۱۳۸۴ فروردین ۲۸, یکشنبه

از دید من

یه غلطی کردم به دبیر گروه اجتماعی ایسنا گفتم که دارم یه گزارش درباره اسکان غیر رسمی برای فلان روزنامه مینویسم ،البته باورهای نادرستی که درباره این قشر وجود داره!هنوز یک هفته نشده سوژه من را کار کردند!!با عنوان بررسي" شهروندزدايي كم‌درآمدها" در گفت‌و‌گو با كارشناس اجتماعي.
البته گزارش من از این مصاحبه خیلی جامع تره ولی یکسری از موضوعات تکراری میشه!!! اما زیاد مهم نیست و من کار خودم را انجام خواهم داد.

زیاد از محیط ایسنا خوشم نیومد و به پیشنهاد کاریشون جواب منفی دادم.
درست هفته پیش بود که شب قبل از اینکه اولین و آخرین روز کاری ام را تو ایسنا شروع کنم ،خبرنگار حوزه شهری ایسنا به من زنگ زد و هرجوری بود با زبون بی زبونی حالیم کرد که یه موقع به سرت نزنه بخوای جای من را بگیری و تهدید کرد اگه دبیر گروهش بخواد حوزه شهری را ازش بگیره از ایسنا میره!من فقط بهش گفتم که برای من حوزه شهری مهم هست و خیلی هم دوسش دارم ولی حالا میخوام تو حوزه آموزشی که بهم پیشنهاد شده کار کنم و اگه خوشم نیومد به راحتی کنار میکشم و هیچ اصراری به موندن به هر قیمتی ندارم!اما فردای اونروز با غیر این موضوع مواجه شدم و دبیر اجتماعی ایسنا خواست تا از من بعنوان گزارشگر در تمامی حوزه ها استفاده کنه ولی بعد سوژه هایی داد که بیشترمربوط به آسیبهای اجتماعی و قتل و استثمار و... بود که اصلا با روحیات من سازگار نیست.
و اون شب تصمیم گرفتم که به پیشنهادشون جواب منفی بدم چون من فقط برای دل خودمه که دارم کار میکنم؛پس دوست دارم برم دنبال سوژه هایی که مورد علاقه ام هست نه اینکه بخاطر یک قرون دوزار هر پیشنهادی را قبول کنم!من به کار تخصصی بیشتر اعتقاد دارم،به ریز شدن در موضوعات مختلف،به نگاه کردن به جنبه های مختلف یک موضوع ولی اگه قرار بود در همه موضوعات اجتماعی گزارش بنویسم اونوقت دچار افت میشدم، دچار سطحی نگری و .....

۱۳۸۴ فروردین ۲۳, سه‌شنبه

پشت درهای شیشه ایی

گزارشی که خواننده را به ساختمان چوبی و بسیار زیبای شورا می بره و تو جو بررسی بودجه شهرداری پشت درهای بسته قرار میده.
بودجه شهرداری با توجیه تخصصی بودن غیرعلنی(البته با عنوان جلسه علنی بدون حضور مستمع) بررسی شد!
یعنی این بودجه از بودجه کل کشور که تو صحن علنی مجلس بررسی میشه تخصصی تره؟
از هفته پیش منتظر چاپ این گزارش بودم .گزارشی که یکی از دوستان خوبم نوشته و گزارشش را بااین جمله پر معنی تموم کرده:
"پشت درهاى شيشه اى شورا هنوز مى توان، تصويرها را به خاطر آورد. تصوير چالش ها، كشمكش ها، اينجا ديوار به ديوار همين ساختمان مجلل، در قلب خيابان بهشت تهران، مردانى آمدند و بر مسند شهريارى تهران نشستند كه دير يا زود رفتند، بسيارى اما تنها به يك اتهام: سندى كه شفاف نبود... دادگاهها چه زود از خاطر مردم مى روند... آدم ها هم؟"
مطمئنا این گزارش مستند خیلی ها را عصبانی و به واکنش وادار میکنه!!!

۱۳۸۴ فروردین ۲۱, یکشنبه

بارون درخت نشین

از اول امسال یه برنامه هایی برای خودم چیدم که یکیش اجرای سیاست خوندن یک کتاب در هفته هست .تا الان هم که سه هفته از سال گذشته سه تا کتاب خونده ام.البته این برنامه را از اسفند سال پیش شروع کردم ولی حالا جدی تر شده!!
آخرین کتابی که خوندم (یعنی دیروز تمومش کردم) کتاب بارون درخت نشین نوشته ایتالو کالوینو بود.
یک رمان جالب با مفاهیمی زیباتر!بارونی(بارن) که دوری گرفتنش از زمین و زندگیش روی درختها بخاطر نزدیکتر شدن به آسمانها نبود بلکه برای این بود که زمین را بهتر ببینه!برای اینکه نظم های کهنه اجتماعی را دگرگون کنه و نظم جدیدی را ایجاد کنه و با
دگرگون کردن زندگی خود الگویی از پویندگی را به نمایش بگذاره!
خلاصه اینکه کتاب خوبی بود در ضمن هفته اول سال کتاب "چراغ ها را من خاموش میکنم"زویا پیرزاد را خوندم که به نظرم یه برشی از زندگی چند خانواده ارمنی در آبادان بود ولی تصویرسازی های زیبایی داشت و در دومین هفته هم "مترجم دردها"ی جومپا لاهیری را خوندم که بعضی از داستانهاش بسیار دلچسب بود و خوشمزه ( البته به تندی غذاهای هندی...

۱۳۸۴ فروردین ۲۰, شنبه

پرنسس جدید



پرنس چارلز و کامیلا پارکر بعد 35 سال ارتباطی که هر دو با وجود متاهل بودن با هم داشتند، ازدواج کردند.
وقتی تیتر رسانه ها را میدیدم اغلب تیتر زده بودند "بالاخره ازدواج کردند"

۱۳۸۴ فروردین ۱۹, جمعه

بوش و خاتمی

قصه

امشب به قصه ی دل من گوش می کنی
فردا مرا چو قصه فراموش می کنی.....

۱۳۸۴ فروردین ۱۸, پنجشنبه

کار

امسال را با دو پیشنهاد کاری شروع کردم که هر دو خبرگزاری هستند.یکی را بخاطر تخصصی بودن رد کردم و در گیر و دار تصمیم گیری برای اون یکی هستم.
اونجا که ایسنا باشه حوزه آموزشی بهم پیشنهاد شده که واقعا بعد از سه سال کار کردن تو حوزه شهری خیلی برام سخته از این حوزه خارج بشم ولی یاد کتاب چه کسی پنیر مرا جابجا کرد میوفتم که شاید بعضی تغییرات برام مفید باشه!وبه جلو رفتنم کمک کنه ولی .....
نمیدونم!خیلی سرگردونم!گاهی فکر میکنم از کار کردن تو خبرگزاری ها به شدت زده شده ام چون اونجا فقط باید خبر تولید کنی و کمتر
میتونی نگاهت را تو خبر بیاری و خیلی موقع ها خسته کننده میشه!!!
بهر حال الان تنها هدفم اینه که از موقعیتی که هستم فرار کنم!

۱۳۸۴ فروردین ۱۷, چهارشنبه

خبرنگاران شورای شهر و مجلس

از شروع بکار مجلس هفتم کم و بیش در جریان مسائلی که در ارتباط با خبرنگاران بوجود آوردن هستم تا اینکه مسیح علی نژاد را اخراج کردند!!
سر گیردادن به حجاب خانم های خبرنگار یاد اوایل کار شورای دور دوم افتادم که این مسئله وجود داشت .یادمه وقتی یکی از خبرنگارا میخواست با یکی از اعضا مصاحبه بگیره اون عضو شورا گفت که اول حجابتو درست کن تا مصاحبه کنم!
اون زمانا چندین مورد مثل این موضوع پیش اومد ولی مدتیه دیگه مشکلی پیش نیومده و روابط اعضای شورا با خبرنگارا حسنه هست.
دیروز قرار بود جلسه شورا بدون حضور مستمع باشه ولی ساعت 9/30 زنگ زدند که جلسه علنی شده و با یک ساعت تاخیر اومدیم شورا که یکی از اعضا وقتی تو راهرو یکی از خبرنگارا رو میبینه میگه معلوم هست شما کجایید؟
این عضو شورا میگفته از اول جلسه هی میگفتیم الان میاند ولی وقتی دیدیم خبری نشد فکر کردیم شاید اتفاقی افتاده!
البته گاهی اوقات بعضی از قلقلکهای روزنامه نگارا اونها را حسابی شاکی میکنه که آخریش "در حاشیه جلسه شورا"ی روزنامه شرق بود که هرکدوم از اعضای شورا البته در حمایت از شیبانی یه چیزی به خبرنگارش گفتند چون اون تو در حاشیه نوشته بود که در بررسی فلان دستور جلسه هیچ کدام از اعضا به جز خادم و چمران به صحبتهای مشاور طرح گوش نمیکردند و هرکی به کاری مشغول بود ،مثلا فلانی قرآن میخوند اون یکی بولتن شهرداری را میخوند یکی دیگه از اعضا با چند تای دیگه حرف میزد(البته همه اینها را با اسم آورده بود)و بالاخره شیبانی هم مثل سایر جلسات شورا خواب بود!!!
که این موضوع اعضای شورا را شاکی کرده بود و حتی یکی از اعضا وقتی من را دید میگفت این خبرنگار شرق خیلی بی ادبه!من هم نمیتونستم هیچی بگم چون دیدم آتیشش خیلی تنده!!

تراموا در تهران

یکی از دستورات جلسه دیروز شورای شهر تهران لایحه احداث تراموا از میدان امام حسین تا میدان راه آهن بود که وقت نشد بررسی بشه و قرار شد هفته دیگه تو دستور جلسه قراربگیره که مطمئنا این موضوع هم مثل مونوریل سروصدا بپا میکنه!
اونجوری که من شنیدم الان تو دنیا تراموا یک وسیله منسوخ شده هست و اما بالاخره انتخابات نزدیکه!!!
چند ماه پیش یکی از اعضای شورا یه نشست خبری گذاشته بود که از مونوریل حمایت کنه و مزایای مونوریل را بگه که در یکی از جمله هاش به سیستم های حمل ونقل عمومی که در دنیا مورد استفاده قرار میگیره اشاره کرد و خیلی روشن گفت تراموا منسوخ شده هست چون آلودگی صوتی زیادی داره و من چون میدونستم تو شهرداری صحبت ساخت تراموا هم هست ،این سوال را پرسیدم که فهمیدم انگار اطلاع نداره که وقتی روابط عمومی در گوشش اشاره ای کرد گفت که اون خط تراموایی که شهرداری میخواد بسازه تو کمربندی تهرانه و خارج از شهره!!!
حالا باید دید که آقای واعظی آشتیانی موضعش نسبت به احداث تراموا در داخل شهر چیه!!
البته جواب هم روشنه چون اگه شهردار بگه ماست سیاهه بعضی ها تو شورا میگند.......

۱۳۸۴ فروردین ۱۰, چهارشنبه

مسئولیت امام جماعت مسجدی در ایتالیا به یک زن اعطا شد



مردم یار چه اسم....
انگار موضوع نامزد شدنش تو انتخابات جدی هست.
پس دیگه نباید با اون لحن بخصوصش بگه"آقا ما 25 سال پیش نامزد کردم و از من گذشته!!"

۱۳۸۴ فروردین ۸, دوشنبه


چند روز پیش که داشتم تو سایت آمازون در قسمت کتابهای پرفروشش جستجو میکردم با کتاب رمز داوینچی که یک رمان هست برخوردم،چند تا از نظرات را خوندم دیدم انگار بدک نیست.امروز تو سایت کتابهای فارسی دیدم تو همین چند روز ترجمه کتاب به بازار اومده ،خوب باید صبر کنم تا تعطیلات تموم بشه وبرم بخرمش.
مترجم کتاب نوشين ريشهري هست و انتشارات نگارینه منتشرش کرده.

۱۳۸۴ فروردین ۷, یکشنبه

تعطیلات اطلاع رسانی

15 روز تعطیلی برای مطبوعات کشور کم نیست و تو دنیای اطلاعات آن لاین امروزه بی سابقه!!
ولی از اون لحاظ که ایرانیها تو این امورات همیشه عجیب و غریب هستند این رویه تو کشورمون سالها و سالها ست که داره اجرا میشه و کسی هم انگار اعتراضی نداره!!!
همه ادارات دولتی البته به ظاهر از روز 3،4عید کار خودشون را شروع میکنند ولی مطبوعات ما مثل مدارس تا 13 نوروز تعطیلند!!
اگه این روند تغییر کنه مطمئنا نتایج خوبی هم خواهد داشت.هیچ وقت سال79 یادم نمیره،اواخر اسفند حجاریان ترور شد و روزنامه ها برای اینکه روند اطلاع رسانی از این واقعه تعطیل نشه با برنامه ای که برای خودشون چیده بودنداز روز اول نوروز روی دکه روزنامه فروشی بودند،مردم هم خوب استقبال کردند،با اونکه الان شرایط تغییر کرده ولی اگه این روند ادامه پیدا میکرد تاثیرات مثبتش خیلی زیاد بود.
باز هم جای شکرش باقیه که یه روزنامه تو این شرایط در میاد!
خلاصه اینکه من از بیکاری دارم دیوونه میشم.

۱۳۸۳ اسفند ۳۰, یکشنبه

دعای عید


خدايا
برای سال نو
ازت شيرينی می خوام
با يه لباس قشنگ
يه عروسک گنده
و اگه ممکنه يه ذره عشق
حتی اگه فقط يه ذره کوچولو مونده باشه
"شل سيلور استاين"

۱۳۸۳ اسفند ۲۹, شنبه

دروغ 13 شرق

امروز که داشتم وبگردی میکردم دیدم چند سایت خبری و چندین وبلاگ خبرهای صفحه دروغ 13 شرق را باور کرده اند وحتی خبر برج میلاد در آستانه سقوط را از زبان شهردار نقل کردند!!
اما یه مطلب درباره یکی از این خبرها به ذهنم رسید که خوندنش خالی از لطف نیست!
در دروغ 13 "عبور مونوریل از روی سازمان میراث فرهنگی" تنها چند جمله جابجا شده و بقیه صحبتها عین واقعیته!
توی یه بخشی از این خبر اومده :حميد بهبهانى معاون حمل و نقل وترافیک شهرداری تهران در خصوص ضرورت احداث منوريل در تهران گفت: «ما منوريل احداث مى كنيم كه جوان هاى ما هم در كشور خودشان داشته باشند كه اگر كسى گفت منوريل، نگوييم: منوريل چيه؟! شتره؟ گاوه؟! پلنگه؟!! و بگوييم ما هم در كشورمان منوريل داريم.»
شاید افرادی که این مطلب را خونده باشند بگند که این هم لابد در راستای دروغ 13 شرقه و خیلی مسخره باشه که یه مسئول تو شهرداری که دکترای حمل و نقل و ترافیک هم داره این حرف را بزنه!
ولی خداییش بهبهانی این حرف را زد.ثمانه قدرخان خبرنگار روزنامه شرق این مصاحبه را تو تاریخ 3 دی 82 تو صحن شورای شهر از بهبهانی گرفت!من هم اونجابودم ولی بعد بهبهانی زیرش زد!
اگه باور ندارید لینک را حتما ببینید در پاراگراف سوم این سخن گرانبهااز یک مسئول مملکت آورده شده است!!!

قبل از عید

عيد آمد و ما خانهء خود را نتكانديم
گردى نسترديم و غبارى نفشانديم
ديديم كه در كسوت بخت آمده نوروز
از بيدلى او را ز در خانه برانديم
هر جا گذرى غلغلهء شادى و شور است
ما آتش اندوه به آبى ننشانديم
آفاق پر از پيك و پيام است، ولى ما
پيكى ندوانديم و پيامى نرسانديم
احباب كهن را نه يكى نامه بداديم
و اصحاب جوان را نه يكى بوسه ستانديم
من دانم و غمگين دلت، اى خسته كبوتر
سالى سپرى گشت و ترا ما نپرانديم
صد قافله رفتند و به مقصود رسيدند
ما اين خرك لنگ ز جوئى نجهانديم
مانندهء افسونزدگان، ره به حقيقت
بستيم و جز افسانهء بيهوده نخوانديم
از نه خم گردون بگذشتند حريفان
مسكين من و دل در خم يك زاويه مانديم
طوفان بتكاند مگر "اميد" كه صد بار
عيد آمد و ما خانهء خود را نتكانديم


اخوان ثالث

۱۳۸۳ اسفند ۲۴, دوشنبه

تجمع خبرنگاران دانشکده خبر مقابل نهاد ریاست جمهوری

دیشب وقتی داشتم میرفتم خونه یکی از بچه های دانشکده خبر زنگ زد و گفت که میخواند دانشکده را منحل کنند و فردا ساعت نه ونیم جلوی در دانشگاه تجمع هست و از من خواست حتما بیام و به بچه های دیگه هم اطلاع بدم.وقتی اومدم خونه و وبلاگ ندا و پرستو را دیدم فهمیدم که ماجرا جدیه.
ساعت حدود 10 دانشگاه بودم اما هنوز جمعیتی جمع نشده بود! ولی ساعت حدود 11 که مراسم شروع شد تقریبا 150 نفری میشدیم.همه داخل دانشگاه بودیم،اول یکی از بچه ها اومد و کاملا تفهیم کرد که ماجرا از چه قراره بعد رئیس دانشکده صحبت کرد و بعد خانم رفعتی معاون دانشکده!قرار شد که جلوی در دانشگاه جمع بشیم و بیانیه تهیه شده خونده و امضا بشه و بعد چند نفر از بچه ها به نمایندگی از دانشجو های دیگه بطرف محل نهاد ریاست جمهوری و جلسه شورایعالی اداری که ساعت 2 قرار بود برای این موضوع انجام بشه بریم!
از خیلی از رسانه ها برای پوشش خبری اومده بودند که البته جای تعجب نداشت(ناسلامتی دانشکده خبره)!
اما چند تا نکته منفی وجود داشت که یکی این بود که قرار شد تنها بچه هایی که دانشجوی داشکده هستند و کارت خبرنگاری دارند به طرف نهاد ریاست جمهوری برند(که تصمیم درستی بود)ولی این با اعتراض بچه های دیگه مواجه شد که باعث درگیری فیزیکی شد که دوربین واحد مرکزی خبر از تموم این صحنه ها فیلم گرفت!که امیدوارم پخشش نکنند اما بالاخره 15 نفر از بچه ها آماده شدند که به طرف میدون پاستور برند که من هم در بینشون بودم.
وقتی رسیدیم مطمئن بودیم که راهمون نمیدند ولی تلاشمون را کردیم ولی چون هماهنگ نشده بود نتونستیم بریم داخل!خلاصه اینکه همونجا به تحصنمون ادامه دادیم و مطمئن بودیم که با دوربین هایی که اونجا هست حتما کسی برای صحبت کردن می آید که اومد!اما قبل از اون بطور کاملا اتفاقی رمضانزاده (سخنگوی دولت)که گفته میشه سالی یکبار هم از اونجا پیاده نمیگذره از اونجا رد شد و ماهم وقتی دیدیمش به طرفش رفتیم و باهاش صحبت کردیم و اون قول داد که رسیدگی کنه!
اما مرتب با تذکرهای حراست خیابون پاستور مواجه شدیم و فردی که از طرف نهاد اومده بود از ما خواست محل را ترک کنیم که در آخر قرار شد 3 نفر از بچه ها بمونند و بقه بطرف دانشکده برند که من ترجیح دادم بیام خونه و وقتی رسیدم دیدم که ایسنا خبر داده که جلسه بدون نتیجه تموم شده و قراره در جلسه بعد با ارائه راهکار به این موضوع رسیدگی بشه!!

خبر تجمع امروز 1
4 3 2

۱۳۸۳ اسفند ۲۲, شنبه

خبرنگاران برتر!!

امسال از عملکردم تو حوزه شهری تا حدودی راضی هستم و میتونم اونجاهایی که موج خبری ایجاد کردم و تاثیر گذاشتم را بشمارم ولی خیلی بهتر از این هم میتونستم باشم ولی ابزارهای خوبی نداشتم.
هفته پیش خبرنگاران برتر حوزه شهری توسط روابط عمومی شهرداری انتخاب شدند.وقتی اسامی را دیدم مطمئن شدم که توی این یکسال در رابطه با خبرهای شهرداری خوب کار کردم چون اسمم نبود!!!!
5 نفری انتخاب شده بودند که از کبریت بی خطر بی خطرتر بودند.از این 5 نفر 4 نفرشون که اصلا یاد ندارم که در نشست خبری های هر هفته شهردار سوالی پرسیده باشند یا ایجاد چالشی کرده باشند و تنها در نقش واکمن بودند،یعنی وقتی صحبت های شهردار شروع میشد ضبطشان(نوشتنشان)شروع میشد و با تموم شدن صحبتهای شهردار کار آنها هم تموم شده بود.به نظر من اونها برای محل کارشون خبر بیار هستند نه خبرنگار!!!
خوشحالم که تو چندین مورد تونستم شهردار را به چالش بکشونم! طوری که سوالهام براش نا خوشایند بود و از جواب دادن طفره میرفت!!!
البته اگه من میخواستم کسی رابعنوان خبرنگار برتر حوزه شهری در این یک سال انتخاب کنم قطعا خبرنگار شرق بود که به قول خودش تو شهرداری فقط سه نفر را میشناخت:1-شهردار2-مدیر روابط عمومی 3-که از همه مهمتربود "یک منبع آگاه"!!!

۱۳۸۳ اسفند ۲۱, جمعه

مهدی چمران و...

شهردار تورنتو-شهردار تهران و خیابان ولیعصر

دیروز عصر آخرین روز همایش توسعه محله ای ،چشم انداز توسعه پایدار شهر تهران بود که قبل از اختتامیه پانل جالبی برگزارشد.نادر شریعتمداری که رئیس کمیسیون برنامه و بودجه شورای شهر هست درباره تعریض خیابان ولیعصر نظر های جالبی داشت. شریعتمداری یک آبادگرانی هست و روز انتخاب شهردار هم به اون رای داد، ولی برعکس دو سه نفر از اعضای دیگه شورا که چشمهاشونو میبندند و اگه شهردار گفت ماست سیاهه میگند بله !هرچی شما بگید!!اصلا اونطوری نیست و یه شخصیت مستقل و دوست داشتنی داره!دیروز میگفت برای تعریض خیابون ولیعصر باید از اهالی محل نظر خواهی بشه و ماجرایی ازشهردار تورنتو تعریف کرد که قیل از انتخابش بعنوان شهردار توسط مردم ،برای احداث پل بزرگی در شهر از مردم نظرخواهی کرد و دید مردم مخالف زدن این پل هستند بنابراین تو تبلیغات انتخابی اش به مردم وعده داد اگه شهردار بشه از احداث این پل جلوگیری میکنه که مردم انتخابش کردند و بعد از انتخابش دوباره نظر خواهی کرد که نتیجه منفی در اومد و از این حرکت جلوگیری کرد!ولی حالا شهردار ما روی دوتا طرحش خیلی اصرار داره که یکی مونوریله و دیگری هم تعریض خیابون ولیعصره!!دیروز یکی از استادهای دانشگاه میگفت پس با گفته شما ما در بیانیه اختتامیه مینویسیم که خیابان ولیعصر تعریض نمیشه!که شریعتمداری گفت که برای ترافیک این محدوده باید کار کارشناسی انجام بشه و تعریض تنها راه حل نیست.ولی چه سود که شهردار مصر به انجام تعریض هست.شاید در تعطیلات عید.......