض بودند و به نحوي اعتراضشون را مي گفتند. انگار يه جورايي از دولت رو دست خورده باشند. يكي مي گفت مگه شوراها چقدر اختيار دارند كه اون هم مي خواهند بگيرند؟ يكي ديگه تهديد به استعفاي دست جمعي كرد.

يكي ديگه مي گفت كه رئيس جمهور عصاره شورا ها است و نبايد اينگونه با شوراها رفتار مي كرد.

خلاصه اينكه همه در حال اعتراض بودند. بيادي نايب رئيس شورا تو جمع خبرنگارها ، حرف هاي تندي را زد و اين لايحه را كاملا سياسي مي دونست.

خادم دولت را با عنوان فرزند ناخلف شورا صدا كرد.

درآخر جلسه هم يكي از خبرنگارها به خادم گفت كه شما ها مثل مادري مي مونيد كه بچه اش مرده و داريد براش شيون و زاري مي كنيد ولي اون بچه زنده نميشه ولي خادم گفت كه نه ما ها مثل مادري مي مونيم كه بچهه داره ما را مي خوره!!!

اما جالب ترين قسمت ،سكوت يكسري از اعضاي شوراي شهر درباره اين لايحه و موارد ديگه هست. تازه اگه حرفي هم بزنند بايد به حرفهاشون خنديد. روزنامه ايران اومده با واعظي آشتياني مصاحبه كرده و جو جلسه ديروزرا با توجه به اينكه روزنامه دولته يه جور ديگه تشريح كرده.
خدا را شكر آرشيوي كه من درباره شوراي شهر دارم خيلي كامله و تمام نطق پيش از دستورهاي اعضا را توي اين سه سال جمع كردم.
واعظي به روزنامه ايران گفته كه تهديد به جاى گفتمان كارشناسى در شورا حاكم شده و يك ادبيات جديد شكل گرفته و كار بردن الفاظى چون ناخلف نشان از صحبت بر اساس عصبانيت و بغض دارد و اگر اعتراض هست، بهتر است كه اين اعتراضى با ادله و به دور از توهين و تخطئه دولت انجام شود.

يادم نرفته زمان خاتمي ، همين آقا چه جوري توهين ميكردو اون زمان نطق هاي پيش از دستور واعظي آشتياني عليه دولت حسابي معروف بود و با بدترين كلمات به دولت توهين مي كرد ولي حالا در كسوت يك شورايي ككش هم نميگزه كه چه بلايي داره سر شوراها مياد!!

گزارش شرق درباره اين موضوع

۱۳۸۵ خرداد ۱, دوشنبه

افشاگري ها

در اين برهه زماني كه آخرين سال فعاليت شوراهاي دور دوم هست ، همه افتادند دنبال افشاگري!!

بعد از سه سال حقوق هاي اعضاي شوراي شهر لو مي رود.

عارف نيوز كه نقل قول هاي فراواني از وابسته بودن به يكي از بزرگان!!ميشه شده رئيس اين افشاگري ها و دست هم گذاشته روي واعظي آشتياني، خزانه دار شوراي شهر تهران!!

از مدرك تحصيلي گرفته تا حقوق و مزايا و از اينكه مي خواسته هم سفير بشه ، هم وزير بشه و هم رئيس بشه !!البته اين عنوان ها را با هم نمي خواسته ولي هنوز كه به هيچ كدومش نرسيده و فقط علاوه بر شوراي شهر ، رئيس فدراسيون دوچرخه سواري هم هست!!

فقط يه نكته!!اگه مدرك واعظي درست باشه و اون كارشناسي ارشد مديريت داشته باشه، من موندم پس چرا تو اين سه سال هي بهش مي گفتند مهندس!!!!!!!

افشاگري هاي عارف نيوز(درست و غلطش پاي خودشون)
رکورد دار دریافت حقوق از شورای شهر تهران
رکوردی دیگر از عضو رکورددار شورای شهر تهران

كميته تخصصي خبرنگاران شهري

بالاخره كميته تخصصي خبرنگاران شهري هم شكل گرفت!
كميته تخصصي خبرنگاران حوزه شهري به عنوان يكي از كميته هاي زيرمجموعه انجمن صنفي روزنامه نگاران آغاز به كار كرد.
در اين كميته خبرنگاران، تحليل گران و نويسندگان حوزه شهري كه عضو انجمن صنفي هستند مي توانند با عضويت در اين كميته به فعاليت در كارگروه‌هاي مختلف حوزه شهري بپردازند. همچنين فعالان حوزه شهري كه عضو انجمن صنفي نيستند، مي توانند به صورت افتخاري به عضويت كميته تخصصي خبرنگاران حوزه شهري درآيند. اين كميته كه با هدف ارتقاي سطح كيفي روزنامه نگاران و فعالان حوزه شهري تشكيل شده در موضوعات و بخش‌هاي مختلف حوزه شهري همچون ترافيك، عمران شهري، محيط زيست و اقتصاد شهري فعاليت خواهد كرد.

۱۳۸۵ اردیبهشت ۱۹, سه‌شنبه

تكذيب قاليباف ، تائيد روابط عمومي

صبح كله سحر يه شوخي كوچيك با روابط عمومي شهرداري كردم، فكر نمي كردم تا آخر روزم خبر روز شهرداري، روابط عمومي باشه!!

سه ساله كه شوراي شهر سه شنبه ها جلسه علني داره و تو مديريت قبلي سابقه نداشت كه برنامه هاي شهرداري با جلسه شورا تداخل داشته باشه اما از وقتي قاليباف اومده اين تداخل برنامه ها خيلي تكرار شده!

به نظر من اين يك بي تدبيري هست كه از طرف مسئولان روابط عمومي شهرداري دنبال ميشه !چون در نهايت انعكاس خبري شهرداري در حاشيه قرار مي گيره!

امروز كله سحر شهرداري يه برنامه داشت و ساعت 9 هم كه جلسه شورا شروع مي شد ،يه همايش ديگه از طرف شهرداري برگزار مي شد.

ساعت يك ربع به نه برنامه اول شهرداري كه درباره گراميداشت صدو سي و هفتمين روز آغاز به كار 137بود تموم شد. خبرنگارها دور مدير روابط عمومي شهرداري جمع شده بودند كه مدير روابط عمومي گفت كه ساعت 9 همايش جذب سرمايه گذاري و مشاركت مردمي با حضور دكتر قاليباف برگزار ميشه! من هم در ادامه گفتم كه ساعت 9 جلسه شورا هم برگزار مي شه! مدير روابط عمومي جواب داد كه شيطنت نكنم!!

رفتم شورا ، خبر صبح را نوشتم و فكس كردم ، يكي از دوستان و همكارام قرار بود كه برنامه بعدي شهرداري را پوشش خبري بدهد و من با خيال راحت خبرهاي شورا را بنويسم. وقتي داشتم خبر شهرداري را فكس مي كردم، يكي از خبرنگارها يه خبري را داد كه تا الان بازخوردهاش را مي بينم.

يكشنبه شورا جلسه مثلا علني و بدون حضور مستمع را داشت ولي آقاي چمران اعلام كردند كه خبرنگارها نيايند چون جلسه خبر نداره ولي اي دل غافل همه خبرها تو شورا بود. در ضمن قرار بود كه قاليباف همون روز از نمايشگاه كتاب بازديد داشته باشه كه يك ساعت و نيم خبرنگارهاي شهري را قال گذاشت و نيومد.

اما اين پازل ها وقتي كنار هم چيده ميشه خيلي چيزها هم روشن ميشه! تو جلسه يكشنبه طرح دو فوريتي تحقيق و تفحص شورا از روابط عمومي شهرداري مطرح ميشه و قاليباف تو اين جلسه هم بوده و بحث ها آنقدر داغ و طولاني شد كه قاليباف به نمايشگاه نرسيد.

اين طرح تصويب شد و بايد در 15 روز شورا گزارش تحقيق و تفحص را ارائه كنه اما چند نكته جالب!!

وقتي من از اين مصوبه خبردار شدم ، سريع به دوستم زنگ زدم كه حتما از قاليباف در اين باره سوال كن!!

دوست جونم هم اين سوال را پرسيده ولي باز هم اي دل غافل، شهردار تكذيب كرد !!! قاليباف مي گفت كه من تو جلسه يكشنبه شورا بودم ولي اين موضوع مطرح نشد!!! اصلا طرح دو فوريتي مطرح نشد!! جل الخالق كه چها ساعت بعد از اين تكذيبيه، روابط عمومي شهرداري اطلاعيه اي را صادر كرد كه بر اساس مصوبه روز يكشنبه شورا براي تحقيق از روابط عمومي شهرداري، اين واحد آمادگي كامل براي تحقيق را دارد!!!!

من ماجراي اين پنهان كاري ها را نمي فهمم. بعد از جلسه شورا پيش چمران رفتم ولي چمران تكذيب نكرد و اتفاقا درباره طرح يكسري توضيح كلي داد!!!

راستي اون منبع آگاه حتي حرفهايي كه قاليباف تو جلسه يكشنبه را زده بود ،هم گفت.
گويا قاليباف گفته كه قبل از عيد قرار بوده حكمت مدير كل روابط عمومي شهرداري را عوض كنه ولي بعضي اتفاق ها باعث منصرف شدنش شده و الان هم حسابي از حكمت حمايت ميكنه!!

اين طرح دو فوريتي ، اول توسط مخالفهاي شهردار مطرح ميشه ولي موافق هاي شهردار با اصرار به تحقيق و تفحص سه ساله زير طرح را امضا مي كنند. حالا هم قراره تحقيق شورا سه ساله باشه !! خوب ميدونيد مفهوم اين يعني چي!!؟

در ضمن آقاي قاليباف باز هم حرف هاي خودتون را تكذيب مي كنيد؟


۱۳۸۵ اردیبهشت ۱۷, یکشنبه

ديدار شهردار با غسال ها

ديشب قاليباف با همسر و پسرش دور يك ميز نشسته بودند و از غسال هاي بهشت زهرا ميزباني مي كردند.

مراسم تجليل از غسال ها بود . يه آن ياد دوسال ونيم پيش افتادم كه احمدي نژاد لباس كارگرهاي شهرداري را پوشيده بود و تو مصلي كلي دوربين تلويزيوني احاطه اش كرده بودند و لحظه لحظه مراسم روي آنتن بود ولي ديشب از اون دوربين ها تو رستوران بوستان گفتگو خبري نبود!!چرا؟؟؟؟؟؟؟؟

122 غسال با خانواده هاشون تو مراسم بودند كه از اين تعداد 20 نفرشون خانم بودند.
قبل از قاليباف ، پسر و همسرش كه مشاور شهردار در امور بانوان هست پيداشون شد و بعد قاليباف سر تك تك ميزها اومد و به ميهمان ها خوش آمد گفت.

رضائيان مديرعامل سازمان بهشت زهرا ، كه 38 ساله تو شهرداريه و 20 ساله مديرعامل سازمان بهشت زهرا است ، مراسم را شروع كرد.

بعد از رضائيان گلايه نامه يكي از غسال هاي خانم به نمايندگي از تمام غسال ها خونده شد. از اينكه شغلشون در بين عموم مردم چندش آور خونده ميشه، اظهار ناراحتي كرد و....

خلاصه بعد از مراسم تجليل ، غسال ها شام را مهمون شهرداري بودند.
يكي از بچه هاي خبرنگار از قاليباف خواست مصاحبه بگيره كه قاليباف گفت اينقدر خسته هست كه نمي دونه قاشق غذا را تو دهنش برده ويا تو چشمش!!!!!
مراسم خوبي بود .مخصوصا كه با چندتا از بچه هاي خبرنگار پيش غسال ها رفتيم و با اونها مصاحبه كرديم.يكي از غسال ها وقتي داشت ماجراي شستن پسربچه هشت ساله را كه سه روز پيش اووده بودنش غسالخونه را تعريف مي كرد اشك تو چشماش جمع شده بود و اين در حالي بود كه پسربچه هشت ساله خودش حسابي داشت شيطوني مي كرد.

۱۳۸۵ اردیبهشت ۵, سه‌شنبه

يه اصفهاني و يه مشهدي و سينما آزادي تهران

رئيس حوزه هنري در مراسم كلنگ زني بازسازي سينما آزادي با لهچه اصفهاني مي گفت كه يه اصفهاني با يه مشهدي(شهردار تهران) دست به دست هم دادند تا بچه هاي تهرون هم صاحب سينما بشند.

ديروز اول تو سينما كانون كه تو خيابان وزرا نرسيده به عباس آباده همه جمع شده بودند تا مراسم قبل از كلنگ زني را برپا كنند.

7 نفر سخنراني كردند تا با آخرين سخنراني همه به سمت سينما آزادي روانه شوند. اين مسير را شهردار به همراه بسياري از بازيگرها پياده طي كرد. حسابي خيابون شلوغ شده بود و اتوبوس ها ايستاده بودند و مسافرها سرشون را بيرون داده بودند و محو تماشا بودند.

بالاخره به خيابون عباس آباد رسيديم و شهردار با عبور از خط كشي عابر پياده به اون سمت خيابون رفت و كلنگ در دست ، محل مورد نظر را كوفت و بالافاصله محل را ترك كرد ولي اينبار از چراغ قرمز رد شد!!!(البته تقصيري نداشت ، مامورها ماشين ها را متوقف كرده بودند تا قاليباف رد بشه)

خلاصه قراره اونجا تابلوي روز شمار هم نصب بشه تا تو جشنواره فجر سال 1386 ،سينما به طور كامل به بهره برداري برسه!!

من هم يه كم شهردار را عصباني كردم. سوالي پرسيدم كه قاليباف گفت در جريان نيست ولي دوباره سوالم را به نوعي ديگه تكرار كردم كه يه كم با عصبانيت جوابم را داد!!

۱۳۸۵ فروردین ۲۹, سه‌شنبه

ديدار شهردار با مسئولان حماس

وقتي حدود 7 تا خبرنگار شهري منتظر آسانسور شوراي شهر باشند تا به طبقه هشتم برسه و يهو در آسانسور باز بشه و شهردار تهران داخل آسانسور باشه اين خبرنگارا چيكار مي كنند؟

ديروز قاليباف با مسئولان حماس ديدار داشت. قاليباف اعلام آمادگي كرد كه هر كمكي از شهرداري بر بياد براي شهرهاي فلسطين نشين انجام مي دهد.

كلي خبرنگار براي پوشش برنامه اومده بودند ولي نيم ساعته صحبت هاي دو طرف كه حرفهايي كليشه اي بود بيشتر طول نكشيد و قاليباف في الفور مي خواست بره.

يكي از خبرنگارها اون وسط با اعتراض گفت كه آقاي دكتر! نمي خواهيد به ابهام هاي خبرنگارا درباره چگونگي كمك شهرداري به حماس پاسخ بديد؟
كاملا مشخص بود كه شهردار يك لحظه موند كه چي بگه و در نهايت گفت كه جلسه داره و بايد بره ولي در برنامه فردا شهرداري به همه سوالها پاسخ ميده . يه مختصري هم درباره كمك به حماس توضيح داد و رفت.

يواش يواش سالن شهرداري در ساختمان شورا داشت خالي مي شد و بچه ها پشت در آسانسور منتظر بودند كه در اين حين آسانسور باز شد و قاليباف داخل آسانسور بود. يه آن خبرنگارا موندند كه سوار آسانسور بشوند يا نه. ولي در اسانسور كه زياد باز نمي مونه !!

وقتي در بسته شد تازه از خودمون مي پرسيديم كه چرا سوار آسانسور نشديم؟؟ و فقط بر و بر همديگه را نگاه مي كرديم؟

۱۳۸۵ فروردین ۲۶, شنبه

موضوع هاي تكراري و اعتراض هاي تكراري

وقتي نرخ كرايه تاكسي ها را شورا پشت درهاي بسته تصويب مي كنه نتيجه از اين بهتر نميشه! دعا مي كنم اين يكسال باقي مونده زودتر تموم بشه تا از اين جريان بسته اطلاع رساني كه ايجاد كردند خلاص بشم البته مشخص نيست! شايد بعدي ها بدتر هم باشند.

آخراي اسفند كه داشتند نرخ كرايه ها را پشت درهاي بسته تصويب مي كردند بعد از يكي از اين جلسه ها با خنده از چمران پرسيدم كه بعد از سه سال هنوز معني جلسه علني بدون حضور مستمع را نفهميدم ! چمران هم با خنده گفت كه ان شا‍ءا... تا يك سال ديگه متوجه ميشوم!!!

به چمران مي گفتم كه چرا مصوبات مهم بايد پشت درهاي بسته تصويب بشه ؟ او هم با جوابي بدون ربط مي گفت كه شورا موظف هست كه هر 15 روز يكبار جلسه علني و در صحن شورا داشته باشه ولي ما هفته اي دوبار جلسه داريم كه يكي از جلسات بدون حضور مستمع هست!!!!

ديگه خبرنگارها پشت اعتراض هاي من را نمي گيرند. گويا اونها حسابي از اين موضوع هاي تكراري كه نتيجه نداره خسته شدند.

پنجشنبه شورايعالي استانها با نمايندگان 30 شوراي كشور جلسه داشت كه رياست اين جلسات با چمران هست. بعد از جلسه خبرنگارها درباره نرخ كرايه تاكسي ها از چمران سوال كردند كه چمران در كمال ناباوري گفت اين كرايه ها همان قيمت هايي است كه تو سه ماهه آخر سال توسط راننده ها زياد شده بود و اين قيمت ها را فقط شورا تصويب و قانوني كرد.

من كه لجم گرفته بود خط آزادي – تجريش را مثال زدم كه سال 84 ، 450 تومان كرايه مي گرفتند و وقتي بستن كمربند ايمني اجباري شد اين نرخ 500 تومان شد و الان با مصوبه شورا 650 تومان شده!!!

چمران گفت كه اگه اين موارد گزارش بشه ، شورا اصلاح مي كنه!!حالا من دارم ليست تهيه مي كنم كه گزارش بدم! اگه شما هم اين مشكل را داريد بگيد تا ببينم واقعا رو حرفشون هستند؟؟

با اونكه ديگه به تاثيرگذاري خبرنگارها در بعضي موارد شك دارم ولي باز هم پي اين موضوع را مي گيرم تا ببينم چه شود!

۱۳۸۵ فروردین ۱۷, پنجشنبه

معني هديه چيه؟اتاق امن چيه؟

قاليباف سال جديد را خيلي خوب با خبرنگارها شروع كرد.
آقاي شهردار ديروز پشت ميز اتاق كنفرانس شهرداري منطقه 17 نشست و شايد به حدود 20 سوال متنوع خبرنگارها جواب داد.

اينقدر موضوع هاي مطرح شده متنوع بود كه وقتي تيتر خبرگزاري ها و روزنامه هاي امروز را ديدم ، كمتر با تيترهاي مشترك مواجه شدم اما دو تا موضوع براي من جالب بود.

يكي از خبرنگارا درباره طرح اتاق امن از شهردار سوال كرد كه قاليباف با تعجب گفت كه اين موضوع را براي اولين بار از شما مي شنوم و در رابطه با اين طرح هيچ اطلاعي ندارم و اين در حاليه كه در مديريت قبلي درباره اين طرح به طور گسترده اي تبليغ شد به طوريكه تابلوهاي سطح شهر در ابعاد خيلي وسيع اين موضوع را تبليغ مي كردند و زير اين تبليغ سايت اتاق امن كه براي در امان ماندن دربرابر زلزله قرار بود اجرا بشه را معرفي كرده بودند.

حتي روزنامه همشهري در يك ويژه نامه جدا اين طرح را براي اجرا در بافت هاي فرسوده به طور مفصل معرفي كرده بود و در چند مصاحبه مطبوعاتي هم علي آبادي معاون شهردار و هم مازيار حسيني رئيس مديرت بحران و هم احمدي نژاد بارها در اين باره توضيح داده بودند.

احمدي نژاد در يكي از جلسات صحن علني شورا درباره عملكرد شهرداري با اعلام اين طرح كلي از آن تعريف كرد و حالا قاليباف خيلي راحت ميگه كه تا حالا حتي اسم اين طرح به گوشش هم نخورده!

حالا يه گيره ديگه به دولت!!

سال پيش و وقتي كه آلودگي هواي تهران تو وضعيت بحراني بود ،رئيس جمهور اعلام كرد كه 500 دستگاه اتوبوس به شهرداري تهران هديه مي كنه ولي اي دل غافل كه هنوز اين اتوبوس هاي اهدايي ساخته نشده و حتي قرارداد ساختش هم منعقد نشده!! حالا اين چه هديه اي هست ما كه نفهميديم.

اما ديروز قاليباف ميگفت كه اين اتوبوس ها سهميه شهرداري تهران از وزارت كشور و دولت هست كه بايد به چند كلانشهر و از جمله تهران داده بشه!!! بالاخره من نفهميدم معني هديه يعني چه!!!

۱۳۸۵ فروردین ۱۵, سه‌شنبه

اندر حكايت دانشكده خبر و تهران شهر

امروز شورا جلسه بود، با پايان جلسه امروز خبر نوشتن من هم تموم شد و سريع فكس كردم تا براي اولين بار در عمر دانشجويي خود سر وقت در كلاس حاضر بشم. از سه جلسه درس ترجمه متون خبري از فارسي به انگليسي كه از اول ترم برگزار شده به خاطر جلسات شورا فقط تونسته بودم يكبار سر كلاس حاضر بشم و اينبار خوشحال و خندان آماده تحصيل علم بودم كه ناگهان متوجه شدم ،نه تنها استاد گرانقدر نيامده اند كه دانشجويان سخت كوش هم همه در غيبت صغرا بسر مي برند!!

خلاصه اتاق خبر چشمكي به من زد با يكي از رفيقان شفيق و هم حوزه اي در شهرداري به اين اتاق هجوم آورديم تا به مانند ديگر دوستان خبرنگار در اين اتاق خبر جمع شده و در پشت يكي از كامپيوترهاي متصل به اينترنت اين اتاق نشسته و به مانند حدود 20 خبرنگار حاضر در اين اتاق به كاري غير از خبر بپردازيم!!!

سر و سامان دادن به وبلاگ در دستور كار بود ولي اي دل غافل وقتي آدرس وبلاگ را تايپ كردم ديدم كه خيلي مودبانه به خارجه از من معذرت خواهي كرده و بازهم به زبان خارجه نوشته كه اين سايت فيلتر شده!!

خيلي علامت سوال در بالاي سر من نقش بست و من سخت در فكر فرو رفتم كه چرا وبلاگ من كه با تمام كارت هاي اينترنتي بالا مياد و مشكلي نداره، پس چرا در دانشكده مربوط به دولت كريمه و خبرگزاري دولت مهرورز يعني ايرنا فيلتره؟؟

البته جواب را هم دريافتم و فكر مي كنم كه اين موضوع به مطالب آرشيوي يكسال قبل من مربوط ميشه كه درباره شهردار سابق خدمت رسان و رئيس جمهور باز هم خدمت رسان مطالبي را نوشته بودم.

جل الخالق!!!!!!!!

۱۳۸۴ اسفند ۲۹, دوشنبه

ظهر شرعي و جلو نكشيدن ساعت ها

هركي زورش بيشتر باشه، حرف حرف اون ميشه!!
14 ساله كه از كشورهاي ديگه ياد گرفتيم كه اول بهار يك ساعت ، ساعتها را جلو بكشيم و پائيز به سرجاش برگردونيم اما سخنگوي هيات دولت با لبخند مليحش جلوي دوربين مياد و ميگه چون مردم سردرگم مي شدند ديگه ساعت كشور تغيير نمي كنه!!!!!!

توجيه از اين قشنگ تر!!

گويا اوايل انقلاب هم از جلو كشيدن ساعت ها جلو گيري كردند و علت اين موضوع را بايد در عقايد يكسري آدم خشك مقدس جستجو كرد.

"ظهر شرعي"

اين خشك مقدس ها ظهر شرعي را ساعت 12 مي دونند و از نظر عقايد آنها اذان ظهر در ساعت يك داراي اشكال است.

خب فكر مي كنم دليل تصميم هيات دولت هم مشخص شد.

البته زياد مهم نيست. قانون جلو كشيدن ساعت ها فقط براي كشورهاي توسعه يافته مي تونه مفيد باشه نه براي كشور ما كه در فعاليت هاي كاري تنبلي مي كنيم و هميشه ياد گرفتيم سر و ته كار را هم بياريم و پي تفريح خودمون بريم. اين قانون براي استفاده بهينه از روشني روز اجرا مي شه ولي بيچاره دانش آموزها كه بايد طبق مصوبه هيات دولت ساعت 7 صبح كلاس هاشون باشند.

نظر ويكي پديا درباره لزوم تغيير ساعت

۱۳۸۴ اسفند ۱۹, جمعه

137 و آقاي شهردار

قرار بود فيلم 137 حالت تبليغاتي داشته باشه اما قاليباف خلافش را ثابت كرد.

هفته پيش همايش سامانه مديريت شهري 137 بود كه فرصت نشد درباره اش همون موقع بنويسم اما حالا مي نويسم.

همايش با گزارش معاونت هاي شهردار شروع شد و با صحبت هاي قاليباف تموم شد كه جالب ترين قسمتش صحبت هاي قاليباف بود.

قاليباف در شروع سخنرانيش خواست فيلم تبليغي درباره 137 را كه اول برنامه پخش شد را دوباره نمايش بدهند.

فيلم با تلفن يك شهروند رهگذر از يك خيابان تهران كه چاله داشت شروع شد كه او از ماموران 137 درخواست كرد كه اين چاله را پر كنند.

وقتي ماموران 137 عازم محل شدند ، قاليباف گفت كه فيلم را نگه دارند و رفت جلوي تلويزيون و تابلوي ورود ممنوعي را نشون داد كه ماموران 137 ازش عبور كردند.

بهر حال ماموران خدوم!!137 چاله را پر كردند و شهروند اول فيل از اون محل دوباره داشت مي گذشت كه قاليباف مجددا خواست كه فيلم ثابت بشه و رفت جلوي تلويزيون و چاله ديگه اي را كه كمي جلوتر بود را نشون داد و گفت نبايد منتظر ماند تا مردم زنگ بزنند تا چاله را پر كنيد.

شهروند ابتداي فيلم مجددا براي تشكر به 137 زنگ زد كه باز هم قاليباف اعتراض كرد كه نبايد تلفن را براي اين كارها اشغال كرد. شهروند مذكور از اپراتور جواب دهنده پرسيد كه علاوه بر پر كردن چاله ، 137 ديگه چه خدماتي مي دهد كه اپراتور يكسري كارها را پشت سر هم رديف كرد. در اين حين قاليباف با لحن خاصي گفت كه اپراتورفقط نگفت شهرداري لبو هم مي فروشه!!!

فيلم تموم شد و حالا قاليباف شروع كرد به تعريف كردن تجربه هاي تماس خودش با تلفن 137!!!مي گفت يكي كه دو ماه اومده باشه تهران مي دونه كه تقاطع انقلاب با وليعصر كجا مي شه!

قاليباف ادامه داد كه يه چاله را در اين تقاطع وجود داشت كه باعث شد به 137 زنگ بزنه. وقتي اپراتور گوشي را برداشت و موضوع مطرح شد، اپراتور از قاليباف مي پرسه كه اين تقاطع در منطقه چنده كه شهردار ميگه كه رهگذره و نمي دونه!!اپراتور هم گويا با لحن بدي جواب ميده كه وقتي فهميدي كدوم منطقه هست زنگ بزن !!و گوشي را قطع مي كنه!!

قاليباف مي گفت كه يه بار ديگه زنگ زده و 6 روزه هنوز مشكل برطرف نشده!!!

اول همايش هم رئيس 137 تعريف مي كرد كه يه پسر 8 ساله يكبار با 137 تماس گرفته بود و آدرس خونه اش را داده بود تا ماموران 137 اون را ببرند پارك چراكه هرچي به پدر و مادرش اصرار ميكنه از اين كار سرباز ميزنند.

۱۳۸۴ اسفند ۵, جمعه

لايه هاي دروني جامعه و تفكرات

تا درون لايه هاي جامعه نباشي ، نمي توني به درك درستي از مردم جامعه برسي .هميشه فكر هاي خودمون را به كل جامعه تعميم مي ديم در حاليكه در خيلي از موارد اكثريت با تو هم راي نيستند.

توي اين يك دو هفته تو مناطق شهرداري مي گشتم. همايش معتمدين مناطق براي تشكيل هيات هاي نظارت و اجرايي شوراياري ها هر روز تو يك منطقه برگزار مي شد. سه هفته تمام !!

هفته پيش به چند تا از مناطق رفتم .يكي منطقه 16 بود كه همايش تو فرهنگسراي بهمن برگزار شد.سالن گوش تا گوش پر بود. پيش خودم فكر مي كردم چون جنوب تهرانه اينجوري استقبال شده وگرنه ميزان استقبال و مشاركت تو مناطق شمالي كمتره!!! ولي كاملا در اشتباه بودم.ديروز تو سالن دانشكده پزشكي شهيد بهشتي براي معتمدين منطقه يك، همايش مشابهي برگزار شد كه مردم دو برابر منطقه 16 اومده بودند.

خيلي جالب بود .شهردار منطقه با يك دعوتنامه 3 هزار نفر را به سالن كشانده بود.

در ضمن پريشب 4 تا از اعضاي شورا به همراه قاليباف پيش وزير كشور بودند تا مشكلاتي كه براي تشكيل انجمن هاي شورا ياري پيش آمده را بر طرف كنند. چيدمان اعضاي شورا جالب بود. دو مخالف و دو موافق شوراياري ها!!! گويا مي خواستند دعوا بياندازند ولي آخر سر وزير با چند تا تذكر موافقت كرد كه شورا ياري هاي محلات تشكيل شوند.

يكي از اين تذكرات اين بود كه انتخابات سراسري نباشه چون فقط وزارت كشور انتخابات سراسري برگزار مي كنه كه قرار شد در روزهاي 19 و 26 اسفند باشه !!!تذكر بعدي درباره شكل صندوق هاي راي بود كه ايراد گرفتند كه نبايد يه شكل باشه!!!كه به قول يكي از اعضاي شورا يه جا صندوق ميگذارند يه جا هم قلك تا اشكالي به وجود نياد!!!!!!

خلاصه اينكه با گيرهاي بيخودي ، آخر سر گذاشتند انتخابات شوراياري محلات برگزار بشه!!!!َ

۱۳۸۴ بهمن ۲۶, چهارشنبه

قاليباف نيومد،جنجال شد

آخرين باري كه تو صحن علني شورا نشستم و به بررسي بودجه شهرداري گوش دادم سه سال پيش و در زمان ملك مدني بود تا اينكه طلسم بررسي بودجه شهرداري پشت درهاي بسته بعد از دو سال پي در پي شكسته شد و بودجه پيشنهادي قاليباف ديروز تو صحن علني بررسي شد.

يادم مياد در زمان شهرداري ملك مدني، اون با وجود وضعيتي كه داشت مجبور بود در تمام جلسات بررسي بودجه كه هر روز هفته برگزار مي شد حضور داشته باشه ولي چون در زمان احمدي نژاد بودجه پشت درهاي بسته بررسي مي شد ، اطلاع نداشتم كه آيا احمدي نژاد در تمام جلسات بود يا نه ولي ديروز به بركت قانونمند بودن!!! يك عضو شورا متوجه شدم.

زياري كه از مخالفان قاليباف هست وقتي بررسي بودجه داشت شروع مي شد به ماده 46 قانون شوراها استناد كرد و با خوندن اين بند قانوني گفت كه نص صريح قانون به حضور شهردار در تمام جلساتي كه بودجه بررسي ميشه تاكيد داره وبنابراين جلسه بررسي بودجه بدون حضور شهردار غيرقانوني هست.

اول چمران اعتراض كرد كه طبق روال گذشته!!!حضور شهردار لزومي نداره ولي زياري حسابي اعتراض كرد كه اين مطلب تو قانون اومده !!

بحث ها شدت يافت كه يهو شريعتمداري رئيس كميسيون برنامه و بودجه شورا داغ كرد و گفت: پس چرا سال گذشته ما كار غير قانوني كرديم و هيچكي چيزي نگفت؟

شريعتمداري مي گفت كه آقاي احمدي نژاد بياد و توضيح بده كه چرا كار غير قانوني كرده؟؟پس تمام بودجه سال 84 شهرداري غير قانوني بوده!!!

خلاصه اينكه دانشجو كه جزو طيف مخالف شهرداره موضوع را جمع كرد و پيش زياري رفت كه از موضعش كوتاه بياد.

قرار شد براي ادامه بررسي بودجه راي گيري بشه كه بدون حضور شهردار جلسه ادامه پيدا كنه يا نه كه 14 نفر از 15 نفر خواستار ادامه جلسه شدند و در واقع اين كار غير قانوني ادامه پيدا كرد.

اون وسط شكيب مي گفت كه خيلي وقته كه قاليباف را نديده و دلش براش تنگ شده!!!!

۱۳۸۴ بهمن ۱۵, شنبه

انجمن هاي محلي وجامعه استبداد زده

دو ماه پيش گزارشي براي روزنامه اعتماد درباره شورا ياري ها نوشته بودم كه مشاركت هاي اجتماعي در تاريخ ايران را به طور خلاصه تا عصر حاضرو علت هاي شكست اين مشاركت را بررسي كردم و به انتخاباتي كه قراره اسفند ماه در تهران برگزار بشه كشونده بودم.
انجمن هاي محلي در جهان سابقه چند صدساله داره ولي در ايران هنوز در خم يك كوچه گرفتار هست.
روزنامه اعتماد /26 آذر 1384
بعد از قرن‌ها شكست‌ در جلب‌ مشاركت‌هاي‌ مردمي‌ در اداره‌ شهرها
ياران‌ فراموش‌ شده‌ شوراها به‌ خاطره‌ها بازمي‌گردند؟!
«اهميت‌ مراكز مذهبي‌ در زندگي‌ اجتماعي‌ ايرانيان‌ باستان‌ باعث‌ شده‌ بود تا آنها در ساختن‌ و بازسازي‌ معابد بطور فعالانه‌ مشاركت‌ داشته‌ باشند.»
پيگو لوسكايا تاريخ‌دان‌ يوناني‌ در كتاب‌ خود به‌ نام‌ شهرهاي‌ ايران‌ در روزگار پارتيان‌ و ساسانيان‌ با نوشتن‌ اين‌ مطلب‌ اولين‌ سند مشاركت‌ مردم‌ در اداره‌ شهرهاي‌ ايران‌ باستان‌ را معرفي‌ مي‌كند. مشاركتي‌ كه‌ بعد از قرن‌ها هنوز انسجام‌ لازم‌ را ندارد.
بعد از شكست‌ ساسانيان‌ در برابر سپاه‌ اسلام‌، شيوه‌ اداره‌ امور شهرها دگرگوني‌هاي‌ بسيار يافت‌. در اين‌ دوران‌ عده‌يي‌ از ماموران‌ محلي‌ و دولتي‌ امور اجتماعي‌، اقتصادي‌ و انتظامي‌ شهر را اداره‌ مي‌كردند و مي‌توان‌ گفت‌ كه‌ در روزگار گذشته‌ سواي‌ تجربه‌ اداره‌ پوليسي‌ شهرها در دوران‌ سلوكيان‌ كه‌ مردم‌ شهرنشين‌ مي‌توانستند با انتخاب‌ نمايندگان‌ خود سهمي‌ در اداره‌ امور شهر داشته‌ باشند، هيچ‌گاه‌ مردم‌ توانايي‌ و اجازه‌ دخالت‌ در اداره‌ امور شهرها را پيدا نكردند و از مشاركت‌ مردمي‌ در زمينه‌هاي‌ مختلف‌ اؤر چنداني‌ وجود نداشت‌.
اما بعد از مشروطه‌ و با برپايي‌ انجمن‌هاي‌ بلدي‌، مشاركت‌ شهروندان‌ در اداره‌ امور شهرهاي‌ كشور با الگويي‌ جديد آغاز شد و در حال‌ حاضر نيز به‌ شوراي‌ اسلامي‌ شهر خاتمه‌ يافته‌ است‌.
تا پيش‌ از انقلاب‌ مشروطه‌، هيچ‌ وقت‌ نظام‌ سياسي‌ حاكم‌ اجازه‌ و فرصت‌ مشاركت‌ را به‌ مردم‌ نداده‌ بود و كشور به‌ شكل‌ خودكامه‌ و تنها براساس‌ نظر شاه‌ و اطرافيان‌ نزديك‌ او اداره‌ مي‌شد. از اين‌ رو مي‌توان‌ نخستين‌ الگوي‌ مشاركتي‌ جديد در ايران‌ را تشكيل‌ مجلس‌ شوراي‌ ملي‌ عنوان‌ كرد.صدور فرمان‌ مشروطيت‌ در 13 مرداد 1285 خورشيدي‌ حكايت‌ از اين‌ امر داشت‌ كه‌ حكومت‌، مشاركت‌ تمامي‌ افراد را در اداره‌ امور، حق‌ آنها مي‌داند كه‌ اين‌ امر منجر به‌ تشكيل‌ انجمن‌هاي‌ ايالتي‌ و ولايتي‌ در سال‌ 1286 شد.
به‌ دليل‌ اجرايي‌ نشدن‌ قانون‌ اين‌ انجمن‌ها، فرصتي‌ براي‌ مشاركت‌ مردم‌ دراداره‌ امور خود در اين‌ برهه‌ تاريخي‌ فراهم‌ نشد.در اين‌ دوران‌، نخستين‌ قانون‌ مدون‌ مربوط‌ به‌ مديريت‌ شهري‌ نوين‌ در ايران‌ با عنوان‌ قانون‌ بلديه‌ به‌ تصويب‌ مجلس‌ شوراي‌ ملي‌ رسيد تا مديريت‌ شهرها به‌ هيات‌ بلدي‌ واگذار شود. اما اين‌ قانون‌ با وجود پيش‌بيني‌ مشاركت‌ مردمي‌ در اداره‌ امور شهرها در قالب‌ تشكيل‌ انجمن‌ بلدي‌، در اجرا با شكست‌ روبرو شد.
دومين‌ قانون‌ انجمن‌ شهر در 4 مرداد 1328 با نام‌ قانون‌ تشكيل‌ شهرداري‌، انجمن‌ شهر و قصبات‌ به‌ تصويب‌ مجلس‌ رسيد و قوانين‌ گذشته‌ ملغي‌ شد اما باز شكست‌ ديگري‌ در رابطه‌ با جلب‌ مشاركت‌ مردم‌ در تاريخ‌ كشور به‌ ثبت‌ رسيد.
مقايسه‌ ميان‌ علل‌ شكست‌ انجمن‌هاي‌ شهر و انجمن‌هاي‌ بلدي‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ با وجود گذشت‌ نزديك‌ به‌ نيم‌قرن‌ فاصله‌ ميان‌ اين‌ دو موضوع‌، عوامل‌ اصلي‌ شكست‌ مشاركت‌ مردمي‌ در اداره‌ امور شهرها يكي‌ است‌ و آن‌ خودكامگي‌ نظام‌ سياسي‌ در ايران‌ بوده‌ است‌.
بعد از انقلاب‌ اسلامي‌ و در برخي‌ اصول‌ قانون‌ اساسي‌ درباره‌ تشكيل‌ شوراهاي‌ اسلامي‌ شهر و روستا بحث‌ شده‌ است‌. البته‌ اين‌ قانون‌ با تاخير 15 ساله‌ در اسفند 1376 اجرايي‌ شد تا گام‌ جديدي‌ در رابطه‌ با جلب‌ مشاركت‌ مردم‌ در اداره‌ امور شهرها برداشته‌ شود. اما با گذشت‌ حدود 8 سال‌ از تشكيل‌ شوراهاي‌ شهر در ايران‌، ميزان‌ موفقيت‌ آن‌ در هاله‌يي‌ از ابهام‌ قرار دارد.
دكتر پرويز پيران‌ جامعه‌شناس‌ و پژوهشگر شهري‌ در اين‌ باره‌ مي‌گويد: اگر نخستين‌ تجربه‌ شورا براي‌ كشور فقط‌ تحقق‌ 30 درصد از اهداف‌ اوليه‌ را به‌ همراه‌ داشته‌ باشد، مي‌توان‌ مدعي‌ بود كه‌ معجزه‌يي‌ رخ‌ داده‌ است‌.وي‌ با اشاره‌ به‌ تجربه‌ تشكيل‌ شوراها و مردمسالاري‌ در دنيا و پيدايش‌ دولت‌ شهرها در سومر و بين‌النهرين‌ براي‌ اولين‌ بار مي‌گويد: شورايي‌ موفق‌ است‌ كه‌ اولا بتواند جريان‌ دخالت‌ مردم‌ را تا حد ممكن‌ گسترده‌ كند و ثانيا به‌ سمت‌ نهادينه‌ كردن‌ و ايجاد فرهنگ‌ مشاركت‌ گام‌ بردارد.
به‌ گفته‌ پيران‌ شعور حكومت‌ در اين‌ است‌ كه‌ بتواند مشاركت‌ مردم‌ را در ايران‌ بشدت‌ بالا ببرد.
اگرچه‌ حيطه‌ اختيارها و اقتدار شوراها از عملكرد آنها در جلب‌ مشاركت‌هاي‌ مردمي‌ مي‌كاهد اما در كنار اين‌ موضوع‌ ظاهرا روح‌ استبدادزده‌ ايراني‌ فاقد فرهنگ‌ مشاركت‌ است‌.
پيران‌ مي‌گويد: در درون‌ اين‌ روح‌ نامشاركت‌ جو و استبداد زده‌ ايراني‌ يك‌ شاه‌ قدر قدرت‌ و زورمدار خفته‌ است‌ اما در طول‌ تاريخ‌ ايراني‌ها هيچ‌گاه‌ به‌ معني‌ تخصصي‌ كلمه‌ مشاركت‌ نكرده‌اند.وي‌ معتقد است‌ كه‌ راهي‌ جز مشاركت‌ جو شدن‌ آحاد مردم‌ ايران‌ براي‌ آينده‌ كشور وجود ندارد.
اما در كنار همه‌ اينها زماني‌ يك‌ شورا مي‌تواند در مقابل‌ مشكلات‌ بايستد و موفق‌ شود كه‌ بتواند خود را تكثير كند.پيران‌ معتقد است‌ كه‌ سلسله‌ مراتب‌ تشكيل‌ شوراها در ايران‌ شكل‌ نگرفته‌ و در نتيجه‌ الگوي‌ شورايي‌ و اداره‌ مردمي‌ ناقص است‌ چرا كه‌ بايد به‌ ترتيب‌ شوراهاي‌ محله‌يي‌، شوراهاي‌ مناطق‌ شهري‌، شوراهاي‌ شهر، شوراهاي‌ استاني‌ و شوراي‌ ملي‌ يا مجلس‌ شوراي‌ اسلامي‌ تشكيل‌ شود.
كوچكترين‌ واحد شورايي‌ در هر شهر، شوراي‌ محله‌ است‌. گرچه‌ در گذشته‌ها معتمدين‌ محل‌ در اداره‌ محل‌ نقش‌ مهمي‌ را ايفا مي‌كردند اما هيچ‌گاه‌ اين‌ امر جايگاه‌ قانوني‌ و منسجم‌ به‌ خود نگرفت‌.
در شوراي‌ شهر دور اول‌ تهران‌، اساسنامه‌ تشكيل‌ شوراياري‌هاي‌ محلات‌ كه‌ «پيران‌» يكي‌ از طراحان‌ اوليه‌ آن‌ بود، در تاريخ‌ آبان‌ماه‌ 1378 به‌ تصويب‌ اعضاي‌ شوراي‌ شهر رسيد.
اواخر سال‌ 1379 انتخابات‌ شورا ياري‌ در 10 محله‌ انجام‌ شد كه‌ تا پايان‌ سال‌ 1381 تعداد شوراياري‌هاي‌ محلات‌ به‌ 87 محله‌ رسيد.فاطمه‌ جلايي‌پور عضو شوراي‌ شهر دور اول‌ و يكي‌ از بانيان‌ تاسيس‌ اين‌ نهاد مي‌گويد: شوراياري‌ها جايگاه‌ قانوني‌ مشخصي‌ نداشتند و ديگران‌ هم‌ مي‌گفتند به‌ دليل‌ نبود پشتوانه‌ قانوني‌ اين‌ موضوع‌ كار عبثي‌ است‌ و به‌ جايي‌ نمي‌رسد.
اما با تمام‌ بي‌مهري‌ها در جلوي‌ پاي‌ تشكيل‌ شورا ياري‌ها، كار شروع‌ شد و خود آزموني‌ شد تا همه‌ نيروها در عمل‌ ارزيابي‌ شوند.جلايي‌پور مي‌افزايد: هدف‌ از تشكيل‌ شوراياري‌ها ايجاد روحيه‌ شهروند پرسشگر و دولت‌ پاسخگو بود.
در اين‌ دوران‌ خارجي‌ها نسبت‌ به‌ اين‌ تجربه‌ حساسيت‌ بيشتري‌ نشان‌ دادند. بطوري‌كه‌ جلايي‌پور مي‌گويد: در آن‌ زمان‌ هيات‌هايي‌ از ژاپن‌ و فرانسه‌ به‌ ايران‌ آمده‌ بودند و وقتي‌ از اين‌ طرح‌ آگاه‌ شدند خيلي‌ استقبال‌ كردند.
بعد از انحلال‌ شوراي‌ شهر تهران‌ در دور اول‌ بيشترين‌ ضربه‌ در تجربه‌ مشاركت‌هاي‌ مردمي‌ را شوراياري‌ها خوردند چرا كه‌ با رها شدن‌، آنها هيچ‌ پشتوانه‌يي‌ نداشتند.
جلايي‌پور مي‌گويد: در شوراي‌ دور اول‌ رغبت‌ به‌ اين‌ نوع‌ كارها بسيار كم‌ بود. حتي‌ يكي‌ از دوستان‌ كه‌ فرد فعال‌ سياسي‌ است‌ به‌ من‌ گفت‌ كه‌ توقعم‌ زياد است‌ و مي‌خواهم‌ وقت‌ يك‌ آدم‌ بزرگ‌ با تجربه‌ را براي‌ يك‌ كار كوچك‌ صرف‌ كنم‌.
وي‌ مي‌افزايد: در ديد بسياري‌ از اعضاي‌ شوراي‌ شهر، كار شورا ياري‌ها ارزش‌ چنداني‌ نداشت‌.جلايي‌پور با مخالفت‌ با اين‌ نظر، مي‌گويد: بدون‌ مردم‌ نمي‌توان‌ به‌ تغييري‌ درسطوح‌ بالاي‌ كشور رسيد.وي‌ معتقد است‌ كه‌ استفاده‌ از كلمات‌ مشاركت‌، مردم‌، توده‌، شهروند و... بسيار عادي‌ شده‌ و هرجا استفاده‌ مي‌شود ولي‌ تنها وقتي‌ وارد عمل‌ سازماندهي‌ مردمي‌ مي‌شويم‌ مي‌توان‌ اين‌ كلمات‌ را فهميد و درك‌ كرد.با آمدن‌ شوراي‌ شهر دور دوم‌، دوره‌ تصدي‌ برخي‌ از شورا ياري‌ها به‌ پايان‌ رسيد اما امكان‌ برگزاري‌ انتخابات‌ مجدد به‌ دليل‌ بي‌ سروساماني‌ بسيار، فراهم‌ نبود.
اما اخيرا عنوان‌ شده‌ كه‌ با دو سال‌ تاخير و در اسفندماه‌ جاري‌، انتخابات‌ شوراياري‌ها در 400 محله‌ تهران‌ برگزار مي‌شود تا اصل‌ مشاركت‌هاي‌ مردمي‌ در سطح‌ محلات‌ تهران‌ نهادينه‌ شود و به‌ كل‌ كشور سرايت‌ كند.رسول‌ خادم‌ رييس‌ كميسيون‌ فرهنگي‌ اجتماعي‌ شوراي‌ شهر تهران‌ كه‌ مسووليت‌ اصلي‌ انتخابات‌ شوراياري‌ها را برعهده‌ گرفته‌ است‌ مي‌گويد: برگزاري‌ اين‌ انتخابات‌ در تمام‌ محلات‌ تهران‌ به‌ 15 هزار نيروي‌ انساني‌ نياز دارد.
وي‌ مي‌افزايد: شوراياري‌هاي‌ محلات‌ به‌ عنوان‌ انجمن‌ مشورتي‌ شوراي‌ شهر با ايجاد جريان‌ جديد نظام‌ چرخه‌يي‌ در مجموعه‌ مديريتي‌ كشور نسبت‌ به‌ انتقال‌ نظرات‌، مشكلات‌ و اولويت‌هاي‌ شهروندان‌ اقدام‌ مي‌كند و بدين‌ ترتيب‌ درهاي‌ مديريت‌ روي‌ مردم‌ باز و نوعي‌ تعامل‌ ميان‌ مسوولان‌ و اقشار مختلف‌ مردم‌ برقرار مي‌شود.
اما براي‌ اينكه‌ سرنوشت‌ تشكيل‌ شوراياري‌ها همانند آنچه‌ در تاريخ‌ درباره‌ جلب‌ مشاركت‌هاي‌ مردمي‌ ثبت‌ است‌ نشود، ستاد ساماندهي‌ مشاركت‌هاي‌ مردمي‌ در كنار شوراياري‌ها در مناطق‌ شكل‌ مي‌گيرد.خادم‌ كه‌ خود در پايان‌نامه‌ كارشناسي‌ ارشدش‌ به‌ موضوع‌ ساماندهي‌ مشاركت‌هاي‌ مردمي‌ و اجتماعي‌ مي‌پردازد، مي‌گويد: سازماندهي‌ شوراياري‌ محلات‌ و تعامل‌ آنها با دستگاه‌هاي‌ اجرايي‌ مختلف‌ مهمترين‌ هدف‌ تشكيل‌ ستاد مشاركت‌هاي‌ اجتماعي‌ است‌.
وي‌ مي‌افزايد: اين‌ ستاد با مسووليت‌ شهردار منطقه‌ و حضور نمايندگان‌ دستگاه‌هاي‌ اجرايي‌ مربوطه‌ نسبت‌ به‌ شناسايي‌ مسائل‌ شهروندان‌ توسط‌ شورا ياران‌ محلات‌ اقدام‌ مي‌كند.
به‌ گفته‌ خادم‌، خلاف‌ گذشته‌ كه‌ تصميمات‌ و برنامه‌ها بدون‌ توجه‌ به‌ نظرات‌ مردم‌ اتخاذ مي‌شد با تشكيل‌ اين‌ ستاد شهروندان‌ در تغيير و تدوين‌ برنامه‌ها تاثيرگذار شده‌ و از سويي‌ ديگر اولويت‌هاي‌ آنها شناسايي‌ مي‌شود.
در واقع‌ بعد از تشكيل‌ شوراياري‌ محلات‌، ستاد ساماندهي‌ مشاركت‌هاي‌ اجتماعي‌ نيز بطور همزمان‌ در مناطق‌ 22گانه‌ تهران‌ تشكيل‌ مي‌شود و براي‌ نخستين‌ بار شوراياري‌ها از طريق‌ اين‌ ستاد بطور مستقيم‌ مشكلات‌ خود را به‌ دستگاه‌هاي‌ اجرايي‌ مرتبط‌ منتقل‌ مي‌كنند.
دكتر قاليباف‌ با شعارشهروند محوري‌ گام‌ در بهشت‌ گذاشت‌ و به‌ ساختمان‌ شهرداري‌ آمد. حال‌ بايد ديد آيا بعد از قرن‌ها روح‌ مشاركت‌ در شهروندان‌ پايتخت‌ دميده‌ مي‌شود يا همانند تجربه‌هاي‌ گذشته‌ به‌ دليل‌ نبود ساز و كار مناسب‌ و پيشينه‌ تاريخي‌ و سياسي‌ كشور به‌ سرنوشت‌ طرح‌هاي‌ اجرا نشده‌ مختوم‌ مي‌شود.

۱۳۸۴ بهمن ۱۴, جمعه

مونوريل در شهرهاي كشور!!!

ماه پيش بود كه بعد از جلسه علني شوراي شهر، با يكي از بچه هاي خبرنگار به طبقه ششم شوراي شهر، روبروي آسانسور، اتاق دكترنادر شريعتمداري رئيس كميسيون برنامه و بودجه شوراي شهر رفتيم.

يك ساعت تموم درباره خيلي از موضوعات در شورا و شهرداري حرف زديم. از اعضاي شورا گفتيم تا اقدامات قاليباف!!

از انتخابات سال آينده شوراي شهر و حضور شريعتمداري پرسيديم تا ارزيابيش از دو سال فعاليتش در شوراي شهر!!!

از مونوريل برامون گفت تا واكنش هاي علي آبادي و سعيدلو بعد از انتخاب نشدنشون به عنوان شهردار!!!

اما يك قسمت جالب صحبت هاي شريعتمداري درباره ناگفته هاي مونوريل بود!!يك پوشه حجيم را جلوي رويمون گذاشت و گفت اين پرونده مونوريل از ابتدا هست. مي خواست برخي از ناگفته ها بعد از دوسال جايي ثبت بشه!!

تخلفات، كارهاي غير كارشناسي ، ظاهر سازي ها و ..........

شايد اگه تموم ماجراهايي كه از ابتدا سر مونوريل اومد را بخواهيم يكجا جمع كنيم به دليل حجم بزرگ مطالب ، بشه يك كتاب در اين باره نوشت.

به هر حال دوست خوبم يه روز ديگه با شريعتمداري قرار مصاحبه گذاشت و مصاحبه دوساعته خودش را امروز منتشر كرد.

پروژه منوريل از آغاز تا امروز، ابهامات همچنان باقي است

يك نكته: شنيده ميشه كه احمدي نژاد گفته كه مي خواد مونوريل را طرحي كشوري كنه!!

۱۳۸۴ بهمن ۱۲, چهارشنبه

دمكراسي شورايي

اين سه روز اخير ميتونه در اين كلمات خلاصه بشه: نااميدي.....،خوشحالي و كورسوي نور، نا اميدي دوباره و حالا انرژي براي مبارزه!!!

اختلاف هاي اعضاي شوراي شهر داره علني ميشه و يه جورايي رنگ و بوي شوراي دور اول داره پديدار ميشه!!

دوشنبه زنگ زدم شورا تا از دستور جلسه هاي روز سه شنبه با خبر بشم كه گفتند جلسه علني و بدون حضور مستمع هست .از دستور جلسه ها پرسيدم. چه دستوراي داغي!! داغ كردم. زنگ زدم به يكي از بچه هاي خبرنگار و با هم تصميم گرفتيم يه جورايي با زنگ زدن به اعضا اعتراض كنيم.
جلساتي كه لايحه هاي دوفوريتي داره پشت درهاي بسته باشه ولي جلساتي كه ارائه گزارش آب و فاضلاب و مصلاي تهران و ... هست تو صحن بايد بررسي بشه!!

اونجوري كه مي خواستيم نشد. صبح روز سه شنبه اين دوست عزيز من زنگ زد و اينبار اون من را ترغيب كرد كه يه جريان خبري بابت اين موضوع ايجاد بشه كه شد.

دوست خوبم به بچه هاي ديگه خبرنگار هم زنگ زد ولي جريان طوري ديگه رقم خورد و جريان خبري در همون راستا ولي با موضوعي مهمتر ايجاد شد. 7 نفر از اعضاي شورا براي از اكثريت انداختن جلسه و ضربه زدن به قاليباف تو جلسه شركت نكردند.

معلوم نيست تو جلسه روز يكشنبه كه بدون حضور مستمع بود چي گذشته كه اين نتيجه را به بار آورده؟؟
البته گفته ميشه تو جلسه روز يكشنبه سر دوتا لايحه دو فوريتي جنجال شده كه يكي برگزاري انتخابات شوراياري هاي محلات بود!!

انتخابات شورا ياري ها كه شديدا من بهش اعتقاد دارم قراره روز 19 اسفند برگزار بشه كه اگه 450 محله تهران داراي شورا ياري بشه يك قدرت عظيم مردمي شكل ميگيره كه شايد خيلي ها را به وحشت بياندازه و دقيقا يك امتياز براي مديريت قاليباف در شهرداري هست ولي از يك طرف ديگه مطالبات مردم از دولت و حاكميت را به شدت بالا ميبره و.........

به هر حال يك جريان خبري در خبرگزاري ها شكل گرفت كه همون روز دوست خوبم به من اس ام اس فرستاد كه موفق شديم و فردا شورا جلسه علني با حضور مستمع داره اما اين خوشحالي زياد دوام نياورد و نيمه هاي شب بود كه گفتند جلسه بدون حضور مستمع هست و در نهايت باز هم اين 7 نفر عضو شورا كه از مخالفان قاليباف هستند امروز هم در جلسه شورا حضور نداشتند و يه سنگ بزرگي را جلوي پاي قالباف انداختند كه در نهايت به ضرر خودشون تموم ميشه!!

لايحه هاي دو فوريتي كه بايد در روز سه شنبه بررسي مي شد به تعيين نرخ عوارض سال آينده شهرداري مربوطه كه بايد تا قبل از 15 بهمن تصويب بشه ولي اين اعضا با حضو نيافتن تو جلسه شورا مي خواهند مشكلاتي را ايجاد كنند.

جالب اينجا است كه دانشجو يكي از اعضاي مخالف، بهانه اي بهتر از سر درد براي حضور نيافتن تو شورا پيدا نمي كنه و بقيه هم جوابگو نيستند. معتمدي هم كه خود كلمه دمكراسي هست ميگه اگه ما ميومديم اين لوايح كه به ضرر مردمه راي مياورد چون شورا 8 به 7 هست. بهانه از اين جالب تر! خوب تو بيا راي منفي بده، اين آخر بچه بازيه!!!!!!!

حالا بايد منتظر يكشنبه بود............. و اين جريان خبري بايد ادامه پيدا كنه.
درباره شورا ياري ها و اين جريانات و جلسات علني و بدون حضور مستمع شورا و بررسي بودجه بيشتر مينويسم.

۱۳۸۴ دی ۲۹, پنجشنبه

رئيس و استاد وبلاگ نويس

موقع امتحانها است و من مثلا گرفتارم!!!
البته در اين بين درسي هم خونده نميشه!!
ديروز امتحان معني شناسي داشتم كه استاد اين درس دكتر جعفري رئيس دانشكده خبر بود.
برگه هاي امتحان را گرفتيم و قرار شد تا پايان بهمن در 10 صفحه تايپ شده جوابها داده بشه!!
بعضي از بچه ها به رئيس وبلاگ نويس متلك ميانداختند كه جوابها را تو وبلاگتون بگذاريد يا براتون ايميل كنيم.
البته خود استاد گفت كه يكي از دانشجو ها تو وبلاگش كامنت گذاشته كه به جاي وبلاگ نوشتن برگه ها ي امتحاني ما را صحيح كنيد!!
واقعا اين مسئله نكته ظريفي هست چون ترم پيش با استاد جعفري درس زبان شناسي داشتيم كه هنوز نمره هاي اين درس اعلام نشده.استاد قول داده نمره هاي معني شناسي و زبان شناسي را با هم اعلام كنه!!!
سپيدار وبلاگ دكتر جعفري رئيس و استاد دانشكده خبر هست.

۱۳۸۴ دی ۲۱, چهارشنبه

عنصر نامطلوب شدم

هفته پيش ماجرا به نقطه اوجش رسيد و طاقطم تموم شد.
مدتي هست كه تيم جديد روابط عمومي شهرداري مركز آغاز به كار كرده ولي هر روز يه تشنج و تنش ايجاد ميشه و خبرنگارها حسابي ناراضي هستند!!!

اونها مي گويند چندتا خبرنگار هستند كه سردسته كل خبرنگارها شدند و شروع به ايجاد تنش و انتقادهاي تخريبي در شهرداري كردند و هدفشون هم گرفتن بعضي امتيازها !!!و امكانات!!!! از شهرداري است و خبرنگارهاي معترض هم نسبت به توهين ها و گزينشي برخورد كردن و بي نظمي در برنامه ها شاكي هستند.

اينقدر ماجرا كشدار شد كه بعضي از بچه ها در روزنامه ها و خبرگزاري ها اين ناهماهنگي ها را منتقل كردند و نوشتند.

اما روند ادامه پيدا كرد. حتي با خيلي از خبرنگارها تماس مي گرفتند و از نحوه نگارش خبر انتقاد مي كردند.مثلا مي گفتند چرا اين خط را كه انتقادي بود، كار كرديد؟ و....

چند مورد هم من ديدم ولي هيچ چيز نگفتم تا اينكه در يكي از برنامه ها كه اين ناهماهنگي ها ديده مي شد ، با چندتا از بچه ها تصميم گرفتيم كه در اولين برنامه اي كه قاليباف را ديديم اعتراض خودمون را مستقيما بهش برسونيم.

اولين برنامه بعد از اون ماجرا، گردهم آيي كاركنان شركت واحد در استاديوم 12 هزار نفري آزادي و ديدار قاليباف با اونها بود كه من اون برنامه را نرفتم اما بچه ها مي گفتند روند نا همانگي ها ادامه پيدا كرد و اونها 40 دقيقه تو سرما معطل شدند و وقتي قاليباف اومد بيرون اونها به اين ناهماهنگي ها اعتراض كردند و گفتند كه اين ششمين بار است كه اين اتفاقها مي افتد و فقط به خاطر شما بود كه كوتاه اومدند كه قاليباف هم جواب داد كه اينبار هم به خاطر اون كوتاه بيايند.

در حاشيه اين گردهمايي در برخي از رسانه ها اين موضوع هم درج شد كه باعث ناراحتي شديد روابط عمومي شد.

اما چهارشنبه پيش و دو روز بعد از برنامه استاديوم، قاليباف برنامه اي در شهرداري منطقه 2 داشت كه من متوجه شدم و ساعت 2 سر برنامه بودم اما جلوي در از ورودم جلوگيري شد و گفتند كه شما در ليست 5 نفره خبرنگارها ي دعوتي(گزينشي) نيستيد و بايد برويد.

خيلي عصباني شدم و گفتم منتظر مي شوم تا با مسئول روابط عمومي صحبت كنم اما بعد از 10 دقيقه مسئول روابط عمومي منطقه 2 اومد پيش من و گفت كه برم.

گفتم كه مي خوام با روابط عمومي مركز صحبت كنم كه در جواب گفت كه مديركل روابط عمومي مركز اون را فرستاده تا به من بگه كه بروم!!!!!!!!

خلاصه اينكه ترجيح دادم اين موضوع را به مسئولان رسانه ام منتقل كنم كه اونها هم گفتند كه يك نامه به شخص قاليباف بنويسم.

نامه را نوشتم و بعد از جلسه بدون حضور مستمع شورا كه درباره اتوبوسراني بود و قاليباف هم حضور داشت ، رفتم پيش قاليباف و نامه را با يكسري توضيحات مختصر به اطلاعش رسوندم!!

قاليباف گفت كه پيگيري مي كنه و نتيجه پيگيريش را فردا اون روز يعني دوشنبه متوجه شدم چراكه مسئول رسانه ها ي شهرداري از من گله كرد كه چرا اين مشكلات را ابتدا با اون در ميون نگذاشتم!!!و مستقيما نامه نوشتم؟؟

خلاصه اينكه بايد منتظر آينده شد و ديد كه روند كار چگونه ادامه پيدا مي كنه.

به نظر من كه اين تنش ها به ضرر قاليبافه و اين درحاليه كه چهره قاليباف در زمان ورودش به شهرداري از احمدي نژاد خيلي مثبت تر بود ولي به جاي استفاده از اين وجهه ، دارند حسابي به ضرر قاليباف كار مي كنند.

من هم اين وسط تبديل به يك عنصر نامطلوب شدم. درحالي كه اصلا در اين مدت نه سوال چالشي پرسيدم و نه انتقادي كردم و چون به اعضايي كه به قاليباف راي دادند ، اعتقاد دارم فعلا نظاره گر فعاليت قاليباف هستم اما اگر ...............


۱۳۸۴ آذر ۲۴, پنجشنبه

بهترين شهردار جهان


شهردار آتن، بهترين شهردار جهان در سال 2005!
تكميل:يك زن، بهترين شهردار جهان شد(مطلبم درپايگاه اطلاع رساني شهرسازي و معماري)

30 آذر؛ تهران زلزله می‌آید!

ديروز نشست خبري دكتر مازيار حسيني رئيس سازمان مديريت بحران شهر تهران برگزار شد كه مانور زلزله 30 آذر را توضيح مي داد.بماند كه در اول جلسه با اسم بردن از خبرنگارها و عكاس هاي كشته شده، هم خودش گريه كرد و هم تمام خبرنگارها را به گريه انداخت!!
داشتم روزنامه ها را از طريق اينترنت ورق مي زدم ولي درباره اين موضوع و اين مانور كمتر نوشته بودند اما روزنامه هموطن تيتر جالبي زده بود كه 30 آذر ، تهران زلزله مي آيد!
اين تيتر بعضي ها را وادار به خريد روزنامه ميكنه و معمولا حربه روزنامه ها و مجلات زرده!!
راستي مازيار حسيني مي گفت كه مي خواد انجمن خبرنگاران مديريت بحران را تشكيل بدهد!!!

۱۳۸۴ آذر ۲۰, یکشنبه

وام ازدواج و ازدواج من

يكي از بچه هاي خبرگزاري ميراث هفته پيش مي گفت كه ارديبهشت امسال فرم دريافت وام ازدواج شهرداري را پر كرده و بهش گفته بودند كه 5 آذر نوبتش ميشه اما اين تاريخ گذشته و از وام خبري نيست. وقتي هم زنگ ميزنه، مسئولين امر مي گويند كه بودجه ندارند،سال بعد!!!!
از من مي خواست براش از يكي از اعضاي شورا نامه بگيرم تا امسال بهش وام را پرداخت كنند!!
مي دونستم نتيجه نداره چون تازه رو شده كه پشت پرده اين وام چه خبرا بوده!
امروز بعد از جلسه شورا رفتم پيش بيادي ، نايب رييس شورا!ماجرا را براش تعريف كردم ولي درباره نامه چيزي نگفتم چون اصلا فرصت نداد.
گفت كه پسرش هم درخواست وام داده و قرار هم بوده مهر بهش وام را بدهند اما هنوز خبري نشده.
مي گفت كه پسرش به وام احتياج نداشته ولي مي خواسته همينجوري امتحان كنه.
سلطانخواه را صدا كرد كه اون به من جواب بده!!
سلطانخواه هم از سرش باز كرد.
بيادي رو به من كرد و گفت:من تو اين ماجرا كاري نمي تونم بكنم .اگه هم مي تونستم ، اهل پارتي بازي نيستم ولي اگه خودت ازدواج كني ، برات وام را جور مي كنم!! و بعد شروع كرد از من تعريف كردن پيش سلطانخواهي كه چشم ديدن من را نداره!!!
من هم اين وسط مونده بودم چي بگم!!سريع تشكر كردم و خودم را به نشست چمران رسوندم.

۱۳۸۴ آذر ۱۶, چهارشنبه

همه رفتند

ساعت نزديك دو بود.نشست دو ساعته مطبوعاتي قاليباف داشت تموم مي شد.خبرنگار راديو به طور مستقيم داشت از قاليباف مصاحبه مي گرفت.مصاحبه اش تموم شد.گوشي تلفن دستش بود و داشت با همكاراش ، اونور خط صحبت مي كرد.وسط صحبت هاش كلمه سقوط هواپيما را شنيدم.جدي نگرفتم. اينقدر از اين خبرها شنيدم كه پرس و جو زياد فقط اعصابم را خرد مي كنه!!
من و دوستم داشتيم شهرداري را ترك مي كرديم. مسئول روابط عمومي ناراحت بود كه خبر سقوط هواپيما به جاي خبر اولين نشست قاليباف تيتر يك روزنامه ها ميشه!!!
به محل كارم رسيدم.هنوز هيچ چيز از كشته شده ها نمي دونستم. تلويزيون روشن بود و لحظه لحظه گزارش مي كرد.گويا اسامي كشته ها را خبرگزاري ها اعلام كرده بودند. يهو چند نفر را ديدم كه زدند زير گريه.پرس و جو كردم كه چي شده. گفتند اسم پدر يكي از بچه ها كه تصوير بردار شبكه خبر بوده در بين كشته ها اعلام شده!!
خودش چند دقيقه بعد رسيد. شوكه بود. پسرها بردندش تو دستشويي و بعد اومد و سريع رفت سراغ سايت هاي خبري !!هيچ عكس العملي نشون نمي داد.فقط شوكه بود.بعد با ماشين يكي از بچه ها رفت.
يكي از بچه ها به من گفت كه اسم كربلايي احمد،عكاس همشهري هم اعلام شده.باورم نشد.بهش گفتم شماره خانم قيدي خبرنگار شهري روزنامه همشهري را بياره. زنگ زدم.پرسيدم.قيدي داشت گريه مي كرد.نتونستم ادامه بدم.من و دوستم به ياد خاطره ها مون با آقاي كربلايي ،عكاسي كه دو سال تمام برنامه هاي شهرداري را ميومد ،بيتاب شديم.
يكي يكي اسم آشناها را مي شنيديم.ايل بيگي ،افشار، برادران،قريب و....
يكي از بچه هاي دانشكده زنگ زد.گفت كه سه تا از بچه هاي دانشكده خبر هم در بين كشته ها بودند و فردا(امروز)تو دانشكده مراسمه!!
همه رفتند..........................

۱۳۸۴ آذر ۱۰, پنجشنبه

شهر داران جهان

بعد از ديدن فعاليت 2 شهردار(با قاليباف 3تا) و 2 سرپرست شهرداري در تهران خيلي علاقمند بودم كه ببينم شهرداران در شهرهاي جهان چگونه فعاليت مي كنند.
ترجمه كردن چند خبر باعث شد تا حدودي با فعاليت آنها آشنا بشوم. آخريش را ديروز ترجمه كردم كه درباره شهردار سئول بود.
قبلي ها:

۱۳۸۴ آذر ۷, دوشنبه

برنامه رپرتاژي جاسبي و خبرگزاري هاي دانشگاه آزاد

با بعضي از سازمان هاي شهرداري كه ارتباط نزديك تري دارم ، مي دونم براي پخش يه موضوع تبليغاتي و يا برنامه سازي درباره سازمانشون و حتي پخش برنامه هايي در راستاي فرهنگ سازي براي شهروندان بايد خداتومن پول به بخش مربوطه صدا و سيما بپردازند.
تو روزنامه ها هم كه به اندازه كافي گزارش تبليغاتي يا رپرتاژي وجود داره.
خب با اين اوصاف، حضور چشمگير جاسبي در تلويزيون و مصاحبه هاي اختصاصي اخير روزنامه ها با اون را چطور بايد ارزيابي كرد؟؟
در يك قسمت از مصاحبه تلويزيون با جاسبي، اون از خبرگزاري هايي كه تاسيس كرده حرف زده كه من را حسابي عصباني مي كنه !! خبرگزاري هاي دانشگاه آزاد آنا و ايسكانيوزهستند!!!
واقعا ببخشيدا!!توهين به كسي نباشه ها!!ولي گويا خبرگزاري ها دارند مثل علف سبز مي شوند!!
و تاسف بيشتر داره وقتي مي شنوي ، خبرنگارهاي غير حرفه اي اين خبرگزاري ها كه معمولا هيچ سابقه كاري هم ندارند به اندازه دبير گروه هاي خيلي از خبرگزاري هاي معروف تر و روزنامه ها سطح بالاتر، حقوق مي گيرند!!
اين يعني نوعي هرج و مرج رسانه اي!!!

۱۳۸۴ آذر ۲, چهارشنبه

تخلف هاي گستره سازمان فرهنگي هنري شهرداري در مديريت سابق

تخلف هاي مالي سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران در مديريت قبلي، داره صداش و گندش در مي آيد.
ديروز تو جلسه شورا اين موضوع سر و صداي زيادي كرد.

ساعت 11 بود كه دستور جلسه هاي شورا تموم شد و نوبت به تذكرات اعضا به شهرداري رسيد.
موضوع جالب در تذكرات اعضاي شورا اينه كه توي 2 سالي كه احمدي نژاد شهردار تهران بود، 13 تذكر توسط اعضا به شهردار ارائه كه تنها به 6 مورد جواب داده شد ولي ديروز 5 تا از اعضا تذكر داشتند!!!

اولش سلطانخواه گزارشي درباره روند پيگيري تذكرات، كه بر عهده هيات رئيسه هست ،داد كه كاشاني را شاكي كرد.

كاشاني مي گفت: اولين تذكر شورا در سال 82 بوده كه هيات رئيسه در سال 84 پيگيري كرده!!!
سلطانخواه اين موضوع را رد كرد ولي كاشاني گفت: حرفهايي كه مي زنم بر اساس برگه هايي است كه هيات رئيسه به ما داده.

خلاصه اينكه تذكرات شروع شد . يه آن چشمم به صندلي هاي جلويي صحن شورا افتاد و كتابچه اي كه دست آقايي بود و رويش نوشته شده بود گزارش مالي سازمان!!علي عسگري رئيس جديد سازمان فرهنگي هنري را تا به حال نديده بودم و حدس زدم با توجه به تذكر دو هفته پيش خادم، اين آقا رئيس جديد باشه!!

تذكرات اعضا داشت طولاني ميشد و پچ پچ هايي در ميان صندلي هاي وسطي مربوط به اعضاي شورا شكل گرفته بود. يعني گروهي كه من آنها را آدمهاي منصف ، منطقي و كاركن تر مي دونم. اينجوري كه بوش ميومد انگار عده اي دوست نداشتند گزارش سازمان فرهنگي هنري خونده بشه!!

يه آن شريعتمداري از اون وسطا صداش در اومد و سلطانخواه منشي شورا را مخاطب قرار داد كه اين وظيفه منشي است كه حضور رئيس سازمان فرهنگي هنري را در دستور قرار مي داد و حالا كه قرار نگرفته و شما به مسئوليت خودتون عمل نكرديد بايد گزارش رييس سازمان تو جلسه امروز مطرح بشه!

چهره سلطانخواه ديدني بود و عصبانيت در چهره اش موج مي زد. خنده ام گرفت!! خادم چون در خيلي مواقع آدم ملاحظه كاري هست ، وقتي مي خواد يه عمل انتحاري و اعتراضي انجام بده شريعتمداري و يا بيادي را ميندازه جلو تا اونا كه بدون ملاحظه حرف مي زنند خواسته اش را بيان كنند.

بالاخره عسگري اومد تا گزارش خودش را بده و اولش هم گفت كه من فقط گزارش مالي را ارائه مي كنم و هيچ قضاوتي هم نمي كنم. خلاصه كلامش اين بود كه سازمان تو 6 ماه كل بودجه خودش را هزينه كرده و تازه 4 ميليارد تومان هم خارج از بودجه هزينه كرده و 5 ميليارد تومان هم بدهي دارد!!

بعد از گزارش عسگري سوال هاي اعضا مطرح شد. خادم يه سوال خيلي جالب از عسگري پرسيد كه گفته ميشه سازمان 216 ميليون تومان به پژوهشكده مهدويت در قم داده، 100 ميليون تومان براي احداث بانك اطلاعاتي گياهان دارويي!!!و 200 ميليون براي عكسبرداري از نسخ خطي هزينه كرده و جالب تر اينكه چند ماه پيش قراردادي 100 ميليوني براي انتشار سررسيد سال 84 بسته است؟

همه اين موارد را عسگري تاييد كرد. خانم خير هم پرسيد كه شما مطمئن هستيد اين رقم ها درست هست كه وقتي عسگري دوباره تاييد كرد ، خير گفت:"باور كردني نيست!!"

راستي عسگري مي گفت در طول اين سالها كه سازمان فعاليت ميكنه اين اولين گزارش مالي هست كه تدوين شده!!

آخرش هم قرار شد تمام جزئيات گزارش روشن بشه و اگه تخلف محرز شد پيگيري قانوني بشه!!

نمي دونم مشايي نظرش چيه!!
رئيس سابق سازمان و رييس فعلي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري!!!

۱۳۸۴ آبان ۲۴, سه‌شنبه

تكميل پست قبلي

امروز شوراي شهر بودم.آخر جلسه نسرين سلطانخواه با مهنوش معتمدي آذري يكي از زنان شورا، داشتند صحبت مي كردند.

كلاغ ها خبر دادند كه درباره من صحبت مي كردند!!!سلطانخواه داشت ماجراي سوال پرسيدن من را با معتمدي مطرح مي كرد و گويا معتمدي جواب داده چرا يه بار اين خانم(يعني من)نيامده از خودمون اين سوال رابپرسه!!!

كلاغه بقيه حرفها را نتونسته بشنوه ولي مي گفت گويا سلطانخواه حسابي شاكي بوده و داشته گوشي را ميداده دسته معتمدي كه حواسش باشه!!
در ضمن نفر سوم زنان شورا خانم خير هست كه من خيلي دوستش دارم .با اونكه از اون هم مي تونم انتقاد كنم ولي از همه صاف و ساده تر هست.

نسرين جون

وقتي سبك نوشتن خبر در رسانه هاي ما سخت و خشك و خيلي خيلي رسمي است ، ديگه هيچ فردي قادر نيست بفهمه در نشست خبري نسرين سلطانخواه رئيس مركز امور زنان و خانواده رياست جمهوري چه گذشته!!!
خبرها با يك وعده توخالي شروع و به پايان مي رسه.
خبر همه خبرگزاري ها و روزنامه ها را درباره اين نشست خوندم.دقيقا همينطور بود و فقط روزنامه جام جم اينگونه شروع كرده:صبح ديروز نخستين جلسه مطبوعاتي نسرين سلطانخواه ، رئيس جديد مرکز امور زنان و خانواده در حالي برگزار شد که وي به سوالات خبرنگاران به صورت مبهم و غيرشفاف پاسخ مي داد.
من هم از سلطانخواه سوال پرسيدم ولي به سوال من جواب نداد!!گفتم :دو سال و نيم در شوراي شهر تهران به همراه دو زن ديگه هستيد ولي هيچ طرحي درباره زنان در شورا ارائه نشده،چرا زنان شورا خنثي برخورد مي كنند؟
ايشان فقط با بيان اينكه ارائه طرح درباره زنان خارج از مسئوليت شورا است به مسئول روابط عمومي اشاره كرد كه سوال بعدي پرسيده بشه البته قبلش سوال من را با يك سوال كه وظيفه شورا چيه جواب داد ومن هم وظيفه شورا را گفتم ولي فراموش كردم بگم كه شورا روي هر مسئله در شهر ميتونه طرح بده چون اسمش "شوراي شهره"نه شوراي شهرداري!!!و وقتي مسئول روابط عمومي مي خواست جواب سلطانخواه را توجيه كنه ، سلطانخواه با لحن بدي گفت:ادامه نديد اين سوالها به اينجا مربوط نيست و بايد در شورا پرسيده شود!!
خلاصه اينكه روابط عمومي و سلطانخواه جوري جواب دادند كه گويا نقد زنان شورا بايد در شورا مطرح بشه و بقيه مسايل زنان در مركز زنان!!!!
خبرنگار جام جم هم اين سوال را پرسيد ولي سلطانخواه هيچ جوابي نداد!!!
خيلي غير مسلط به سوال ها جواب داد و وعده وعيد تو صحبت هاش زياد بود!!
وقتي آدمي جلوي احمدي نژاد گ.........اصلا بي خيال !
4 سال ديگه وضعيت زنان ما چه جوريه؟؟
راستي از خبرنگاري در حوزه زنان اصلا خوشم نمي آد!!خيلي محيط بديه!

۱۳۸۴ آبان ۱۸, چهارشنبه

ايرانشهر

دست تمام روزنامه نگارهاي با وجدان و اخلاق گرا درد نكنه!دست آقاي مهرداد مشايخي دبير گروه شهرآراي ايرانشهر همشهري هم درد نكنه كه مطلب من را با نام خبرنگار خودش كار مي كنه!!
ايرانشهر امروز همشهري شاهكاره!!فقط به خاطر اضافه كردن يك پاراگراف مسخره به آخر گزارش من ، اون را به اسم خبرنگار خودشون كار كرده!!
به تمام حرفه اي هاي حرفه روزنامه نگاري تبريك ميگم!!!!!!!!

۱۳۸۴ آبان ۱۵, یکشنبه

خواب زمستاني ساعت‌هاي تهران

چند ماه پیش بود که کتاب هزارستان پاریزی را داشتم می خوندم.البته کامل نخوندمش ولی همون اولای کتاب، دکترپاریزی به یک نکته درباره ساعت های تهران اشاره می کنه!

این نکته برای من خیلی جالب بود و به یکی از سوژه هام برای نوشتن گزارش تبدیل شد تا اینکه بعد از چند ماه تنبلی گزارش را نوشتم.اگه تعریف نباشه ولی خودم از این گزارش خیلی خوشم اومد!!


خواب زمستانی ساعت های تهران
سالها پيش در ميدان مخبرالدوله تهران دو ساعت توسط بلديه تهران نصب شده بود كه يكي رو به جنوب و ديگري رو به شمال بود. اين دو تا ساعت هيچ وقت نمي‌شد كه با هم مطابق باشند، اغلب يكي دو ساعت با هم تفاوت داشتند. خدا رحمت كند مرحوم محمود مسعود را، يك بار در روزنامه مرد امروز نوشت: هر وقت اين دو ساعت با هم ميزان شوند كار اين مملكت هم اصلاح خواهد شد. اين نكته آنقدر ظريف بود كه دهان به دهان مي‌گشت و بلديه چون ديد كه واقعا نمي‌تواند اين نقص را رفع كند براي رهايي از شماتت مردم، اول كاري كه كرد آن ساعت‌ها و ستون ساعت را از ميدان برداشت: حاجي مرد و شتر خلاص!

دكتر "محمدابراهيم باستاني‌پاريزي" با روايت اين داستان در كتاب هزارداستان خود به مشكلي از تهران قديم اشاره مي‌كند كه هنوز و در عصر جديد اين شهر با آن مواجه است. ساعت‌هاي برخي از ميادين تهران هميشه در خواب زمستاني به سر مي‌برند.



ساعت در ميدان


ساعت‌هاي تزييني، زينت‌بخش بسياري از ميادين هستند و اشكال متنوعي دارند كه يكي از آنها برج ساعت است. اين ساعت‌ها اثر قوي بر چشم، فكر و ذهن رهگذر دارد و اگر به دقت مكان‌يابي و با حساسيت جايگاه آن طراحي شود، نشانه قوي در شهر محسوب مي‌شود و تاثير بصري قوي خواهند داشت، اين نوع اثر حجمي، فرم باستاني ندارد و در قرن‌هاي اخير به كار گرفته شده است.

سازمان زيباسازي شهر تهران در يك سال اخير قرارداد نصب 200 ساعت را در ميادين و حتي ايستگاه‌هاي اتوبوس بسته است.

مهمترين ويژگي اين ساعت‌ها به گفته مهندس «ابوالقاسم وحدتي‌اصل» مديرعامل سازمان زيباسازي، متحدالشكل بودن آنهاست.

وي در گفت‌وگو با UNA در اين باره مي‌گويد: «نصب اين ساعت‌ها مبلمان متحدالشكلي را براي ميادين به ارمغان مي‌آورند و يك نظم ساختاري را به شهر مي‌دهند.»

در يك سال اخير با نصب تدريجي ساعت‌هاي جديد در ميادين، مردم ساعت‌هاي خود را با ساعت ميادين تنظيم مي‌كردند اما اين موضوع چند ماهي بيشتر دوام نياورد تا خواب زمستاني به سراغ برخي از اين ساعت‌ها آمد.

وحدتي‌اصل به طور كامل به اين موضوع واقف است و اين انتقاد را مي‌پذيرد. وي قبل از مطرح شدن سئوالي در اين خصوص خود به تشريح ساختار اين ساعت‌ها مي‌پردازد و مي‌گويد: «اين ساعت‌ها با برق كار مي‌كنند اما در مواقع ضروري كه برق نباشد با باطري‌هاي موقتي كه توسط برق شارژ مي‌شوند نيز كار مي‌كنند.»

وي مي‌افزايد: «سازمان زيباسازي از مناطق شهرداري تهران خواسته است تا به اين ساعت‌ها برق برسانند چون باطري‌ها تا يك مدت مي‌توانند جوابگو باشند و به تدريج از قدرت آنها كاسته مي‌شود.»

وي هماهنگي بين مناطق براي تامين برق ساعت‌ها را خواستار مي‌شود و مي‌گويد: «تامين برق علاوه بر تنظيم ساعت‌ها چراغ داخل ساعت‌ها را نيز روشن مي‌كند تا در شب هم قابل استفاده باشند.»

وحدتي‌اصل در پايان تصريح مي‌كند كه در تهران ميدان ساعت مانند آنچه كه در برخي از شهرهاي كشور و دنيا هست، وجود ندارد. اما سازمان زيباسازي در نظر دارد با نصب ساعت‌هاي كارآمد و متحدالشكل تمام ميادين تهران را تبديل به ميدان ساعت كند.

اما باستاني‌پاريزي در پي‌نوشت روايت خود از ساعت هاي ميدان مخبرالدوله درباره مشكل ساعت‌هاي تهران مي‌گويد:‌ «به عقيده من معجزه كشور سوئيس در بانكداري و ثبات اقتصادي آن نيست، در ثروت مردمش نيست، در اينكه تورم در آنجا از همه كشورها كمتر است نيست، در بي‌طرفي نيست، در شركت نكردن در جنگ نيست،‌ در آب و هوا و نظافت و لطافت و آداب مردم آن نيست، در هيچ كدام نيست. معجزه سوئيس در اين است كه بيش از پنجاه عدد ساعت، با قيافه‌هاي مختلف فقط و فقط در سالن فرودگاه آن هست و هيچ كدام از اين ساعت‌ها حتي يك ثانيه با هم تفاوت ندارند و همه يك وقت را نشان مي‌دهند.»

توفيق سوئيس در همين امر جزيي، ما را آگاه مي‌كند كه چنين ملت‌هايي مي‌توانند معجزه سياسي و اقتصادي هم داشته باشند.

۱۳۸۴ آبان ۳, سه‌شنبه

ماجرا هاي من با تاكسيراني

شايد براي هر كدوم از ما وقتي كه سوار تاكسي هستيم ماجراهايي پيش بياد ولي شايد بيشترين ماجرايي كه براي من اتفاق افتاده باشه بحث سر نرخ كرايه ها بوده كه به كار هر روزه من تبديل شده!!!

يك موقع ها هم اصلا حوصله جر و بحث را ندارم ولي در نهايت اغلب با شكست روبرو شدم.

خيلي راهها را طي كردم ولي مبارزه من هيچ نتيجه اي نداشت!!!

مثلا يك ماه پيش بود كه بعد از مدت ها از ونك سوار خطي هاي اكباتان شدم.كرايه مسير 350 تومان بود. شنيده بودم كه با سوار كردن 4 مسافر كرايه نفر پنجم سرشكن مي شد روي كل كرايه ها ولي با مصاحبه هايي كه از دهلوي مديرعامل تاكسيراني ديده بودم كه اين موضوع را تخلف مي دونست فكر نمي كردم تو سطح شهر اينقدر عمومي باشه و حتي خود مسافرها بدون هيچ اعتراضي 50 تومان روي كرايه 350 توماني بگذارند و پياده بشوند.

من اعتراض كردم!!!

ولي جرو بحث ها نتيجه نداشت و مجبور شدم 400 تومان را بدهم و پياده بشوم. بلافاصله شماره مسئول روابط عمومي تاكسيراني را گرفتم و ازش پرسيدم اين موضوع تخلفه؟ با قاطعيت گفت كه خلاف قانونه و اگه گزارش بشه پيگيري مي كنيم.

من هم موضوع را براش تعريف كردم و دوباره با قاطعيت گفت برخورد مي كنيم.

چند روز گذشت و من دوباره گذرم به ونك خورد و براي كنجكاوي خودم رفتم سر خط و از مسئول خط پرسيدم كه كرايه مسير چنده و اون هم گفت:400 تومان!!!

برق سه فاز از كله ام پريد و سريع زنگ زدم به خود دهلوي، مديرعامل تاكسيراني!!

دير وقت بود و قبل از روز تعطيل!!

وقتي گوشي را برداشت به شوخي اين موضوع را تذكر داد ولي من صحبتم را ادامه دادم و ماجرا را براش تعريف كردم.اون هم اين موضوع را تخلف مي دونست و اسم خط را يادداشت كرد تا برخورد كنه!!!

من اون روز خوشحال بودم كه به بالاترين مدير يك مجموعه اين تخلف را گزارش كرده ام و مطمئن كه حتما برخورد ميشه ولي زهي خيال باطل!!

من به عنوان يك خبرنگار به بالاترين مسئول اجرايي اون سازمان اعتراض كردن ، نوشتم و... ولي نتيجه نداد حال واي به حال مردم عادي !!!
باگذشت 8 ماه از سال هنوز نرخ كرايه تاكسي ها در سال 84 در شوراي شهر تصويب نشده!!واين اعتراض مسافر و راننده سر كرايه تاكسي ها به موضوعي تكراري تبديل شده كه گويا پشت مسئولان تاكسيراني آنقدر گرم هست كه ذره اي از اين اعتراض ها را نميشنوند.

ايران نيوز

ايران نيوز گويا يك خبرگزاري جديده!!
البته برخي از منابع غير رسمي مي گويند كه قاليباف حمايتش مي كنه!!

مهر

ماه مهر به همراه تاريخ تولد خودم و همچنين تاريخ تولد وبلاگم تموم شد!!
*يهو بعد از گذشت سه روز از ماه آبان ياد اين موضوع افتادم;)

۱۳۸۴ مهر ۳۰, شنبه

حرف براي گفتن يا نگفتن

اومدم وبلاگم ديدم پينگ شده!!گفتم چند كلمه اي بنويسم.
اينقدر حرف براي گفتن و نوشتن دارم ولي از بس زيادند نمي تونم بنويسم.
دارم مثل شما جريان هايي كه در كشورم رخ مي دهد را نظاره مي كنم تا ببينم به كجا مي رويم!!
فعلا يك تماشاچي هستم.

۱۳۸۴ مهر ۱۸, دوشنبه

مسئول رسانه هاي شهرداري در بهزيستي

اسفند سال پيش بود كه يكسري از بچه هاي خبرنگار با دعوت شدن به روابط عمومي شهرداري تهران با دكتر فقيه به عنوان مسئول جديد رسانه هاي شهرداري آشنا شدند.
از قبل فقيه را مي شناختم چون قبل از اينكه بيايد شهرداري، سرپرست روابط عمومي پزشكي قانوني بود و من در يكي از اجلاس هاي پزشكي قانوني تو ستاد خبري اش بودم.
مردي جوان ،قدبلند و لاغر با ريش پرفسوري و دندانهايي كه سيم گذاشته بود.
چند روزي كه باهاش كار مي كردم،مديريت خاصي ازش نديدم و اوضاع طوري بود كه تو ستاد خبري خودم خبر تهيه مي كردم،خودم تايپ مي كردم و خودم به روزنامه ها ارسال مي كردم و ستاد خبري هيچ نظمي نداشت.شايد درست نباشد كه اين موضوع را تعميم داد ولي خاطره خوبي از مديريت فقيه در ذهنم نمونده.
اين فرد بلافاصله در ستاد انتخاباتي احمدي نژاد قرار مي گيره و به قولي و اگه بشه اسمش را گذاشت" ترقي"، پله هاي ترقي را دوتا يكي طي ميكنه تا اينكه مسئوليت يكي از كليدي ترين سازمان هاي وزارت رفاه يعني بهزيستي بهش سپرده مي شه.
سرپرست موقت وزارت رفاه براي بهزيستي سرپرست موقت تعيين كرد و من كه هميشه فكر مي كردم بدتر ازمديريت راه چمني رييس قبلي وجود نداره، به اين باور رسيده ام كه كوتوله ها (از نظر مديريتي)مملكت را در دست گرفتند و اصل شايسته سالاري مثل همه اين سالها، اصلي از ياد رفته است.
در ضمن راه چمني در مراسم توديع خودش و معارفه فقيه شركت نكرد.

۱۳۸۴ مهر ۷, پنجشنبه

مراسم معارفه سلطانخواه

شنبه ساعت 9:30 مراسم معارفه نسرين سلطانخواه رييس جديد مركز مشاركت زنان است.ديروز از مركز تماس گرفتند و دعوتم كردند.شايد نرفتم ولي اگه بروم، "ويرم" گرفته كه حتما يه سوال را از سلطانخواه بپرسم.سوالي كه جوابش را خودم مي دونم ولي مي خواهم اون جواب بده!!
سوالي درباره دو سال و نيم فعاليتش در شورا و ميزان دغدغه اش درباره مشكلات شهروندان زن تهراني و طرح هايي !!!!كه در اين زمينه به شورا ارائه داده؟؟!!
جوابش قطعا درباره برگزاري اجلاس زنان عضو شورا هاي شهر خواهد بود و تعريف از آن!!!
كه برگزاري اين اجلاس سمبوليك هم جواب دارد.
تنها يكبار شركت كردن در اين اجلاس براي من كافي بود كه بفهمم كه در چه سطح و زمان از دوره هاي تاريخي صحبت مي شود!!اجلاسي تنها براي وقت هدر دادن!!!
اجلاسي كه حتي يك خروجي هم نداشت.
من دلم نمي خواهد اينقدر منفي نگاه كنم ولي همه اين اقدامات منفي بود.
نمي دونم مشكل از كجاست كه نمي تونم حتي يك مورد مثبت در اون پيدا كنم.

۱۳۸۴ مهر ۳, یکشنبه

دو انتصاب جديد

نسرين سلطانخواه عضو هيات رييسه شوراي شهر تهران رييس مركز امور مشاركت زنان شد.
محمد علي آبادي معاون فني و عمراني شهرداري تهران هم رييس سازمان تربيت بدني شد.
چه زيبا!!
بالاخره سهم ها بايد به خوبي تقسيم بشه!!
ياد چند طرح كميسيون فرهنگي شورا ميافتم كه چون در رابطه با زنان بود به سه زن عضو شورا واگذار شد تا اونها پيگيري كنند و اين طرحها در بايگاني اتاق اين زنان به فراموشي سپرده شد.
ياد مصاحبه هايم (3 مصاحبه) با سلطانخواه ميافتم و جواب هاي نا مربوط او!!
ياد اجلاس زنان عضو شوراهاي شهرهاي كشور ميافتم مخصوصا اجلاسي كه زمستون پارسال در تهران برگزار شد و عشرت شايق هم اومده بود و فرمايش هايي درباره زنان خياباني و اعدام اونها كرده بود.
ياد حرفي ميافتم كه يكبار سلطانخواه به طعنه به خبرنگارها گفت. او مي گفت اين خبرنگارا ناخن هاشون را هميشه به هم ميسابند تا شر بپا كنم!!!!!!!
سلطانخواه دكتراي رياضيات داره و من ياد روزي ميافتم كه در صحن علني شورا سر خوندن يك رقم كلي معطل كرد و آخر سر هم اشتباه خوند.
و ياد خيلي چيزهاي ديگر ميافتم.............................

۱۳۸۴ مهر ۱, جمعه

سازمان تربيت بدني

هنوز مطلبم درباره روز انتخاب قاليباف به عنوان شهردار تهران روي صفحه اول وبلاگم هست.
آخر اون مطلب نوشته بودم كه شايد علي آبادي به هيات دولت برود و رييس سازمان تربيت بدني بشه!
با اونكه مدت تقريبا زيادي از اون تاريخ مي گذره ولي اين مطلب را براي ثبت در حافظه وبلاگم و اطلاع افرادي كه به وبلاگم سرمي زنند مي نويسم.

از علي آبادي خاطره بدي ندارم و هميشه برخورد خوبي با خبرنگارها داشت. شايد برخي از اقداماتش در معاونت فني و عمراني را بتونم نقد كنم ولي از نظر شخصيتي آدم مثبتي هست.

روز بعد از انتخاب قاليباف ، ساعت يك بود كه از معاونت فني و عمراني تماس گرفتند و گفتند: ساعت دو مهندس علي آبادي نشست مطبوعاتي گذاشته و قراره درباره رقابتي كه با قاليباف براي شهردار شدن داشت و راي نياوردنش توضيح بدهد!

سريع آماده شدم تا به موقع برسم. قبل از من خيلي از خبرنگارها اومده بودند و هر كدوم به نحوي انتخاب قاليباف را تحليل مي كرد.
علي آبادي اومد و گفت: چون خيلي از خبرنگارها تماس مي گرفتند و درباره انتخاب شهردار سوال مي كردند،ترجيح داده تا در يك نشست خبري به سوال ها جواب بده.

جو نشست طوري بود كه گويا خبرنگارا از انتخاب قاليباف ناراحت و در پي دلجويي از علي آبادي هستند!!
علي آبادي يكجا به طور غير مستقيم از چمران گله كرد كه در نشست مطبوعاتي روز قبلش بايد مي گفت كه اون(علي آبادي) چند راي آورده!
خبرنگارا هم روي اين موضوع دست گذاشته بودند.

من پرسيدم: آيا در سمت معاون فني باقي مي مانيد؟
گفت: بايد در اين رابطه با دكتر قاليباف صحبت كنم كه هم شرايط ايشان را بدونم و هم شرايط ادامه همكاري خودم را اعلام كنم.
گذشت و گذشت و داشتيم به آخرهاي نشست مي رسيديم. توي چند دقيقه براي من اتفاق هايي افتاد كه تصميم گرفتم درباره سازمان تربيت بدني سوال بپرسم.
گفتم: ميگند قراره شما رييس سازمان تربيت بدني بشويد.درسته؟
گفت: رييس جمهور در اين باره با من صحبت كرده!
خبرنگارا سوال در اين مورد را ادامه دادند. يكي پرسيد: قبول مي كنيد؟
علي آبادي گفت : نمي تونم به رييس جمهور نه بگويم ولي ترجيح مي دهم در جايي فعاليت كنم كه به تخصصم مرتبط باشه.
خبرنگار شرق گفت: اگه طوري بشه كه با شرايط يكسان مجبور به انتخاب بشويد،كدوم را انتخاب مي كنيد؟
علي آبادي جواب داد: شهرداري را انتخاب مي كنم.

در مراسم معارفه قاليباف يكي از بچه هاي خبرنگار پيش علي آبادي ميرود و درباره آينده كاري اش در شهرداري مي پرسه. علي آبادي ادامه كارش را بعيد مي دونه و ميگه چند بار ديگه رييس جمهور درباره سازمان تربيت بدني باهاش صحبت كرده و احتمالا قبول مي كنه.

روز پنجشنبه خبر 20:30 هم گفت كه احتمالا علي آبادي رييس سازمان تربيت بدني ميشه!

اما ماجرا طوري ديگه:

از قرار معلوم گويا زماني كه اعضاي شورا سخت در تلاش براي انتخاب شهردار تهران بودند تا حدودي انتخاب رسول خادم ، عضو شورا به عنوان رياست تربيت بدني قطعي شده بود(شايد الان هم اين احتمال باشه) و اعضاي ديگه شوراي شهر هم در جريان اين موضوع بودند.

وقتي كشمكش ها بين دو گروه اعضاي شورا درباره انتخاب بين دوگزينه قاليباف و علي آبادي بالا گرفت.
آقاي مسعود زريبافان عضو شورا كه اخيرا دبير هيات دولت شده رو به خادم مي كنه و ميگه: اگه به علي آبادي راي ندي ، اون رييس سازمان تربيت بدني مي شه.
و در واقع منظورش خيلي روشن اين بوده كه شهردار نشدن علي آبادي مساوي است با نرفتن خادم به سازمان تربيت بدني! و خريدن راي اون!!! چون زريبافان ميدونست اگه راي خادم را تغيير بده، راي چند نفر ديگه هم تغيير مي كنه!!
حالا اگه علي آبادي واقعا رييس سازمان تربيت بدني بشه ، ماجراش اين بوده ولي اگه فرد ديگه اي بشه(حتي خادم)واقعا نمي دونم ماجراش چي بوده!!!!!!!!!

مديرعامل نوسازي

در مراسم معارفه قاليباف خيلي ها اومده بودند!
يكي از اونها، رازقي مديرعامل نوسازي شهر تهران بود!
رفتم جلو و پرسيدم كه شما با آقاي رييس جمهور به نيويورك رفته بوديد؟
خيلي جدي گفت: اگه سوال درباره نوسازي شهر تهران داريد، جواب مي دهم.
خودم را جمع و جور كردم و گفتم كه يه خبر روي سايت شهرداري(سما) بود و گويا قرار بود اجلاس حكومت هاي محلي و شهري در سازمان ملل همزمان با اجلاس رسمي برگزاربشه و من فقط مي خواستم بدونم شما در اين اجلاس شركت كرديد؟
فقط و فقط گفت: نه!

۱۳۸۴ شهریور ۲۱, دوشنبه

تيم اعزامي به نيويورك

اگه تنها اين نه نفر با احمدي نژاد به نيويورك ميروند، سه تا شون اصلا دليلي نداره كه به آمريكا بروند.
1-حميدرضا رازقي كه مديرعامل سازمان نوسازي شهر تهران هست .اتفاقا هفته پيش درباره موضوعي بهش زنگ زدم.گفتم ميتونم دو تا سوال كوچيك بپرسم؟چند ثانيه مكث كرد و گفت:نه!!!!
گفتم:چرا؟
گفت:من تلفني مصاحبه نمي كنم.
البته در اين شكي نيست كه من را فرستاد دنبال نخود سياه!!
2-مسعود زريبافان كه عضو هيات رييسه شوراي شهر هست و به قولي مشاور ارشد رييس جمهور!!!
البته كاملا درست هست كه عضويت در شوراي شهر شغل محسوب نميشه و اعضاي شورا كارمند نيستند و اين هم درسته كه از ديروز تعطيلات تابستونه شورا شروع شده ولي شعارهايي كه داده شد چي ميشه!!!؟؟در حد شعار باقي موند؟
اينقدر اين شهر مشكل داره كه 15 عضو در شورا براي حل اونها خيلي كم هستند و يه عزم جدي را مي طلبه ولي همين 15 نفر هر كدومشون به كاري ديگه غير شهر مشغول هستند.انگار تنها وظيفه دارند كه يك اسم در جلسات باشند و اين اسم نذاره تاج زاده وارد شورا بشه وگرنه جاهاي ديگه بيشتر سود داره!!
3-مهرداد بذرپاش كه معرف حضور هست.
تكميلي:

۱۳۸۴ شهریور ۱۵, سه‌شنبه

قاليباف در شورا-2

راي گيري مجددي كه امروز در شوراي شهر تهران با حضور قاليباف انجام شد،نسبت به راي گيري روز يكشنبه يك راي ممتنع داشت و اون هم واعظي آشتياني بود.
بنابراين قاليباف، با 8 راي موافق،6راي مخالف و يك راي ممتنع شهردار پايتخت شد.

امروز قاليباف اومد شورا تا برنامه هاش را ارائه كنه.وقتي برنامه هاش را با برنامه هاي دو سال پيش احمدي نژاد كه تو صحن شورا اعلام كرد مقايسه مي كنم ، مي بينم كه قاليباف برنامه هاي خيلي متفاوت تري دارد.

تاكيدي كه روي مسائل اجتماعي مي كرد هيچگاه به اين ميزان مورد تاكيد احمدي نژاد نبود.
اما بايد ديد برنامه هاي قشنگي كه امروز ارائه شد تا چه اندازه عملياتي ميشه!!

امروز بيشتر از 50 تا عكاس و خبرنگار در صحن شورا بودند و تمام معاونان شهردار قبل، به جز سعيدلو كه چمران مي گفت در سفر هست و مشايي كه الان رئيس سازمان ميراث فرهنگي و جهانگردي شده ، به شورا اومده بودند.حتي مهدي هاشمي كه نامزد وزارت رفاه بود و در مجلس راي نياورده بود به شورا اومد.

اولين دستور جلسه، صحبت هاي قاليباف بود ولي چون هنوز نيامده بود سه دستور ديگه كه مربوط به اعتراض هاي فرماندار به مصوبات شورا بود بررسي شد كه درحين بررسي دستور سوم ، قاليباف وارد صحن شورا شد.

وقتي عكاس ها تجمع كردند تا از قاليباف عكس بگيرند ، چمران به شدت اعتراض كرد كه صحن علني را بر هم نزنند.

چمران وقتي مي خواست از قاليباف دعوت كند تا بياد حرف بزنه ، به اشتباه گفت:از آقاي رئيس جمهور!! مي خواهم پشت تريبون قرار بگيرد و وقتي متوجه اشتباهش شد، گفت:چون شهردار ما ،رئيس جمهور شده ،من اشتباه كردم.

اعضاي شورا وقتي مي خواستند از قاليباف سوال هاي خود را بپرسند، قشنگ معلوم بود كه بعضي ها از اين انتخاب كاملا ناراضي هستند.

در انتهاي جلسه وقتي قرار بود راي گيري بشه!يهو نفهميدم چي شد كه خادم با صداي بلند به بيادي مي گفت :چرا عصباني ميشي؟ انگار ماجرا از اين قرار بود كه زياري خيلي جبهه گيري مي كرد و يه درگيري لفظي با بيادي پيدا كرد و احتمالا هم ماجرا مربوط به خادم بود ،در واقع بيادي پشت خادم در اومده بود!!


قاليباف در شورا-1


فكر كنم زيباترين گزارش تصويري درباره حضور قاليباف در شورا را خبرگزاري فارس گرفته!

۱۳۸۴ شهریور ۱۳, یکشنبه

قاليباف سكاندار تهران شد

قاليباف با 8 راي در مقابل 7 راي علي آبادي ، شهردار تهران شد.

اين راي گيري بسيار جالب بود. افرادي كه طرفدار سر سخت احمدي نژاد بودند با حضور قاليباف به شدت مخالف بودند و از علي آبادي معاون شهردار طرفداري مي كردند ولي در نهايت به طور ميلي متري شكست خوردند. اين واقعيت به طور آشكارا مشخص شد كه اعضاي شورا هم دو طيف شده اند و در اين دو ماه، توي جلسه هاي بدون مستمع خود حسابي بحثهاي داغي كردند.

اما تعدادي از افرادي كه به قاليباف راي دادند قبلنا به عنوان اقليت شورا شناخته مي شدند. اين افراد شامل بيادي ، شريعتمداري ،خادم، خسروي وفا بودند كه در زمان احمدي نژاد بيشترين نقدها را به احمدي نژاد مي كردند كه در راي گيري به قاليباف افرادي كه خنثي تر بودند مثل چمران ،شيباني ، خير و كاشاني هم اضافه شدند.

اما به علي آبادي ، زريبافان(رييس ستاد انتخاباتي احمدي نژاد)، آشتياني، شكيب، سلطانخواه، معتمدي آذري، زياري و دانشجو راي دادند.

حاشيه ها جالب تر بود.اين اطلاعاتي كه بالا نوشتم را چمران به هيچ عنوان مطرح نكرد و اصلا هم تمايلي به انتشار اين اطلاعات نداشت ولي من از يكي از اعضاي شورا پرسيدم كه از اين انتخاب خوشحال بود.

ساعت 12 امروز شورا بودم ولي در كمال تعجب ديدم كه دم در جلويم را گرفتند و گفتند حق ندارم به طبقات بروم.هر چي اصرار كه مي خوام برم روابط عمومي ولي اجازه داده نشد.مسئول رسانه هاي شورا اومد و حالا كه سه نفر شده بوديم به سه تايي مون گفت كه بريم و براش دردسر درست نكنيم.

گفتيم خبرش را مي زنيم كه راهمون نداديد.گفت:ايرادي نداره ما هم تكذيب مي كنيم چرا كه گفته بوديم كه خبرنگار نياد.

به حرحال از خيرش گذشتيم و رفتيم ولي ساعت 4 زنگ زد و گفت سريع پاشو بيا شورا!
ديگه همه ميدونستند قاليباف شهردار شده ولي چمران اومد و كلي گويي كرد و گفت احتمالاسه شنبه قاليباف در صحن شورا برنامه هاش را اعلام مي كنه.
بعد از صحبت هاي نصف و نيمه چمران، از فضولي داشتم كلافه مي شدم كه زنگ زدم يكي از اعضا و كلي اطلاعات ازش گرفتم.اون مي گفت:علي آبادي با استعفا از شهرداري به دولت ميره و شايد رييس سازمان تربيت بدني بشه!!!
و.....

۱۳۸۴ شهریور ۶, یکشنبه

سخن نگوي شوراي شهر

30 خبرنگار را تصور كنيد كه امروز پشت در شوراي شهر جمع شدند و يكساعتي منتظر موندند تا اسم شهردار تهران را از زبون سخن نگو شوراي شهر(چمران)بشنوند.
اما سخن نگو!!شوراي شهر بعد از حضور در اين جمع 30 نفري بگويد: اعضاي شورا به نفر نهايي رسيده اند اما فعلا اين اسم اعلام نميشه تا مقدمات كار فراهم بشود!!!!
در اون زمان چه احساسي پيدا مي كنيد؟؟
امروز شهردار مشخص شد اما چمران از اعلام اسمش امتناع كرد!!
وقتي خبرنگاران مي پرسيدند:شهردار از مجموعه شورا و شهرداري است يا خارج از آن؟يا مقدمات يعني چه؟يا اينكه شهردار از معاون هاي شهرداري است يا نه؟
چمران جواب مي داد:اينجوري اگه سوال كنيد، 20 سوالي ميشه و در آخر هم به جواب مي رسيد ولي من قصد ندارم فعلا اسم فرد نهايي را اعلام كنم.

۱۳۸۴ شهریور ۴, جمعه

اطلاع رساني شورايي

كلي درباره انتخاب شهردار بحث كرديم.آخر سر گفتم حالا چه كسي شهردار ميشه؟چند ثانيه مكث كرد و بعد از من قول گرفت جايي عنوان نكنم و من هم قول دادم.
يك نفري را كه خوب ميشناختم اسم برد.
از اونور خط متوجه تعجب من شد و گفت:توي اين يكسال و نيم باقي مونده خوب سوژه پيدا كرديد!!و باز تاكيد كرد جايي عنوان نشه!!

توي اين دو ماه اخير كه بحث هاي مربوط به انتخاب شهردار بالا گرفته ،جو بسته خبري هم بوجود اومده
فكر كنم دستوره كه نبايد هيچ مطلبي از مذاكرات و جلسات محرمانه اعضاي شورا به بيرون درز پيدا كنه!!اما بعضي از خبرنگارها به دليل ارتباط خوبي كه با اعضا دارند كدهايي دريافت مي كنند اما اين جريان اطلاع رساني اصلا مطلوب نيست.

هفته پيش يك خبر در ايسنا كار شد كه در كار رسانه اي شاهكار!!!!!!بود .(لينك خبر را به دليل خراب بودن آرشيو ايسنا پيدا نكردم)

اين خبر درباره انتخاب شهردار بود و سه تا مصاحبه با اعضاي شورا داشت اما در هيچكدام از مصاحبه ها اسمي ذكر نشده بود و تنها عنوان شده بود كه" يك عضو شوراي شهر تهران گفت:..........".و در ادامه"يك عضو ديگر شوراي شهر تهران معتقد است:..........."و.....

بقيه خبرگزاري ها و روزنامه ها هم در اين موضوع وضعي به همين شكل دارند و در خبرها شون مطرح ميشه كه مثلا يك عضو شوراي شهر تهران كه نخواست نامش ذكر شود فلان مطلب را عنوان كرد.

يا مصاحبه ها را با نام منتشر مي كنند ولي مطلب خاصي ندارد مثل خبر امروز خبرگزاري مهر كه با حمزه شكيب مصاحبه گرفته شده! به اين قسمت توجه كنيد:"به دنبال اصرار فراوان مبنی بر تعیین تکلیف قالبیاف برای ماندن در بین گزینه ها یا حذف شدن نام وی ، عضو شورای شهر پاسخ داد : در جلسه تصمیم گرفته شد که هیچ کدام از اعضای شورای شهر از شخص خاصی نام نبرند و اطلاع رسانی را به رییس شورای شهر واگذار کنند ."

اين يعني همان حرفي كه در پست قبلي بهش اشاره كردم.بيادي در جلسه قبلي زيادي اطلاعات داده و باعث ناراحتي رئيس شده بنابراين از اين پس چمران با خبرنگاران طرفه!!

اين هم از وضع مملكت ما كه براي انتخاب شهردارش هم اينقدر پنهان كاري ميشه!!خوبه موضوع چيز ديگه اي نيست!

۱۳۸۴ شهریور ۱, سه‌شنبه

طلسم انتخاب شهردار نشكست

امروز هم شهردار انتخاب نشد.جلسه امروز شورا دوباره بدون حضور مستمع برگزار شد و نتيجه اي هم نداشت .در ضمن از 15 عضو شورا 4نفرشون هم غايب بودند كه از جمله اونها چمران رئيس شورا بود كه در مجلس به سر مي برد.
ساعت 12 شورا بودم.يه چندتا از بچه هاي خبرنگار هم اومده بودند ولي دقيقا يك ساعت پشت درهاي سالن جلسات شورا منتظر مونديم تا جلسه تموم شد.توي اين يك ساعت كه مرتب تعدادمون هم زياد ميشد كلي تصميم گرفتيم اما ...
بچه ها مي گفتند بايد متحد باشيم.وقتي همه امون اعتراض كنيم نتيجه مي گيريم.مي گفتيم بايد به جلسه ها ي بدون مستمع اعتراض كنيم.بايد بنويسيم.يكي مي گفت اصلا از اين به بعد بايد جلسات بدون حضور مستمع را تحريم خبري كنيم.خلاصه اينكه درباره موضوعات مختلف تو شورا همه خبرنگارا روي متحد بودن تاكيد مي كردند ولي يك ساعت بعد همه اين صحبتها فراموش شد و غير از يكي دوتا از بچه هاي خبرنگار،بقيه در خبرهاي ارسالي خود همه اين مسائل را يادشون رفت.
اما بيادي همه مسايلي را كه اگه چمران بود بروز نمي داد گفت.از اسامي كانديدا ها گرفته تا موضوع مونوريل و حتي نمايشگاه بين المللي!يكي از بچه ها مي گفت اگه چمران بفهمه كه بيادي چه چيزهايي را به رسانه ها كشونده ديگه غيبت نمي كنه تا جريان بسته خبري خودش ادامه پيدا كنه!!اما بيادي گفت كه امروز اردكانيان معاون وزير نيرو و نوريان رييس سازمان هواشناسي اومدند و برنامه هاي خودشون را ارائه كردند و ديروز بوربور معاون بنياد شهيد به شورا اومده بود .بيادي مي گفت بعد از ظهر امروز هم درباره حضور قاليباف تصميم گيري ميشه!تازه كانديدا بودن اعضاي شورا براي شهرداري هم منتفي نيست(يكي از نامزدها هم خود بياديه).من پرسيدم كه اگه قرار باشه اعضا كانديدا باشند بايد از شورا استعفا بدند ؟كه بيادي تاييد كرد.(اين يعني حضور تاج زاده)خيلي از خبرنگارا اعتراض مي كردند كه شما ميگيد سه ماه شورا فرصت داره تا شهردار انتخاب كنه و الان هم دوماه گذشته ولي اگه منصف باشيم شهر از وقتي كه احمدي ن‍ژاد كانديدا رياست جمهوري شده بود شهردار نداره!البته بيادي تا حدودي اينها را قبول داشت. در آخر بحثهاي مربوط به شهردار بيادي درباره توقف طرح مونوريل صحبت كرد و اينكه نمايشگاه بين المللي جديد در شهر آفتاب احداث ميشه.
براي اطلاع بگم كه شهر آفتاب همون بهشت زهرا و حرم امام خميني است كه قراره به صورت شهر دربياد.

۱۳۸۴ مرداد ۲۹, شنبه

دوباره ....

دوباره نا اميدي و دلتنگي به سراغم اومده!
براي فرار از اون اين جمله را بارها تكرار مي كنم:"به جاي لعنت فرستادن به تاريكي،يك شمع روشن كن"
شمع من كو؟پس چرا پيداش نمي كنم!!

۱۳۸۴ مرداد ۲۸, جمعه

رييس مشاوران جوان شهرداري در رياست جمهوري

بر اساس خبر ايرنا مهرداد بذرپاش، رييس گروه مشاوران جوان رياست جمهوري شد. بذرپاش در زمان احمدي نژاد در شهرداري تهران، رييس مشاوران جوان شهردار بود.
اما بذرپاش متولد 1359 و داراي مدرك ليسانس مهندسي صنايع هست.پارسال فارغ التحصيل شد و علاوه برمشاوري شهردار، رييس بزرگترين فرهنگسرا در خاورميانه يعني فرهنگسراي جوان(خاوران)نيز بود.
از فردي كه باهاش آشنايي داشت شنيده بودم كه بااينكه 25 سال بيشتر نداره ولي انگار تو همين 25 سال تو كار سياست بوده!و در زمان احمدي نژاد تو سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران نفوذ زيادي داشت.
خواهرم كه در رشته صنايع درس ميخونه تعريف مي كرد كه يكي از استاداشون يه روز سركلاس ميگفته كه ترم قبل(پارسال)يه شاگرد داشته كه سر هيچكدوم از كلاس ها نيومد و آخر ترم وقتي نمره نگرفته اومده پيشش و گفته كه من مشاور شهردارم و وقت نداشتم سر كلاسها بيام.اين استاد هم جواب داده كه هر كي ميخواي باش !بايد سر كلاسها شركت مي كردي.
اون هم دسته چكش را در اوورده و گفته چقدر بنويسم؟وقتي استاد از اين حركت ناراحت ميشه و امتناع ميكنه اون با پررويي ميگه يعني قيمتت خيلي بالاتره؟!!
اين موضوع ربطي به بذرپاش داره؟؟
پي نوشت:برخي از دوستان گفته اند بذر پاش فارغ التحصيل از دانشگاه شريف هست. ولي من شنيده ام از دانشگاه آزاد واحد تهران جنوب فارغ التحصيل شده!

۱۳۸۴ مرداد ۲۳, یکشنبه

دو معاون شهردار در دولت

در ليست وزراي پيشنهادي در مجموع 5 اسم برايم آشنا بود!
دوتا از اين اسامي آشناتر!
يكي علي سعيدلو وزير پيشنهادي براي وزارت نفت وديگري مهدي هاشمي براي وزارت رفاه و تامين اجتماعي!
سعيدلو معاون مالي و اداري شهرداري و سرپرست فعلي شهرداري تهران است.سعيدلو در اين دو سالي كه معاون شهردار بود يكي از كم حرف ترين معاونين بود،البته خود سعيدلو تمايلي به صحبت با رسانه ها نداشت وگرنه مگه معاونت مالي ميتونه كم خبر باشه؟
هيچگاه مسايل مالي شهرداري بطور شفاف در اختيار رسانه ها قرار نگرفت.بطور مثال بودجه سال جاري شهرداري كه پشت درهاي بسته تصويب شد هيچگاه بطور كامل در اختيار رسانه ها قرار نگرفت.البته سعيدلو به عنوان يك فرد، انسان محترمي است و شخصيت آرام و مثبتي داره ولي سياست طور ديگري برخورد مي كند.
اما سيد مهدي هاشمي معاون امور مناطق شهرداري!فرد پشت پرده شهرداري! نفردوم بعد از احمدي ن‍ژاد در شهرداري! يكي از مقامات سپاه پاسداران!فردي كه تنها به يكي از پايگاه هاي بسيج در منطقه 10 در سال گذشته 560 ميليون تومان كمك مالي كرد!
و......اگه سعيدلو را از نظر شخصيتي خوب بدونم ولي درباره هاشمي نمي تونم هيچ اظهار نظري كنم!!فقط ميتونم بگم"مرموز"
وزارت رفاه وزارتخانه بسيار مهمي هست ولي.....

۱۳۸۴ مرداد ۲۱, جمعه

بافتهاي فرسوده

ويژه نامه جمعه اين هفته شرق با عنوان"شهر بدون شهردار"منتشر شد.
يك گزارش نوشتم با تيتر:
اين گزارش عملكرد دو ساله احمدي نژاد در بازسازي بافتهاي فرسوده تهران و آينده بافتهاي فرسوده كشوربا حضور شهردار سابق در دولت و هماهنگي كامل شورا،شهرداري و مجلس با دولت را بررسي ميكنه!!

۱۳۸۴ مرداد ۱۶, یکشنبه

خبر

يه خبر براي خبرنگاراني كه جشنواره مطبوعات را دنبال مي كنند.
نفر اول بخش گزارش هاي اجتماعي جشنواره مطبوعات امسال، شيده لالمي شد.
اسم شيده اصلا جزو كانديداها نبود ولي چند ساعت پيش براي من sms فرستاد و خبر اول شدنش را داد. گويا شمس الواعظين اين خبر را بهش داده!
خلاصه اينكه دوباره به شيده عزيزم تبريك مي گم.
به قول خودش ، هميشه سالهاي زوج براش خوش يمن بوده!دو ماه پيش جشنواره مطبوعات شهري و الان هم جشنواره مطبوعات!!
ندا جان مي توني بعد از اينكه از مرضيه رسولي شيريني گرفتي از شيده هم شيريني بگيري!

۱۳۸۴ مرداد ۱۰, دوشنبه

انتخاب شهردار پشت درهاي بسته

به احتمال زياد فردا سيزدهمين شهردار تهران (بعد از انقلاب )معرفي ميشه!
از يكشنبه بحث هاي اعضاي شوراي شهر تهران در اين مورد به طور رسمي تر شروع شده و احتمالا
فردا شهردار پايتخت پشت درهاي بسته معرفي ميشه!
دنيا به سمت مديريت مشاركتي پيش ميره و شهردار هر شهر توسط مردم اون شهر انتخاب ميشه اما اينجا شورا بايد شهردار را انتخاب كنه(موردي نيست)ولي چرا پشت درهاي بسته؟؟چرا؟؟
دو سال پيش هم اين اتفاق نيافتاد.دوسال پيش تو جلسه علني با حضور مردم و خبرنگارها،بعد از اينكه احمدي نژاد برنامه هاش را گفت،راي گيري انجام شد و با 12 راي مثبت، يك راي منفي و دو راي ممتنع شهردار تهران شد.
فردا خبرنگارها بايد پشت درهاي چوبي شورا منتظر بمانند تا ببيند شهردار مردم تهران چه كسي است!
فردااسم سكاندار شهر تهران در حالي منتشر ميشه كه مردم نبايد بدانند به چه دليل و با چه كار كارشناسي اسم كليد دار شهرشون منتشر شد.
مردم تهران فردا اسم يك فرد رابه عنوان شهردار تهران مي شنوند اما حق ندارند بپرسند:چرا اين فرد؟
حتي اگه انتخاب درستي باشه ولي نبايد اين حق از مردم گرفته بشه كه ندونند انجمن شهرشون چگونه شهردار را انتخاب كرد!!

۱۳۸۴ مرداد ۴, سه‌شنبه

احمدي نژاد،شورا و حاشيه ها


ديروز سفيري، روابط عمومي شوراي شهر بهم زنگ زد و گفت فردا(امروز)زودتر بيا ،قراره احمدي نژاد بياد شورا!دقيقا ساعت 9 شورا بودم.گفتند برم روابط عمومي.در حين اينكه داشتم ميرفتم بالا يه پيرزن جلوم را گرفت و شايد مثل خيلي موادي كه در اين چند سال باهاش مواجه شدم ،زمينش مشكل داشت و كلي پيشم گريه و ناله كرد.آخه از دست من چي برمياد؟؟گفتم بره پيش اعضاي شورا و گفتم امروز قراره احمدي نژاد بياد شورا!به من التماس مي كرد كه ببرمش پيش احمدي نژاد!گفتم :مادر جان فعلا خودم را هم اجازه نميدند كه برم داخل صحن!در ضمن الان احمدي نژاد نميتونه برات كاري بكنه!
هرچي من ميگفتم يه چيز ديگه ميگفت و التماس مي كرد.خلاصه سفيري اومد و به من گفت:اينجا واينستا!سريع برو بالا!
بعد از كلي بازرسي و وارسي رفتيم داخل صحن!جلسه بطور عادي پيش ميرفت.البته زياد هم عادي نبود.اولين دستور جلسه ارائه گزارش يكي از معاونتهاي شهرداري بود كه به قدري كسل كننده بود كه هيچ كدام از اعضاي شورا هم گوش نمي دادند،يا دوتا دوتا داشتند حرف ميزدند يا خواب بودند يا اصلا سر جاشون نبودند!بعد از اون هم يك لايحه تصويب كردند و بعد از اعضاي تيم صعود كننده به اورست تجليل شد!يه لايحه دوفوريتي هم داشتند كه ازش گذشتند!ساعت يازده و نيم احمدي نژاد اومد!صحن شورا داشت شلوغ و شلوغ تر مي شد.هر كسي تو شهرادي مسئوليتي داشت اونجا بود.از معاونتها گرفته تا شهرداران مناطق!بعد از گذاشتن هندونه هاي چمران زير بغل احمدي نژاد،احمدي نژاد هم متقابلا اين عمل را تكرار كرد.بعد هم عكس يادگاري حتي با خبرنگاران حوزه شهري!!بعضي ها هم حسابي پاچه خواري كردند!!چون كسي نبود از عكاس ها عكس بگيره چمران اين مسئوليت را پذيرفت.آخر سر هم در جمع خبرنگارا اين ثمانه خانم روزنامه شرق معلوم نبود چه جوري خودش را كنار احمدي نژاد رسونده بود و ازش سوال ميكرد(اصلا يه ريزه جا نبود كه بريم جلو)در ضمن يه سوالي پرسيد كه چمران را كه كنار احمدي نژاد ايستاده بود حسابي عصباني كرد و گفت:خانم من جواب شما را قبلا داده بودم كه ثمانه هم جواب دادكه سوالم را دارم از دكتر مي پرسم نه شما!!!

۱۳۸۴ مرداد ۲, یکشنبه

مونوريل پروژه حيثيتي يا كارشناسي؟‌

تهران _‌ 02 مرداد 1384 _پايگاه اطلاع‌رساني شهرسازي و معماري: هزينه احداث طرح آزمايشي مونوريل در مسير صادقيه به ميدان آزادي يك سال و نيم بعد از مراسم كلنگ‌زني اين طرح دو ساله، اعلام شد. طرح آزمايشي مونوريل از دو سال پيش با برآورد هزينه‌اي معادل 12 ميليارد تومان سر زبان‌ها افتاد. اكنون با گذشت حدود 17 ماه از مراسم كلنگ‌زني اين طرح هزينه اجراي آن حدود 40 ميليارد تومان اعلام شد. در حالي اين خبر هفته گذشته توسط مهندس مهدي چمران رييس و سخنگوي شوراي شهر تهران عنوان شد كه براساس مصوبه شوراي شهر تهران تا 7 ماه آينده اين طرح آزمايشي بايد به اتمام برسد. «اين مسير كارشناسي شده است»، «از نظر من شايد مسيرهاي بهتري هم پيدا مي‌شد ولي كارشناسان اين نظر را دارند و بايد بپذيريم.» اين بخشي از نظرات دكتر نادر شريعتمداري، رييس كميسيون برنامه و بودجه شوراي شهر تهران است كه با تاكيد بر كارشناسي بودن اين طرح انتقادهاي شديد چند ماه پيش خود را در جلسه علني شوراي شهر تهران فراموش مي‌كند و مي‌گويد: «برآوردهاي اوليه شايد غيركارشناسي بود و نياز به اصلاح داشت اما در حال حاضر كارشناسان اين مسير را مناسب ارزيابي مي‌كنند.» سهم مونوريل در پروژه‌هاي حمل و نقل ريلي جهان تنها 2 درصد است و در كل جهان 230 كيلومتر خط مونوريل احداث شده است. از دو سال پيش زمزمه‌هاي اجراي آزمايشي طرح در مسير صادقيه به فرودگاه مهر‌آباد به گوش رسيد كه با مخالفت شديد كارشناسان روبه‌رو شد. با وجود اين مخالفت‌ها خط آزمايشي 5/6 كيلومتري مونوريل در شوراي شهر تهران به تصويب رسيد. اما از آن زمان تاكنون سخنان مسئولان طرح درباره مسير مونوريل، طول آن و هزينه‌هاي احداث اين خط، بارها و بارها تغيير كرده است و اين موضوع به ادعاهاي كار كارشناسي صورت گرفته براي اين خط آزمايشي خدشه‌ وارد مي‌كند. شريعتمداري معتقد است كه اين سيستم تجربه اول در شهر است و بايد در يك منطقه به صورت آزمايشي اجرا شود. وي كار كارشناسي صورت گرفته را براساس ميزان تقاضاي سفر و تعداد رفت‌وآمدها در آن محدوده مي‌داند و مي‌گويد: «توصيه سازمان حمل و نقل و ترافيك به مجموعه شورا مسير صادقيه به ميدان آزادي بوده است.» آشنايي مختصر با اين مسير، اين نكته را يادآور مي‌كند كه در خيابان محمدعلي جناح، تاكسي‌ها و اتوبوس‌هاي فراواني كار جابجايي مسافران به سمت ميدان آزادي و برعكس را در زمان و هزينه كمي انجام مي‌دهند و اين در حالي است كه گفته مي‌شود با اجراي اين مسير آزمايشي و با توجه به هزينه‌هاي جانبي آن، بليت مونوريل در اين مسير حتي از كرايه تاكسي‌هاي خطي مسير صادقيه به آزادي و بر عكس بيشتر خواهد بود. از سوي ديگر با آغاز بهره برداري از فرودگاه امام خميني لزوم احداث اين كريدور را آن هم با اين هزينه گزاف زير سوال مي رود. اصرارهاي فراوان شهرداري تهران و حمايت‌هاي شوراي شهر از اين طرح غيركارشناسي و غيراقتصادي اين شائبه را ايجاد مي‌كند كه مجموعه شهرداري و شورا به اين نقائص كاملا واقف است، اما از نظر حيثيتي بايد پروژه را اجرا كند. رييس كميسيون برنامه و بودجه شوراي شهر تهران در پاسخ به اين موضوع مي‌گويد: «در بسياري از نقاط دنيا طرح‌هاي آزمايشي اجرا مي‌شود تا عملكرد واقعي آن ديده شود كه براساس ميزان هزينه‌هاي تمام شده و يا مشخصات فني طرح و راندمان آن تصميم‌گيري‌هاي بعدي براي توسعه يا توقف طرح گرفته شود.» شريعتمداري مي‌افزايد: «مثلا در شانگهاي چين قطار سريع‌السيري را به طول 30 كيلومتر با هزينه‌هاي بسيار بالا اجرا كردند. اما با توجه به اين هزينه‌ها و قيمت بليت و استقبال اندك مردم، در همان مرحله، پروژه متوقف شد.» به گفته شريعتمداري، وقتي تكنولوژي جديدي در شهر مطرح مي‌شود بايد فضايي براي نشان دادن عملكرد آن فراهم شود و طرح مونوريل مقدمه‌اي است براي طرح بزرگ‌تري كه اگر نتيجه مناسبي گرفته شود بتوان در بخش حمل و نقل عمومي به صورت مكمل استفاده شود. با شرايط موجود و همچنين با توجه به مخالفت‌هاي فراوان، شهرداري تهران مصمم‌تر از گذشته اين پروژه‌ را به مرحله اجرا در مي‌آورد. اما نبايد فراموش كرد، دنياي امروز در طرح‌هاي كلانشهري خود از نظرات و مشاركت‌هاي مردمي به طور جدي سود مي‌برد. به طوريكه نادر شريعتمداري سال گذشته در همايشي، مديريت مشاركتي را در شهري مانند تهران بسيار مهم ارزيابي كرد و با ارايه مثالي گفت: «شهردار تورنتو كانادا قبل از انتخاب شدنش به اين سمت درباره پروژه پلي كه مدت‌ها بر سر اجراي آن جنجال بود از مردم نظرسنجي به عمل آورد و وقتي با مخالفت‌ها مواجه شد، قول داد در صورت انتخاب به اين سمت از اجراي پل جلوگيري كند. وي هم‌اكنون با ديد مديريت مشاركتي خود، محبوبيت و موفقيت‌هاي ويژه‌اي را در اداره شهر كسب كرده است.» با وجود شعارهاي زيبايي كه در رابطه با مشاركت مردم در اداره كلانشهري مانند تهران داده مي‌شود بايد به ياد داشته باشيم تمامي لوايح مربوط به طرح بزرگي مانند مونوريل در اين دو سال اخير پشت درهاي بسته شوراي شهر تهران و بدون حضور مستمع و حضور خبرنگاران به تصويب رسيد و مردم در اين دو سال از جزييات پروژه‌اي كه براي آنها در نظر گرفته شده محروم ماندند. با ورق زدن برگ‌هاي تاريخ تهران به حدود يك قرن قبل مي‌رسيم كه اجازه احداث نخستين خط ترامواي تهران توسط مهندسان بلژيكي از ناصرالدين شاه گرفته شد، اما چون اين وسيله جديد مورد پذيرش مردم تهران واقع نشد در مدت كوتاهي با ورشكست شدن اين شركت بلژيكي، تراموا براي هميشه از تهران رفت. برگ‌هاي تاريخ در آينده درباره مونوريل تهران چه خواهد گفت؟

۱۳۸۴ مرداد ۱, شنبه

مديران شهرهاي بزرگ


اولا، اينكه بعد از يك ماراتن نفس گير امروز آخرين امتحان دانشگاه را دادم تا يك نفس راحت بكشم.
دوما ،مطلبي با عنوان مديران شهرهاي بزرگ را كه از مجله تايم ترجمه كرده بودم امروز روي سايت رفت.اگه حوصله داريد اين گزارش جذاب، از 5 شهردار اروپا را از دست ندهيد.اينقدر كار اين شهرداران جذاب هست كه آرزو كردم......

۱۳۸۴ تیر ۲۷, دوشنبه

پول خرد 40 ميليارد توماني

ديروز براي اولين بار در يكسال و نيم اخير ،چمران رئيس شوراي شهر تهران با خيالي راحت از ادامه طرح آزمايشي و غير اصولي مونوريل حرف زد.(چون ديگه كسي نمي تونه اعتراض كنه)
ديروز گيج امتحانهاي دانشگاه بودم كه هنوز كه هنوزه تموم نشده ولي وقتي صبح داشتم به اين موضوع فكر مي كردم سرم درد گرفت .دردي كه واقعا سخت بود.
قراره خط مونوريل از صادقيه تا آزادي با هزينه 40 ميليارد تومان كشيده بشه!!!و احتمالا تا شهرك اكباتان ادامه پيدا كنه!
شهرك اكباتان و اين مسيرها را خيلي خوب مي شناسم و با قطعيت تموم معتقدم كه شهرداري تهران داره يه كار احمقانه اي را انجام مي ده.مسير صادقيه تا آزادي پره اتوبوس و تاكسي هست و از جناح 10 دقيقه اي ميشه اين مسير را طي كرد.از اكباتان تا آزادي با اتوبوس فقط 15 دقيقه راه هست و شخصي ها با 150 تومان 10 دقيقه اي آزادي هستند!!خوب احتمالا 40 ميليارد تومان پول مفت پيدا كردند و موندند كه چه جوري خرجش كنند!!وگرنه آدم عاقل تو اين مسير مونوريل نميكشه!حالا كسي كه دكتراي ترافيك داره و قبلا شهردار تهران بوده و ميگويند تز دكتراش درباره مونوريل بوده!!نمي دونم با كدام كار كارشناسي داره اين پول را دور ميريزه!
در ضمن اكباتان فضايي نداره كه اين خط را در اون مسير اجرا كنند!!
دونستن حق مردم نيست!ديروز درباره اين موضوع مثل خيلي از موضوعات ديگه در پشت درهاي بسته تصميم گيري شد.بعد چمران اومد پيش خبرنگارها و گفت:در يكصد و شصتمين جلسه علني!!!و بدون حضور مستمع!!!!شورا اين تصميم ها گرفته شد.
اين شهرداري مشاركتي!!است كه همه دنيا حرفش را ميزنه!!مصلحت خودشون هميشه از مصلحت مردم بالاتره!!!و من مي سوزم وقتي چمران در روز شورا گفت كه در دور دوم تشكيل جلسات شورا،تا كنون هيچ جلسه اي غير علني برگزار نشده!و از خودم ميپرسم اينا حتي آمار انتخابات هيات رئيسه خودشون را كه در جلسه بدون مستمع برگزار شد را اعلام نكردند و وقتي خبرنگارها بعد از اون جلسه از تعداد راي ها پرسيدند ،چمران با قايم كردن برگه اي كه آمار روي آن نوشته بود ،گفت:تعداد راي ها خاطرم نيست!!!

۱۳۸۴ تیر ۱۹, یکشنبه

آنيكا بيلستروم اولين شهردار زن استكهلم

چند وقت پيش متني را از مجله تايم ترجمه مي كردم كه درباره 5 شهردار شهرهاي رم،پاريس،برلين،لندن و استكهلم بود.
در اين متن جالب ،بخشي مربوط به معرفي آنيكا بيلستروم شهردار استكهلم بود.اما نكته جالب درباره اين شهردار وبلاگ نوشتنش بود.
آنيكا بيلستروم به آدرسhttp://www.annikasblogg.se/ وبلاگ مي نويسه!

شهرداري يك محيط مردانه است

شهرداري تهران محيطي مردانه دارد.در دوره هاي قبل حضور زنها پر رنگ تر بود ولي در 2 سال اخير من كمتر اين
حضور را احساس مي كنم. به جز چند منطقه كه از معاونهاي خانم استفاده شده مثل منطقه 8 يا 6 بقيه پست هاي مهم شهرداري در سلطه آقايون هست.
فراموش نكنيم در ابتداي ورود احمدي ن‍ژاد به بهشت(ساختمان شهرداري در خيابان بهشت)تنها شهردار زن تهران در منطقه 7 بركنار شد البته من اينقدر ها هم يكطرفه به قاضي نمي روم.در اون سال 99 درصد شهرداران مناطق تغيير كردند كه يكي از اونها هم شهردار منطقه 7 بود.ولي اين را هم قبول ندارم كه توي تهران به اين بزرگي يك مدير زني كه بتوانند از عهده اداره شهر يا يه منطقه بر بيايد وجود نداشته باشه!
اما حضور زنان در كابينه آينده چطور مي تواند باشد؟
اسمهايي هم شنيده ميشه!
من فكر مي كنم كابينه آينده مردانه باشد، خيلي بهتر از رياست زنهايي است كه اسمشان شنيده مي شود.حتي مركز امور مشاركت زنانش!!!!

۱۳۸۴ تیر ۱۴, سه‌شنبه

اعضاي كابينه آينده

به يكي از اعضاي شورا شهر ميگم:شنيدم كانديداي عضويت در كابينه آينده هستيد!
رد نكرد.پرسيدم:حالا قبول مي كنيد؟
گفت:آره،جدي هم هست. ولي اعضاي ديگه شورا نمي گذارند از شورا برم .تازه يادشون افتاده و ميگويند تو موتور شورايي و نبايد از شورا بري!
ديروز هم معصومه عزيزم با واعظي آشتياني خزانه دار شورا مصاحبه گرفته بود كه واعظي با پررويي تمام،وزارت صنايع دولت آينده را خواسته بود.البته دور از انتظار هم نبود.از همون سال اول شوراي دور دوم داشت مقدمه چيني مي كرد و با نطق هاي پيش از دستور خود كه 100 درصد اونها اعتراض به دولت و وزارت صنايع بود اقدامات لازم را شروع كرده بود.همون موقع بين بچه ها زمزمه خواستن پست وزارت صنايع دولت آينده توسط واعظي شنيده مي شد.راستي واعظي مدرك كارشناسي ارشد مديريت را داره ولي بهش ميگند مهندس!!!
اما اين تيتر را داشته باشيد!!
بيادي نايب رئيس شوراي شهره كه تو جلسه امروز شورا اين حرف ها را زد!!