۱۳۸۷ تیر ۳۰, یکشنبه

موسسه همشهری نیاز به تحقیق و نفحص دارد؟!

در چند ماه اخیر یک تذکر بارها و بارها توسط چند نفر از اعضای شورای شهر درباره روزنامه همشهری به شهردار داده شده و تکرار می شود اما فقط این موضوع توسط اعضا مثل نوار ضبط شده تکرار می شود.

چندنفر از اعضای شورای شهر و به خصوص آقای بیادی نایب رئیس شورای شهر نسبت به عملکرد روزنامه همشهری معترض هستند و بارها این مسئله را تکرار کردند ولی من در شگفتم که چرا همیشه اعضای شورای شهر در همین سطح اعتراض ها می مانند؟!

روز سه شنبه گذشته هم حمزه شکیب رئیس کمیسیون عمران شورای شهر نسبت به عملکرد روزنامه همشهری عصر در انتشار خبری به نقل از خودش حسابی معترض و شاکی بود و تریبون شورا تنها مکان برای بیان این اعتراض...

قطعا باید قبول کرد که همشهری عصر در حوزه شهری تنها کار سیاسی انجام می دهد. به نظرم اگر یک فرد تنها یک دوره 10 روزه این روزنامه را داشته باشد با خواندن گزارش های حوزه شهری این روزنامه جهت دهی سیاسی آن را متوجه می شود.

الان اعضای شورای شهر نسبت به این عملکرد و انتشار نیافتن اخبار شورا در این روزنامه معترض هستند.تازگی ها هم زیاد شدن نشریات موسسه همشهری باعث اعتراض شده است. من با برخی از این اعتراض ها موافق و با برخی مخالف هستم ولی خیلی دلم می خواهد یک نماینده مردم در شورای شهر پیدا شود و عملکرد 10 ساله موسسه همشهری را بررسی کند. یعنی خیلی واضح بگویم به نظر من این موسسه به طور اساسی نیاز به یک تحقیق و تفحص از زمان شروع بکار تا هم اکنون دارد و تنها نهادی که می تواند این کار را انجام دهد شورای شهر است اما مگر سیاست چنین چیزی حالی اش هست؟!!!


پی نوشت:
عضو شوراي شهر تهران با تذكر به «همشهري»:
اعضاي شورا بايد براي اصلاح عملكرد اين روزنامه، كار اساسي انجام دهند

۱۳۸۷ تیر ۱۴, جمعه

قالیباف به مرحله نهایی برترین شهرداران جهان رسید

به طور اتفاقی داشتم سایت شهرداران جهان را می دیدم که چشمم به خبری افتاد که همین امروز بر روی این سایت قرار گرفته بود.

قالیباف در بین یازده نفر شهردار برتر جهان قرار گرفته که از بین این یازده نفر یک نفر برگزیده سال 2008 می شود....
این انتخاب هم توسط مردم صورت می گیرد. یعنی می شود رفت و به هرکدام از این یازده شهردار رای داد(نظر داد)....

اصلاحیه: در این مرحله نمی شود به یکی از این یازده شهردار رای داد بلکه از دیروز تا پایان سپتامبر سردبیران این نهاد که برترین شهرداران را انتخاب می کنند با مشورت با یکدیگر بهترین شهردار سال 2008 را معرفی می کنند.در مرحله قبلی امکان رای گیری اینترنتی وجود داشت که همین رای ها باعث شد که قالیباف بین یازده نفر قرار گیرد. در حال حاضرهر فردی تنها می تواند با ارسال ایمیل آنها را درباره نظرات خود درباره هریک از این شهرداران مطلع کنید.
نتایج نهایی هم در اواخر مهر مشخص می شود.

۱۳۸۷ تیر ۱۲, چهارشنبه

جنگ خیابان ها-خیابان ایتالیا هم تغییر می کند!!

آخرهای جلسه دیروز شورا بود و یکی یکی اسامی خیابان های شهر در حال تغییر(دستور جلسه نامگذاری معابر در شورا بررسی می شد) .خبرنگارها در جایگاهشون آماده رفتن شده بودند. چمران در این حین با خطاب دادن رسانه ها از آن ها خواست تا به مطلبی که می گوید توجه کنند.
او به صحبت هایی مبنی بر تغییر نام یکی از خیابان های شهر رم که در نزدیکی سفارت ایران قرار دارد اشاره کرد که گویا در تصمیم شهردار جدید رم قرار است در روز 18 تیر به نام «18 تیر» تغییر کند.(خياباني به نام 18 تير در ايتاليا نامگذاري مي‌شود)

چمران می گفت:«اگر این نامگذاری انجام شود ، شهرداری و شورا هم نام خیابان ایتالیا را تغییر می دهد.»
این صحبت های چمران زمانی جالب تر می شود که به یاد بیاوریم چندسال پیش هم در شورای دور دوم وقتی اختلاف های ایران با کشور آرژانتین بالا گرفت ، چمران هشدار داده بود که میدان آرژانتین به نام شهید حکیم تغییر پیدا می کند که البته این اتفاق هیچگاه نیافتاد.
تغییر نام خیابان خالد اسلامبولی هم حسابی جنجالی شد و با وجود تصویب شورای شهر دور دوم مبنی بر تغییر نام این خیابان به نام «انتفاضه» ولی هنوز نام «خالد اسلامبولی» بر روی این خیابان حک شده است.
اما جنگ خیابان ها واقعا تا چه حد می تواند تاثیر گذار باشد؟ باید دید آِیا تا چند روز دیگر که سالگرد واقعه 18 تیر است چنین خیابانی در شهر رم نامگذاری می شود یا نه؟

اگر نامگذاری صورت گرفت ، قطعا جلسه سه شنیه آینده شورا دیدنی خواهد بود...

گویا پیشنهاداتی هم صورت گرفته تا خیابان «ایتالیا» به نام «ادواردو آنیلی» ایتالیایی تغییر پیدا کند.

مطالب مرتبط:

هشدار رئيس شوراي شهر تهران به شهردار رم (دیروز در شورای شهر با خبرنگارهای دیگر به شوخی پیشنهاد می دادیم که این خیابان را به چه اسمی تغییر دهند که برخی پیشنهادات در این مطلب آمده)

خيابان ايتاليا هم شهيد "آنيلي" مي شود(این هم گزارش روزآنلاین در این رابطه هست)

۱۳۸۷ تیر ۷, جمعه

روزشمار بوستان بانوان آزادگان صفر نمی شود

10 تاریخ متفاوت بین سال های 1384 تا 1387 برای افتتاح بوستان مخصوص بانوان در بزرگراه آزادگان اعلام شده اما هنوز روزشمار بهره برداری از این پارک صفر نشده است.

یادم هست که سال 1383 لایحه احداث 5 بوستان مخصوص زنان در شورای شهردور دوم تصویب شد.البته من در کتاب شورای دور نخست هم با چنین مصوبه روبرو شدم که گویا مصوبه شورای دوم درباره مکانیابی این بوستان ها بود.
اما قرار بود نخستین بوستان مخصوص خانم ها بوستان آزادگان در بزرگراه آزادگان باشد.آن زمان ها هنوز احمدی نژاد شهردار بود و محمدی زاده استاندار فعلی خراسان رضوی معاون خدمات شهری!

در این سالها آنقدر تاریخ برای افتتاح این بوستان عنوان شده که مرور آن خالی از لطف نیست!!

*در تاریخ 20 مرداد 1383 شورای شهر یک فوریت طرح« احداث و ايجاد پاركهاي مادر توسط شهرداري تهران » را تصویب کرد.(5 پارك تهران به امكانات تفريحي براي بانوان تجهيز مي‌شوند)

*در تاریخ 20 بهمن 1383 و زمانی که احمدی نژاد شهردار بود ؛معاونش اعلام کرد که بوستان بانوان آزادگان خرداد 1384 به بهره برداری می رسد.(خرداد ماه سال آينده ؛فاز يك اولين بوستان مادر تهران به بهره‌برداري مي‌رسد )

*اما در شهریور 1384 قالیباف شهردار تهران شد و نخستین اتفاق در این زمینه تصویب لایحه ای دیگر در این رابطه در شورای شهر بود درباره جانمایی بوستان های دیگر مخصوص بانوان بود.(احداث پارك‌ مادر در بوستان‌هاي قائم ، چيتگر و گفتگو )

*در تاریخ 8 مرداد 1384 هم اعلام شد تا پایان سال 1384 بوستان بانوان آزادگان به بهره برداری می رسد.(بانوان تهراني تا پايان امسال صاحب پارك اختصاصي مي شوند)

* 18 دی 1384 بار دیگر تاریخ افتتاح تغییر یافت و اینبار اعلام شد که اوایل سال 1385 مراسم بهره برداری برگزار می شود.(بانوان تهراني صاحب 4 بوستان اختصاصي مي‌شوند )

*ماجرا زمانی جالب تر شد که در تاریخ 21 تیر 1385 مدیرعامل سازمان پارک ها پایان سال 1385 را زمان افتتاح بوستان بانوان آزادگان اعلام کرد(بانوان تهراني تا پايان سال صاحب پارك اختصاصي مي‌شوند ) اما در تاریخ 20 آبان 1385 اینبار توسط مشاور شهردار زمان بهره برداری از این بوستان آذر 1385 علام شد.(اولين بوستان مخصوص بانوان تهراني آذرماه افتتاح مي‌شود )

*سال 1386 هم شروع شد و اینبار در 22 اردیبهشت 1386 تاریخ افتتاح مرداد 1386 اعلام شد.(نخستين بوستان مخصوص بانوان تهراني مرداد افتتاح مي‌شود .)

*اما 15 مهر 1386 تاریخ دیگر باز پایان سال 1386 اعلام شد.(نخستين بوستان‌هاي بانوان در تهران تا پايان سال افتتاح مي‌شود )

*این تاریخ هم آمد و رفت اما از بوستان بانوان آزادگان خبری نبود تا اینکه در تاریخ 22 بهمن 1386 باز تاکید شد که در اسفند 1386 بوستان بانوان افتتاح می شود.(نخستين بوستان مخصوص بانوان در تهران اسفند افتتاح مي‌شود )

*اما 11 اردیبهشت 1387 شد و بار دیگر مشاور شهردار و خیلی های دیگر با جدیت تمام گفتند همزمان با میلاد حضرت فاطمه یعنی 4 تیر 1387 بوستان بانوان آزادگان به بهره برداری می رسد.(نخستين بوستان بانوان در پايتخت افتتاح مي‌شود )

البته همزمان با این وعده جدید ،بوستان بزرگ و زیبای« نشاط» تغییر نام داد و اینبار با نام «بهشت مادران» با حضورشهردار تهران به بهره برداری رسید و به عنوان نخستین بوستان مخصوص بانوان که تا آن زمان این کاربری را نداشت به همگان معرفی شد اما خیلی ها منتظر ساخته شدن بوستان آزادگان برای خانم ها بودند.

*به هر حال تاریخ 4 تیر هم گذشت و حالا جدید ترین تاریخ 8 مرداد 1387 اعلام می شود ...........
خیلی جالب است که برای ساخت چنین بوستانی بیش از ده تاریخ برای بهره برداری اعلام شده است . با توجه به اینکه تمام جست و جو هایم در این موضوع ، مربوط به اخبار خبرگزاری فارس است( چون جست و جوی این خبرگزاری نسبت به سایر خبرگزاری ها قوی تر ، دقیق تر و بهتر است) بنابراین شاید اگر در سایر خبرگزاری ها امکان چنین جستجو فراهم می شد تاریخ های متفاوت دیگری هم احیانا پیدا می شد!!!

گفته می شود در این پروژه با چهار پیمانکار قرارداد بسته شده که سه تای قبلی کلاه برداری هایی صورت داده اند.
سر این پروژه خیلی حرف های دیگر هم زده می شود مانند مکانیابی بسیار جالبش !!! و ....

یک نکته: علی محمد مختاری مدیرعامل سازمان پارک ها و فضای سبز شهرداری تهران یکی از با سابقه ترین های شهرداری است .او پیش از انقلاب کارمند این سازمان بود تا اینکه به مدیرعاملی رسید وبا شهرداران بسیاری کار کرد. روایت است ، این فرد خیلی به شغلش وابسته شده و اگر روزی او را برکنار کند قطعا برایش اتفاق های ناگواری می افتد!!اما اخیرا مشاهده شده در چند نوبت قالیباف انتقادهای تندی را نسبت به او داشته است .آخرین آن در مراسمی بود که قالیباف نسبت به تاخیر در پرداخت حقوق کارگران فضای سبز شهرداری تهران بسیارمعترض شد. حال هم این تاخیر در افتتاح بوستان آزادگان انتقادهای تندی را متوجه مختاری کرده است.

۱۳۸۷ تیر ۵, چهارشنبه

تهران امروز

یکی از دوستان در کامنت ها گله کرده بود که چرا درباره توقیف روزنامه «تهران امروز» چیزی در این وبلاگ ننوشته ام؟

واقعیتش اینقدر این روزها خبرهای بد درباره حرفه ام و بچه های خبرنگار می شنوم که نمی دانم کدام را بیان کنم؟این توقیف ها آنقدر زیاد شده که نمی دانم چه بگویم؟پیش خودم می گویم:« اصلا بنویسم !چه فایده دارد؟»

وقتی خبر لغو امتیاز را شنیدم خیلی خیلی ناراحت شدم.

اما این توقیف نتیجه چه بود؟ زیاده خواهی ؟ افراطی گری؟ غیر حرفه ای بودن؟ نقد پذیر نبودن دولت؟ فضای بسته رسانه ای؟ تبلیغ و بزرگ شدن؟ یا..........

اتفاق هایی که منجر به این توقیف شد کم نیست ! اما دردناکترین قسمتش این بود که ویژه نامه ای باعث بیکار شدن عده ای شد که هیچ کدام از افرادی که در آن ویژه نامه مطلب می نوشتند خبرنگار روزنامه تهران امروز نبودند!!البته نمی توان همه ماجرا را هم تقصیر آنها گذاشت چون ......
چه بگویم؟...

پی نوشت مرتبط:
روزهای در توقیف

تهران امروز و روزنامه هایی که تو مشتمون پنهان کرده ایم !

دانشکده فنا شده خبر

وقتی دکتر احمدی افزادی که در مدیریت کوتاه مدتش در دانشکده خبر بهترین بود می خواست از دانشکده خوب ما برود ، آرزو کردم یک ترم باقی مانده ام زودتر تمام شود چون با شنیده هایم درباره رئیس بعدی به این نکته رسیدم که دیگر دانشکده دانشکده بشو نیست.

اولین ماجرا مربوط به دیوار کشیدن در سلف دانشکده بود که البته در آخرای ترم خوشحال شدم که رئیس جدید آنقدر انعطاف دارد که بالاخره دیوار را برداشت اما حالا از دوستانم که در دانشکده مشغول تحصیل هستند چیزهایی می شنوم که واقعا متعجبم می کند.

من دانشکده خبر را خیلی دوست داشتم. فکر می کنم یکی از فعال ترین محیط های دانشگاهی بود چون بیشتر بچه ها خبرنگار بودند و هر اتفاق کوچک و بزرگ در دانشکده، خبر می شد. یادم هست در موضوع زمزمه های انحلال دانشکده در دوران ریاست جمهوری خاتمی بچه های دانشکده در یکی از برنامه های ریاست جمهوری این سوال را از خاتمی می پرسند و همین حساسیت ها تاثیر خودش را گذاشت و دانشکده قدرت بیشتری گرفت.

اما الان هر روز خبرهای ناامید کننده ای از دانشکده می شنوم و افسوس می خورم.

آخرین خبر درباره نحوه گزینش دانشجویان ترم جدید دانشکده بود که در وبلاگ خانم خلعتبری درباره اش خواندم.به نظرم اگر این موضوع صحت داشته باشد باید پیگیری کرد (تا هرجایی که امکان دارد) تا حق خوری نشود.



بهترین دوران دانشکده زمان ریاست دکتر احمدی افزادی بود که گویا خون تازه ای به رگ های دانشکده تزریق شد.شاید دکتر ما را بد عادت کرد. در اتاق او همیشه بر روی خبرنگارها باز بود و او اکثر مواقع ناهارش را در سلف همراه با دانشجویان می خورد و در زمان ناهار درباره همه چیز حرف می زدیم.

نشریه های دانشکده در زمان دکتر در حال شکوفایی بود که پاتوغ یکی از آنها بود اما آنقدر دوران مدیریت دکتر احمدی کوتاه بود که خیلی از طرح ها بعد از رفتن ایشان به سرانجام نرسید.

من فقط باید اظهار امیدواری بکنم تا زودتر این شرایط بد سپری شود.

پی نوشت:(برخی از نوشته های دانشجویان فعلی دانشکده)

پرچم های پیشنهادی سران دانشکده خبر برای امریکا و اسراییل!

اخراج مرد محبوب دانشکده خبر

افتتاح نمایشگاه عکس عاشورای دانشجویان دانشکده خبر(سلف گالری دانشکده)

۱۳۸۷ خرداد ۲۸, سه‌شنبه

خبرنگاران ،شورا را تحریم کردند نه روابط عمومی را

داشتم وبلاگ آقای نجفی عضو شورای شهر را می خواندم که به اتفاقی که امروز خبرنگاران در شورا ایجاد کرده بودند اشاره کردند اما گویا ایشان اشتباه متوجه شدند یا اشتباه به اطلاع ایشان رسانده اند. خبرنگاران به عملکرد اطلاع رسانی تک تک اعضای شورا معترض بودند نه به نحوه برخورد روابط عمومی شورای شهر !!بنابراین امروز جلسه علنی شورای شهر را تحریم کردند نه روابط عمومی را!!

من همیشه به این نکته اذعان داشته و دارم که در طول کار خبری ام روابط عمومی های بسیاری را دیده ام اما هیچ جا مثل روابط عمومی شورا محیط صمیمی و دوستانه ای را برای تمام خبرنگاران ایجاد نکرده بود!!

اما ماجرا از چه قرار بود؟
روز یکشنبه روابط عمومی شورای شهر اعلام کرد:« خبرنگاران از حضور در جلسه با سخنگوي شوراي شهر که بعد از جلسه علنی اما بدون حضور مستمع برگزار می شود خودداري کنند؛ زيرا موضوع اهميت چنداني نداشته و خود روابط عمومي اقدام به ارسال اخبار خواهد كرد.»

اما من در مسیر به سمت شورای شهر متوجه این ماجرا شدم و به روابط عمومی گفتم :« در را ه شورا هستم».روابط عمومی هم گفت بنابراین به طبقه اول که محل برگزاری جلسات است نروم. قبول کردم. در این هنگام یکی از دوستانم زنگ زد و گفت :« اهالی سرخه حصار جلوی در شهرداری تحصن کرده اند. »
با وجود چند کار بانکی که داشتم ،ساعت حدود 10 و نیم جلوی در شهرداری بودم . 300 نفر از اهالی معترض سرخه حصار خیابان بهشت را بسته بودند و تمام خیابان های اطراف قفل شده بود. ساعت یازده و نیم و بعد خوابیدن هیجانات اهالی سرخه حصار راهی شورا و دفتر یکی از اعضا شدم و خبرها را دریافت کردم . به روابط عمومی آمدم که در این هنگام و همزمان با هم چند خبرنگار دیگر هم سر رسیدند.همه تصمیم گرفتیم با توجه به اینکه خسرو دانشجو سخنگو به روابط عمومی نیامده ، خبرنگاران به اتاق وی روند و همین کار را هم کردیم و او به ناچار ما را پذیرفت و اخبار را منتقل کرد!!!

اما گویا افرادی روابط عمومی را تحت فشار گذاشته بودند و گویا این امر باعث شد روابط عمومی از خبرنگارها بخواهد به دفتر روابط عمومی برای ارسال خبر مراجعه نکنند!!

ما هم در پارکشهر جلسه تشکیل دادیم و در تصمیمی قرار شد برای اعتراض به جریان اطلاع رسانی شورای شهر و نحوه برخورد آنها با خبرنگاران جلسه سه شنبه شورا را تحریم کنیم.

من در اون جلسه پارکشهری اظهار نگرانی کردم که این جریان نباید به نفع هیچ کدام از گروه های شورای شهر تمام شود و اعتراض ما به همه آنها است........

خلاصه تصمیم گرفتیم با خبری که خودداری خبرنگاران از حضور در جلسه شورای شهر را اعلام می کرد با محدودیت های اخیر مقابله کنیم اما گویا اشتباهاتی را مرتکب شدیم. من شخصا به اشتباهات خودم اذعان می کنم و می گویم در نهایت من بازی خوردم ولی پشیمان هم نیستم چون می دانم می توانیم این ماجرا را نوع دیگر رقم بزنیم....

هفت سال است دارم نون و نمک روابط عمومی شورای شهر را می خورم اما در عین حال احساس آزادی خوبی را در شورای شهر داشتم و به این امر واقفم که روابط عمومی شورای شهر به هیچ عنوان در کار اطلاع رسانی من خلل ایجاد نکرده است.
افرادی که خلل در کار اطلاع رسانی من ایجاد کردند اعضای شورای شهر بودند. هیچ فرقی هم بین اصلاح طلب و اصولگرا نبوده. یک روز یک اصلاح طلب عضو شورا به من بی احترامی کرد و روز دیگر یک اصولگرا این موضوع را تکرار کرد....
اعتراض ما اعتراض به نحوه اطلاع رسانی گزینشی هم بود. چون معتقد بودیم در مسائلی مانند کمک 3 میلیاردی به لبنان قرار نبود اطلاع رسانی صورت گیرد و تنها یک اتفاق این جریان را معکوس کرد.
این کار ما حواشی زیادی هم داشت . در مجموع با وجود برخی اتفاق های مثبت که اقدام ما در پی داشت اما برخی سوء استفاده ها از سوی اعضای شورای شهر هم رخ داد که باید با این موضوع مقابله کرد.من از این سوء استفاده ها ناراحت هستم.
این سوء استفاده ها نحوه برخورد آنها با ماجرا بود.
در ضمن در این جریان شناختم نسبت به برخی از آدم ها اطرافم خیلی بیشتر شد.
مرتبط:
پی نوشت بسیار مهم:آقای نجفی بسیار متشکر هستم که متن حاشیه جلسه را اصلاح کردید و موضوع برخورد تبعیض آمیز روابط عمومی را حذف کردید.

۱۳۸۷ خرداد ۲۶, یکشنبه

خبرنگار دلقکی که شهردار لندن شد

درباره شهردار سابق لندن در این وبلاگ زیاد نوشته بودم چراکه شخصیت جنجالی او برای من جالب بود اما هیچگاه تصور نمی کردم شهردار جدید از نظر شخصیتی جالب تر از کن لیوینگستون باشد.


یک ماه پیش که انتخابات شهرداری در لندن برگزار شد حزب کارگر و نامزد این حزب یعنی شهرداری که هشت سال بر این شهر حکومت کرد شکست خوردند و نامزد محافظه کاران برنده این رقابت نزدیک شد.

اما بوریس جانسون کیه؟
جد بوریس جانسون علی کمال نام داشته که روزنامه نگار ترک بوده و مدت کوتاهی هم در دولت احمد پاشا حضور داشته است.پدر بزرگش عثمان علی جزو ترک های عثمانی بود که به انگلیس مهاجرت کرد و نام خود را به ویلفرد جانسون تغییر داد.

خود بوریس جانسون در نیویورک به دنیا آمده است.یک ازدواج منجر به طلاق داشته اما دومین ازدواجش با دختر یکی از مدیران بی بی سی بوده است و خودش هم سردبیر چند مجله بوده است و زمانی هم گویا در روزنامه ها سیاست های کن لیوینگستون شهردار را نقد می کرد.

خلاصه اینکه در دهه اخیر وارد حزب محافظه کاران شد و به دلیل شوخ طبعی، حرکات و نوع لباس پوشیدنش معروف به دلقک شد.

حالا هم که شهردار لندن هست اما لباس دلقکی را کنار گذاشته و جالب این جاست که اگر به سایت شهرداری لندن مراجعه کنید الویت های کاری او را به طور جز به جز مشاهده می کنید. مثلا اگر به بخش حمل و نقل بروید می بینید که در هر بخش حمل و نقلی برنامه های ویژه و خاص دارد.

من گزارشی را در این رابطه ترجمه کردم که به زودی در یکی از مجلات کار می شود.گزارشی در این رابطه سایت بی بی سی منتشر کرده که نویسنده مطلب فردی به نام برایان ویلر است که تشابه فامیلی با پدر زن جانسون یعنی چالز ویلر دارد و گزارشی با جزئیات کامل از زندگی اوست.بخشی از گزارش من هم با استناد به این گزارش است.......

۱۳۸۷ خرداد ۱۷, جمعه

سایه همیشگی سیاست بر سر شورایاری ها

شورایاری ها یا همان انجمن معتمدان محله در دو دوره ای که پشت سر گذاشتند همیشه جنجال هایی را هم به دنبال خود داشتند.جنجال هایی که خود باعث و بانی آن نیستند اما افرادی که در سیاست و سیاست بازی دستی دارند آن را دنبال می کنند.

در شورای اول که تماما اصلاح طلب بودند شورایاری ها شکل گرفتند یعنی در سال 1379 (یا 80) تا اینکه در انتهای سال 1381 شورای اول منحل شد .
دوره فعالیت شورایاری ها دو ساله تعریف شده بود بنابراین در بحبوحه انحلال شورا دوره فعالیت آنها تمام شده بود و آنها بلاتکلیف ماندند.

در شورای دوم ، دو سال تعداد 87 شورای یاری به صورت کج دار مریض برای اینکه شکل خود را پیدا کند و آماده برگزاری انتخابات دوره دوم شود حال چه به صورت قانونی یا غیر قانونی فعالیت کرد و با کمیسیون فرهنگی شورا گام برداشت تا اینکه برگزاری انتخابات دوره دوم آنها در جلسات غیر علنی شورا جنجال آفرید یعنی دلیل اصلی آبستراکسیون شورای دوم در یکی از جلسات غیر علنی شد.

این نشان از قدرت پنهان شورایاری ها دارد تا اینکه سنگ های بزرگ دولت جدید جلوی راه شورایاری ها قرار گرفت اما با هر زحمتی که بود انتخابات در اسفند 1383 با هر بدبختی در دو مرحله برگزار شد و اینبار 370 محله یعنی تمام محلات تهران شورایاری دار شدند.
دوره دو ساله این انجمن ها در تاریخ 9 اردیبهشت به پایان رسید.
اما هیچ تکاپویی را از سوی کمیسیون فرهنگی برای پیگیری مقدمات کار برای شکل گیری دوره سوم شاهد نبودیم تا اینکه در آخرین روز اردیبهشت امسال یعنی حدود دو هفته پیش این کمیسیون یادش آمد تا برای شکل گیری شورایاری های دور سوم طرحی دو فوریتی ارائه کند و وقتی این طرح در دستور کار روز سه شنبه که جلسه صحن علنی شورا برپا است قرار نگرفت(به هر دلیل منطقی یا غیر منطقی) توسط دو روزنامه اصلاح طلب این مطلب را پررنگ کردند اما هیچ گاه کم کاری خود را توضیح ندادند.یعنی جرقه جنجال درباره شورایاری ها زده شد......

حال من به شما قول می دهم هم از سوی دولت و هم شورا و هم شهرداری برگزاری انتخابات سومین دوره با جنجال همراه می شود و عده ای در این بین پی منافع شخصی خود می روند.

باور ندارید!
نظاره کنید!

۱۳۸۷ خرداد ۱۰, جمعه

بازی برنده - برنده

وارد بازی شدم اما اصلا متوجه نبودم که مهمترین اصل بازی که هدف و مقصود است تعریف نشده. وقتی در زندگی داشتم بازی اش می کردم دیگران با حرف هایی که می زدند برایم قصد و هدف تعیین می کردند. تازه فهمیدم غرق بازی شده ام اما بدون هدف.آمدم هدف تعیین کنم.دیدم اهداف در جریان بازی برای من متفاوت شده در حالیکه می تونست در ابتدای بازی یک جور دیگه تعریف بشه.حال اهداف متفاوت شده بود. زمان بازی رو به پایان بود و من بازنده شدم.
به این فکر می کنم اگر ابتدای بازی هدف مشترک داشتم بازی برنده - برنده می بود اما به نظرم بازی ما برنده نداشت حالا می پرسم یعنی یک جوری نمیشه ، راه نداره که بازی را برنده - برنده کرد؟؟

۱۳۸۷ اردیبهشت ۲۹, یکشنبه

خبرگزاری پارسه با انتقاد آمد

بالاخره خبرگزاری پارسه که گفته می شود وابستگی به سازمان میراث فرهنگی و گردشگری دارد و قبلا هم درباره آن گفته بودم به طور آزمایشی آغاز به کار کرد.
این خبرگزاری در زمانی که در حال گرفتن نیرو بود اولین هدف خبرگزاری را تخریب قالیباف نام می برد و قول حقوق های متفاوت از سایر رسانه ها را می داد.
یکی از گزارش های این خبرگزاری درباره شورای شهر را می خواندم و کمی خندیدم به خاطر این همه سطحی نگری!!
من قصد توهین به هیچ خبرنگاری را ندارم اما کاش وقتی انتقاد می کنیم کمی هم پشتوانه علمی و مستند را پشتوانه گزارش خود قرار دهیم.
تیتر گزارش:شوراي‌شهر تداوم جلسات غيرعلني؛ چرا؟ است. تیتر موضوع گزارش را مشخص می کند. موضوع خوبی هم هست.موضوعی است که خبرنگاران حوزه شهری پنج سال دنبال آن بودند ودرباره اش گزارش نوشته اند.اما این گزارش شخصی می شود و نوعی تسویه حساب شخصی با شورای شهر است.
چرا؟
چون مسئول رسانه های شورای شهر اعلام کرده به دلیل کمبود جا نمی تواند خبرنگار جدید از رسانه های جدید را بپذیرد و عذر این خبرنگار را خواسته است . او هم گویا گفته با یک تیر دو نشان بزند هم نسبت به اجازه نداشتن حضور خودش بنویسه و هم درباره جلسات یکشنبه شورای شهر که پشت درهای بسته برگزار می شود.

این خبرنگار حتی جست و جوی قانونی نکرده که طبق قانون برگزاری جلسات غیر علنی منوط به رای گیری از اعضای شورای شهر برای هر جلسه غیر علنی است و بر این اساس باید برای برگزاری هر جلسه در روز یکشنبه باید رای گیری صورت گیرد که نمی گیرد.
چرا رای گیری صورت نمی گیرد؟
خبرنگار مربوطه با کمی جست و جو علت این موضوع را هم می توانست کشف کند. چون به اعتقاد رئیس و برخی از اعضای شورا این جلسات تماما علنی و با حضور نماینده روابط عمومی ولی بدون حضور مستمع برگزار می شود که واقعیتش در قانون چگونگی حضور مستمع هم آمده است..........

امیدوارم اگر قرار است گزارش انتقادی و چالشی نوشته شود با قدرت انتقاد شود تا هیچ ایرادی نتوان به آن گرفت و تاثیر انتقاد را هم داشته باشد . مثلا برای من همیشه این جای سوال داشته که چرا مردم را به جلسات شورا راه نمی دهند؟ و مردمی که خواستار گفت و گو با اعضای شورا ی شهر هستند تا مشکلات خود را بیان کنند باید پشت در صحن علنی شورای شهر بنشینند تا جلسه تمام شود.
من این موضوع را دنبال کردم ولی من تنها یک نفر هستم.........

۱۳۸۷ اردیبهشت ۲۷, جمعه

عشق، عشق می آفریند


عشق، عشق می آفریند؛
عشق، زندگی می بخشد؛
زندگی، رنج به همراه دارد؛
رنج، دلشوره می آفریند؛
دلشوره، جرات می بخشد؛
جرات، اعتماد به همراه دارد؛
اعتماد، امید می آفریند؛
امید، زندگی می بخشد؛
زندگی، عشق می آفریند؛
عشق، عشق می آفریند
.…
شاملو

۱۳۸۷ اردیبهشت ۱۸, چهارشنبه

پشت پرده ماجرای کمک شهرداری به لبنان و حاشیه ها

whدیروز شورای شهر بودم و هنوز تلفن های روابط عمومی شورا زنگ می خورد و مردم با عصبانیت و حتی با گریه نسبت به کمک 3 میلیارد تومانی شهرداری تهران به لبنانی ها اعتراض می کردند. خبری که قرار نبود خبری بشه!!

روز یکشنبه مثل همه یکشنبه ها سخنگوی شورا به روابط عمومی در طبقه دوم ساختمان شورا آمد و یک یک دستور جلساتی که در جلسه پشت درها بسته مطرح شده بود را به خبرنگاران اعلام کرد.بعد از اتمام سخنانش ، یک خبرنگار حاشیه نویس در همکاری با یک خبرنگار دیگر که خیلی خیلی اتفاقی از موضوعی خبردار شده بود از دانشجو پرسید که دیگر اتفاقی در جلسه امروز نیافتاد؟
دانشجو هم گفت: نه.

خبرنگار حاشیه نویس پرسیده پس این ماجرای کمک شهرداری به لبنان چی بوده؟ که سخنگو مجبور شده دستور جلسه ای که قرار بود رسانه ای نشود را اعلام کند.

بعد از لو رفتن ماجرا هم خبرنگاران این سوالات را پرسیدند که مثلا آيا صرف بودجه‌اي كه پول آن توسط شهروندان تهراني تأمين مي‌شود، در كشورهايي همچون لبنان يا عراق به لحاظ شرعي مشكل ندارد؟ یا اینکه چرا شهرداري به جاي كمك به لبنان اين اعتبار را صرف پرداخت وام به جوانان نمي‌كند؟یا اینکه مگه تهران شیعه نداره؟ و این اعتراض را هم مطرح کردند که چرا در رابطه با تصويب اين لايحه 2 فوريتي قبل از طرح سوال از سوي خبرنگاران،‌ اطلاع رساني نكرديد؟ که او مباحث را با كلماتي ديگر تكرار كرد و پاسخي در رابطه علت عدم اطلاع رساني به خبرنگاران را قبل از طرح سوال توسط آنان ارائه نكرد.

1-این خبر بازخوردهای فراوانی داشت.کسب اطلاع شده که در زمان بررسی این لایحه دو فوریتی در پشت درهای بسته شش نفر با آن مخالف بود و با توجه به غیبت دو نفر از اعضا هفت نفر با آن موافقت کردند و مصوب شد. افراد مخالف این لایحه خادم، شکیب ، ابتکار، نجفی ، مسجدجامعی و هادی ساعی بودند و موافقان شامل چمران، دانشجو، دبیر، طلایی ، شیبانی ، بیادی و احمدی نژاد بودند.آباد و کاشانی هم غایب بودند.

2-بعد از انتشار این خبر تلفن های شورا مرتب زنگ می خورد و مردم مشکل دار و غیر مشکل دار با فریاد و گریه همه این حرف را گفته اند که :چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است! خیلی ها هم به تمام اعضا فحش و بدوبیراه گفته اند.

3-طبق قانون ،عوارضی كه توسط شوراهای اسلامی شهر، بخش و یا شهرك وضع می‌شود و حسب مورد برای تامین هزینه‌های «همان» شهر، روستا و یا شهرك در قالب بودجه شهرداری، شوراهای شهر، شهرك و بخش مربوط مصرف خواهد شد. حال كه در قانون به صراحت عنوان شده كه عوارض دریافتی باید در «همان» حوزه دریافت عوارض مصرف شود، مشخص نیست شورای شهر تهران با چه عنوان با لایحه‌ دوفوریتی برای كمك به مردم لبنان موافقت كرده است.

4- چند وقت پیش چمران و پورزرندی معاون اداری - مالی شهردار به لبنان رفتند.

5-دیروز هم یک نفر با خبرگزاری فارس مصاحبه کرده و گفته که كمك 30 ميليارد ريالي به لبنان پيشنهاد شورا بود نه شهرداري!!
یعنی توپ و تانک ماجرا را انداخته در زمین شورای شهر درحالیکه لایحه دو فوریتی بود نه طرح دوفوریتی !! همچنین افرادی مثل طلایی و دبیر که وابستگی آنها به قالیباف واضح است به آن رای می دهند!!در جلسه قطعا به دلیل لایحه دوفوریتی باید شهردار هم حضور می داشته ولی منابع آگاه نگفتند که شهردار مخالفتی کرده باشه!!

6-ضمن اینکه این موضوع مصوبه شورای امنیت ملی را دارد (به گفته بیادی). پس پشت ماجرا چه خبره که باید مصوبه شورا را داشته باشد یعنی بدون مصوبه نمی شد آن را اجرا کرد که هیچ فردی چیزی نفهمد.

7-خبرنگاران معمولا برای این خبر تیتر زده بودند :کمک شهرداری به لبنان اما خبرنگار فارس تیتر زده بود: "شهرداري 3 ميليارد تومان به شيعيان لبناني كمك مي‌كند " که به نظر من این تیتر خیلی خاص و حساسیت برانگیز در ابعاد بزرگتر و جهانی است.

8-حال باید دید که فرمانداری که مرتب به مصوبات شورا اعتراض می کند به این موضوع اعتراض می کند یا نه!!

پی نوشت:
اشک ها و لبخندها و البته اخم های کمک 3 میلیاردی به لبنان

پی نوشت 2-
گزارش کارگزاران هم جالبه

پی نوشت 3-
خانم ابتکار هم درباره دلیل مخالفتش نوشته

پی نوشت4-
برای من جای سوال دارد که آقای نجفی مثل دانشجو این خبر را در وبلاگش سانسور کرده

۱۳۸۷ اردیبهشت ۱۴, شنبه

کلبه شیده

شیده گلم هم بالاخره وبلاگ دار شد.من که به تمام دوستانم ارادت دارم نسبت به این دوستم به طور ویژه تر ارادتمندم چون خیلی چیزها ازش یاد گرفتم. به کلبه شیده هم سر بزنید مطمئنا ضرر نمی کنید.

۱۳۸۷ اردیبهشت ۳, سه‌شنبه

به گل نشستن 15 ساله یک قایق در یکی از خیابان های تهران

من پیام های مردمی روزنامه ها را به طور مرتب مرور می کنم و دنبال کردن برخی از پیام ها خود می تواند سوژه گزارش باشند.

چند روز پیش یکی از دوستان خوبم زنگ زد و گفت: محبوب! تو که پیام های مردمی را می خوانی ،آیا درباره حضور یک قایق در پیاده رو یکی از خیابان های تهران چیزی دیده ای؟

گفتم که آره . چند بار یک شهروند زنگ زده و از شهرداری منطقه 12 خواسته تا قایقی قدیمی را که در یکی از خیابان های پایتخت قراردارد ببرد.دوستم هم گفت که از فروردین سال گذشته این پیام ها شروع شده و هر ماه چندبار تکرار می شده.ابتدا لحن آن شهروند خیلی محترمانه بوده ولی در اسفند ماه گویا خسته شده و به صورت اعتراضی پیام می گذارد.

گفتم:باز چه همتی دارد آن شهروند!!

دوستم این موضوع را به یکی از خبرنگارانش داد و امروز روایتی از ناگفته های تهران که روایت یک قایق است در روزنامه تهران امروز منتشر شد.

روایتی که شاید برای آن شهروند پیگیری که مرتب پیام می گذارد رفع شدن یک مزاحمت،سد معبر و .... باشد اما برای خیلی از شهروندان ساکن در اونجا این قایق تبدیل به خاطره شده است.خاطره دوران جنگ که در کنار قایق ، تانک و جیپ هم بود اما آن دو را بردند و قایق ماند...........

۱۳۸۷ فروردین ۲۹, پنجشنبه

کوچه باغ های طرشت

یک بخشی از دوران کودکی ام در کوچه باغ های طرشت که الان از باغ هایش کمتر نشانی می بینید ، گذشت.
خونه مادر بزرگ و پدربزرگم آنجا بود.
در ماه یکی دو بار همه خاله ها و دایی ها به همراه بچه هایشان که اغلب از من خیلی بزرگتر بودند در آن خانه با حیاط کوچکش جمع می شدند و کودکی سپری می شد.
تمام دوران کودکی مادرم هم در آن خانه بود. وقتی پدربزرگ رفت هنوز نشست های دوره ای برگزار می شد اما بعد از مدتی خانه فروخته شد. از طرشت خاطره ماند.دیگر جایی نبود که نشستی برگزار شود. مادر بزرگ که عزیز ما بود ،هم دیشب رفت....او عاشق بود.عاشق زندگی کردن...

بازخورد

پست قبلی ام بازخوردهای زیادی را به دنبال داشت. از فحش دادن به من تا انتشار این موضوع در چندین رسانه و وبلاگ و...!!

خیلی ها که از طریق سیستم کامنت بلاگر نتوانسته بودند نظر بدهند ، با ایمیل نظراتشون را گفتند.
دوست بسیار عزیزم ، فهیمه خضرحیدری هم از من خواست تا برای صفحه کافه روزنامه ، روزنامه اعتماد ملی یک یادداشت کوتاه بنویسم .یادداشت من با عنوان به دنبال حقوق شهروندي در مترو در روزنامه امروز اعتماد ملی کار شد که بیشتر تشریح این خبر و اتفاق هایی بود که منجر به حذف بلیت تک سفره شد و در نهایت اقدام این شهروند آورده شده است.

از طریق نظر یکی از دوستان هم متوجه شدم که آقای حمیدرضا ابک در ضمیمه امروز روزنامه اعتماد مطلبی دراین باره نوشته که عنوان آن :"استراتژي تبديل گل به بهار" است و بسیار وسیع تر به تحلیل این ماجرا پرداخته شده است.

دیروز هم به مدیرعامل شرکت بهره برداری مترو زنگ زدم و از او درباره این موضوع سوال کردم. او هم تائید کرد که این جزو حقوق آن شهروند و هر شهروندی که بخواهد یکبار از مترو استفاده کند محسوب می شود و بعد هم گفت در دنیا بلیت تک سفره را حذف نمی کنند بلکه قیمت آن را آنقدر زیاد در نظر می گیرند که هیچ فردی سراغ این نوع بلیت ها نرود و استفاده از بلیت اعتباری نهادینه شود. حذف بلیت تک سفره در شهریور سال 1386 نتیجه تصمیم مشترک بین فرمانداری تهران با شورای شهر بود چراکه فرمانداری معتقد بود قیمت 150 تومان برای این بلیت زیاد است............

برخی هم معتقد بودند که اصلاحات با این نوع کارها شکل می گیرد.........

۱۳۸۷ فروردین ۲۶, دوشنبه

شکایت یک شهروند به دیوان عدالت اداری به دلیل حذف بلیت تک سفره مترو

دیروز مثل همه یکشنبه ها بعد از جلسه غیر علنی شورای شهر، سخنگوی شورا به روابط عمومی آمد و گزارش جلسه را به خبرنگاران داد. دیروز روز اعتراض فرمانداری به مصوبات پیش از عید شورا بود که افزایش نرخ کرایه وسایل حمل و نقل را شامل می شد.

اعضای شورا هم به یکا یک اعتراض ها که شامل نرخ کرایه اتوبوس های خصوصی ، مینی بوس، مترو و تاکسی بود جواب دادند. وقتی دانشجو داشت درباره نرخ بلیت مترو و اعتراض فرمانداری صحبت می کرد، گفت:بلیت تک سفره مترو را شورا برای سال 1387 صدوپنجاه تومان تعیین کرد که با توجه به اعتراض فرمانداری آن را به 125 تومان کاهش داد.

من پرسیدم که پس ماجرای تثبیت هم اتفاق نیافتاد و نظر فرمانداری اعمال نشد ضمن اینکه در سال 1386 اصلا در سیستم مترو به دلیل اعتراض های فرمانداری اصلا بلیت تک سفره وجود نداشت. پس ماجرا از چه قرار است؟

دانشجو به یک ماجرای جالب اشاره کرد و آن این بود که بعد از اینکه شورا و فرمانداری در سال گذشته به این نتیجه رسیدند که بلیت تک سفره وجود نداشته باشد یک شهروندی پیدا شده و سر این ماجرا به دیوان عدالت اداری شکایت کرده و گفته:« من شاید بخواهم فقط یکبار از مترو استفاده کنم و این حق من است که بتوانم بلیت تک سفره بخرم ولی مترو این حق را از من گرفته است.»

دیوان عدالت اداری به این شکایت رسیدگی کرده و در نهایت رایی به نفع آن شهروند صادر شده است...............

بعد از اینکه دانشجو این ماجرا را تعریف کرد ، خبرنگارها خنده اشان گرفته بود و می گفتند چه همت و حوصله ای اون فرد داشت!!!

پی نوشت:گویا این نوشته من سوء تفاهمی را ایجاد کرده است.من گفتم: خبرنگاران خندیدند. نگفتم که خبرنگاران این شهروند را تمسخر کردند.برای خبرنگاران جالب بود و خندیدند ضمن اینکه اگر من بخواهم درباره ماجراهای مربوط به چرایی حذف بلیت تک سفره مترو بنویسم شاید از حوصله خیلی ها خارج باشد.همه این ماجرا ها هم تحلیل های خاص خودش را دارد. شاید من خبرنگار حوزه شهری به این نتیجه رسیده باشم که اصلا نباید بلیت فروشی در باجه انجام شود چراکه با آمار و ارقام مشخص شده که چقدر زیان به همراه دارد و باید به نوعی سیاست های تشویقی برای خرید بلیت اعتباری صورت گیرد بنابراین فردی که می خواهد یکبار از مترو استفاده کند باید هزینه های همان یکبار را هم بپردازد پس معنی ندارد که این مسئله را جزو حقوق شهروندی بدانیم بلکه باید با فرهنگ سازی اهمیت آن روی سکه را نشان دهیم.در ضمن اصلا منکر همت این شهروند نیستم و قطعا از شورا دنبال می کنم تا پیدایش کنم ........

پی نوشت2: هنوز فروش بلیت تک سفره در مترو آغاز نشده . اگر فرمانداری قیمت را تائید کرد لازم الاجرا می شود و مترو بلیت تک سفره هم می فروشد.

۱۳۸۷ فروردین ۱۹, دوشنبه

دولت:همه چیز گران شود الا کرایه تاکسی

در سایت های خبری می گشتم ، دیدم فرمانداری تهران فکسی را ارسال کرده و از قول فرماندار از اعضای شورای شهر خواسته تا نرخ کرایه وسائل حمل و نقل را در سال جاری تثبیت کند!!!!!

دلیش این بوده که «هر گونه تغییر در خصوص افزایش نرخ جابجایی مسافر مستقیما بر زندگی اقشار کم درآمد جامعه تاثیر گذار است.»
دلیل واقعا خنده داری است!!!

از زمانیکه یادم می آید هرساله قیمت کرایه تاکسی ها افزایش یافته حال یک زمانی در دوران احمدی نژاد در شهرداری تهران بود که اینقدر بی نظمی زیاد بود که در طول سال دوبار نرخ ها اضافه می شد اما الان دو سالی هست که کمی این مسئله همیشگی نظم پیدا کرده و برچسب های مشخص، قیمت ها را اعلام می کند.گرچه هنوز تاکسیرانی وضعیت مطلوبی ندارد اما از این نظر یک نظم مشاهده می شود.

دوران احمدی نژاد را یادم هست که شهرداری به دلایل نامعلوم لایحه نرخ کرایه ها را هیچ موقع در زمان مقرر به شورا نمی داد و بعد از اینکه تاکسیرانان خود اقدام به افزایش نرخ می کردند،شهرداری در یک عمل انجام شده قرار می گرفت و حتی اگر نرخی را کمتر از آنچه که معمول شده بود تصویب می کرد اما در عمل مجبور بود به نظر آنهایی که در خطوط قیمت ها را تعیین کرده بودند تن دهد.

مثلا این خبر را مشاهده کنید که در مهر سال 82 هنوز نرخ کرایه ها تصویب نشده بود و معاون حمل و نقل شهرداری قول داده بود که این نرخ ها که برای سال 82 بود به زودی تصویب می شود........

یا مثلا در ابتدای سال 83 بود که هنوز لایحه نرخ کرایه ها به شورا ارسال نشده بود ولی کرایه ها بالا رفته بود و چمران آن زمان اینگونه اظهار نظر کرده بود:هر اظهار نظري از جانب شورا افزايش كرايه تاكسي را در پي دارد

این گزارش را هم خبرگزاری فارس از بازار آشفته نرخ کرایه ها در سال 83 نوشته بود که بدون هیچ مصوبه ای افزایش یافته بود

در نهایت هم در خرداد 1383 نرخ کرایه تاکسی ها در شورا تصویب که افزایش 15 درصدی داشت

سال 84 هم این نابسامانی وجود داشت اما در سالهای 85 و 86 وضع بهتر بود گرچه مطلوب نبود.مطمئنا قیمت پائین تر کرایه ها به نفع من نوعی که هر روز از تاکسی استفاده می کنم هم هست اما در این اظهار نظرها نباید فراموشکار باشیم.

هر ساله افزایش قیمت ها بیداد می کند اما فرمانداری می گوید: نرخ کرایه تاکسی ها تثبیت شود. الان نرخ چی تثبیت شده که نرخ کرایه تثبیت شود؟ آن ور قضیه تاکسیرانان قرار دارند که آنها هم قطعا مثل همه ما شهروند این شهر هستند......

به نظر من اگر دولت نگران افزایش کرایه ها است چرا به بخش تاکسیرانی سوبسید نمی دهد؟ من هم در توانم نیست که به دلیل کار خبرنگاری که انجام می دهم روزانه چندین هزار تومان را فقط برای کرایه استفاده از تاکسی اختصاص دهم ولی از صحبت های سیاسی دولتی ها هم حسابی شاکی می شوم!!!

این افراد همه چیز را از دیدگاه سیاسی می بینند!!!
امسال فقط خدا به داد مردمی برسد که به دلیل اینکه سال سرنوشت خیلی ها هست باید درگیر دعواهای سیاسی دولت و شهرداری شوند!!!! و تنها متضرر این دعواها باشند.

۱۳۸۷ فروردین ۱۶, جمعه

زندگی خصوصی شهردار لندن سوژه داغ بی بی سی

یک ماه دیگر انتخابات بسیار مهم شهرداری در شهر لندن انگلیس برگزار می شود. از چند ماه پیش بحث های مربوط به این انتخابات در رسانه های مختلف دنیا داغ شده و رسانه ای مانند بی بی سی زندگی خصوصی شهردار فعلی را مورد هدف قرار داده.
کن لیوینگستون شهردار فعلی و بسیار جنجالی لندن می خواهد برای بار سوم شانس خود را امتحان کند .او که نماینده حزب کارگر هست رقابت بسیار نزدیکی با نماینده محافظه کاران یعنی بوریس جانسون دارد.

داشتم خبرهای مربوط به شهرداران جهان را مرور می کردم که دیدم بی بی سی در تیتری زده که شهردار لندن پنج فرزند دارد و در لید خبر آمده که اعلام این موضوع که شهردار لندن ینج فرزند از سه مادر متفاوت دارد رقابت های انتخاباتی شهرداری را تحت تاثیر قرار داده است!!

البته بلافاصله از قول شهردار لندن آورده که رای دهنده ها هیچ گاه به زندگی خصوصی او علاقه ای ندارند.

بعد عنوان شده که شهردار لندن دو فرزند از فردی که با او زندگی می کند(پارتنرش)دارد. دو دختر از یک نفر دیگر و یک پسر از فرد دیگری!!

حالا مشخص نیست پر رنگ شدن این موضوع توسط رسانه ای مانند بی بی سی تا چه حد می تواند آراء مردمی را تحت تاثیر خودش قرار بده. ضمن اینکه در هر دوره لیوینگستون در زمان انتخابات جنجال به پا کرده است.در دوره اول انتخابات ،حزب کارگر گزینه دیگری برای شهرداری داشت اما لیوینگستون با اصرار فراوان می خواست نماینده این حزب در انتخابات باشد که در نهایت منجر به اخراج او از حزب شد. او در آن انتخابات به طور مستقل شرکت کرد و مهمترین رقیبش نماینده حزب کارگر بود. همین اقدام جنجالی او باعث شد تا توجه افکار عمومی جلب شود و او بالاترین را رای را بیاورد.........
ملاقات او با هوگو چاوز و اظهاراتش علیه یهودیان هم جنجال های دیگر شهرداری است که معروف به RED KEN هست.