۱۳۸۷ شهریور ۱۶, شنبه

9 سال

هیچ وقت در این وبلاگ درباره رسانه ای که کار می کنم یا بهتر بگویم کار می کردم سخنی نگفته بودم.
9 سال در رسانه ای کار کردم که تنها دو دلیل من را ماندگار کرد. دلایلی که حتی تا همین چند ماه پیش باعث شد پیشنهاد های خوب کاری را رد کنم .

9 سال در جایی کار کردم که حتی یک روز ارزش کار و تلاشم را درک نکردند.

9 سال در رسانه ای کار کردم که مرا برای یک روز هم بیمه نکردند.

9 سال در رسانه ای کار کردم که امکاناتش کم بود و توقعات زیاد.

9 سال در رسانه ای کار کردم که حق و حقوق خبرنگارش را هیچ گاه بر اساس لیاقت و کفایت نمی دادند.

9 سال در جایی کار کردم که برخی آدمهایش تنها دنبال فرصت برای زیرآب زنی بودند وارونه جلوه دادن واقعیت ها.

9 سال در رسانه ای کار کردم که خار چشم خیلی ها بودم .

اما در عین حال 9 سال در رسانه ای کار کردم که با آن بزرگ شدم. 17 ساله بودم که به این رسانه آمدم و الان 26 ساله ام.

9 سال در رسانه ای کار کردم که انواع تجربیات را به من داد.

9 سال در رسانه ای کار کردم که روزهای اول نمی توانستم دوری از آن را تحمل کنم اما تا همین یک ماه پیش تحملش برایم سخت شده بود.

9 سال در رسانه ای کار کردم تا جواب حمایت های یک استاد خوب را بدهم اما این استاد اخیرا شاید فکر کرد خیلی بزرگ شده ام و دیگرنیاز به حمایت ندارم.

9 سال در رسانه ای کار کردم که به من فرصت تجربه کردن کار خبر در شورا و شهرداری را داد. شورا و شهرداری که گرفتنش آرزوی خیلی ها بود. به راحتی به دستش آوردم و بدون هیچ ناراحتی آن را واگذار کردم.

9 سال در رسانه ای کارکردم که وقتی یک ماه پیش از آن بیرون می آمدم دیگر هیچ تعلق خاطری بهش نداشتم.
هنوز خاطرات کار خبر با من است.

یک ماه پیش تصمیم گرفتم از کار خبر بیرون بیایم و دنبال کار دیگری بروم اما دیدم خیلی آلوده این کار شده ام.
حال باز دوست دارم بنویسم. خبرنگار باشم اما در چه رسانه ای ؟

۱۳۸۷ شهریور ۷, پنجشنبه

قلب

صبح ها دچار تپش قلب شدید می شوم.
دکتر قرصی برای کم شدن آن داد.
پیش خودم فکر می کنم نمی شد قرصی می داد که قلب اصلا نمی تپید!

۱۳۸۷ شهریور ۵, سه‌شنبه

زنان شهردار در دنیا


یک گزارش درباره شهرداران زن در دنیا نوشتم که به چند نکته در داخل ایران هم اشاره داشتم:

1- شهردار زن در طول تاریخ تاسیس شهرداری ها در ایران بسیار اندک بودند.خانم نوری شهردار منطقه 7 با آمدن احمدی نژاد به شهرداری برکنار می شود. شهردار منطقه 6 مشهد بعد از سه ماه کار کردن به دلایل نامعلوم برکنار می شود. شهردار ساوه را هم دو سال پیش با تهمت هایی استیضاح می کنند اما در نهایت او با شکایتی که می کند در دادگاه تبرئه می شود....


2- جناب آقای قالیباف قول داده بودند چند شهردار نواحی از بین خانم ها باشند که گویا خانمی به عنوان نخستین شهردار یکی از نواحی منطقه 22 به تازگی منصوب شده است!!!!!


3- در شهرداری یکی از مدیران کل تازه منصوب شده در اقدامی جالب عذر دو خانمی که برای سالها در دفتر این اداره کل حتی در زمان احمدی نژاد فعالیت می کردند را فقط و فقط به دلیل زن بودن خواست........


این گزارش من که در روزنامه اعتماد ملی دیروز منتشر شد درباره فعالیت شهرداران زن در دنیا است و نگاهی که به فعالیت آنها وجود دارد:




۱۳۸۷ شهریور ۲, شنبه

آیا دریافت ودیعه شارژ بلیت مترو برای بار دوم دزدی نیست؟

از زمانیکه طرح نرخ های جدید مترو اعمال شده یک اتفاق جدید هم رخ داده است. خیلی راحت بگویم ، من یک بلیت اعتباری داشتم که حدود 4-5 سال پیش با 500 تومان ودیعه آن را دریافت کردم ولی چند ماه پیش وقتی می خواستم آن را برای نخستین بار در سال 1387 شارژ کنم به زور از من 500 تومان دریافت کردند!!! به عنوان ودیعه شارژ!!!

این موضوع را دوست خوبم در خبرگزاری فارس پیگیری کرد و پیگیری های او باعث شد تا دو هفته پیش خسرو دانشجو سخنگوی شورای شهر در این زمینه تذکری را به شرکت مترو بدهد اما گویا مسئولان مترو یا متوجه نیستند در ایستگاه های مترو چه می گذرد یا اینکه دلشان می خواهد متوجه نباشند!!!

جوابی که ربیعی به این تذکر دانشجو از طریق خبرگزاری مهر داده یک توهین است به شعور مردم!!

او گفته چون این کارت ها ارزشمند است باید ودیعه پرداخت شود تا شهروندان بعد از اتمام اعتبار آن را دور نیاندازند ولی هیچ اشاره ای نکرده است که افرادی مانند من شهروند که چند سال پیش این ودیعه را پرداخت کرده ایم چرا باید دوباره آن را بپردازیم؟...این کار دزدی نیست؟

من مطمئن هستم که چند سال پیش این مبلغ را پرداخت کرده بودم.....آیا این ها که ادعای مسلمانی می کنند لحظه ای فکر نمی کنند این کار علاوه بر غیر قانونی بودن غیر شرعی هم هست؟

پی نوشت:
تذکر دانشجو درباره غیر قانونی بودن دریافت ودیعه شارژ بلیت های مترو

جواب ربیعی مدیرعامل شرکت بهره برداری مترو به این تذکر (دروغ بزرگ)

۱۳۸۷ مرداد ۲۵, جمعه

دلالی رسانه ای در سازمان میادین میوه و تره بار

یکی از گلایه های همیشگی شهروندان ،نارضایتی از خدمات میادین میوه و تره بار است. حال در یک برهه زمانی این نارضایتی بیشتر و در یک برهه زمانی کمتر می شود.
اما در مقابل این نارضایتی ها ،در سازمان میادین میوه و تره بار در یکی - دو سال اخیر اتفاق جالبی افتاده است. دلالی در این سازمان بیداد می کند.
البته همه می دانند ،دلال ها میدان مرکزی بازار را در اختیار دارند اما دلالی ای که مورد نظر من هست دلالی در رسانه ها است.

سیاست روابط عمومی سازمان میادین میوه و تره بار اینگونه ترسیم شده است:

بستن قرارداد با رسانه ها برای نوشتن ، چاپ یا نشان دادن گزارش های رپورتاژی

همین و همین

ابن رپورتاژها به طرز فجیعی بد تنظیم شده است . شهروندی که در این شهر زندگی می کند و از میادین میوه و تره بار خرید می کند فقط باید به دروغ های این گزارش ها بخندد.

درهای سازمان میادین میوه و تره بار بر روی بیشتر خبرنگاران حوزه شهری بسته است. روابط عمومی این سازمان ترجیح می دهد با خبرنگاران گروه اقتصادی رسانه ها کار کند.
اگر هم باب میل آنها رفتار نشود ، برخورد نوع دیگری می شود بس شگفت انگیز....

رپورتاژ بخشی از کار رسانه ای است اما حرف من این است که تنها با رپورتاژ نمی توان کار رسانه ای انجام داد...هم اکنون کانکس های موقت میوه و تره باردر سطح شهر در حال جمع آوری هستند اما روابط عمومی این سازمان حتی در قالب رپورتاژ اطلاع رسانی نمی کند.

روابط عمومی این سازمان حاضر است میلیون ها تومان برای رپورتاژ هزینه کند و تنها به ظاهر ظاهر را حفظ کند اما حاضر نیست قبول کند که این رپورتاژها واقعیت نیستند و مردم را بدبین تر از پیش می کند.

جالب اینجاست که این روابط عمومی با بیشتر رسانه ها قرارداد دارد، حتی روزنامه های اعتماد ملی یا سرمایه که بیشتر گزارش های مربوط به شهرداری را با جهت گیری انتقادی می نویسند اما با قراردادی که این سازمان با گروه اقتصادی این رسانه ها می بندد رپورتاژ هم کار می کنند!!!

بخشی از جملات مسخره این رپورتاژ که در روزنامه مردمسالاری و اعتماد ملی کار شده را بخوانید:

اگر به دنبال تهيه ارزاق عمومي براي خانواده با شاخص هاي اوليه خيلي خوب براي خريد کردن از جمله: دسترسي آسان، سلامت بيشتر، مشتري مداري، کيفيت بهتر، قيمت کمتر، عرضه مناسب هستي؟ من آدرسشو بهت مي گم اما قول بده که هول نشي! بازار ميوه و تره بار شهرک نفت يکي ديگر از بازارهاي سازمان ميادين ميوه و تره بار و فرآورده هاي کشاورزي شهرداري تهران است که در راستاي خدمت رساني به مردم شريف تهران يک ماه است که آماده بهره برداري گرديده است.

سوال من این است که چه کسی باید روی روابط عمومی این سازمان نظارت کند؟

پی نوشت:
خدمتي ديگر از سازمان ميادين و ميوه و تره‌بار شهرداري تهران (رپورتاژ اعتماد ملی)

توسعه بازارهاي سازمان ميادين ميوه و تره بار شهرداري تلاشي براي خدمت رساني صادقانه به مردم (رپورتاژ مردمسالاری)

کلی روزنامه دیگر هم بود اما همین دوتا برای رساندن مطلب من کفایت می کند.....

۱۳۸۷ مرداد ۲۲, سه‌شنبه

زنی که رئیس خدمات بهشت زهرا بود

داشتم یک گزارش جالب درباره تاریخچه بهشت زهرای تهران را در روزنامه اطلاعات می خواندم. متاسفانه لینک گزارش را در روزنامه اطلاعات پیدا نکردم!!

یک جایی از گزارش نوشته شده:
گردآفرید مفیدی(خواهر بهمن مفید -بازیگر) نخستین رئیس خدمات سازمان بهشت زهرا بود که به طور مستقیم بر کفن و دفن اموات نظارت داشت.
نوشته :این فرد لیسانس تزئینات از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران را داشت که قبل از انقلاب این مسئولیت بر عهده او گذاشته شد...پیش از اینکه رئیس شود هم کارمند گورستان های تهران بود....

۱۳۸۷ مرداد ۲۰, یکشنبه

137 و 1888 و اداره کل بانوان

به 137 زنگ می زنم...البته به یکی از دوستان که در این سامانه هست زنگ می زنم...

می گویم : در به در دنبال یکی دیگر از دوستان در اداره کل بانوان شهرداری می گردم...می گویم :تلفن هایشان را جواب نمی دهند .بپر بالا ببین پیدایش می کنی...

خواهرم می گوید: وظیفه جدید 137 پیدا کردن آدم هاست؟
می خندم.

زمان می گذرد نه از 137 خبری می شود نه از اداره کل بانوان....

پیش خودم می گویم باید به 1888 زنگ بزنم البته باز یکی دیگر از دوستان در آن سامانه و شکایت کنم...
شکایت کنم که نه 137 به کارم رسیدگی می کند نه اداره کل بانوان....

نشونی

نمی دانم بالاخره به مقصد رسیدی یا گم شدی؟
آخر! دنبال نشونی بودی!

یکسال پیش بود...به خاطر یکی از نوشته هایم ایمیل زدی که چرا در آن نوشته نام همه بود الا او!!گفتی شاید اصلا برایم اهمیت نداشتی!! گفتم:صلاح در این بود...

چند وقت بعد برایم اس ام اس آمد که می گفتی تمام آرشیو وبلاگم را خوانده ای!!
پیش خودم گفتم : چه دیوانه ای!!
ویعد مثل دیوانه ها تمام آرشیو وبلاگم را کاویدم...

قالب وبلاگم عوض شد
بلا فاصله اس ام اس زدی :مبارکه
گفتم: خوبه؟
ایرادت هایش را گفتی
پیش خودم گفتم:مهم نیست که دیگران درباره قالب وبلاگم چه می گویند . مهم این است که خودم قالب آن را دوست دارم.......

زمان و زمانه گذشت...
شعری در وبلاگم گذاشتم...
بلافاصله اس ام اس زدی:پیش خودم میگفتم که کاش تو وبلاگت یک نشونی از خودم پیدا کنم که....
خوب پیدا کردی...

گذشت...وبلاگ دار شدی
حال! من هم نشونی از خودم در آن وبلاگ می دیدم
در وبلاگ خودم هم وقت و بی وقت نشونی از تو می گذاشتم....

باز زمان و زمانه گذشت....
یکبار وقتی یک هفته ای بود که آخرین نشون را برایت گذاشتم.گفتی : ندیده ای و نخوانده ای !!
تعجب کردم!!
پیش خودم گفتم:یا نشانی اصلی را پیدا کردی و به مقصد رسیدی یا گم شده ای!!!

دیدی راست گفتم که عوض شده ای...
زمانه عوض شده....

۱۳۸۷ مرداد ۱۹, شنبه

تاکسی تاکسی





۱۳۸۷ مرداد ۱۶, چهارشنبه

آفتاب می شود؟

نگاه کن که غم درون دیده ام چگونه قطره قطره آب می شود
چگونه سایه سیاه سرکشم اسیر دست آفتاب می شود
نگاه کن
تمام هستیم خراب می شود
شراره ای مرا به کام می کشد
مرا به اوج می برد
مرا به دام میکشد
نگاه کن
تمام آسمان من پر از شهاب می شود
تو آمدی ز دورها و دورها
ز سرزمین عطر ها و نورها
نشانده ای مرا کنون به زورقی ز عاجها، ز ابرها ،بلورها
مرا ببر امید دلنواز من
ببر به شهر شعر ها و شورها
به راه پر ستاره ه می کشانی ام
فراتر از ستاره می نشانی ام
نگاه کن
من از ستاره سوختم
لبالب از ستارگان تب شدم
چو ماهیان سرخ رنگ ساده دل
ستاره چین برکه های شب شدم
چه دور بود پیش از این زمین ما
به این کبود غرفه های آسمان
کنون به گوش من دوباره می رسد صدای تو
صدای بال برفی فرشتگان
نگاه کن که من کجا رسیده ام
به کهکشان
به بیکران
به جاودان
کنون که آمدیم تا به اوجها
مرا بشوی با شراب موجها
مرا بپیچ در حریر بوسه ات
مرا بخواه در شبان دیر پا
مرا دگر رها مکن
مرا از این ستاره ها جدا مکن
نگاه کن که موم شب براه ما چگونه قطره قطره آب میشود
صراحی سیاه دیدگان من
به لالای گرم تو
لبالب از شراب خواب می شود
به روی گاهواره های شعر من
نگاه کن
تو میدمی و آفتاب می شود

فروغ فرخزاد

۱۳۸۷ مرداد ۱۰, پنجشنبه

پشت کردن به مردم

دیروز فیلم مصاحبه نکردن آقای قالیباف شهردار تهران با رسانه ها در روز دوشنبه و در مراسم افتتاحیه پل سراج- وفادار را می دیدم. شهردار تهران در حالی که در شلوغی مراسم آماده نشستن در خودروی خود بود مورد خطاب یکی از همکارانم قرار گرفت که برای گفت و گوی ویژه خبری شبکه دو خواستار پرسیدن سوالی بود. اما قالیباف در پاسخ به این خطاب اعلام کرد :فقط هفته ای یکبار حاضر به پاسخگویی به خبرنگاران است!

بلافاصله بعد از دیدن این فبلم،این موضوع به ذهنم آمد که هرچند ناقص یا کامل اما رسانه ها نمایندگان مردم هستند!! آقای قالیباف وقتی مردم شما را خطاب قرار می دهند لطفا درخواست آنها را اجابت کنید!!
این حرکت شما در اینکه تعیین کنید چه زمانی به مردم پاسخ دهید به نوعی پشت کردن به مردم است.

۱۳۸۷ مرداد ۶, یکشنبه

نطق ها برای چه خوانده می شوند؟

در شورای دور سوم نطق های پیش از دستور کمتر اتفاق می افتد که در این بین آقای طلایی با دو نطق پیش از دستور پیشتاز هستند.

هفته پیش و در جلسه روز سه شنبه شورای شهر آقای طلایی نطق خود را پشت تریبون شورای شهر قرائت کرد اما چند نکته در این نطق وجود داشت:

نطق با اعلام جایگاه شوراها در قانون و چگونگی شکل گیری آنها آغاز شد و به تمجید از فعالیت های شهرداری رسید.وظایف شورا ها برشمرده شد و در نهایت با انتخابات دوره آینده ریاست جمهوری و نگرانی بابت تخریب های احتمالی خاتمه یافت .

هر فردی این نطق را خواند به پراکندگی آن اشاره کرده بود و اینکه کاش حداقل یک موضوع پررنگ تر و به آن پرداخته می شد(مانند مرکز پژوهش های شورای شهر).

به نظرم قسمتی که به تجلیل از خدمات شهرداری پرداخته می شود مناسب نیست.به نظرم تبریک به مردم ،شهردار و مجموعه مدیریت شهری و حتی دولت برای برگزیده شدن قالیباف در بین 11 شهردار برتر جهان مناسب نبود.

آقای طلایی لطفا سایت شهرداران جهان را یک مروری کنید. این موسسه یک تشکل غیر دولتی است که هر ساله این اقدام را انجام می دهد. موسسه ای که از نظر اعتبار جایگاه ویژه ای ندارد. نمی گویم بی اعتبار است اما بهتر است خودمان را گول نزنیم. این انتخاب نمی تواند معیار خوبی برای این همه تمجید و تبریک باشد.

اما بخش آخر نطق که به انتخابات ریاست جمهوری اختصاص داشت هم به پراکندگی ها بیش از پیش دامن زد. فکر می کنم این سخنان از جایگاه یک فرد حقیقی به نام مرتضی طلایی در هر جایی می توانست منعکس شود (به هر حال دغدغه یک فرد شناخته شده سیاسی است)اما در جایگاه حقوقی و به عنوان یک عضو شورا در صحن علنی شورای شهر و در زمانیکه هنوز به تاریخ انتخابات بسیار مانده به نظرم زیاد جایگاهی نداشت.

*مرتبط:

نتیجه تخریب خودی به دست خودی (نطق پیش از دستور)
پاسخ طلایی به گزارش اعتماد ملی درباره نحوه انعکاس این نطق


من در این نوشته سعی کردم قضاوت نکنم و فقط نکته هایی را که با خواندن این نطق به ذهنم رسید را بیان کردم و این نوشته فقط یک نظر شخصی است.گرچه من هم مانند خبرنگار اعتماد ملی این سوال برایم مانده که چرا دفتر طلایی در شورای شهر نیست؟ چرا یک عضو شورای شهر باید در شهرداری دفتر داشته باشد ؟ مطمئنا کمبود جا بهانه خوبی نیست...

بن بست بربری بهار شد

یک زمان هایی فرصت دست نمی دهد تا این وبلاگ را به موقع به روز کنم ولی با چند روز تاخیر درباره جلسه هفته گذشته شورا می نویسم...

معمولا آخرهای جلسه علنی شورای شهر به تغییر نام های معابر یا نامگذاری های جدید می گذرد. سه شنبه پیش هم چندتا نامگذاری صورت گرفت که جالب بود:

1-یک کوچه بن بستی در منطقه 8 وجود دارد که نامش «بربری» است. شورایی ها آمدند و این بن بست را به نام «بهار» تغییر دادند.تصور کنید می خواستید تاکسی بگیرید باید می گفتید سر بربری پیاده می شوم!!

2-یک خیابان دیگر در منطقه 12 نام یک شهید بر آن بود که شورایی ها تصمیم گرفتند با توجه به اینکه نام آن شهید بر 2 خیابان دیگر هم هست ، خیابان مذکور در منطقه 12 را عوض کنند و نام یک زرتشتی را بگذارند که 12 دوره نماینده مجلس ملی بوده است.

3-نام خیابان ایتالیا هنوز ایتالیا است ولی نمی دانم در رم 18 تیر خیابان شد یا نه!!

۱۳۸۷ تیر ۳۰, یکشنبه

موسسه همشهری نیاز به تحقیق و نفحص دارد؟!

در چند ماه اخیر یک تذکر بارها و بارها توسط چند نفر از اعضای شورای شهر درباره روزنامه همشهری به شهردار داده شده و تکرار می شود اما فقط این موضوع توسط اعضا مثل نوار ضبط شده تکرار می شود.

چندنفر از اعضای شورای شهر و به خصوص آقای بیادی نایب رئیس شورای شهر نسبت به عملکرد روزنامه همشهری معترض هستند و بارها این مسئله را تکرار کردند ولی من در شگفتم که چرا همیشه اعضای شورای شهر در همین سطح اعتراض ها می مانند؟!

روز سه شنبه گذشته هم حمزه شکیب رئیس کمیسیون عمران شورای شهر نسبت به عملکرد روزنامه همشهری عصر در انتشار خبری به نقل از خودش حسابی معترض و شاکی بود و تریبون شورا تنها مکان برای بیان این اعتراض...

قطعا باید قبول کرد که همشهری عصر در حوزه شهری تنها کار سیاسی انجام می دهد. به نظرم اگر یک فرد تنها یک دوره 10 روزه این روزنامه را داشته باشد با خواندن گزارش های حوزه شهری این روزنامه جهت دهی سیاسی آن را متوجه می شود.

الان اعضای شورای شهر نسبت به این عملکرد و انتشار نیافتن اخبار شورا در این روزنامه معترض هستند.تازگی ها هم زیاد شدن نشریات موسسه همشهری باعث اعتراض شده است. من با برخی از این اعتراض ها موافق و با برخی مخالف هستم ولی خیلی دلم می خواهد یک نماینده مردم در شورای شهر پیدا شود و عملکرد 10 ساله موسسه همشهری را بررسی کند. یعنی خیلی واضح بگویم به نظر من این موسسه به طور اساسی نیاز به یک تحقیق و تفحص از زمان شروع بکار تا هم اکنون دارد و تنها نهادی که می تواند این کار را انجام دهد شورای شهر است اما مگر سیاست چنین چیزی حالی اش هست؟!!!


پی نوشت:
عضو شوراي شهر تهران با تذكر به «همشهري»:
اعضاي شورا بايد براي اصلاح عملكرد اين روزنامه، كار اساسي انجام دهند

۱۳۸۷ تیر ۱۴, جمعه

قالیباف به مرحله نهایی برترین شهرداران جهان رسید

به طور اتفاقی داشتم سایت شهرداران جهان را می دیدم که چشمم به خبری افتاد که همین امروز بر روی این سایت قرار گرفته بود.

قالیباف در بین یازده نفر شهردار برتر جهان قرار گرفته که از بین این یازده نفر یک نفر برگزیده سال 2008 می شود....
این انتخاب هم توسط مردم صورت می گیرد. یعنی می شود رفت و به هرکدام از این یازده شهردار رای داد(نظر داد)....

اصلاحیه: در این مرحله نمی شود به یکی از این یازده شهردار رای داد بلکه از دیروز تا پایان سپتامبر سردبیران این نهاد که برترین شهرداران را انتخاب می کنند با مشورت با یکدیگر بهترین شهردار سال 2008 را معرفی می کنند.در مرحله قبلی امکان رای گیری اینترنتی وجود داشت که همین رای ها باعث شد که قالیباف بین یازده نفر قرار گیرد. در حال حاضرهر فردی تنها می تواند با ارسال ایمیل آنها را درباره نظرات خود درباره هریک از این شهرداران مطلع کنید.
نتایج نهایی هم در اواخر مهر مشخص می شود.

۱۳۸۷ تیر ۱۲, چهارشنبه

جنگ خیابان ها-خیابان ایتالیا هم تغییر می کند!!

آخرهای جلسه دیروز شورا بود و یکی یکی اسامی خیابان های شهر در حال تغییر(دستور جلسه نامگذاری معابر در شورا بررسی می شد) .خبرنگارها در جایگاهشون آماده رفتن شده بودند. چمران در این حین با خطاب دادن رسانه ها از آن ها خواست تا به مطلبی که می گوید توجه کنند.
او به صحبت هایی مبنی بر تغییر نام یکی از خیابان های شهر رم که در نزدیکی سفارت ایران قرار دارد اشاره کرد که گویا در تصمیم شهردار جدید رم قرار است در روز 18 تیر به نام «18 تیر» تغییر کند.(خياباني به نام 18 تير در ايتاليا نامگذاري مي‌شود)

چمران می گفت:«اگر این نامگذاری انجام شود ، شهرداری و شورا هم نام خیابان ایتالیا را تغییر می دهد.»
این صحبت های چمران زمانی جالب تر می شود که به یاد بیاوریم چندسال پیش هم در شورای دور دوم وقتی اختلاف های ایران با کشور آرژانتین بالا گرفت ، چمران هشدار داده بود که میدان آرژانتین به نام شهید حکیم تغییر پیدا می کند که البته این اتفاق هیچگاه نیافتاد.
تغییر نام خیابان خالد اسلامبولی هم حسابی جنجالی شد و با وجود تصویب شورای شهر دور دوم مبنی بر تغییر نام این خیابان به نام «انتفاضه» ولی هنوز نام «خالد اسلامبولی» بر روی این خیابان حک شده است.
اما جنگ خیابان ها واقعا تا چه حد می تواند تاثیر گذار باشد؟ باید دید آِیا تا چند روز دیگر که سالگرد واقعه 18 تیر است چنین خیابانی در شهر رم نامگذاری می شود یا نه؟

اگر نامگذاری صورت گرفت ، قطعا جلسه سه شنیه آینده شورا دیدنی خواهد بود...

گویا پیشنهاداتی هم صورت گرفته تا خیابان «ایتالیا» به نام «ادواردو آنیلی» ایتالیایی تغییر پیدا کند.

مطالب مرتبط:

هشدار رئيس شوراي شهر تهران به شهردار رم (دیروز در شورای شهر با خبرنگارهای دیگر به شوخی پیشنهاد می دادیم که این خیابان را به چه اسمی تغییر دهند که برخی پیشنهادات در این مطلب آمده)

خيابان ايتاليا هم شهيد "آنيلي" مي شود(این هم گزارش روزآنلاین در این رابطه هست)

۱۳۸۷ تیر ۷, جمعه

روزشمار بوستان بانوان آزادگان صفر نمی شود

10 تاریخ متفاوت بین سال های 1384 تا 1387 برای افتتاح بوستان مخصوص بانوان در بزرگراه آزادگان اعلام شده اما هنوز روزشمار بهره برداری از این پارک صفر نشده است.

یادم هست که سال 1383 لایحه احداث 5 بوستان مخصوص زنان در شورای شهردور دوم تصویب شد.البته من در کتاب شورای دور نخست هم با چنین مصوبه روبرو شدم که گویا مصوبه شورای دوم درباره مکانیابی این بوستان ها بود.
اما قرار بود نخستین بوستان مخصوص خانم ها بوستان آزادگان در بزرگراه آزادگان باشد.آن زمان ها هنوز احمدی نژاد شهردار بود و محمدی زاده استاندار فعلی خراسان رضوی معاون خدمات شهری!

در این سالها آنقدر تاریخ برای افتتاح این بوستان عنوان شده که مرور آن خالی از لطف نیست!!

*در تاریخ 20 مرداد 1383 شورای شهر یک فوریت طرح« احداث و ايجاد پاركهاي مادر توسط شهرداري تهران » را تصویب کرد.(5 پارك تهران به امكانات تفريحي براي بانوان تجهيز مي‌شوند)

*در تاریخ 20 بهمن 1383 و زمانی که احمدی نژاد شهردار بود ؛معاونش اعلام کرد که بوستان بانوان آزادگان خرداد 1384 به بهره برداری می رسد.(خرداد ماه سال آينده ؛فاز يك اولين بوستان مادر تهران به بهره‌برداري مي‌رسد )

*اما در شهریور 1384 قالیباف شهردار تهران شد و نخستین اتفاق در این زمینه تصویب لایحه ای دیگر در این رابطه در شورای شهر بود درباره جانمایی بوستان های دیگر مخصوص بانوان بود.(احداث پارك‌ مادر در بوستان‌هاي قائم ، چيتگر و گفتگو )

*در تاریخ 8 مرداد 1384 هم اعلام شد تا پایان سال 1384 بوستان بانوان آزادگان به بهره برداری می رسد.(بانوان تهراني تا پايان امسال صاحب پارك اختصاصي مي شوند)

* 18 دی 1384 بار دیگر تاریخ افتتاح تغییر یافت و اینبار اعلام شد که اوایل سال 1385 مراسم بهره برداری برگزار می شود.(بانوان تهراني صاحب 4 بوستان اختصاصي مي‌شوند )

*ماجرا زمانی جالب تر شد که در تاریخ 21 تیر 1385 مدیرعامل سازمان پارک ها پایان سال 1385 را زمان افتتاح بوستان بانوان آزادگان اعلام کرد(بانوان تهراني تا پايان سال صاحب پارك اختصاصي مي‌شوند ) اما در تاریخ 20 آبان 1385 اینبار توسط مشاور شهردار زمان بهره برداری از این بوستان آذر 1385 علام شد.(اولين بوستان مخصوص بانوان تهراني آذرماه افتتاح مي‌شود )

*سال 1386 هم شروع شد و اینبار در 22 اردیبهشت 1386 تاریخ افتتاح مرداد 1386 اعلام شد.(نخستين بوستان مخصوص بانوان تهراني مرداد افتتاح مي‌شود .)

*اما 15 مهر 1386 تاریخ دیگر باز پایان سال 1386 اعلام شد.(نخستين بوستان‌هاي بانوان در تهران تا پايان سال افتتاح مي‌شود )

*این تاریخ هم آمد و رفت اما از بوستان بانوان آزادگان خبری نبود تا اینکه در تاریخ 22 بهمن 1386 باز تاکید شد که در اسفند 1386 بوستان بانوان افتتاح می شود.(نخستين بوستان مخصوص بانوان در تهران اسفند افتتاح مي‌شود )

*اما 11 اردیبهشت 1387 شد و بار دیگر مشاور شهردار و خیلی های دیگر با جدیت تمام گفتند همزمان با میلاد حضرت فاطمه یعنی 4 تیر 1387 بوستان بانوان آزادگان به بهره برداری می رسد.(نخستين بوستان بانوان در پايتخت افتتاح مي‌شود )

البته همزمان با این وعده جدید ،بوستان بزرگ و زیبای« نشاط» تغییر نام داد و اینبار با نام «بهشت مادران» با حضورشهردار تهران به بهره برداری رسید و به عنوان نخستین بوستان مخصوص بانوان که تا آن زمان این کاربری را نداشت به همگان معرفی شد اما خیلی ها منتظر ساخته شدن بوستان آزادگان برای خانم ها بودند.

*به هر حال تاریخ 4 تیر هم گذشت و حالا جدید ترین تاریخ 8 مرداد 1387 اعلام می شود ...........
خیلی جالب است که برای ساخت چنین بوستانی بیش از ده تاریخ برای بهره برداری اعلام شده است . با توجه به اینکه تمام جست و جو هایم در این موضوع ، مربوط به اخبار خبرگزاری فارس است( چون جست و جوی این خبرگزاری نسبت به سایر خبرگزاری ها قوی تر ، دقیق تر و بهتر است) بنابراین شاید اگر در سایر خبرگزاری ها امکان چنین جستجو فراهم می شد تاریخ های متفاوت دیگری هم احیانا پیدا می شد!!!

گفته می شود در این پروژه با چهار پیمانکار قرارداد بسته شده که سه تای قبلی کلاه برداری هایی صورت داده اند.
سر این پروژه خیلی حرف های دیگر هم زده می شود مانند مکانیابی بسیار جالبش !!! و ....

یک نکته: علی محمد مختاری مدیرعامل سازمان پارک ها و فضای سبز شهرداری تهران یکی از با سابقه ترین های شهرداری است .او پیش از انقلاب کارمند این سازمان بود تا اینکه به مدیرعاملی رسید وبا شهرداران بسیاری کار کرد. روایت است ، این فرد خیلی به شغلش وابسته شده و اگر روزی او را برکنار کند قطعا برایش اتفاق های ناگواری می افتد!!اما اخیرا مشاهده شده در چند نوبت قالیباف انتقادهای تندی را نسبت به او داشته است .آخرین آن در مراسمی بود که قالیباف نسبت به تاخیر در پرداخت حقوق کارگران فضای سبز شهرداری تهران بسیارمعترض شد. حال هم این تاخیر در افتتاح بوستان آزادگان انتقادهای تندی را متوجه مختاری کرده است.

۱۳۸۷ تیر ۵, چهارشنبه

تهران امروز

یکی از دوستان در کامنت ها گله کرده بود که چرا درباره توقیف روزنامه «تهران امروز» چیزی در این وبلاگ ننوشته ام؟

واقعیتش اینقدر این روزها خبرهای بد درباره حرفه ام و بچه های خبرنگار می شنوم که نمی دانم کدام را بیان کنم؟این توقیف ها آنقدر زیاد شده که نمی دانم چه بگویم؟پیش خودم می گویم:« اصلا بنویسم !چه فایده دارد؟»

وقتی خبر لغو امتیاز را شنیدم خیلی خیلی ناراحت شدم.

اما این توقیف نتیجه چه بود؟ زیاده خواهی ؟ افراطی گری؟ غیر حرفه ای بودن؟ نقد پذیر نبودن دولت؟ فضای بسته رسانه ای؟ تبلیغ و بزرگ شدن؟ یا..........

اتفاق هایی که منجر به این توقیف شد کم نیست ! اما دردناکترین قسمتش این بود که ویژه نامه ای باعث بیکار شدن عده ای شد که هیچ کدام از افرادی که در آن ویژه نامه مطلب می نوشتند خبرنگار روزنامه تهران امروز نبودند!!البته نمی توان همه ماجرا را هم تقصیر آنها گذاشت چون ......
چه بگویم؟...

پی نوشت مرتبط:
روزهای در توقیف

تهران امروز و روزنامه هایی که تو مشتمون پنهان کرده ایم !

دانشکده فنا شده خبر

وقتی دکتر احمدی افزادی که در مدیریت کوتاه مدتش در دانشکده خبر بهترین بود می خواست از دانشکده خوب ما برود ، آرزو کردم یک ترم باقی مانده ام زودتر تمام شود چون با شنیده هایم درباره رئیس بعدی به این نکته رسیدم که دیگر دانشکده دانشکده بشو نیست.

اولین ماجرا مربوط به دیوار کشیدن در سلف دانشکده بود که البته در آخرای ترم خوشحال شدم که رئیس جدید آنقدر انعطاف دارد که بالاخره دیوار را برداشت اما حالا از دوستانم که در دانشکده مشغول تحصیل هستند چیزهایی می شنوم که واقعا متعجبم می کند.

من دانشکده خبر را خیلی دوست داشتم. فکر می کنم یکی از فعال ترین محیط های دانشگاهی بود چون بیشتر بچه ها خبرنگار بودند و هر اتفاق کوچک و بزرگ در دانشکده، خبر می شد. یادم هست در موضوع زمزمه های انحلال دانشکده در دوران ریاست جمهوری خاتمی بچه های دانشکده در یکی از برنامه های ریاست جمهوری این سوال را از خاتمی می پرسند و همین حساسیت ها تاثیر خودش را گذاشت و دانشکده قدرت بیشتری گرفت.

اما الان هر روز خبرهای ناامید کننده ای از دانشکده می شنوم و افسوس می خورم.

آخرین خبر درباره نحوه گزینش دانشجویان ترم جدید دانشکده بود که در وبلاگ خانم خلعتبری درباره اش خواندم.به نظرم اگر این موضوع صحت داشته باشد باید پیگیری کرد (تا هرجایی که امکان دارد) تا حق خوری نشود.



بهترین دوران دانشکده زمان ریاست دکتر احمدی افزادی بود که گویا خون تازه ای به رگ های دانشکده تزریق شد.شاید دکتر ما را بد عادت کرد. در اتاق او همیشه بر روی خبرنگارها باز بود و او اکثر مواقع ناهارش را در سلف همراه با دانشجویان می خورد و در زمان ناهار درباره همه چیز حرف می زدیم.

نشریه های دانشکده در زمان دکتر در حال شکوفایی بود که پاتوغ یکی از آنها بود اما آنقدر دوران مدیریت دکتر احمدی کوتاه بود که خیلی از طرح ها بعد از رفتن ایشان به سرانجام نرسید.

من فقط باید اظهار امیدواری بکنم تا زودتر این شرایط بد سپری شود.

پی نوشت:(برخی از نوشته های دانشجویان فعلی دانشکده)

پرچم های پیشنهادی سران دانشکده خبر برای امریکا و اسراییل!

اخراج مرد محبوب دانشکده خبر

افتتاح نمایشگاه عکس عاشورای دانشجویان دانشکده خبر(سلف گالری دانشکده)

۱۳۸۷ خرداد ۲۸, سه‌شنبه

خبرنگاران ،شورا را تحریم کردند نه روابط عمومی را

داشتم وبلاگ آقای نجفی عضو شورای شهر را می خواندم که به اتفاقی که امروز خبرنگاران در شورا ایجاد کرده بودند اشاره کردند اما گویا ایشان اشتباه متوجه شدند یا اشتباه به اطلاع ایشان رسانده اند. خبرنگاران به عملکرد اطلاع رسانی تک تک اعضای شورا معترض بودند نه به نحوه برخورد روابط عمومی شورای شهر !!بنابراین امروز جلسه علنی شورای شهر را تحریم کردند نه روابط عمومی را!!

من همیشه به این نکته اذعان داشته و دارم که در طول کار خبری ام روابط عمومی های بسیاری را دیده ام اما هیچ جا مثل روابط عمومی شورا محیط صمیمی و دوستانه ای را برای تمام خبرنگاران ایجاد نکرده بود!!

اما ماجرا از چه قرار بود؟
روز یکشنبه روابط عمومی شورای شهر اعلام کرد:« خبرنگاران از حضور در جلسه با سخنگوي شوراي شهر که بعد از جلسه علنی اما بدون حضور مستمع برگزار می شود خودداري کنند؛ زيرا موضوع اهميت چنداني نداشته و خود روابط عمومي اقدام به ارسال اخبار خواهد كرد.»

اما من در مسیر به سمت شورای شهر متوجه این ماجرا شدم و به روابط عمومی گفتم :« در را ه شورا هستم».روابط عمومی هم گفت بنابراین به طبقه اول که محل برگزاری جلسات است نروم. قبول کردم. در این هنگام یکی از دوستانم زنگ زد و گفت :« اهالی سرخه حصار جلوی در شهرداری تحصن کرده اند. »
با وجود چند کار بانکی که داشتم ،ساعت حدود 10 و نیم جلوی در شهرداری بودم . 300 نفر از اهالی معترض سرخه حصار خیابان بهشت را بسته بودند و تمام خیابان های اطراف قفل شده بود. ساعت یازده و نیم و بعد خوابیدن هیجانات اهالی سرخه حصار راهی شورا و دفتر یکی از اعضا شدم و خبرها را دریافت کردم . به روابط عمومی آمدم که در این هنگام و همزمان با هم چند خبرنگار دیگر هم سر رسیدند.همه تصمیم گرفتیم با توجه به اینکه خسرو دانشجو سخنگو به روابط عمومی نیامده ، خبرنگاران به اتاق وی روند و همین کار را هم کردیم و او به ناچار ما را پذیرفت و اخبار را منتقل کرد!!!

اما گویا افرادی روابط عمومی را تحت فشار گذاشته بودند و گویا این امر باعث شد روابط عمومی از خبرنگارها بخواهد به دفتر روابط عمومی برای ارسال خبر مراجعه نکنند!!

ما هم در پارکشهر جلسه تشکیل دادیم و در تصمیمی قرار شد برای اعتراض به جریان اطلاع رسانی شورای شهر و نحوه برخورد آنها با خبرنگاران جلسه سه شنبه شورا را تحریم کنیم.

من در اون جلسه پارکشهری اظهار نگرانی کردم که این جریان نباید به نفع هیچ کدام از گروه های شورای شهر تمام شود و اعتراض ما به همه آنها است........

خلاصه تصمیم گرفتیم با خبری که خودداری خبرنگاران از حضور در جلسه شورای شهر را اعلام می کرد با محدودیت های اخیر مقابله کنیم اما گویا اشتباهاتی را مرتکب شدیم. من شخصا به اشتباهات خودم اذعان می کنم و می گویم در نهایت من بازی خوردم ولی پشیمان هم نیستم چون می دانم می توانیم این ماجرا را نوع دیگر رقم بزنیم....

هفت سال است دارم نون و نمک روابط عمومی شورای شهر را می خورم اما در عین حال احساس آزادی خوبی را در شورای شهر داشتم و به این امر واقفم که روابط عمومی شورای شهر به هیچ عنوان در کار اطلاع رسانی من خلل ایجاد نکرده است.
افرادی که خلل در کار اطلاع رسانی من ایجاد کردند اعضای شورای شهر بودند. هیچ فرقی هم بین اصلاح طلب و اصولگرا نبوده. یک روز یک اصلاح طلب عضو شورا به من بی احترامی کرد و روز دیگر یک اصولگرا این موضوع را تکرار کرد....
اعتراض ما اعتراض به نحوه اطلاع رسانی گزینشی هم بود. چون معتقد بودیم در مسائلی مانند کمک 3 میلیاردی به لبنان قرار نبود اطلاع رسانی صورت گیرد و تنها یک اتفاق این جریان را معکوس کرد.
این کار ما حواشی زیادی هم داشت . در مجموع با وجود برخی اتفاق های مثبت که اقدام ما در پی داشت اما برخی سوء استفاده ها از سوی اعضای شورای شهر هم رخ داد که باید با این موضوع مقابله کرد.من از این سوء استفاده ها ناراحت هستم.
این سوء استفاده ها نحوه برخورد آنها با ماجرا بود.
در ضمن در این جریان شناختم نسبت به برخی از آدم ها اطرافم خیلی بیشتر شد.
مرتبط:
پی نوشت بسیار مهم:آقای نجفی بسیار متشکر هستم که متن حاشیه جلسه را اصلاح کردید و موضوع برخورد تبعیض آمیز روابط عمومی را حذف کردید.