۱۳۸۶ آبان ۳, پنجشنبه

حالا دست........

سه شنبه اول آبان 1386-صحن علنی شورای شهر- تجلیل از قهرمان کشتی فرنگی،حمید سوریان

۱۳۸۶ مهر ۲۷, جمعه

دولت منوریل را احداث شده می داند

گویا دولت پای خود را در یک کفش کرده که آبروی از دست رفته اش در رابطه با احداث منوریل در صادقیه را هر جوری هست جبران کند.
سایت تابناک که شبیه سایت بازتاب هست خبر داده :
پس می توان نتیجه گرفت که آنچه که به جایی نرسد فریاد است!!
این دیگه لج بازی هست و یک شوی تمام عیار تبلیغاتی!!!!!

۱۳۸۶ مهر ۲۶, پنجشنبه

زباله دزدی و مافیای زباله

گزارش های مختلفی درباره زباله دزدی تهیه شده اما اخیرا من هم دنبال این سوژه بودم. خیلی جالب بود که دیدم زباله دزدی مربوط به ایران نمی شود و خیلی از شهرهای جهان به آن مبتلا هستند.

از زمانیکه این گزارش را تهیه کرده ام دقت ام در خیابان هم بیشتر شده است چراکه گونی به دست های زیادی را دیدم که توی سطل های زباله سرک می کشند و زباله های خشک با ارزش را جمع آوری می کنند.
کلی هم کامیون زباله دیدم که بدون هیچ آرم و نشانی زباله ها را تجارت می کنند. با یک کارشناس که در این زمینه تحقیق هم کرده بود صحبت کردم. می گفت زباله دزدی که در نهایت بازیافت غیررسمی و غیربهداشتی را شامل می شود دارای یک چرخه است.

حلقه اول، زباله گردها هستند که از همه بدبخت – بیچاره تر هستند و بیشترین بیماری های روحی و روانی و جسمی مربوط به اینها هست. به هر حال اینها خطر می کنند و دست خود را در داخل زباله ای می کنند که امکان وجود اجسام نوک تیز و آلوده وجود دارد . پس آنها را بیماری های عفونی به شدت تهدید می کند .


حلقه دوم، واسطه هایی هستند که در محلات مکان های خاصی دارند و زباله های زباله گردها را جمع می کنند و به کارگاه های اطراف شهرهایی مثل تهران می دهند.

حلقه سوم ، همین کارگاه ها هستند که زباله های بازیافتی در آن انبار می شود.

حلقه پایانی هم کارخانه های بزرگی هستند که با خریداری این زباله ها سود اصلی را به جیب حلقه سوم سرازیر می کنند البته شاید در حلقه سوم بازیافت هم صورت گیرد.
اما بازیافتی که توسط اینها صورت می گیرد کاملا غیر بهداشتی است چون آلودگی با پلاستیک و کاغذ و مقوا حمل می شود و در مواد نهایی که تولید می شود این آلودگی ها وجود دارد. شاید این مواد تبدیل به جعبه شیرینی یا شانه تخم مرغ و....شود.

شهرداری هم مشخص نیست چکاره است!!!
هیچ وقت به طور اساسی به این موضوع ورود پیدا نکرده که عده ای این موضوع را به خاطر سود خودش در این میان می دانند.
فقط این را می دانم در این ماجرا سودهای میلیونی و میلیاردی نهفته است.

مطلب جالبی درباره زباله دزدی در نیویورک بخوانید:
نيويوركي ها زباله فروش شده اند
چند وقت پیش هم یک مطلب خواندم مبنی بر اینکه یک پیرزن انگلیسی زباله دزد یکی از بی نظیر ترین کلکسیونرهای نقاشی های بسیار ارزشمند هست!!!
*عکس از وبلاگ روزنه

۱۳۸۶ مهر ۲۲, یکشنبه

ماجرای قطع شدن تلفن دفتر مسجد جامعی

یکی از افرادی که در شورای شهر برایش احترام زیادی قائل هستم ، مسجد جامعی است اما متوجه برخی از مسائل نمی شوم. یا من زیادی خوشبین هستم و دیگران زیادی بدبین یا واقعا دارم اشتباه می کنم.

ده روز پیش تو برخی از سایت ها نوشته شد که چمران تلفن دفتر مسجد جامعی را قطع کرده است که روز بعدش چمران نسبت به این موضوع موضع تندی گرفت.

من از چند جا پرسیدم و همین چند دقیقه پیش هم به یکی از کارمند های شورا هم زنگ زدم و فهمیدم که در آن روز که تلفن دفتر مسجد جامعی یک طرفه شد تلفن دفتر خادم و شکیب هم این وضعیت را پیدا کرد. فردی که این موضوع را گفت یه چیز دیگه هم گفت و آن این بود که امروز هم برای دو ساعت تلفن چند تا از دفترها قطع بود.

یکی دیگر از کارمندان با نگاهی دیگر به این ماجرا، تقصیرها را به گردن معاون اداری شورا یعنی حبیب کاشانی انداخت!!!
اما پشت این ماجرا چی قرار دارد خدا می داند!!ولی چرا و چگونه ماجرای تلفن دفتر مسجد جامعی تنها رسانه ای شده هم دلیلش را نمی دانم!!

بهزاد نبوی و محمدرضا خاتمی در شهرداری

مثل اینه که بگوئیم بهزاد نبوی یا محمدرضا خاتمی باید معاون شهردار شوند تا اصلاح طلبان به سهم خود در نتیجه رای به قالیباف برسند.

امروز تو روزنامه اعتماد همکار خوبم آقای ابراهیم زاده گزارشی نوشته(دايره بسته مديران در شهرداري تهران ) که در عین نکته سنج بودن آن ، یک مورد (یا بهتر بگویم یک جمله) ازگزارش من را اذیت می کند.

موضوعی که این همکار من بهش پرداخته مسئله ای است که چند ماه پیش وقتی چند شغله بودن غلامحسین الهام سر و صدا به پا کرده بود ، قالیباف در جمع خبرنگاران قرار گرفت و در پاسخ به سوال یکی از خبرنگاران مبنی بر چند شغله بودن چندتا از مدیران شهرداری با قاطعیت اعلام کرد که آقای دنیا مالی که هم اکنون هم معاون فنی و عمرانی و هم سرپرست معاونت شهرسازی است به زودی در معاونت شهرسازی مستقر می شود و فردی برای معاونت فنی و عمرانی جایگزین ایشان می شود.
خب همکار ما بعد از چند ماه این موضوع را بسیار نکته بینانه دیده و به آن پرداخته اما در گزارش آقای ابراهیم زاده مسئله ای هست که من را آزار می دهد و فکر می کنم می خواهد از اصلاح طلبان حمایت کند ولی بد حمایت می کند چون این حمایت نتیجه معکوس دارد.
یک جا نوشته یا بهتر بگویم گزارش با این قسمت شروع می شود:« آن روز که شهردار تهران با چهره خندان دکمه طبقه هشتم شوراي شهر را فشار داد تا براي دور دوم مديريت شهرداري تهران را در دفترکار خود تجربه کند حمايت اصلاح طلبان شورا را پشت خود مي ديد و امروز که پنج ماه از آن روز مي گذرد هنوز اصلاح طلبان سهمي از مديريت هاي شهرداري ندارند

من اینگونه از این نوشته برداشت می کنم که اصلاح طلبان فقط و فقط برای سهم خواهی در شهرداری ، قالیباف را انتخاب کرده اند.آیا اینگونه هست؟ اگر اینگونه هست من نسبت به این موضوع اصلا احساس خوبی ندارم.

در ضمن نکته و سوال بسیار مهم تر این است که اصلاح طلب کیه؟ مسعود کرباسیان (معاون خدمات شهری)و احمد دنیا مالی و اخیرا محمد رضا واعظ مهدوی(معاون طرح و برنامه) ، محسن هاشمی(مدیرعامل مترو) و خیلی های دیگردر شهرداری اصلاح طلب هستند یا نیستند؟
یادمه زمانیکه کرباسیان و دنیا مالی معاون های شهردار شدند می گفتند کارگزارانی هستند!! می گفتند در دولت قبلی پست و مقام داشتند! می گفتند یکیشون تو سازمان کشتیرانی بوده و اون یکی هم رئیس گمرک بوده!! می گفتند به خاطر همین مسائل در دولت فعلی پست و مقامی ندارند!!
واعظ مهدوی هم که در دولت خاتمی معاون وزیر رفاه بوده!!
حالا اصلاح طلب کیه؟
یعنی باید بهزاد نبوی یا محمدرضا خاتمی یا .... معاون شهردار بشوند تا بگوئیم که مثلا اصلاح طلبان از مدیریت شهرداری سهمشون را گرفتند؟
در ضمن مگر سهمی هست؟ مگر ما خبرنگارها همیشه فریاد نمی زنیم جایگاه افراد متخصص در شهرداری کجاست؟
پی نوشت:دوست عزیزی که گویا از دوستان آقای دنیامالی است پیغامی برای این پست گذاشته اند که نظر ایشون را قبول دارم ولی
من هم این مسئله را به صورت پرسشی مطرح کردم.من می گویم اصلاح طلب کیه؟من می گویم مثلا چه فردی باید در شهرداری قرار گیرد تا دوستان اصلاح طلب شورا و غیر شورا راضی شوند؟من می گویم اون فرد اصلاح طلب باید عضو یکی از احزاب اصلاح طلب باشد تا ما بتوانیم به او بگوییم اصلاح طلب؟ اصلا اگر یکی اصولگرا باشد اما در کارش خبره باشد منش اصلاح طلبی این است که بگوید این نباشد، عوض شود؟ می دانم در همه عرصه ها بازی های سیاسی ورود پیدا کرده اما در شعار و ظاهر که غیر این است.
در ضمن در مدیریت قبلی شهرداری هم چند نفر که خط و مشی اطلاح طلبی داشتند مدیرعامل چند سازمان مهم شهرداری بودند. حتی من می دانم آنها با وجود اینکه در مدیریت احمدی نژاد بودند اما در انتخابات ریاست جمهوری به هاشمی رفسنجانی رای دادند.در ضمن با این حساب خیلی از اصلاح طلبان در شهرداری هستند. الان خانم نوری که در لیست اصلاح طلبان شورا بود در شهرداری مسئولیت دارد.

۱۳۸۶ مهر ۱۷, سه‌شنبه

دستگاه صهیونیست سنج، ماجراهای خانواده بنتون

این روزها حسابی ماجراهای خانواده بنتون سر زبان ها قرار گرفته و افرادی هم که با این فرد و فروشگاه های زنجیره ای عرضه لباسش آشنایی نداشتند به لطف و مرحمت این جنجال ها آشنا شدند اما ماجرا از چه قرار است؟
گویا چند هفته پیش 5 تا از نمایندگان مجلس در تذکری به وزیر کشور خواستار پلمپ فروشگاه های بنتون در ایران شدند و نسبت به حضور این فرد در ایران و مذاکرات او با شهرداری هشدار دادند و با دستگاه های صهیونیست سنج خود، برای نخستین بار او را یک میلیاردر صهیونیست خواندند.
بلافاصله بعد از این تذکر ،دستگاه های صهیونیست سنج برخی از سایت های گمنام هم به کار افتاد و ماجرا تخریب شهرداری با شدت بالایی شروع شد تا جایی که این جنجال ها به روزنامه ایران رسید و یکی از دوستان خوبم در گزارشی بدون نام در این مورد نوشت و آتش را روشن کرد.
گویا با وجود تکذیب های شهرداری ، ملاقاتی بین مسئولین این نهاد با شخص بنتون برگزار شده که در آن جلسه که قرار بود محرمانه بماند شهردار هم حضور داشت اما به نظر من حاشیه های این ماجرا جالب تر است:
1- سایت فردا در دفاع از شهرداری به این موضوع پرداخته بود. وقتی داشتم نظرات مطلب را می خواندم ، نظر جالبی دیدم.فردی گفته بود اسم پسران قالیباف هم ریشه یهودی دارد و.... . اسم دو پسر قالیباف گویا الیاس و اسحاق است!!!!

2- یکی از روزنامه ها سفارش داده بود برایشان مطلبی را در این باره ترجمه کنم که گویا بنا بر سیاست هایی هنوز کار نشده است .

3- در جستجویی که به انگلیسی انجام دادم عمده خبرها سایت و روزنامه های جهان درباره حرکت نمایندگان مجلس ایران در صهیونیست خواند این فرد و درخواست برای پلمپ فروشگاه هایش بود. یعنی این مطلب بازخورد بسیار منفی در رسانه های جهان داشت.

4- در جستجویی که انجام دادم به این نکته رسیدم که این فرد در اسرائیل (شهر حیفا) تنها یک فروشگاه زنجیره ای!!! دارد و در بیت المقدس و در قسمت عرب نشین(خیابانی به نام احمد شقاقی) هم یک فروشگاه دیگر وجود دارد.(مشاور شهردار در مصاحبه با فارس فقط به یک فروشگاه در قسمت عرب نشین اشاره کرده بود که این موضوع را هم یکی از دوستانم به اطلاعش رسانده بود که البته این اطلاعات به طور کامل منتقل نشد.) در حالیکه فروشگاه های بنتون به طور رسمی در ایران هفت شعبه دارند.

5- در کشورهای عرب مسلمان فروشگاه های زنجیره بنتون خیلی به چشم می خوردند. کشورهایی مثل عربستان، مصر ، سوریه و امارات از جمله آنها هستند.

6- بنتون خانواده بسیار جالبی دارد . آنها سه برادر و یک خواهر هستند که کار خود را با هم شروع کردند. هر چهار نفر در شهر ترویسوی ایتالیا با خانواده هایشان ساکن هستند.این خواهر و برادرها خانواده های پر جمعیتی دارند به طوریکه به جز یکی از آنها سه تای دیگر هر کدام چهار فرزند دارند و جالب تر اینجاست که فرزندان آنها هم وارد این بازار بنتون ها شده اند.یعنی فروشگاه های بنتون خانوادگی داره می شود.

7- بنتون ها خانواده فقیری بودند که یک اتفاق و شاید یک تیزهوشی آنها را تبدیل به یکی از میلیاردرهای دنیا کرد.

8- شرکت بنتون به واسطه آگهی های تبلیغاتی جنجالی اش که ارتباطی هم با بحث پوشاک ندارد ، گاهی جنجال های اساسی به پا کرد.

9- اما در این جستجو ها به هیچ عقیده سیاسی که توسط این خانواده احیانا بیان شده باشد نرسیدم. اما در ایران به راحتی برای اینکه فردی را خراب کنند این انگ را بدون هیچ دلیلی به آدم های سرمایه دار خارجی وارد می کنند.البته تو دنیای تجارت قطعا این میلیاردر با افرادی که یهودی هستند ،سرمایه دار هستند و احیانا حامی اسرائیل هم هستند مذاکراتی داشته اما اینها دلیل نمی شود که این فرد نتواند در ایران سرمایه گذاری کند.
مرتبط:
همه چیز درباره بنتون ( سایت وابسته به دولت مرد میار آن را از ویکی پدیا ترجمه کرده است)
ماجراي «بنتون» از هياهو تا واقعيت (گزارش خبرگزاری فارس که البته خیلی هاش تکراری هست و من وقتی خواندم خیلی احساس کردم همانطور که برخی سایت ها در این باره مغرضانه نوشتند این مطلب پاچه خوارانه هست)

۱۳۸۶ مهر ۱۲, پنجشنبه

سایت فردا ،دکتر نجفی و مصاحبه با من

جا خوردم ، اصلا شوکه شدم. انتظارش را نداشتم.
بعد از جلسه شورای شهر بود. رفتم سراغ دکتر نجفی تا درباره موضوعی مصاحبه کنم.
گویا می خواست از موضوعی مطمئن شود!

شما خانم....
گفتم فلانی هستم.
گفت :«شما علیه من در سایت فردا مطلب نوشته اید؟»
گفتم :« من در سایت فردا مطلبی ننوشته ام . من تمام حرفهایم را در وبلاگم می نویسم.»
گفت: «بیا دفترم تا نشانتان دهم و ابتدا تکلیف تهمت هایی که زدید مشخص شود.»
به این فکر کردم که مصاحبه شرطی شده است. مصاحبه نکرد و رفت!!
در روابط عمومی شورا از وبلاگم پرینت گرفتم و به طبقه پنجم رفتم. کنار در اتاق ،دو نام نوشته شده بود:محمد علی نجفی و علیرضا دبیر.

به مسئول دفتر آقای نجفی گفتم که فلانی هستم و آقای دکتر گفتند که به دفترشان بیایم.
مسئول دفتر رفت با پرینت نوشته من که در سایت فردا قرار گرفته بود برگشت.
من که این نوشته را دیده بودم پرینت وبلاگم را منگنه کردم و روی آن توضیحاتی نوشتم که این مطالب در وبلاگ شخصی من نوشته شده است و امیدوارم سوءتفاهم ها برطرف شود.
نیم ساعت بعد مسئول دفتر ایشان به روابط عمومی آمد و پرینت مطلب سایت فردا را به همراه توضیحات نجفی به من تحویل داد که من توضیحات ایشان را به همراه توضیحات خودم اینجا می نویسم.
ایشان نوشته اند:

خواهر گرامی
انتقاد اصلی من به مطلب شما است و اشکالات موجود در آن و نه اینکه چرا در سایت فردا یا هر سایت دیگری نوشته شده است . اگر مطلب منصفانه باشد در هرجا که نوشته شده باشد ، مهم نیست.(مرد باید که گیرد اندر گوش*******ور نوشته است پند بر دیوار)
سپس دکتر نجفی ابتدای مطلب من درباره زیر سوال بردن مجموعه شورا که خود زنی است را مورد اشاره قرار داده اند و نوشته اند :«چرا خود زنی مگر هر انتقاد از خود ، خودزنی است. علاوه بر آن حرف من انتقاد از عملکرد یک مجموعه است که بنده عضوی از آن هستم ، آنهم عضوی که در تصمیم گیری نحوه اداره شورا نقشی ندارد.»

حال من از آقای نجفی می پرسم که من هم انتقاد کردم . یعنی باید با یک انتقاد اینگونه برخورد شود. انتقاد من در رسانه هایی که در اختیار دارم منعکس نشد(خودم نخواستم) چون دلم می خواست آن را در رسانه شخصی خودم منتشر کنم. چطور می توان قضاوت کرد که انتقاد شما به شورا و حتی به من منصفانه است اما انتقاد من به شما غیر منصفانه است؟
می دانید برخورد شما من را یاد چه انداخت؟ یاد حرکت دکتر زیاری عضو شورای دوم افتادم که قبلا در این وبلاگ نوشته بودم. و در این زمینه برای من اصلاح طلب و اصولگرا بی معنا شد!
در ضمن من از شما انتظار این برخورد را نداشتم. حالا گستاخانه تر می گویم که من به شما رای دادم و حق این را دارم که از شما انتقاد کنم. چرا باید همیشه گفته شود شرکت در انتخابات وظیفه است. وظیفه ات را که انجام دادی برو خونه ات بنشین و کاری به ادامه آن و افرادی که انتخاب کردی نداشته باش؟من می خواهم ادامه وظیفه ام را هم انجام دهم!!(البته اگر وظیفه باشد!!)
من به اصلاحات یک کورسوی امیدی داشتم ولی با این برخوردها ، این کورسوی امید از بین می رود. این بود اصلاحات؟ این بود
اصلاح طلبان که با یک انتقاد من را شوکه می کنند؟

نوشته اید: «واقعا اصلاح طلبان شورای اول فقط به جان هم افتادند؟این حرف منصفانه است؟ از کارکنان شورا بپرسید که چقدر طرح
های کارشناسی در شورای اول داده شد که متاسفانه در شورای دوم دنبال نشد. هنوز هم بخشی از مصوبات در آئین نامه های مورد عمل شورا همان مصوبات شورای اول است.»

من بی انصافی نکردم و نوشته ام ،آنها در سال اول بنای شورا را نهادند. خاطره خوبی از شورای دور نخست تهران در ذهن شهروندانش شکل نگرفت. شورای شهر دوره اول کار خود را با انرژی شروع کرد و آئین نامه ها و قوانین ابتدایی را به سرعت تدوین کرد اما در میانه راه جنجال ها بر سر شهرداران منتخبش ، این شورا را با چالشی مواجه کرد که در نهایت به انحلال آن منجر شد.
استعفاهای گسترده اعضای شورای شهر باوجود گذشت تنها چهار ماه از عمر این نهاد نخستین جرقه های شکاف را میان اعضای شورای شهر تهران روشن کرد. افرادی که چند ماه قبل و در انتخابات شوراها رای اعتماد مردم را کسب کرده بودند، به جایگاه سبز رنگ خود در شورای شهر راضی نشدند و خواستار تصاحب صندلی های قرمز رنگ مجلس شورای اسلامی در دوره ششم بودند. غرضی ، کدیور، سلیمانی ، آل اسحاق و عبدالله نوری از جمله افرادی بودند که با استعفا برای انتخابات مجلس خیز برداشتند. در این بین تنها جمیله کدیور و داوود سلیمانی به خواسته خود رسیدند و عبدلله نوری در میانه راه مسیرش به سمت «اوین» تغییر داده شد و غرضی و آل اسحاق هم نتوانستند رای مردم را برای بار دیگرجلب کنند.

جنجال ها و فحش و فحش کاری ها که خود من شاهدش بودم همه کارها را تحت شعاع قرار داد.الویری استیضاح شد و سپس استعفا داد و ملک مدنی با بدترین حالت توسط وزارت کشور دولت اصلاحات از کار برکنار شد. از کارمندان شورا هم پرسیدم (با وجود اینکه خودم هم در آن زمان حی و حاضر بودم) آنها هم جنجال ها را به یاد داشتند. نتیجه اش را هم در انتخابات دور دوم شورا دیدید!! همان طرح شورایاری ها که از ابتکارات شورای اول بود با این دعواها بدترین ضربه ها را خورد و بدترین دوران خود را پشت سر گذاشت. طفلی شده بود که از همان ابتدا مادرش آن را ترک کرده بود.

یک قسمتی هم آورده اید :«چند نفر سراغ دارید پشت در اتاق من مانده باشد؟ یک مورد را بفرمائید.»
یک مورد را می گویم. خود من! تعجب نکنید . من انتظار داشتم این مسئله با گفت و گوی مستقیم با شما برطرف شود اما پشت در اتاق شما منتظر ماندم و با نامه و نامه نگاری توسط مسئول دفتر شما روبرو شدم.
درباره میزان آرا در شورا هم جوابی داده اید و گفتید:«مگر من گفته ام در تمام موارد ما 7 رای داریم ؛من گفته ام در بهترین شرایط 7 رای ، پس این جواب چه ربطی دارد؟»

من اصلا به این موضوع قائل نیستم . چون در این شورا افرادی را می بینم که در شهرداری ذوب شده اند و بنابراین حساب آنها و رای آنها را با اصلاح طلبان شورا جدا می دانستم. من اصلا به بهترین و بدترین شرایط اعتقادی ندارم. من حتی به انتخابات اعضای هیات رئیسه هم کاری ندارم که شما در بهترین شرایط هفت تا رای بودید. من به طرح های کارشناسی ای اعتقاد دارم که در صورت ارائه شدن هیچ فردی جرات مخالفت با آن را نداشته باشد و15 رای باشد. در این زمینه ما خبرنگاران هم حتما یاریگر شما خواهیم بود.

شما در رابطه با اینکه من پرسیدم که شما چکار کردید، نوشته اید:«اتفاقا طرح دارم ولی شما خبر ندارید . از طرف دیگر هیچ امکانی برای آوردن نیروهای متخصص به شورا وجود ندارد و تنها برای یکنفر نیروی متخصص حدود 5/1 ماه است که معطل شده اند . »
درباره ارئه راه حل هم گفته اید:«من که در همان صحبت هایم با خبرنگاران راه حل مورد نظر خودم را گفتم: در مسائل مهم و عمیق تصمیم سازی ها باید از کارشناسان استفاده شود و برای این امر باید کمیته های تخصصی در سطح شهر و زیر نظر اعضای شورا تشکیل گردد.»

آقای نجفی من تمام نوشته های شما را در اینجا قرار دادم و حال اصلا برایم اهمیت ندارد که اگر بار دیگر به سراغتان آمدم جوابم را می دهید یا نه!! شاید در بلک لیستی(لیست سیاه) که در نخستین روزهای شورا از آن یاد می کردید قرار گرفته ام. اما بدانید من همانی هستم که یکی از مصاحبه هایم (با خودتان)را در سایتتان قرار دادید. من همانم که بارها با شما مصاحبه کردم و هیچ ایرادی به آن وارد نبوده !!مطمئن باشید از قلمم هیچ گاه مغرضانه استفاده نکرده ام و نمی کنم.

۱۳۸۶ شهریور ۳۱, شنبه

دیوار

سلف گالری در اردیبهشت امسال

سلف بدون گالری در شهریورامسال

عکس ها از وبلاگ نیمه غائب

مطلب محمد رضا جابری درباره دیوار

۱۳۸۶ شهریور ۲۹, پنجشنبه

دیوار جنسیتی در سلف گالری

دانشکده خبر یک سلف گالری دارد که در عین سلف بودن ، عکس های خبری دانشجویان رشته عکاسی خبر دانشکده دور تا دور آن را هم پوشانده و هر چند وقت یکبار تغییر پیدا می کند.
این سلف گالری چند ماه پیش با حضور رئیس خبرگزاری و چند تا از نماینده های مجلس افتتاح شد.
اما .........
الان دو هفته ای است که رئیس جدید دانشکده خبر که گویا معاون پژوهشی دانشگاه امام صادق (ع) بوده معارفه شده است و در نخستین اقدام علمی!! خود در سلف گالری دانشکده دیواری (پارتیشن) جنسیتی کشیده است . یعنی خانم ها اینور ، آقایون اونور!!
اقدامی که در این چهار سالی که در دانشکده بودم بی سابقه است . الان گالری سلف دیگر کاربردی ندارد و به نظر من توهین به دانشجویانی هست که در عین دانشجو بودن خبرنگار هم هستند.

بچه ها به شوخی می گفتند با توجه به اینکه دانشکده خبر دو ساختمان قرینه به هم پیوسته است و دو تا در هم دارد ، در آینده نزدیک یکی از درهای ورودی مخصوص خانم ها می شود و دیگری به آقایون اختصاص می یابد!!!
البته یه ظریفی هم می گفت: یعنی چی توی این همه سال سلف خانم ها و آقایون دانشکده خبر یکی بوده؟!!
یه ظریف دیگه هم می گفت: بی عدالتی شده!! یعنی چی تلویزیون و بوفه در قسمت آقایون باشه؟
اما این اقدام بازخوردهایی داشته:

سایت خبرکده که سایت خود دانشکده هست ، نوشته : اتاق خبر و سلف گالری در برزخ
روزنامه سرمایه : ديوار جنسيتي در دانشكده خبر
روزنامه اعتماد: برج ميلاد زنانه
توضیح من برای خبر سایت فردا:
سایت فردا با عنوان پیگیری یک ماجرا مطالبی را در دفاع از این اقدام مطرح کرده که به نظرم منصفانه نیست. این سایت از تشکیل اتاق فکر دانشکده ،خبر داده ولی اتاق فکر دیگه چیه؟ یک چهارم اتاق خبر را با دیوار جدا کرده اند اسمش را گذاشته اند اتاق فکر!!!
فردا نوشته:«گفتنی است رئیس جدید دانشکده خبر در مدت کوتاه حضور خود توانسته است مشکل خوابگاه خواهران این دانشکده را رفع نماید و همچنین با تشکیل اتاق فکر دانشکده محلی سالم و کارآمد برای تبادل نظر میان دانشجویان فراهم آورد
می خواستم بپرسم هنوز دانشگاه ها باز نشده چطور و با کدوم دانشجواتاق فکر دانشکده این کارکرد را پیدا کرده؟ (لطفا ورودی های جدید مصداق آورده نشود چون آنها مشغول امتحان ها بودند) درباره خوابگاه هم بهتره خود دانشجویان شهرستانی اظهار نظر کنند ولی قطعا اتفاق ویژه ای نیافتاده.
در ضمن سلف دانشکده آنقدر کوچک هست که قطعا با توجه به اینکه فضای بیشتری به آقایون اختصاص داده شده با شروع ترم ما خانم ها دچار مشکل می شویم.
با تمام احترام از خبرنگار سایت فردا دعوت می کنم در هفته آینده و با حضور دانشجویان در دانشکده حتما یک روز به دانشکده سر بزنند و از سلف گالری و اتاق فکر بازدید کنند و در آن صورت پیگیری خبرشون دقیق تر می شود!!
عکس زیر هم مراسم معارفه را نشون می ده که تو همین سلف گالری بدبخت برگزار شده!!!

۱۳۸۶ شهریور ۲۷, سه‌شنبه

آقای نجفی کمی آرام تر

جلسه 20 دقیقه ای امروز شورا فقط حاشیه داشت.
ریاست جلسه بر عهده بیادی بود که دوتا دستور جلسه را در عرض 15 دقیقه تصویب کرد و در 5 دقیقه باقی مانده چندتا نامگذاری معابر داشتند که آن هم تصویب شد و بعد به دلیل اینکه می خواستند در مراسم تشییع جنازه علامه عسکری و مراسم ترحیم پدر وزیر کشور شرکت کنند پایان جلسه اعلام شد.
بهر حال کار مردم که اصلا مهم نیست . تشییع جنازه مهمتره!!

اما بعد از جلسه نجفی که نطق پیش از دستور داشت اما نطقش را نخوند در جمع خبرنگاران به اعتقاد من با زیر سوال بردن مجموعه شورا خودزنی کرد.

البته من بخش هایی از صحبت های نجفی را قبول دارم ولی قسمت هایی از آن را واقعا عجیب می دانم.
یک جا نجفی می گه :« در حق شورای اول ظلم شده!! قدم‌هاي مثبتي در شوراي شهر اول برداشته شده است، اما متاسفانه شوراي شهر دوم آن را دنبال نكرد و در حق شوراي شهر اول ظلم و نظر تخصصي آنان را ناديده گرفته شد، در حالي كه شوراي سوم بايد از بخشي از اقدامات شوراي اول استفاده كند.»

من شورای اول خبرنگار این حوزه بودم ولی تنها چیزی که دیدم به جون هم افتادن اصلاح طلبان بود. درسته که سال اول بنای شورا را نهادند ولی از سال دوم چنان بازی های سیاسی به این شورا رخنه کرد که دولت اصلاح طلب شورای اصلاح طلب را منحل کرد!!!
یکجای دیگر هم می گوید:« روزمرگي، سطحي‌نگري و جزئي‌نگري پروسه تصميم‌گيري شورا را دچار مشكل جدي كرده است.‌« نجفی معتقده تمام طرح های شورا سطحی است. من اینجا نمی خواهم بگویم که این حرف چه میزان درست است اما از آقای نجفی می پرسم: «شما که رئیس کمیته سرمایه گذاری کمیسیون برنامه و بودجه شورای شهر هستید چند طرح عمقی را به صحن علنی شورا آوردید؟»

خود شما به عنوان یکی از 15 عضو شورا در همین چهار ماه چه اقداماتی داشتید؟ چیکار کردید؟ با مردمی که پشت در اتاق شما منتظر همان مساعدت شود یا اقدام شود بودند تا اگر در حقشون بی عدالتی صورت گرفته رفع شود چه کردید؟
شما می گوئید با این شکل ملاقات مردمی مخالف هستید:« برخي فكر مي‌كنند معناي ارتباط با مردم اين است كه هفته‌اي يكي دو بار در مسجدي يا مركزي حضور يابند و زير نامه مردم را خطاب به شهردار منطقه پاراف كنند. مسئله‌اي كه برخي وقت‌ها روي آن مانور داده مي‌شود. » من هم موافق 100 درصدی آن نیستم ولی معتقدم برخی از مشکلات مردم باید به صورت چهره به چهره برطرف شود.

نجفی در جایی می گوید :« ما در اقليت هستيم. در بهترين شرايط 7 رأي بيش‌تر نداريم. اگر مسئله‌اي مورد نظر دوستان نباشد با 8 رأي وتو مي‌كنند.»
این هفت رای یعنی 4 نفر اصلاح طلب و 3 نفر از یاران وفادار قالیباف یعنی خانم آباد ، مرتضی طلایی و علیرضا دبیر!!
اما آقای نجفی شما هفت رای هم نیستید. یادتون هست که سر اصلاح اساسنامه شرکت های وابسته به شهرداری ساعی و مسجد جامعی با شما نبودند؟!!
یا سر یکی از طرح هایی که مسجد جامعی به صحن شورا آورد شما با سایر اصلاح طلبان نبودید؟
این حرف بی منطق ترین حرفی بود که از زبان شما شنیدم. شما طرح کارشناسی عمقی بیاورید مطمئن باشید رای می آورد.

اما به جای این همه گله ای که نجفی از شورا کرد خیلی دلم می خواست تنها و تنها یک راه حل ارائه کند.من مغز متفکر بودن نجفی را قبول دارم ولی شورایی که شما یکی از اعضای آن هستید همین است با هزار مشکل! شما به جای این صحبت ها کاش اولین گام را در رفع مشکلات آن بر می داشتید.
اینها تمام اعتقاد های من است .من تو این وبلاگ هم به اصلاح طلبش انتقاد کردم و هم به اصولگراش .برای من اعتقادی که بهش رسیدم مهم است نه اصلاح طلب یا اصولگرا.

۱۳۸۶ شهریور ۲۵, یکشنبه

استاد دانشگاه شدن علیرضا دبیر و یک حق خوری

داشتم شورای دور دوم را مرور می کردم . به آدم هایی رسیدم که بی هیچ نام و نشون به نون و نوایی رسیدند. آنها از طریق رانت شورایی بودند خودشان را به جاهای دیگر هم وصل کردند.

حالا این فرد می خواهد زیاری باشد که پیش از شورا ، یک استاد ساده دانشگاه بود و حالا مدیرعامل راه آهنه یا بیادی و دانشجو که از طریق شورا (به طور غیر مستقیم)وارد هیات مدیره پرسپولیس و استقلال شدند . کاشانی ، واعظی آشتیانی ، زریبافان و... البته با شرایط متفاوت این وضعیت را دارند اما اگر نخواهم بی انصافی کنم، بودند افرادی که در شورای دوم همانگونه که بودند ماندند.

جالب است این افراد در یک پروسه زمانی کمی طولانی به این مقام ها رسیدند ولی جالب تر این است که اخیرا علیرضا دبیر که فردی شناخته شده است و با این مثال هایی که زدم کمی تفاوت دارد اما باز از طریق رانت شورا به مقام های دیگر رسیده است.

به شایعات فراوانی که پشت سر این فرد است هیچ اهمیتی نمی دهم و تنها موردی که برای خودم ثابت شده را مطرح می کنم:

چند روز پیش همکاری پیش من آمد و پرسید که هر وقت شورای شهر رفتم او را هم همراه خودم ببرم . دلیلش را پرسیدم . به من گفت در یکی از دانشگاه های تهران درس سه واحدی مدیریت و سازماندهی امور شهرداری ها را تدریس می کرده ، اخیرا برای ترم جدید به دانشگاه رفته اما مسئولان دانشگاه به او گفته اند نمی تواند دیگر این درس را تدریس کند چون آقای علیرضا خان دبیر با نامه ای از مقامات بالا ،این ترم این درس را در دانشگاه تدریس می کند.

همکارم خیلی ناراحت بود و به دوره های طولانی مدتی که برای تدریس این درس گذرانده بود اشاره می کرد و من در این حیرت بودم که فردی که در شورا هنوز مسائل شهرداری برایش به خوبی جا نیافتاده و در چند مورد در صحن علنی شورا سوتی های بدی داده(اگر لازم شد می نویسم)،چگونه بعد از تنها چهار ماهی که وارد مجموعه مدیریت شهری شده می خواهد مدیریت شهرداری ها را تدریس کند؟؟

۱۳۸۶ شهریور ۱۳, سه‌شنبه

جنجال های رسانه ای حسین طلا

حسین طلا فرماندار تهران که چند ماهی است به این سمت منصوب شده حسابی اهل جنجال های رسانه ای است.
در چند ماه اخیر رسانه ها به طور اختصاصی با او مصاحبه ای انجام نداده اند اما وی در سیاست جالب رسانه ای با روابط عمومی فعالی که دارد ،هفته ای یکی – دوباربیانیه صادر می کند.

او اظهار نظر های مسئولین شهرداری و شورا را به صورت روزانه رصد می کند و بلافاصله از کانال روابط عمومی فرمانداری جواب های تند، غیر منطقی و گاهی بی ادبانه ای می دهد(در صورتیکه اگر این صحبت ها در قالب گفت و گو با رسانه ها مطرح می شد قطعا از حالت یکجانبه در می آمد).

او بعد از جنجال هایی که بر سر قیمت بلیت مترو آفرید و برای شرکت مترو خط و نشان کشید که در صورتیکه قیمت ها را بالا برد فلان کار یا بهمان کار را می کند ، چند وقتی است که به قیمت آرم طرح ترافیک برای مسئولین عزیز دولتی گیر داده است.
بعد از اینکه قیمت 750 هزار تومان برای آرم های دولتی پیش بینی شد اعتراض ها به هوا رفت.
البته بهتر است از حاشیه های این قیمت گذاری بگذریم و تنها به این حاشیه اشاره کنیم که طبق روال هر سال شهرداری اعلام کرد آرم های قدیم تا 30 شهریور اعتبار دارند و آرم های جدید از 15 شهریور توزیع می شود اما حسین طلا در ادعایی جالب گفت:« آرم‌هاي طرح ترافيك سال 85 تا اطلاع ثانوي از اعتبار لازم بر‌خوردارند
راستی چند وقت پیش هم فرماندار در اظهار نظری بسیار جالب گفته بود درآمد های شهرداری زیاد است و باید به دولت کمک کند!!!!
واقعا در کجای دنیا از پول مردم به دولت کمک می کنند؟؟

۱۳۸۶ شهریور ۱۱, یکشنبه

کاشانی ، پرسپولیس و شورای شهر

حبیب کاشانی که چند ماهی است مدیرعامل باشگاه پرسپولیس شده بعد از اینکه روزنامه اعتماد و همکار خوبم آقای ابراهیم زاده مطلبی درباره دو شغله بودن وی نوشت، هفته پیش در اظهار نظر جالبی گفته که از طرف آموزش و پرورش در باشگاه پرسپولیس مامور به خدمت شده است و بنابراین یک شغله به حساب می آید.

ماجرا از این قرار است که آقای کاشانی پیش از اینکه عضو هیات مدیره باشگاه پرسپولیس و شورای شهر شود ، در آموزش و پرورش مشغول به کار بود اما زمانیکه به شورای دور دوم راه یافت از طرف آموزش و پرورش در شورای شهر مامور به خدمت شد و معاون اداری شورای شهر هم بود اما چند ماه پیش که به عضویت هیات مدیره باشگاه پرسپولیس درآمد طبق تعاریف قانونی این سمت به عنوان شغل دوم محسوب می شود که این موضوع شکایت سازمان بازرسی را در پی داشت و او را مجبور کرد تا ماموریت به خدمت خود را از شورای شهر به باشگاه پرسپولیس تغییر دهد.
معاون اداری شورای شهرکه هم اکنون خزانه دار شورا هم هست، هفته پیش در نشستی خبری با خبرنگاران ورزشی که در شهرداری منطقه 9 برگزار شد و تعاونی اعتباری شهر به عنوان اسپانسر باشگاه معرفی شد ادعا کرد که تنها و تنها در جلسات علنی شورای شهر شرکت می کند و از آموزش و پرورش در پرسپولیس مامور به خدمت شده است.
اما سوال مهم این است که فردی مثل جناب کاشانی که در انتخابات دور سوم شوراها نفر 15 بود و لب مرزی وارد شورا شد ، چطور با داشتن عنوان معاونت اداری و خزانه داری شورای شهر ادعا می کند که تنها در جلسات شورا شرکت دارد؟

۱۳۸۶ شهریور ۱۰, شنبه

اختلاف های ترافیکی با دولت

شهرداری در اوج اختلاف های ترافیکی با دولت قرار دارد.

طرح اتوبوس های سریع السیر ،اعتراض های مکرر فرمانداری به افزایش نرخ بلیت مترو و افزایش نرخ آرم های طرح ترافیک برای سازمان های دولتی برخی از موارد اختلاف هاست.

فرمانداری تهران با فرماندار جدیدش «حسین طلا» حسابی سنگ جلوی مصوبات شورای شهر می گذارند.

طرح بی آر تی که همون ماجرای اتوبوس های سریع السیر است هم حسابی گرد و خاک به پا کرده است. البته این طرح جزو پرونده های خاک خورده در شهرداری است که قبلا بارها مطرح شده و به نتیجه ای نرسیده و الان فقط دارند با کلمات بازی می کنند.

بی آر تی ،اتوبوس ها و تجهیزات جدید می خواهد که معلوم نیست شهرداری چگونه می خواهد اینها را تا قبل از مهر ماه آماده کند ولی شاید هم خط ویژه را جای بی آر تی می خواهد جا بزند.

دولت هم مثل دولت سابق هی پای شورای عالی ترافیک را وسط می کشد. اگر این شورا خوب است پس چرا سر منوریل برای شما بد بود؟

همیشه برای آدم هایی که اهل شو و تبلیغات هست ترافیک سوژه خوبی است تا با علم کردن اون به اهداف کوتاه مدت خود برسند.

۱۳۸۶ شهریور ۹, جمعه

شمارشگرهای هوشمند می ایستند

اعتراف می کنم تا همین پارسال این موضوع را نمی دانستم و کلی تعجب می کنم که حتی خودم بعد از دانستن آن اطلاع رسانی نکردم!!

تو تاکسی و اتوبوس که می نشینم و یا گاهی اوقات که پیام های مردمی روزنامه ها را می خوانم با یک اشتباه از طرف بیشتر مردم مواجه می شوم که از روی بی اطلاعی است که خودم هم دچارش بودم.

اما ماجرا از چه قرار هست؟
حتما شمارشگرهای معکوس چراغ های راهنمایی و رانندگی را سر چهار راه ها دیده اید .برخی از مواردی این چراغ ها توسط پلیس دست کاری می شوند و با علامت PO یعنی Police Operation نمایان می شوند . از این موارد که بگذریم خیلی مواقع می بینیم که این شمارشگرها روی عدد خاصی می ایستند و آن موقع هست که هر چی بد و بیراه بلدیم نثار مسئولان می کنیم که حتی بلد نیستند یک چراغ راهنمایی ناقابل را کنترل کنند اما ماجرا :

هوشمند بودن این چراغ ها باعث می شود که آنها با تکنولوژی ای که در اختیار دارند به ارزیابی چهار راه و خیابان بپردازند و با توجه به سنگینی یا سبکی ترافیک روی یک عدد مکث بیشتری داشته باشند یا حتی پرش برای تغییر رنگ سریعتر داشته باشند.
این درست است که از این تکنولوژی به طور بهینه در کشور استفاده نمی شود اما دلیل نمی شود که از کارکرد درست چراغ های هوشمند بی اطلاع باشیم.
پی نوشت:هم در نظر خواهی و هم در نوشته ای با عنوان شمارشگرهای کودن نکات جدیدتری درباره این شمارشگرها توضیح داده شده که بد نیست دیده شود.به هر حال من که دارم نکات جدیدی یاد می گیرم!!

۱۳۸۶ شهریور ۷, چهارشنبه

خیلی دیر باخبر شدید!!

این مطلبی که می خواهم بنویسم تنها به این دلیل که برایم جالب بود ،در اینجا می آورم و اصلا قصد توهین به فردی را ندارم.

روزنامه ورزشی نود در تاریخ 21 مرداد 1386 یعنی بیش از دو هفته پیش یادداشتی درباره جعفر تشکری هاشمی معاون حمل و نقل و ترافیک شهردار تهران که در عین حال رئیس هیات فدراسیون دوچرخه سواری استان تهران بود نوشته .

این روزنامه ابتدا خبر از عزل تشکری از هیات دوچرخه سواری داده و بعد در یادداشتی به قلم غلامحسین زمان آبادی این ماجرا را تفسیر و تحلیل کرده است. از پشت پرده های این عزل که بگذریم می رسیم به یادداشت مذکور.
در بخشی از یادداشت آمده:

«........باخبر شدیم که نامبرده از معاونین مقتدر شهرداری تهران است.........»
این بخش از یادداشت ،من را حسابی به خنده واداشت . می دانید چرا!!
چون آقای زمان آبادی که زمانی در فدراسیون فوتبال بود الان مسئول صدور آرم های طرح ترافیک در شهرداری تهران است. یعنی درشهرداری تهران!!یعنی درمعاونت حمل و نقل و ترافیک!! یعنی زیر نظر آقای تشکری !!

حالا من متوجه نمی شوم که ایشان چه زمانی باخبر شدند که نامبرده از معاونین مقتدر شهرداری تهران است؟
آقای زمان آبادی ! خیلی دیر با خبر شدید!!

۱۳۸۶ شهریور ۲, جمعه

از پنت هاوس برج بین المللی تا گورستان تهران

این مدت دو جای جالب رفتم. هفته پیش برای تهیه گزارشی رفتم برج بین المللی تهران که کنار بزرگراه کردستان قرار دارد و بلندترین برج مسکونی ایران با 56 طبقه هست.


اول رفتم طبقه آخر!! هنوز در حال انجام کارهای ساختمانی پنت هاوس سه و نیم میلیارد تومانی آن بودند ولی تهران زیر پات بود و

نمای بسیار زیبایی داشت.
بعد از دیدن پنت هاوس ،رفتم طبقه 40 و از یک واحد الگو که مبله هم بود دیدن کردم. کوچکترین واحد این برج که در طبقات ابتدایی قرار دارد متری نزدیک سه میلیون تومان است و بزرگترین واحد آن که پنت هاوس های آن است متری شش و نیم میلیون در می آید.
از طبقه 40 دو نما جلب توجه می کرد ، یکی تونل رسالت بود و دیگری خانه های زشت و فرسوده (شبیه حلبی آبادها) اطراف تونل رسالت بود. خانه های کاهگلی که هیچ سنخیتی با این برج عظیم نداشت!!

اما دومین جایی که برای گزارش رفتم بهشت زهرا بود.


می خواستم با رضائیان مدیرعامل این سازمان مصاحبه بگیرم. به نظرم رضائیان یکی از آدم های منحصر به فرد هست که 22 سال در رده های مدیریتی این سازمان حضور داشته و دارد. یعنی هر روز مقصدت باید گورستان باشد!! ضمن اینکه با خیلی از شهردارهای تهران کار کرده است.


در ضمن از نخستین قبر بهشت زهرا هم بازدید کردیم.

۱۳۸۶ شهریور ۱, پنجشنبه

درگیری در ونک

با حرارت خاصی تعریف می کرد که پیش پای شما گشت ارشاد به دختری که مقنعه سرش بود و هیچ آرایشی هم نداشت بی خودی گیر داد و جنجال شد.
یکی از کوپن فروش های اطراف میدان ونک اینها را برای من تعریف می کرد. می گفت مردم ریختند سر مامور زن و کتک و کتک کاری شد و مقنعه خانم مامور گشت ارشاد را کشیدند و موهای رنگ کرده اش بیرون اومد.
گفتم : پس با این ماجرا دختر مردم بدبخت شد!!!
گفت: نه !مردم دختره را فراری دادند!!

۱۳۸۶ مرداد ۲۱, یکشنبه

توانایی های بالا

چند روز پیش الهام سخنگوی دولت گفته بود که عده ای نمی توانند ببینند که یک نفر زیاد کار می کند و با این حرف خواسته بود تا سرپوشی به مشاغل پرتعدد خود بگذارد.
این نوع ماجراها در همه جا وجود دارد و آدم های پرتوان در همه جا حضور دارند . مثلا در همین شهرداری خودمون الان آقای دنیامالی که احترام خاصی برای ایشان قائل هستم و از بیماری دخترشون هم بسیار متاثر شدم یک نمونه عینی است.
دنیامالی رئیس فدراسیون قایقرانی ، معاون فنی و عمرانی و سرپرست معاونت شهرسازی شهرداری تهران است. وقتی سه ماه پیش خبرنگاری از قالیباف درباره چند شغله بودن دنیامالی پرسید ، شهردار تهران ادعا کرد که بزودی معاون جدید فنی و عمرانی معرفی می شود و دنیامالی به طور رسمی معاون شهرسازی و معماری می شود اما هنوز این بزودی نرسیده است.
خبرنگاران هیچ موقع نمی توانند به دنیامالی با وجود اینکه در دو تا از معاونت های بسیار مهم شهرداری حضور دارد دسترسی داشته باشند و هیچ وقت در دسترس نیست!!

۱۳۸۶ مرداد ۱۷, چهارشنبه

معنی ندارد

آقای طلایی!!
روز خبرنگار را در شورا به خبرنگاران تبریک گفتید. معنی ندارد که راه بیافتید برید چند تا خبرگزاری گزینشی که برد خبری بیشتری دارند !!و مثلا روز خبرنگار را به صورت گزینشی تبریک بگوئید.(خبرگزاری فارس، خبرگزاری ایسنا) این کارها یعنی چی؟
اگر می خواهید عدالت رعایت شود آگاه باشید که 56 روزنامه و 12 خبرگزاری وجود دارد که البته خبرهای شورا هم پوشش می دهند، خبرنگار هم دارند.روز شون هم امروزه.پس زود دست به کار شوید.
آقای قالیباف !!
شنیدم دیشب به مناسبت روز خبرنگاربه عیادت مصطفی کرمی مستند سازحادثه دیده رفتید.کار شما را متوجه نشدم یعنی چی ؟شما به خبرنگاران حی و حاضر و سالم بی احترامی می کنید بعد.........
آقای قالیباف !
آخرین بی احترامی هفته گذشته بود. زمانیکه بعد از ده روز در یک برنامه که خبرنگاران هم به طور رسمی دعوت شده بودند حضور داشتید.روز جلسه شورای شهر هم بود. ما هم اصلا متوجه نشدیم که این دومین بار است که سر دستور جلسه جنجالی شورا درباره نظارت بر شرکت های وابسته به شهرداری ،شهرداری برنامه خبری می گذارد تا........
بگذریم
رفتید بالای تریبون حرف های خبری خیلی خوبی هم زدید که البته همین برای خبرو رفع تکلیف هم کفایت می کرد اما مگر ما ملابنویس شهرداری هستیم؟
اگر نیستیم پس چرا وقتی بعد از ده روز خبرنگاران دورتون جمع شدند برای پرسیدن سوال گفتید که امروز مصاحبه نمی کنید!!!
بهر حال در نهایت جلوی دوربین و برنامه پخش مستقیم رادیو مجبور به صحبت شدید اما هر بار در حال حرکت بودید و تاکید می کردید کافی است. به سوالات هم کلی پاسخ می دادید.اینگونه پاسخ گویی به مردم یعنی چی؟ اینگونه بی احترامی به خبرنگار یعنی چی؟