عيد آمد و ما خانه ي خود را نتكانديم
مهدي اخوان ثالث ، اسفند 1343
این عکس را از آرشیو روزنامه هایم در هشت سال پیش پیدا کردم. این عکس نشان می دهد که احمدی نژاد بعد از شرکت در انتخابات نخستین دوره شوراهای شهر و روستا که راهی به شورای تهران نبرد و گویا نفر 24 شد، شانس خود را در انتخابات مجلس ششم امتحان می کند که باز هم شکست می خورد.
از آن زمان یک تصمیم مهم توسط این فرد گرفته می شود و آن هم تدارک ویژه و خاص برای انتخابات دومین دوره شوراهای شهر بود. هسته مرکزی تصمیم گیری ها در دانشگاه علم و صنعت یعنی در جایی که استاد دانشگاهش هست شکل می گیرد.آبادگران به وجود می آید و لیست شورای شهر تهران توسط احمدی نژاد چیده می شود.برخی از دوستان او مانند شریعتمداری، زیاری و حتی زریبافان در لیست آبادگران تهران قرار می گیرند. برخی از افراد دیگری که در لیست احمدی نژاد قرار می گیرند دورادور او را می شناسند ولی تاکید می کنند که لیست توسط این فرد تهیه شده است.
لیست احمدی نژاد با کمترین درصد شرکت مردم در انتخابات پیروز می شود و نخستین گام شورای منتخب!! انتخاب شهردار است. احمدی نژاد یک گزینه است در کنار سعیدی کیا که شانسی برابر او دارد اما افرادی که در شورای شهر حسابی سنگ او را به سینه می زدند ومی زنند در آن زمان مخالف شهردار شدن این فرد بودند. رای گیری داخلی صورت می گیرد در نهایت تعداد آراء بعد از چندین سری رای گیری هشت به هفت به نفع احمدی نژاد می شود. با هم قول و قرار می گذارند با توجه به اینکه شهردار شدن احمدی نژاد قطعی است در صحن علنی برای اینکه شهردار جدید از پشتوانه رای بالایی برای کار کردن برخوردار شود آنهایی که رای منفی دادند رای خود را تغییر دهند.در نهایت در صحن علنی احمدی نژاد با 12 رای مثبت ، دو ممتنع و یک مخالف شهردار می شود.
آبادگران گام بعدی را در مجلس هفتم بر می دارد وبعد نوبت به ریاست جمهوری می رسد..............
این ماجراها یک پیام جالب دارد. فردی که در خیلی از انتخابات به عنوان کاندیدای عضویت شرکت می کرد اما به دلیل نا شناخته بودن راه به جایی نمی برد اما در نهایت شهرداری تهران برای او از سکوی پرش هم چیزی فراتر بود...........
پی نوشت:منبع خیلی از اطلاعاتی که در اینجا آورده ام مصاحبه با افرادی است که گفته هایشون قرار بود کتاب شود اما نشد که بشه!!
پی نوشت 2: این لیست انتخاباتی جامعه روحانیت مبارز و ائتلاف خط امام و رهبری است که چون کل عکس در اسکنر جا نمی شد همین قسمتش را در وبلاگ گذاشتم.
آمنه با من تماس گرفت که آیا در تهران خیابانی با نام سیمون دوبوارداریم؟ من هم گفتم آره ولی سیمون بولیوار منظورته دیگه؟ گفت : نه منظورم همون سیمون دوبوار نویسنده کتاب معروف جنس دوم است. گفتم: نه .خیلی بعید می دونم . اصلا با عقل جور درنمی آید.
پرسیدم : ماجرا از چه قراره؟
گفت: دبروز فاطمه آلیا رئیس فراکسیون زنان با ایسنا مصاحبه کرده و گفته که پیشنهاد می شود به جای خیابان سیمون دوبوار در غرب تهران که مروج فرهنگ فمنيستي مشخصي است نام شهدای زن گذاشته شود!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
گفتم:در غرب تهران ،خیابان و مجسمه ای وجود دارد که در زمان احمدی نژاد در شهرداری تهران از آن با حضور هوگو چاوز رئیس جمهور ونزوئلا بهره برداری شد که اسمش مبارز ونزوئلایی یعنی سیمون بولیوار است نه خانم فمینیستی با نام سیمون دوبوار!!!
به آمنه گفتم برای اینکه مطمئن شود به معصومه آباد رئیس کمیته نامگذاری شورای شهر تماس بگیرد که آباد خیابان سیمون بولیوار را تائید کرد.......
"احمدينژاد، بهترين شهردار ايران، هماكنون رئيسجمهوري ايران است. اين شهردار كه حالا رئيسجمهور ايران است مردي محترم و با ديدگاههاي شفاف، هوشي بالا و ارادهاي قوي است. او نهتنها براي شهروندان كشورش يك الگوست بلكه سرمشقي براي همه جهانيان به شمار ميآيد.
محمود احمدينژاد يك اصلاحطلب واقعي است چرا كه او تغييرات زيادي در تهران ايجاد كرد. او انساني دوستداشتني و بسيار مهربان است .احمدينژاد، شهردار قرن بيستويكم تهران است و تهرانيها اكنون ميتوانند تحت يك مديريت جديد، مدرن و آيندهنگر زندگي كنند.
شهردار تهران، مرد عمل است. او زياد حرف نميزند مگر اينكه لازم باشد. وي اگرچه وعدههاي زيادي به مردم داد اما به همه آنها عمل كرد. اين كار وي ساير مقامات كشور را شگفتزده كرد و نتايج آن، معجزهآسا بود. پس از گذشت چند سال، خيابانها فوراً اسفالت و تعمير شدند. اين تنها يكي از هزاران مورد است چرا كه توجه به ريزترين مسائل تهران، تنها از ذهن كسي گذر ميكند كه با زندگي واقعي مردم در تماس بوده باشد.
ايرانيهاي مقيم خارج كه پس از پنج سال به تهران برگشتهاند باديدن اين همه تغيير و بهبود، شگفتزده شدند. شهردار تهران، مديري مدرن است كه با فساد مبارزه ميكند. او موفقترين شهردار در تاريخ معاصر است."
اما دستور جلسه بعدی شورا توسط ابتکار تهیه شده بود و درباره حفاظت از پارک های ملی تهران بود که طبق آن وظایفی برای شهرداری در نظر گرفته شد. وقتی طرح خوانده شد ، خادم می خواست در مخالفت با طرح حرف بزند اما در ابتدا گفت:«طرح چه عجولانه تهیه شده باشد چه عجولانه نباشد به آن رای می دهم!!»
اما نکته دیگر در بررسی این طرح این بود که طلایی در مخالفت با طرح به دوران فرماندهی خود در نیروی انتظامی استناد می کرد و ماجرا هایی که در سرخه حصار داشتند و در مقابل هم ابتکار به زمان ریاست خود در سازمان محیط زیست اشاره می کرد و ماجراهایی که درباره سرخه حصار داشتند و خادم هم (به دوران قهرمانی خود قطعا اشاره نمی کرد) به شورای دور دوم اشاره می کرد که جلساتی را با حضوراین دو عضو فعلی شورا درباه سرخه حصار تشکیل داده بود.
یک حاشیه هم خود طرح داشت. در جایی از طرح نوشته که سازمان آتش نشانی وظیفه دارد که درصورت آتش سوزی در پارک های ملی خجیر و سرخه حصار برای اطفای حریق به طور ویژه اقدام کند. سوال من این است که اصلا وظیفه ذاتی آتش نشانی چی هست؟ و چه لزومی دارد که وظیفه ذاتی آتش نشانی دوباه قانون شود؟
به هر حال در پایان طرح برای بررسی بیشتر به کمیسیون برگشت.
یک دستور جلسه هم درباره رعایت شاخصه هایی برای ساماندهی زندان قصر توسط شهرداری بود که یکی از زندانیان این زندان یعنی عباس شیبانی عضو شورای شهر است. این طرح توسط مسجدجامعی تهیه شده بود . جایی از طرح اشاره به احداث موزه در این مکان دارد که شیبانی در این باره می گفت که من چیزی ندارم که در موزه قرار بدهم!!
آخر جلسه و در حالیکه دو دستور باقی مانده بود چمران از اعضای شورا گله کرد که ساعت 8:45 حتما در صحن علنی باشند تا بعد از دیده بوسی ها و لابی ها راس ساعت 9 جلسه شروع شود.
در ضمن جلسه شورا یک غایب داشت و آن هم حسن بیادی نایب رئیس شورای شهر بود.
