۱۳۸۴ دی ۲۹, پنجشنبه

رئيس و استاد وبلاگ نويس

موقع امتحانها است و من مثلا گرفتارم!!!
البته در اين بين درسي هم خونده نميشه!!
ديروز امتحان معني شناسي داشتم كه استاد اين درس دكتر جعفري رئيس دانشكده خبر بود.
برگه هاي امتحان را گرفتيم و قرار شد تا پايان بهمن در 10 صفحه تايپ شده جوابها داده بشه!!
بعضي از بچه ها به رئيس وبلاگ نويس متلك ميانداختند كه جوابها را تو وبلاگتون بگذاريد يا براتون ايميل كنيم.
البته خود استاد گفت كه يكي از دانشجو ها تو وبلاگش كامنت گذاشته كه به جاي وبلاگ نوشتن برگه ها ي امتحاني ما را صحيح كنيد!!
واقعا اين مسئله نكته ظريفي هست چون ترم پيش با استاد جعفري درس زبان شناسي داشتيم كه هنوز نمره هاي اين درس اعلام نشده.استاد قول داده نمره هاي معني شناسي و زبان شناسي را با هم اعلام كنه!!!
سپيدار وبلاگ دكتر جعفري رئيس و استاد دانشكده خبر هست.

۱۳۸۴ دی ۲۱, چهارشنبه

عنصر نامطلوب شدم

هفته پيش ماجرا به نقطه اوجش رسيد و طاقطم تموم شد.
مدتي هست كه تيم جديد روابط عمومي شهرداري مركز آغاز به كار كرده ولي هر روز يه تشنج و تنش ايجاد ميشه و خبرنگارها حسابي ناراضي هستند!!!

اونها مي گويند چندتا خبرنگار هستند كه سردسته كل خبرنگارها شدند و شروع به ايجاد تنش و انتقادهاي تخريبي در شهرداري كردند و هدفشون هم گرفتن بعضي امتيازها !!!و امكانات!!!! از شهرداري است و خبرنگارهاي معترض هم نسبت به توهين ها و گزينشي برخورد كردن و بي نظمي در برنامه ها شاكي هستند.

اينقدر ماجرا كشدار شد كه بعضي از بچه ها در روزنامه ها و خبرگزاري ها اين ناهماهنگي ها را منتقل كردند و نوشتند.

اما روند ادامه پيدا كرد. حتي با خيلي از خبرنگارها تماس مي گرفتند و از نحوه نگارش خبر انتقاد مي كردند.مثلا مي گفتند چرا اين خط را كه انتقادي بود، كار كرديد؟ و....

چند مورد هم من ديدم ولي هيچ چيز نگفتم تا اينكه در يكي از برنامه ها كه اين ناهماهنگي ها ديده مي شد ، با چندتا از بچه ها تصميم گرفتيم كه در اولين برنامه اي كه قاليباف را ديديم اعتراض خودمون را مستقيما بهش برسونيم.

اولين برنامه بعد از اون ماجرا، گردهم آيي كاركنان شركت واحد در استاديوم 12 هزار نفري آزادي و ديدار قاليباف با اونها بود كه من اون برنامه را نرفتم اما بچه ها مي گفتند روند نا همانگي ها ادامه پيدا كرد و اونها 40 دقيقه تو سرما معطل شدند و وقتي قاليباف اومد بيرون اونها به اين ناهماهنگي ها اعتراض كردند و گفتند كه اين ششمين بار است كه اين اتفاقها مي افتد و فقط به خاطر شما بود كه كوتاه اومدند كه قاليباف هم جواب داد كه اينبار هم به خاطر اون كوتاه بيايند.

در حاشيه اين گردهمايي در برخي از رسانه ها اين موضوع هم درج شد كه باعث ناراحتي شديد روابط عمومي شد.

اما چهارشنبه پيش و دو روز بعد از برنامه استاديوم، قاليباف برنامه اي در شهرداري منطقه 2 داشت كه من متوجه شدم و ساعت 2 سر برنامه بودم اما جلوي در از ورودم جلوگيري شد و گفتند كه شما در ليست 5 نفره خبرنگارها ي دعوتي(گزينشي) نيستيد و بايد برويد.

خيلي عصباني شدم و گفتم منتظر مي شوم تا با مسئول روابط عمومي صحبت كنم اما بعد از 10 دقيقه مسئول روابط عمومي منطقه 2 اومد پيش من و گفت كه برم.

گفتم كه مي خوام با روابط عمومي مركز صحبت كنم كه در جواب گفت كه مديركل روابط عمومي مركز اون را فرستاده تا به من بگه كه بروم!!!!!!!!

خلاصه اينكه ترجيح دادم اين موضوع را به مسئولان رسانه ام منتقل كنم كه اونها هم گفتند كه يك نامه به شخص قاليباف بنويسم.

نامه را نوشتم و بعد از جلسه بدون حضور مستمع شورا كه درباره اتوبوسراني بود و قاليباف هم حضور داشت ، رفتم پيش قاليباف و نامه را با يكسري توضيحات مختصر به اطلاعش رسوندم!!

قاليباف گفت كه پيگيري مي كنه و نتيجه پيگيريش را فردا اون روز يعني دوشنبه متوجه شدم چراكه مسئول رسانه ها ي شهرداري از من گله كرد كه چرا اين مشكلات را ابتدا با اون در ميون نگذاشتم!!!و مستقيما نامه نوشتم؟؟

خلاصه اينكه بايد منتظر آينده شد و ديد كه روند كار چگونه ادامه پيدا مي كنه.

به نظر من كه اين تنش ها به ضرر قاليبافه و اين درحاليه كه چهره قاليباف در زمان ورودش به شهرداري از احمدي نژاد خيلي مثبت تر بود ولي به جاي استفاده از اين وجهه ، دارند حسابي به ضرر قاليباف كار مي كنند.

من هم اين وسط تبديل به يك عنصر نامطلوب شدم. درحالي كه اصلا در اين مدت نه سوال چالشي پرسيدم و نه انتقادي كردم و چون به اعضايي كه به قاليباف راي دادند ، اعتقاد دارم فعلا نظاره گر فعاليت قاليباف هستم اما اگر ...............


۱۳۸۴ آذر ۲۴, پنجشنبه

بهترين شهردار جهان


شهردار آتن، بهترين شهردار جهان در سال 2005!
تكميل:يك زن، بهترين شهردار جهان شد(مطلبم درپايگاه اطلاع رساني شهرسازي و معماري)

30 آذر؛ تهران زلزله می‌آید!

ديروز نشست خبري دكتر مازيار حسيني رئيس سازمان مديريت بحران شهر تهران برگزار شد كه مانور زلزله 30 آذر را توضيح مي داد.بماند كه در اول جلسه با اسم بردن از خبرنگارها و عكاس هاي كشته شده، هم خودش گريه كرد و هم تمام خبرنگارها را به گريه انداخت!!
داشتم روزنامه ها را از طريق اينترنت ورق مي زدم ولي درباره اين موضوع و اين مانور كمتر نوشته بودند اما روزنامه هموطن تيتر جالبي زده بود كه 30 آذر ، تهران زلزله مي آيد!
اين تيتر بعضي ها را وادار به خريد روزنامه ميكنه و معمولا حربه روزنامه ها و مجلات زرده!!
راستي مازيار حسيني مي گفت كه مي خواد انجمن خبرنگاران مديريت بحران را تشكيل بدهد!!!

۱۳۸۴ آذر ۲۰, یکشنبه

وام ازدواج و ازدواج من

يكي از بچه هاي خبرگزاري ميراث هفته پيش مي گفت كه ارديبهشت امسال فرم دريافت وام ازدواج شهرداري را پر كرده و بهش گفته بودند كه 5 آذر نوبتش ميشه اما اين تاريخ گذشته و از وام خبري نيست. وقتي هم زنگ ميزنه، مسئولين امر مي گويند كه بودجه ندارند،سال بعد!!!!
از من مي خواست براش از يكي از اعضاي شورا نامه بگيرم تا امسال بهش وام را پرداخت كنند!!
مي دونستم نتيجه نداره چون تازه رو شده كه پشت پرده اين وام چه خبرا بوده!
امروز بعد از جلسه شورا رفتم پيش بيادي ، نايب رييس شورا!ماجرا را براش تعريف كردم ولي درباره نامه چيزي نگفتم چون اصلا فرصت نداد.
گفت كه پسرش هم درخواست وام داده و قرار هم بوده مهر بهش وام را بدهند اما هنوز خبري نشده.
مي گفت كه پسرش به وام احتياج نداشته ولي مي خواسته همينجوري امتحان كنه.
سلطانخواه را صدا كرد كه اون به من جواب بده!!
سلطانخواه هم از سرش باز كرد.
بيادي رو به من كرد و گفت:من تو اين ماجرا كاري نمي تونم بكنم .اگه هم مي تونستم ، اهل پارتي بازي نيستم ولي اگه خودت ازدواج كني ، برات وام را جور مي كنم!! و بعد شروع كرد از من تعريف كردن پيش سلطانخواهي كه چشم ديدن من را نداره!!!
من هم اين وسط مونده بودم چي بگم!!سريع تشكر كردم و خودم را به نشست چمران رسوندم.

۱۳۸۴ آذر ۱۶, چهارشنبه

همه رفتند

ساعت نزديك دو بود.نشست دو ساعته مطبوعاتي قاليباف داشت تموم مي شد.خبرنگار راديو به طور مستقيم داشت از قاليباف مصاحبه مي گرفت.مصاحبه اش تموم شد.گوشي تلفن دستش بود و داشت با همكاراش ، اونور خط صحبت مي كرد.وسط صحبت هاش كلمه سقوط هواپيما را شنيدم.جدي نگرفتم. اينقدر از اين خبرها شنيدم كه پرس و جو زياد فقط اعصابم را خرد مي كنه!!
من و دوستم داشتيم شهرداري را ترك مي كرديم. مسئول روابط عمومي ناراحت بود كه خبر سقوط هواپيما به جاي خبر اولين نشست قاليباف تيتر يك روزنامه ها ميشه!!!
به محل كارم رسيدم.هنوز هيچ چيز از كشته شده ها نمي دونستم. تلويزيون روشن بود و لحظه لحظه گزارش مي كرد.گويا اسامي كشته ها را خبرگزاري ها اعلام كرده بودند. يهو چند نفر را ديدم كه زدند زير گريه.پرس و جو كردم كه چي شده. گفتند اسم پدر يكي از بچه ها كه تصوير بردار شبكه خبر بوده در بين كشته ها اعلام شده!!
خودش چند دقيقه بعد رسيد. شوكه بود. پسرها بردندش تو دستشويي و بعد اومد و سريع رفت سراغ سايت هاي خبري !!هيچ عكس العملي نشون نمي داد.فقط شوكه بود.بعد با ماشين يكي از بچه ها رفت.
يكي از بچه ها به من گفت كه اسم كربلايي احمد،عكاس همشهري هم اعلام شده.باورم نشد.بهش گفتم شماره خانم قيدي خبرنگار شهري روزنامه همشهري را بياره. زنگ زدم.پرسيدم.قيدي داشت گريه مي كرد.نتونستم ادامه بدم.من و دوستم به ياد خاطره ها مون با آقاي كربلايي ،عكاسي كه دو سال تمام برنامه هاي شهرداري را ميومد ،بيتاب شديم.
يكي يكي اسم آشناها را مي شنيديم.ايل بيگي ،افشار، برادران،قريب و....
يكي از بچه هاي دانشكده زنگ زد.گفت كه سه تا از بچه هاي دانشكده خبر هم در بين كشته ها بودند و فردا(امروز)تو دانشكده مراسمه!!
همه رفتند..........................

۱۳۸۴ آذر ۱۰, پنجشنبه

شهر داران جهان

بعد از ديدن فعاليت 2 شهردار(با قاليباف 3تا) و 2 سرپرست شهرداري در تهران خيلي علاقمند بودم كه ببينم شهرداران در شهرهاي جهان چگونه فعاليت مي كنند.
ترجمه كردن چند خبر باعث شد تا حدودي با فعاليت آنها آشنا بشوم. آخريش را ديروز ترجمه كردم كه درباره شهردار سئول بود.
قبلي ها:

۱۳۸۴ آذر ۷, دوشنبه

برنامه رپرتاژي جاسبي و خبرگزاري هاي دانشگاه آزاد

با بعضي از سازمان هاي شهرداري كه ارتباط نزديك تري دارم ، مي دونم براي پخش يه موضوع تبليغاتي و يا برنامه سازي درباره سازمانشون و حتي پخش برنامه هايي در راستاي فرهنگ سازي براي شهروندان بايد خداتومن پول به بخش مربوطه صدا و سيما بپردازند.
تو روزنامه ها هم كه به اندازه كافي گزارش تبليغاتي يا رپرتاژي وجود داره.
خب با اين اوصاف، حضور چشمگير جاسبي در تلويزيون و مصاحبه هاي اختصاصي اخير روزنامه ها با اون را چطور بايد ارزيابي كرد؟؟
در يك قسمت از مصاحبه تلويزيون با جاسبي، اون از خبرگزاري هايي كه تاسيس كرده حرف زده كه من را حسابي عصباني مي كنه !! خبرگزاري هاي دانشگاه آزاد آنا و ايسكانيوزهستند!!!
واقعا ببخشيدا!!توهين به كسي نباشه ها!!ولي گويا خبرگزاري ها دارند مثل علف سبز مي شوند!!
و تاسف بيشتر داره وقتي مي شنوي ، خبرنگارهاي غير حرفه اي اين خبرگزاري ها كه معمولا هيچ سابقه كاري هم ندارند به اندازه دبير گروه هاي خيلي از خبرگزاري هاي معروف تر و روزنامه ها سطح بالاتر، حقوق مي گيرند!!
اين يعني نوعي هرج و مرج رسانه اي!!!

۱۳۸۴ آذر ۲, چهارشنبه

تخلف هاي گستره سازمان فرهنگي هنري شهرداري در مديريت سابق

تخلف هاي مالي سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران در مديريت قبلي، داره صداش و گندش در مي آيد.
ديروز تو جلسه شورا اين موضوع سر و صداي زيادي كرد.

ساعت 11 بود كه دستور جلسه هاي شورا تموم شد و نوبت به تذكرات اعضا به شهرداري رسيد.
موضوع جالب در تذكرات اعضاي شورا اينه كه توي 2 سالي كه احمدي نژاد شهردار تهران بود، 13 تذكر توسط اعضا به شهردار ارائه كه تنها به 6 مورد جواب داده شد ولي ديروز 5 تا از اعضا تذكر داشتند!!!

اولش سلطانخواه گزارشي درباره روند پيگيري تذكرات، كه بر عهده هيات رئيسه هست ،داد كه كاشاني را شاكي كرد.

كاشاني مي گفت: اولين تذكر شورا در سال 82 بوده كه هيات رئيسه در سال 84 پيگيري كرده!!!
سلطانخواه اين موضوع را رد كرد ولي كاشاني گفت: حرفهايي كه مي زنم بر اساس برگه هايي است كه هيات رئيسه به ما داده.

خلاصه اينكه تذكرات شروع شد . يه آن چشمم به صندلي هاي جلويي صحن شورا افتاد و كتابچه اي كه دست آقايي بود و رويش نوشته شده بود گزارش مالي سازمان!!علي عسگري رئيس جديد سازمان فرهنگي هنري را تا به حال نديده بودم و حدس زدم با توجه به تذكر دو هفته پيش خادم، اين آقا رئيس جديد باشه!!

تذكرات اعضا داشت طولاني ميشد و پچ پچ هايي در ميان صندلي هاي وسطي مربوط به اعضاي شورا شكل گرفته بود. يعني گروهي كه من آنها را آدمهاي منصف ، منطقي و كاركن تر مي دونم. اينجوري كه بوش ميومد انگار عده اي دوست نداشتند گزارش سازمان فرهنگي هنري خونده بشه!!

يه آن شريعتمداري از اون وسطا صداش در اومد و سلطانخواه منشي شورا را مخاطب قرار داد كه اين وظيفه منشي است كه حضور رئيس سازمان فرهنگي هنري را در دستور قرار مي داد و حالا كه قرار نگرفته و شما به مسئوليت خودتون عمل نكرديد بايد گزارش رييس سازمان تو جلسه امروز مطرح بشه!

چهره سلطانخواه ديدني بود و عصبانيت در چهره اش موج مي زد. خنده ام گرفت!! خادم چون در خيلي مواقع آدم ملاحظه كاري هست ، وقتي مي خواد يه عمل انتحاري و اعتراضي انجام بده شريعتمداري و يا بيادي را ميندازه جلو تا اونا كه بدون ملاحظه حرف مي زنند خواسته اش را بيان كنند.

بالاخره عسگري اومد تا گزارش خودش را بده و اولش هم گفت كه من فقط گزارش مالي را ارائه مي كنم و هيچ قضاوتي هم نمي كنم. خلاصه كلامش اين بود كه سازمان تو 6 ماه كل بودجه خودش را هزينه كرده و تازه 4 ميليارد تومان هم خارج از بودجه هزينه كرده و 5 ميليارد تومان هم بدهي دارد!!

بعد از گزارش عسگري سوال هاي اعضا مطرح شد. خادم يه سوال خيلي جالب از عسگري پرسيد كه گفته ميشه سازمان 216 ميليون تومان به پژوهشكده مهدويت در قم داده، 100 ميليون تومان براي احداث بانك اطلاعاتي گياهان دارويي!!!و 200 ميليون براي عكسبرداري از نسخ خطي هزينه كرده و جالب تر اينكه چند ماه پيش قراردادي 100 ميليوني براي انتشار سررسيد سال 84 بسته است؟

همه اين موارد را عسگري تاييد كرد. خانم خير هم پرسيد كه شما مطمئن هستيد اين رقم ها درست هست كه وقتي عسگري دوباره تاييد كرد ، خير گفت:"باور كردني نيست!!"

راستي عسگري مي گفت در طول اين سالها كه سازمان فعاليت ميكنه اين اولين گزارش مالي هست كه تدوين شده!!

آخرش هم قرار شد تمام جزئيات گزارش روشن بشه و اگه تخلف محرز شد پيگيري قانوني بشه!!

نمي دونم مشايي نظرش چيه!!
رئيس سابق سازمان و رييس فعلي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري!!!

۱۳۸۴ آبان ۲۴, سه‌شنبه

تكميل پست قبلي

امروز شوراي شهر بودم.آخر جلسه نسرين سلطانخواه با مهنوش معتمدي آذري يكي از زنان شورا، داشتند صحبت مي كردند.

كلاغ ها خبر دادند كه درباره من صحبت مي كردند!!!سلطانخواه داشت ماجراي سوال پرسيدن من را با معتمدي مطرح مي كرد و گويا معتمدي جواب داده چرا يه بار اين خانم(يعني من)نيامده از خودمون اين سوال رابپرسه!!!

كلاغه بقيه حرفها را نتونسته بشنوه ولي مي گفت گويا سلطانخواه حسابي شاكي بوده و داشته گوشي را ميداده دسته معتمدي كه حواسش باشه!!
در ضمن نفر سوم زنان شورا خانم خير هست كه من خيلي دوستش دارم .با اونكه از اون هم مي تونم انتقاد كنم ولي از همه صاف و ساده تر هست.

نسرين جون

وقتي سبك نوشتن خبر در رسانه هاي ما سخت و خشك و خيلي خيلي رسمي است ، ديگه هيچ فردي قادر نيست بفهمه در نشست خبري نسرين سلطانخواه رئيس مركز امور زنان و خانواده رياست جمهوري چه گذشته!!!
خبرها با يك وعده توخالي شروع و به پايان مي رسه.
خبر همه خبرگزاري ها و روزنامه ها را درباره اين نشست خوندم.دقيقا همينطور بود و فقط روزنامه جام جم اينگونه شروع كرده:صبح ديروز نخستين جلسه مطبوعاتي نسرين سلطانخواه ، رئيس جديد مرکز امور زنان و خانواده در حالي برگزار شد که وي به سوالات خبرنگاران به صورت مبهم و غيرشفاف پاسخ مي داد.
من هم از سلطانخواه سوال پرسيدم ولي به سوال من جواب نداد!!گفتم :دو سال و نيم در شوراي شهر تهران به همراه دو زن ديگه هستيد ولي هيچ طرحي درباره زنان در شورا ارائه نشده،چرا زنان شورا خنثي برخورد مي كنند؟
ايشان فقط با بيان اينكه ارائه طرح درباره زنان خارج از مسئوليت شورا است به مسئول روابط عمومي اشاره كرد كه سوال بعدي پرسيده بشه البته قبلش سوال من را با يك سوال كه وظيفه شورا چيه جواب داد ومن هم وظيفه شورا را گفتم ولي فراموش كردم بگم كه شورا روي هر مسئله در شهر ميتونه طرح بده چون اسمش "شوراي شهره"نه شوراي شهرداري!!!و وقتي مسئول روابط عمومي مي خواست جواب سلطانخواه را توجيه كنه ، سلطانخواه با لحن بدي گفت:ادامه نديد اين سوالها به اينجا مربوط نيست و بايد در شورا پرسيده شود!!
خلاصه اينكه روابط عمومي و سلطانخواه جوري جواب دادند كه گويا نقد زنان شورا بايد در شورا مطرح بشه و بقيه مسايل زنان در مركز زنان!!!!
خبرنگار جام جم هم اين سوال را پرسيد ولي سلطانخواه هيچ جوابي نداد!!!
خيلي غير مسلط به سوال ها جواب داد و وعده وعيد تو صحبت هاش زياد بود!!
وقتي آدمي جلوي احمدي نژاد گ.........اصلا بي خيال !
4 سال ديگه وضعيت زنان ما چه جوريه؟؟
راستي از خبرنگاري در حوزه زنان اصلا خوشم نمي آد!!خيلي محيط بديه!

۱۳۸۴ آبان ۱۸, چهارشنبه

ايرانشهر

دست تمام روزنامه نگارهاي با وجدان و اخلاق گرا درد نكنه!دست آقاي مهرداد مشايخي دبير گروه شهرآراي ايرانشهر همشهري هم درد نكنه كه مطلب من را با نام خبرنگار خودش كار مي كنه!!
ايرانشهر امروز همشهري شاهكاره!!فقط به خاطر اضافه كردن يك پاراگراف مسخره به آخر گزارش من ، اون را به اسم خبرنگار خودشون كار كرده!!
به تمام حرفه اي هاي حرفه روزنامه نگاري تبريك ميگم!!!!!!!!

۱۳۸۴ آبان ۱۵, یکشنبه

خواب زمستاني ساعت‌هاي تهران

چند ماه پیش بود که کتاب هزارستان پاریزی را داشتم می خوندم.البته کامل نخوندمش ولی همون اولای کتاب، دکترپاریزی به یک نکته درباره ساعت های تهران اشاره می کنه!

این نکته برای من خیلی جالب بود و به یکی از سوژه هام برای نوشتن گزارش تبدیل شد تا اینکه بعد از چند ماه تنبلی گزارش را نوشتم.اگه تعریف نباشه ولی خودم از این گزارش خیلی خوشم اومد!!


خواب زمستانی ساعت های تهران
سالها پيش در ميدان مخبرالدوله تهران دو ساعت توسط بلديه تهران نصب شده بود كه يكي رو به جنوب و ديگري رو به شمال بود. اين دو تا ساعت هيچ وقت نمي‌شد كه با هم مطابق باشند، اغلب يكي دو ساعت با هم تفاوت داشتند. خدا رحمت كند مرحوم محمود مسعود را، يك بار در روزنامه مرد امروز نوشت: هر وقت اين دو ساعت با هم ميزان شوند كار اين مملكت هم اصلاح خواهد شد. اين نكته آنقدر ظريف بود كه دهان به دهان مي‌گشت و بلديه چون ديد كه واقعا نمي‌تواند اين نقص را رفع كند براي رهايي از شماتت مردم، اول كاري كه كرد آن ساعت‌ها و ستون ساعت را از ميدان برداشت: حاجي مرد و شتر خلاص!

دكتر "محمدابراهيم باستاني‌پاريزي" با روايت اين داستان در كتاب هزارداستان خود به مشكلي از تهران قديم اشاره مي‌كند كه هنوز و در عصر جديد اين شهر با آن مواجه است. ساعت‌هاي برخي از ميادين تهران هميشه در خواب زمستاني به سر مي‌برند.



ساعت در ميدان


ساعت‌هاي تزييني، زينت‌بخش بسياري از ميادين هستند و اشكال متنوعي دارند كه يكي از آنها برج ساعت است. اين ساعت‌ها اثر قوي بر چشم، فكر و ذهن رهگذر دارد و اگر به دقت مكان‌يابي و با حساسيت جايگاه آن طراحي شود، نشانه قوي در شهر محسوب مي‌شود و تاثير بصري قوي خواهند داشت، اين نوع اثر حجمي، فرم باستاني ندارد و در قرن‌هاي اخير به كار گرفته شده است.

سازمان زيباسازي شهر تهران در يك سال اخير قرارداد نصب 200 ساعت را در ميادين و حتي ايستگاه‌هاي اتوبوس بسته است.

مهمترين ويژگي اين ساعت‌ها به گفته مهندس «ابوالقاسم وحدتي‌اصل» مديرعامل سازمان زيباسازي، متحدالشكل بودن آنهاست.

وي در گفت‌وگو با UNA در اين باره مي‌گويد: «نصب اين ساعت‌ها مبلمان متحدالشكلي را براي ميادين به ارمغان مي‌آورند و يك نظم ساختاري را به شهر مي‌دهند.»

در يك سال اخير با نصب تدريجي ساعت‌هاي جديد در ميادين، مردم ساعت‌هاي خود را با ساعت ميادين تنظيم مي‌كردند اما اين موضوع چند ماهي بيشتر دوام نياورد تا خواب زمستاني به سراغ برخي از اين ساعت‌ها آمد.

وحدتي‌اصل به طور كامل به اين موضوع واقف است و اين انتقاد را مي‌پذيرد. وي قبل از مطرح شدن سئوالي در اين خصوص خود به تشريح ساختار اين ساعت‌ها مي‌پردازد و مي‌گويد: «اين ساعت‌ها با برق كار مي‌كنند اما در مواقع ضروري كه برق نباشد با باطري‌هاي موقتي كه توسط برق شارژ مي‌شوند نيز كار مي‌كنند.»

وي مي‌افزايد: «سازمان زيباسازي از مناطق شهرداري تهران خواسته است تا به اين ساعت‌ها برق برسانند چون باطري‌ها تا يك مدت مي‌توانند جوابگو باشند و به تدريج از قدرت آنها كاسته مي‌شود.»

وي هماهنگي بين مناطق براي تامين برق ساعت‌ها را خواستار مي‌شود و مي‌گويد: «تامين برق علاوه بر تنظيم ساعت‌ها چراغ داخل ساعت‌ها را نيز روشن مي‌كند تا در شب هم قابل استفاده باشند.»

وحدتي‌اصل در پايان تصريح مي‌كند كه در تهران ميدان ساعت مانند آنچه كه در برخي از شهرهاي كشور و دنيا هست، وجود ندارد. اما سازمان زيباسازي در نظر دارد با نصب ساعت‌هاي كارآمد و متحدالشكل تمام ميادين تهران را تبديل به ميدان ساعت كند.

اما باستاني‌پاريزي در پي‌نوشت روايت خود از ساعت هاي ميدان مخبرالدوله درباره مشكل ساعت‌هاي تهران مي‌گويد:‌ «به عقيده من معجزه كشور سوئيس در بانكداري و ثبات اقتصادي آن نيست، در ثروت مردمش نيست، در اينكه تورم در آنجا از همه كشورها كمتر است نيست، در بي‌طرفي نيست، در شركت نكردن در جنگ نيست،‌ در آب و هوا و نظافت و لطافت و آداب مردم آن نيست، در هيچ كدام نيست. معجزه سوئيس در اين است كه بيش از پنجاه عدد ساعت، با قيافه‌هاي مختلف فقط و فقط در سالن فرودگاه آن هست و هيچ كدام از اين ساعت‌ها حتي يك ثانيه با هم تفاوت ندارند و همه يك وقت را نشان مي‌دهند.»

توفيق سوئيس در همين امر جزيي، ما را آگاه مي‌كند كه چنين ملت‌هايي مي‌توانند معجزه سياسي و اقتصادي هم داشته باشند.

۱۳۸۴ آبان ۳, سه‌شنبه

ماجرا هاي من با تاكسيراني

شايد براي هر كدوم از ما وقتي كه سوار تاكسي هستيم ماجراهايي پيش بياد ولي شايد بيشترين ماجرايي كه براي من اتفاق افتاده باشه بحث سر نرخ كرايه ها بوده كه به كار هر روزه من تبديل شده!!!

يك موقع ها هم اصلا حوصله جر و بحث را ندارم ولي در نهايت اغلب با شكست روبرو شدم.

خيلي راهها را طي كردم ولي مبارزه من هيچ نتيجه اي نداشت!!!

مثلا يك ماه پيش بود كه بعد از مدت ها از ونك سوار خطي هاي اكباتان شدم.كرايه مسير 350 تومان بود. شنيده بودم كه با سوار كردن 4 مسافر كرايه نفر پنجم سرشكن مي شد روي كل كرايه ها ولي با مصاحبه هايي كه از دهلوي مديرعامل تاكسيراني ديده بودم كه اين موضوع را تخلف مي دونست فكر نمي كردم تو سطح شهر اينقدر عمومي باشه و حتي خود مسافرها بدون هيچ اعتراضي 50 تومان روي كرايه 350 توماني بگذارند و پياده بشوند.

من اعتراض كردم!!!

ولي جرو بحث ها نتيجه نداشت و مجبور شدم 400 تومان را بدهم و پياده بشوم. بلافاصله شماره مسئول روابط عمومي تاكسيراني را گرفتم و ازش پرسيدم اين موضوع تخلفه؟ با قاطعيت گفت كه خلاف قانونه و اگه گزارش بشه پيگيري مي كنيم.

من هم موضوع را براش تعريف كردم و دوباره با قاطعيت گفت برخورد مي كنيم.

چند روز گذشت و من دوباره گذرم به ونك خورد و براي كنجكاوي خودم رفتم سر خط و از مسئول خط پرسيدم كه كرايه مسير چنده و اون هم گفت:400 تومان!!!

برق سه فاز از كله ام پريد و سريع زنگ زدم به خود دهلوي، مديرعامل تاكسيراني!!

دير وقت بود و قبل از روز تعطيل!!

وقتي گوشي را برداشت به شوخي اين موضوع را تذكر داد ولي من صحبتم را ادامه دادم و ماجرا را براش تعريف كردم.اون هم اين موضوع را تخلف مي دونست و اسم خط را يادداشت كرد تا برخورد كنه!!!

من اون روز خوشحال بودم كه به بالاترين مدير يك مجموعه اين تخلف را گزارش كرده ام و مطمئن كه حتما برخورد ميشه ولي زهي خيال باطل!!

من به عنوان يك خبرنگار به بالاترين مسئول اجرايي اون سازمان اعتراض كردن ، نوشتم و... ولي نتيجه نداد حال واي به حال مردم عادي !!!
باگذشت 8 ماه از سال هنوز نرخ كرايه تاكسي ها در سال 84 در شوراي شهر تصويب نشده!!واين اعتراض مسافر و راننده سر كرايه تاكسي ها به موضوعي تكراري تبديل شده كه گويا پشت مسئولان تاكسيراني آنقدر گرم هست كه ذره اي از اين اعتراض ها را نميشنوند.

ايران نيوز

ايران نيوز گويا يك خبرگزاري جديده!!
البته برخي از منابع غير رسمي مي گويند كه قاليباف حمايتش مي كنه!!

مهر

ماه مهر به همراه تاريخ تولد خودم و همچنين تاريخ تولد وبلاگم تموم شد!!
*يهو بعد از گذشت سه روز از ماه آبان ياد اين موضوع افتادم;)

۱۳۸۴ مهر ۳۰, شنبه

حرف براي گفتن يا نگفتن

اومدم وبلاگم ديدم پينگ شده!!گفتم چند كلمه اي بنويسم.
اينقدر حرف براي گفتن و نوشتن دارم ولي از بس زيادند نمي تونم بنويسم.
دارم مثل شما جريان هايي كه در كشورم رخ مي دهد را نظاره مي كنم تا ببينم به كجا مي رويم!!
فعلا يك تماشاچي هستم.

۱۳۸۴ مهر ۱۸, دوشنبه

مسئول رسانه هاي شهرداري در بهزيستي

اسفند سال پيش بود كه يكسري از بچه هاي خبرنگار با دعوت شدن به روابط عمومي شهرداري تهران با دكتر فقيه به عنوان مسئول جديد رسانه هاي شهرداري آشنا شدند.
از قبل فقيه را مي شناختم چون قبل از اينكه بيايد شهرداري، سرپرست روابط عمومي پزشكي قانوني بود و من در يكي از اجلاس هاي پزشكي قانوني تو ستاد خبري اش بودم.
مردي جوان ،قدبلند و لاغر با ريش پرفسوري و دندانهايي كه سيم گذاشته بود.
چند روزي كه باهاش كار مي كردم،مديريت خاصي ازش نديدم و اوضاع طوري بود كه تو ستاد خبري خودم خبر تهيه مي كردم،خودم تايپ مي كردم و خودم به روزنامه ها ارسال مي كردم و ستاد خبري هيچ نظمي نداشت.شايد درست نباشد كه اين موضوع را تعميم داد ولي خاطره خوبي از مديريت فقيه در ذهنم نمونده.
اين فرد بلافاصله در ستاد انتخاباتي احمدي نژاد قرار مي گيره و به قولي و اگه بشه اسمش را گذاشت" ترقي"، پله هاي ترقي را دوتا يكي طي ميكنه تا اينكه مسئوليت يكي از كليدي ترين سازمان هاي وزارت رفاه يعني بهزيستي بهش سپرده مي شه.
سرپرست موقت وزارت رفاه براي بهزيستي سرپرست موقت تعيين كرد و من كه هميشه فكر مي كردم بدتر ازمديريت راه چمني رييس قبلي وجود نداره، به اين باور رسيده ام كه كوتوله ها (از نظر مديريتي)مملكت را در دست گرفتند و اصل شايسته سالاري مثل همه اين سالها، اصلي از ياد رفته است.
در ضمن راه چمني در مراسم توديع خودش و معارفه فقيه شركت نكرد.

۱۳۸۴ مهر ۷, پنجشنبه

مراسم معارفه سلطانخواه

شنبه ساعت 9:30 مراسم معارفه نسرين سلطانخواه رييس جديد مركز مشاركت زنان است.ديروز از مركز تماس گرفتند و دعوتم كردند.شايد نرفتم ولي اگه بروم، "ويرم" گرفته كه حتما يه سوال را از سلطانخواه بپرسم.سوالي كه جوابش را خودم مي دونم ولي مي خواهم اون جواب بده!!
سوالي درباره دو سال و نيم فعاليتش در شورا و ميزان دغدغه اش درباره مشكلات شهروندان زن تهراني و طرح هايي !!!!كه در اين زمينه به شورا ارائه داده؟؟!!
جوابش قطعا درباره برگزاري اجلاس زنان عضو شورا هاي شهر خواهد بود و تعريف از آن!!!
كه برگزاري اين اجلاس سمبوليك هم جواب دارد.
تنها يكبار شركت كردن در اين اجلاس براي من كافي بود كه بفهمم كه در چه سطح و زمان از دوره هاي تاريخي صحبت مي شود!!اجلاسي تنها براي وقت هدر دادن!!!
اجلاسي كه حتي يك خروجي هم نداشت.
من دلم نمي خواهد اينقدر منفي نگاه كنم ولي همه اين اقدامات منفي بود.
نمي دونم مشكل از كجاست كه نمي تونم حتي يك مورد مثبت در اون پيدا كنم.

۱۳۸۴ مهر ۳, یکشنبه

دو انتصاب جديد

نسرين سلطانخواه عضو هيات رييسه شوراي شهر تهران رييس مركز امور مشاركت زنان شد.
محمد علي آبادي معاون فني و عمراني شهرداري تهران هم رييس سازمان تربيت بدني شد.
چه زيبا!!
بالاخره سهم ها بايد به خوبي تقسيم بشه!!
ياد چند طرح كميسيون فرهنگي شورا ميافتم كه چون در رابطه با زنان بود به سه زن عضو شورا واگذار شد تا اونها پيگيري كنند و اين طرحها در بايگاني اتاق اين زنان به فراموشي سپرده شد.
ياد مصاحبه هايم (3 مصاحبه) با سلطانخواه ميافتم و جواب هاي نا مربوط او!!
ياد اجلاس زنان عضو شوراهاي شهرهاي كشور ميافتم مخصوصا اجلاسي كه زمستون پارسال در تهران برگزار شد و عشرت شايق هم اومده بود و فرمايش هايي درباره زنان خياباني و اعدام اونها كرده بود.
ياد حرفي ميافتم كه يكبار سلطانخواه به طعنه به خبرنگارها گفت. او مي گفت اين خبرنگارا ناخن هاشون را هميشه به هم ميسابند تا شر بپا كنم!!!!!!!
سلطانخواه دكتراي رياضيات داره و من ياد روزي ميافتم كه در صحن علني شورا سر خوندن يك رقم كلي معطل كرد و آخر سر هم اشتباه خوند.
و ياد خيلي چيزهاي ديگر ميافتم.............................