۱۳۸۴ اسفند ۲۹, دوشنبه

ظهر شرعي و جلو نكشيدن ساعت ها

هركي زورش بيشتر باشه، حرف حرف اون ميشه!!
14 ساله كه از كشورهاي ديگه ياد گرفتيم كه اول بهار يك ساعت ، ساعتها را جلو بكشيم و پائيز به سرجاش برگردونيم اما سخنگوي هيات دولت با لبخند مليحش جلوي دوربين مياد و ميگه چون مردم سردرگم مي شدند ديگه ساعت كشور تغيير نمي كنه!!!!!!

توجيه از اين قشنگ تر!!

گويا اوايل انقلاب هم از جلو كشيدن ساعت ها جلو گيري كردند و علت اين موضوع را بايد در عقايد يكسري آدم خشك مقدس جستجو كرد.

"ظهر شرعي"

اين خشك مقدس ها ظهر شرعي را ساعت 12 مي دونند و از نظر عقايد آنها اذان ظهر در ساعت يك داراي اشكال است.

خب فكر مي كنم دليل تصميم هيات دولت هم مشخص شد.

البته زياد مهم نيست. قانون جلو كشيدن ساعت ها فقط براي كشورهاي توسعه يافته مي تونه مفيد باشه نه براي كشور ما كه در فعاليت هاي كاري تنبلي مي كنيم و هميشه ياد گرفتيم سر و ته كار را هم بياريم و پي تفريح خودمون بريم. اين قانون براي استفاده بهينه از روشني روز اجرا مي شه ولي بيچاره دانش آموزها كه بايد طبق مصوبه هيات دولت ساعت 7 صبح كلاس هاشون باشند.

نظر ويكي پديا درباره لزوم تغيير ساعت

۱۳۸۴ اسفند ۱۹, جمعه

137 و آقاي شهردار

قرار بود فيلم 137 حالت تبليغاتي داشته باشه اما قاليباف خلافش را ثابت كرد.

هفته پيش همايش سامانه مديريت شهري 137 بود كه فرصت نشد درباره اش همون موقع بنويسم اما حالا مي نويسم.

همايش با گزارش معاونت هاي شهردار شروع شد و با صحبت هاي قاليباف تموم شد كه جالب ترين قسمتش صحبت هاي قاليباف بود.

قاليباف در شروع سخنرانيش خواست فيلم تبليغي درباره 137 را كه اول برنامه پخش شد را دوباره نمايش بدهند.

فيلم با تلفن يك شهروند رهگذر از يك خيابان تهران كه چاله داشت شروع شد كه او از ماموران 137 درخواست كرد كه اين چاله را پر كنند.

وقتي ماموران 137 عازم محل شدند ، قاليباف گفت كه فيلم را نگه دارند و رفت جلوي تلويزيون و تابلوي ورود ممنوعي را نشون داد كه ماموران 137 ازش عبور كردند.

بهر حال ماموران خدوم!!137 چاله را پر كردند و شهروند اول فيل از اون محل دوباره داشت مي گذشت كه قاليباف مجددا خواست كه فيلم ثابت بشه و رفت جلوي تلويزيون و چاله ديگه اي را كه كمي جلوتر بود را نشون داد و گفت نبايد منتظر ماند تا مردم زنگ بزنند تا چاله را پر كنيد.

شهروند ابتداي فيلم مجددا براي تشكر به 137 زنگ زد كه باز هم قاليباف اعتراض كرد كه نبايد تلفن را براي اين كارها اشغال كرد. شهروند مذكور از اپراتور جواب دهنده پرسيد كه علاوه بر پر كردن چاله ، 137 ديگه چه خدماتي مي دهد كه اپراتور يكسري كارها را پشت سر هم رديف كرد. در اين حين قاليباف با لحن خاصي گفت كه اپراتورفقط نگفت شهرداري لبو هم مي فروشه!!!

فيلم تموم شد و حالا قاليباف شروع كرد به تعريف كردن تجربه هاي تماس خودش با تلفن 137!!!مي گفت يكي كه دو ماه اومده باشه تهران مي دونه كه تقاطع انقلاب با وليعصر كجا مي شه!

قاليباف ادامه داد كه يه چاله را در اين تقاطع وجود داشت كه باعث شد به 137 زنگ بزنه. وقتي اپراتور گوشي را برداشت و موضوع مطرح شد، اپراتور از قاليباف مي پرسه كه اين تقاطع در منطقه چنده كه شهردار ميگه كه رهگذره و نمي دونه!!اپراتور هم گويا با لحن بدي جواب ميده كه وقتي فهميدي كدوم منطقه هست زنگ بزن !!و گوشي را قطع مي كنه!!

قاليباف مي گفت كه يه بار ديگه زنگ زده و 6 روزه هنوز مشكل برطرف نشده!!!

اول همايش هم رئيس 137 تعريف مي كرد كه يه پسر 8 ساله يكبار با 137 تماس گرفته بود و آدرس خونه اش را داده بود تا ماموران 137 اون را ببرند پارك چراكه هرچي به پدر و مادرش اصرار ميكنه از اين كار سرباز ميزنند.

۱۳۸۴ اسفند ۵, جمعه

لايه هاي دروني جامعه و تفكرات

تا درون لايه هاي جامعه نباشي ، نمي توني به درك درستي از مردم جامعه برسي .هميشه فكر هاي خودمون را به كل جامعه تعميم مي ديم در حاليكه در خيلي از موارد اكثريت با تو هم راي نيستند.

توي اين يك دو هفته تو مناطق شهرداري مي گشتم. همايش معتمدين مناطق براي تشكيل هيات هاي نظارت و اجرايي شوراياري ها هر روز تو يك منطقه برگزار مي شد. سه هفته تمام !!

هفته پيش به چند تا از مناطق رفتم .يكي منطقه 16 بود كه همايش تو فرهنگسراي بهمن برگزار شد.سالن گوش تا گوش پر بود. پيش خودم فكر مي كردم چون جنوب تهرانه اينجوري استقبال شده وگرنه ميزان استقبال و مشاركت تو مناطق شمالي كمتره!!! ولي كاملا در اشتباه بودم.ديروز تو سالن دانشكده پزشكي شهيد بهشتي براي معتمدين منطقه يك، همايش مشابهي برگزار شد كه مردم دو برابر منطقه 16 اومده بودند.

خيلي جالب بود .شهردار منطقه با يك دعوتنامه 3 هزار نفر را به سالن كشانده بود.

در ضمن پريشب 4 تا از اعضاي شورا به همراه قاليباف پيش وزير كشور بودند تا مشكلاتي كه براي تشكيل انجمن هاي شورا ياري پيش آمده را بر طرف كنند. چيدمان اعضاي شورا جالب بود. دو مخالف و دو موافق شوراياري ها!!! گويا مي خواستند دعوا بياندازند ولي آخر سر وزير با چند تا تذكر موافقت كرد كه شورا ياري هاي محلات تشكيل شوند.

يكي از اين تذكرات اين بود كه انتخابات سراسري نباشه چون فقط وزارت كشور انتخابات سراسري برگزار مي كنه كه قرار شد در روزهاي 19 و 26 اسفند باشه !!!تذكر بعدي درباره شكل صندوق هاي راي بود كه ايراد گرفتند كه نبايد يه شكل باشه!!!كه به قول يكي از اعضاي شورا يه جا صندوق ميگذارند يه جا هم قلك تا اشكالي به وجود نياد!!!!!!

خلاصه اينكه با گيرهاي بيخودي ، آخر سر گذاشتند انتخابات شوراياري محلات برگزار بشه!!!!َ

۱۳۸۴ بهمن ۲۶, چهارشنبه

قاليباف نيومد،جنجال شد

آخرين باري كه تو صحن علني شورا نشستم و به بررسي بودجه شهرداري گوش دادم سه سال پيش و در زمان ملك مدني بود تا اينكه طلسم بررسي بودجه شهرداري پشت درهاي بسته بعد از دو سال پي در پي شكسته شد و بودجه پيشنهادي قاليباف ديروز تو صحن علني بررسي شد.

يادم مياد در زمان شهرداري ملك مدني، اون با وجود وضعيتي كه داشت مجبور بود در تمام جلسات بررسي بودجه كه هر روز هفته برگزار مي شد حضور داشته باشه ولي چون در زمان احمدي نژاد بودجه پشت درهاي بسته بررسي مي شد ، اطلاع نداشتم كه آيا احمدي نژاد در تمام جلسات بود يا نه ولي ديروز به بركت قانونمند بودن!!! يك عضو شورا متوجه شدم.

زياري كه از مخالفان قاليباف هست وقتي بررسي بودجه داشت شروع مي شد به ماده 46 قانون شوراها استناد كرد و با خوندن اين بند قانوني گفت كه نص صريح قانون به حضور شهردار در تمام جلساتي كه بودجه بررسي ميشه تاكيد داره وبنابراين جلسه بررسي بودجه بدون حضور شهردار غيرقانوني هست.

اول چمران اعتراض كرد كه طبق روال گذشته!!!حضور شهردار لزومي نداره ولي زياري حسابي اعتراض كرد كه اين مطلب تو قانون اومده !!

بحث ها شدت يافت كه يهو شريعتمداري رئيس كميسيون برنامه و بودجه شورا داغ كرد و گفت: پس چرا سال گذشته ما كار غير قانوني كرديم و هيچكي چيزي نگفت؟

شريعتمداري مي گفت كه آقاي احمدي نژاد بياد و توضيح بده كه چرا كار غير قانوني كرده؟؟پس تمام بودجه سال 84 شهرداري غير قانوني بوده!!!

خلاصه اينكه دانشجو كه جزو طيف مخالف شهرداره موضوع را جمع كرد و پيش زياري رفت كه از موضعش كوتاه بياد.

قرار شد براي ادامه بررسي بودجه راي گيري بشه كه بدون حضور شهردار جلسه ادامه پيدا كنه يا نه كه 14 نفر از 15 نفر خواستار ادامه جلسه شدند و در واقع اين كار غير قانوني ادامه پيدا كرد.

اون وسط شكيب مي گفت كه خيلي وقته كه قاليباف را نديده و دلش براش تنگ شده!!!!

۱۳۸۴ بهمن ۱۵, شنبه

انجمن هاي محلي وجامعه استبداد زده

دو ماه پيش گزارشي براي روزنامه اعتماد درباره شورا ياري ها نوشته بودم كه مشاركت هاي اجتماعي در تاريخ ايران را به طور خلاصه تا عصر حاضرو علت هاي شكست اين مشاركت را بررسي كردم و به انتخاباتي كه قراره اسفند ماه در تهران برگزار بشه كشونده بودم.
انجمن هاي محلي در جهان سابقه چند صدساله داره ولي در ايران هنوز در خم يك كوچه گرفتار هست.
روزنامه اعتماد /26 آذر 1384
بعد از قرن‌ها شكست‌ در جلب‌ مشاركت‌هاي‌ مردمي‌ در اداره‌ شهرها
ياران‌ فراموش‌ شده‌ شوراها به‌ خاطره‌ها بازمي‌گردند؟!
«اهميت‌ مراكز مذهبي‌ در زندگي‌ اجتماعي‌ ايرانيان‌ باستان‌ باعث‌ شده‌ بود تا آنها در ساختن‌ و بازسازي‌ معابد بطور فعالانه‌ مشاركت‌ داشته‌ باشند.»
پيگو لوسكايا تاريخ‌دان‌ يوناني‌ در كتاب‌ خود به‌ نام‌ شهرهاي‌ ايران‌ در روزگار پارتيان‌ و ساسانيان‌ با نوشتن‌ اين‌ مطلب‌ اولين‌ سند مشاركت‌ مردم‌ در اداره‌ شهرهاي‌ ايران‌ باستان‌ را معرفي‌ مي‌كند. مشاركتي‌ كه‌ بعد از قرن‌ها هنوز انسجام‌ لازم‌ را ندارد.
بعد از شكست‌ ساسانيان‌ در برابر سپاه‌ اسلام‌، شيوه‌ اداره‌ امور شهرها دگرگوني‌هاي‌ بسيار يافت‌. در اين‌ دوران‌ عده‌يي‌ از ماموران‌ محلي‌ و دولتي‌ امور اجتماعي‌، اقتصادي‌ و انتظامي‌ شهر را اداره‌ مي‌كردند و مي‌توان‌ گفت‌ كه‌ در روزگار گذشته‌ سواي‌ تجربه‌ اداره‌ پوليسي‌ شهرها در دوران‌ سلوكيان‌ كه‌ مردم‌ شهرنشين‌ مي‌توانستند با انتخاب‌ نمايندگان‌ خود سهمي‌ در اداره‌ امور شهر داشته‌ باشند، هيچ‌گاه‌ مردم‌ توانايي‌ و اجازه‌ دخالت‌ در اداره‌ امور شهرها را پيدا نكردند و از مشاركت‌ مردمي‌ در زمينه‌هاي‌ مختلف‌ اؤر چنداني‌ وجود نداشت‌.
اما بعد از مشروطه‌ و با برپايي‌ انجمن‌هاي‌ بلدي‌، مشاركت‌ شهروندان‌ در اداره‌ امور شهرهاي‌ كشور با الگويي‌ جديد آغاز شد و در حال‌ حاضر نيز به‌ شوراي‌ اسلامي‌ شهر خاتمه‌ يافته‌ است‌.
تا پيش‌ از انقلاب‌ مشروطه‌، هيچ‌ وقت‌ نظام‌ سياسي‌ حاكم‌ اجازه‌ و فرصت‌ مشاركت‌ را به‌ مردم‌ نداده‌ بود و كشور به‌ شكل‌ خودكامه‌ و تنها براساس‌ نظر شاه‌ و اطرافيان‌ نزديك‌ او اداره‌ مي‌شد. از اين‌ رو مي‌توان‌ نخستين‌ الگوي‌ مشاركتي‌ جديد در ايران‌ را تشكيل‌ مجلس‌ شوراي‌ ملي‌ عنوان‌ كرد.صدور فرمان‌ مشروطيت‌ در 13 مرداد 1285 خورشيدي‌ حكايت‌ از اين‌ امر داشت‌ كه‌ حكومت‌، مشاركت‌ تمامي‌ افراد را در اداره‌ امور، حق‌ آنها مي‌داند كه‌ اين‌ امر منجر به‌ تشكيل‌ انجمن‌هاي‌ ايالتي‌ و ولايتي‌ در سال‌ 1286 شد.
به‌ دليل‌ اجرايي‌ نشدن‌ قانون‌ اين‌ انجمن‌ها، فرصتي‌ براي‌ مشاركت‌ مردم‌ دراداره‌ امور خود در اين‌ برهه‌ تاريخي‌ فراهم‌ نشد.در اين‌ دوران‌، نخستين‌ قانون‌ مدون‌ مربوط‌ به‌ مديريت‌ شهري‌ نوين‌ در ايران‌ با عنوان‌ قانون‌ بلديه‌ به‌ تصويب‌ مجلس‌ شوراي‌ ملي‌ رسيد تا مديريت‌ شهرها به‌ هيات‌ بلدي‌ واگذار شود. اما اين‌ قانون‌ با وجود پيش‌بيني‌ مشاركت‌ مردمي‌ در اداره‌ امور شهرها در قالب‌ تشكيل‌ انجمن‌ بلدي‌، در اجرا با شكست‌ روبرو شد.
دومين‌ قانون‌ انجمن‌ شهر در 4 مرداد 1328 با نام‌ قانون‌ تشكيل‌ شهرداري‌، انجمن‌ شهر و قصبات‌ به‌ تصويب‌ مجلس‌ رسيد و قوانين‌ گذشته‌ ملغي‌ شد اما باز شكست‌ ديگري‌ در رابطه‌ با جلب‌ مشاركت‌ مردم‌ در تاريخ‌ كشور به‌ ثبت‌ رسيد.
مقايسه‌ ميان‌ علل‌ شكست‌ انجمن‌هاي‌ شهر و انجمن‌هاي‌ بلدي‌ نشان‌ مي‌دهد كه‌ با وجود گذشت‌ نزديك‌ به‌ نيم‌قرن‌ فاصله‌ ميان‌ اين‌ دو موضوع‌، عوامل‌ اصلي‌ شكست‌ مشاركت‌ مردمي‌ در اداره‌ امور شهرها يكي‌ است‌ و آن‌ خودكامگي‌ نظام‌ سياسي‌ در ايران‌ بوده‌ است‌.
بعد از انقلاب‌ اسلامي‌ و در برخي‌ اصول‌ قانون‌ اساسي‌ درباره‌ تشكيل‌ شوراهاي‌ اسلامي‌ شهر و روستا بحث‌ شده‌ است‌. البته‌ اين‌ قانون‌ با تاخير 15 ساله‌ در اسفند 1376 اجرايي‌ شد تا گام‌ جديدي‌ در رابطه‌ با جلب‌ مشاركت‌ مردم‌ در اداره‌ امور شهرها برداشته‌ شود. اما با گذشت‌ حدود 8 سال‌ از تشكيل‌ شوراهاي‌ شهر در ايران‌، ميزان‌ موفقيت‌ آن‌ در هاله‌يي‌ از ابهام‌ قرار دارد.
دكتر پرويز پيران‌ جامعه‌شناس‌ و پژوهشگر شهري‌ در اين‌ باره‌ مي‌گويد: اگر نخستين‌ تجربه‌ شورا براي‌ كشور فقط‌ تحقق‌ 30 درصد از اهداف‌ اوليه‌ را به‌ همراه‌ داشته‌ باشد، مي‌توان‌ مدعي‌ بود كه‌ معجزه‌يي‌ رخ‌ داده‌ است‌.وي‌ با اشاره‌ به‌ تجربه‌ تشكيل‌ شوراها و مردمسالاري‌ در دنيا و پيدايش‌ دولت‌ شهرها در سومر و بين‌النهرين‌ براي‌ اولين‌ بار مي‌گويد: شورايي‌ موفق‌ است‌ كه‌ اولا بتواند جريان‌ دخالت‌ مردم‌ را تا حد ممكن‌ گسترده‌ كند و ثانيا به‌ سمت‌ نهادينه‌ كردن‌ و ايجاد فرهنگ‌ مشاركت‌ گام‌ بردارد.
به‌ گفته‌ پيران‌ شعور حكومت‌ در اين‌ است‌ كه‌ بتواند مشاركت‌ مردم‌ را در ايران‌ بشدت‌ بالا ببرد.
اگرچه‌ حيطه‌ اختيارها و اقتدار شوراها از عملكرد آنها در جلب‌ مشاركت‌هاي‌ مردمي‌ مي‌كاهد اما در كنار اين‌ موضوع‌ ظاهرا روح‌ استبدادزده‌ ايراني‌ فاقد فرهنگ‌ مشاركت‌ است‌.
پيران‌ مي‌گويد: در درون‌ اين‌ روح‌ نامشاركت‌ جو و استبداد زده‌ ايراني‌ يك‌ شاه‌ قدر قدرت‌ و زورمدار خفته‌ است‌ اما در طول‌ تاريخ‌ ايراني‌ها هيچ‌گاه‌ به‌ معني‌ تخصصي‌ كلمه‌ مشاركت‌ نكرده‌اند.وي‌ معتقد است‌ كه‌ راهي‌ جز مشاركت‌ جو شدن‌ آحاد مردم‌ ايران‌ براي‌ آينده‌ كشور وجود ندارد.
اما در كنار همه‌ اينها زماني‌ يك‌ شورا مي‌تواند در مقابل‌ مشكلات‌ بايستد و موفق‌ شود كه‌ بتواند خود را تكثير كند.پيران‌ معتقد است‌ كه‌ سلسله‌ مراتب‌ تشكيل‌ شوراها در ايران‌ شكل‌ نگرفته‌ و در نتيجه‌ الگوي‌ شورايي‌ و اداره‌ مردمي‌ ناقص است‌ چرا كه‌ بايد به‌ ترتيب‌ شوراهاي‌ محله‌يي‌، شوراهاي‌ مناطق‌ شهري‌، شوراهاي‌ شهر، شوراهاي‌ استاني‌ و شوراي‌ ملي‌ يا مجلس‌ شوراي‌ اسلامي‌ تشكيل‌ شود.
كوچكترين‌ واحد شورايي‌ در هر شهر، شوراي‌ محله‌ است‌. گرچه‌ در گذشته‌ها معتمدين‌ محل‌ در اداره‌ محل‌ نقش‌ مهمي‌ را ايفا مي‌كردند اما هيچ‌گاه‌ اين‌ امر جايگاه‌ قانوني‌ و منسجم‌ به‌ خود نگرفت‌.
در شوراي‌ شهر دور اول‌ تهران‌، اساسنامه‌ تشكيل‌ شوراياري‌هاي‌ محلات‌ كه‌ «پيران‌» يكي‌ از طراحان‌ اوليه‌ آن‌ بود، در تاريخ‌ آبان‌ماه‌ 1378 به‌ تصويب‌ اعضاي‌ شوراي‌ شهر رسيد.
اواخر سال‌ 1379 انتخابات‌ شورا ياري‌ در 10 محله‌ انجام‌ شد كه‌ تا پايان‌ سال‌ 1381 تعداد شوراياري‌هاي‌ محلات‌ به‌ 87 محله‌ رسيد.فاطمه‌ جلايي‌پور عضو شوراي‌ شهر دور اول‌ و يكي‌ از بانيان‌ تاسيس‌ اين‌ نهاد مي‌گويد: شوراياري‌ها جايگاه‌ قانوني‌ مشخصي‌ نداشتند و ديگران‌ هم‌ مي‌گفتند به‌ دليل‌ نبود پشتوانه‌ قانوني‌ اين‌ موضوع‌ كار عبثي‌ است‌ و به‌ جايي‌ نمي‌رسد.
اما با تمام‌ بي‌مهري‌ها در جلوي‌ پاي‌ تشكيل‌ شورا ياري‌ها، كار شروع‌ شد و خود آزموني‌ شد تا همه‌ نيروها در عمل‌ ارزيابي‌ شوند.جلايي‌پور مي‌افزايد: هدف‌ از تشكيل‌ شوراياري‌ها ايجاد روحيه‌ شهروند پرسشگر و دولت‌ پاسخگو بود.
در اين‌ دوران‌ خارجي‌ها نسبت‌ به‌ اين‌ تجربه‌ حساسيت‌ بيشتري‌ نشان‌ دادند. بطوري‌كه‌ جلايي‌پور مي‌گويد: در آن‌ زمان‌ هيات‌هايي‌ از ژاپن‌ و فرانسه‌ به‌ ايران‌ آمده‌ بودند و وقتي‌ از اين‌ طرح‌ آگاه‌ شدند خيلي‌ استقبال‌ كردند.
بعد از انحلال‌ شوراي‌ شهر تهران‌ در دور اول‌ بيشترين‌ ضربه‌ در تجربه‌ مشاركت‌هاي‌ مردمي‌ را شوراياري‌ها خوردند چرا كه‌ با رها شدن‌، آنها هيچ‌ پشتوانه‌يي‌ نداشتند.
جلايي‌پور مي‌گويد: در شوراي‌ دور اول‌ رغبت‌ به‌ اين‌ نوع‌ كارها بسيار كم‌ بود. حتي‌ يكي‌ از دوستان‌ كه‌ فرد فعال‌ سياسي‌ است‌ به‌ من‌ گفت‌ كه‌ توقعم‌ زياد است‌ و مي‌خواهم‌ وقت‌ يك‌ آدم‌ بزرگ‌ با تجربه‌ را براي‌ يك‌ كار كوچك‌ صرف‌ كنم‌.
وي‌ مي‌افزايد: در ديد بسياري‌ از اعضاي‌ شوراي‌ شهر، كار شورا ياري‌ها ارزش‌ چنداني‌ نداشت‌.جلايي‌پور با مخالفت‌ با اين‌ نظر، مي‌گويد: بدون‌ مردم‌ نمي‌توان‌ به‌ تغييري‌ درسطوح‌ بالاي‌ كشور رسيد.وي‌ معتقد است‌ كه‌ استفاده‌ از كلمات‌ مشاركت‌، مردم‌، توده‌، شهروند و... بسيار عادي‌ شده‌ و هرجا استفاده‌ مي‌شود ولي‌ تنها وقتي‌ وارد عمل‌ سازماندهي‌ مردمي‌ مي‌شويم‌ مي‌توان‌ اين‌ كلمات‌ را فهميد و درك‌ كرد.با آمدن‌ شوراي‌ شهر دور دوم‌، دوره‌ تصدي‌ برخي‌ از شورا ياري‌ها به‌ پايان‌ رسيد اما امكان‌ برگزاري‌ انتخابات‌ مجدد به‌ دليل‌ بي‌ سروساماني‌ بسيار، فراهم‌ نبود.
اما اخيرا عنوان‌ شده‌ كه‌ با دو سال‌ تاخير و در اسفندماه‌ جاري‌، انتخابات‌ شوراياري‌ها در 400 محله‌ تهران‌ برگزار مي‌شود تا اصل‌ مشاركت‌هاي‌ مردمي‌ در سطح‌ محلات‌ تهران‌ نهادينه‌ شود و به‌ كل‌ كشور سرايت‌ كند.رسول‌ خادم‌ رييس‌ كميسيون‌ فرهنگي‌ اجتماعي‌ شوراي‌ شهر تهران‌ كه‌ مسووليت‌ اصلي‌ انتخابات‌ شوراياري‌ها را برعهده‌ گرفته‌ است‌ مي‌گويد: برگزاري‌ اين‌ انتخابات‌ در تمام‌ محلات‌ تهران‌ به‌ 15 هزار نيروي‌ انساني‌ نياز دارد.
وي‌ مي‌افزايد: شوراياري‌هاي‌ محلات‌ به‌ عنوان‌ انجمن‌ مشورتي‌ شوراي‌ شهر با ايجاد جريان‌ جديد نظام‌ چرخه‌يي‌ در مجموعه‌ مديريتي‌ كشور نسبت‌ به‌ انتقال‌ نظرات‌، مشكلات‌ و اولويت‌هاي‌ شهروندان‌ اقدام‌ مي‌كند و بدين‌ ترتيب‌ درهاي‌ مديريت‌ روي‌ مردم‌ باز و نوعي‌ تعامل‌ ميان‌ مسوولان‌ و اقشار مختلف‌ مردم‌ برقرار مي‌شود.
اما براي‌ اينكه‌ سرنوشت‌ تشكيل‌ شوراياري‌ها همانند آنچه‌ در تاريخ‌ درباره‌ جلب‌ مشاركت‌هاي‌ مردمي‌ ثبت‌ است‌ نشود، ستاد ساماندهي‌ مشاركت‌هاي‌ مردمي‌ در كنار شوراياري‌ها در مناطق‌ شكل‌ مي‌گيرد.خادم‌ كه‌ خود در پايان‌نامه‌ كارشناسي‌ ارشدش‌ به‌ موضوع‌ ساماندهي‌ مشاركت‌هاي‌ مردمي‌ و اجتماعي‌ مي‌پردازد، مي‌گويد: سازماندهي‌ شوراياري‌ محلات‌ و تعامل‌ آنها با دستگاه‌هاي‌ اجرايي‌ مختلف‌ مهمترين‌ هدف‌ تشكيل‌ ستاد مشاركت‌هاي‌ اجتماعي‌ است‌.
وي‌ مي‌افزايد: اين‌ ستاد با مسووليت‌ شهردار منطقه‌ و حضور نمايندگان‌ دستگاه‌هاي‌ اجرايي‌ مربوطه‌ نسبت‌ به‌ شناسايي‌ مسائل‌ شهروندان‌ توسط‌ شورا ياران‌ محلات‌ اقدام‌ مي‌كند.
به‌ گفته‌ خادم‌، خلاف‌ گذشته‌ كه‌ تصميمات‌ و برنامه‌ها بدون‌ توجه‌ به‌ نظرات‌ مردم‌ اتخاذ مي‌شد با تشكيل‌ اين‌ ستاد شهروندان‌ در تغيير و تدوين‌ برنامه‌ها تاثيرگذار شده‌ و از سويي‌ ديگر اولويت‌هاي‌ آنها شناسايي‌ مي‌شود.
در واقع‌ بعد از تشكيل‌ شوراياري‌ محلات‌، ستاد ساماندهي‌ مشاركت‌هاي‌ اجتماعي‌ نيز بطور همزمان‌ در مناطق‌ 22گانه‌ تهران‌ تشكيل‌ مي‌شود و براي‌ نخستين‌ بار شوراياري‌ها از طريق‌ اين‌ ستاد بطور مستقيم‌ مشكلات‌ خود را به‌ دستگاه‌هاي‌ اجرايي‌ مرتبط‌ منتقل‌ مي‌كنند.
دكتر قاليباف‌ با شعارشهروند محوري‌ گام‌ در بهشت‌ گذاشت‌ و به‌ ساختمان‌ شهرداري‌ آمد. حال‌ بايد ديد آيا بعد از قرن‌ها روح‌ مشاركت‌ در شهروندان‌ پايتخت‌ دميده‌ مي‌شود يا همانند تجربه‌هاي‌ گذشته‌ به‌ دليل‌ نبود ساز و كار مناسب‌ و پيشينه‌ تاريخي‌ و سياسي‌ كشور به‌ سرنوشت‌ طرح‌هاي‌ اجرا نشده‌ مختوم‌ مي‌شود.

۱۳۸۴ بهمن ۱۴, جمعه

مونوريل در شهرهاي كشور!!!

ماه پيش بود كه بعد از جلسه علني شوراي شهر، با يكي از بچه هاي خبرنگار به طبقه ششم شوراي شهر، روبروي آسانسور، اتاق دكترنادر شريعتمداري رئيس كميسيون برنامه و بودجه شوراي شهر رفتيم.

يك ساعت تموم درباره خيلي از موضوعات در شورا و شهرداري حرف زديم. از اعضاي شورا گفتيم تا اقدامات قاليباف!!

از انتخابات سال آينده شوراي شهر و حضور شريعتمداري پرسيديم تا ارزيابيش از دو سال فعاليتش در شوراي شهر!!!

از مونوريل برامون گفت تا واكنش هاي علي آبادي و سعيدلو بعد از انتخاب نشدنشون به عنوان شهردار!!!

اما يك قسمت جالب صحبت هاي شريعتمداري درباره ناگفته هاي مونوريل بود!!يك پوشه حجيم را جلوي رويمون گذاشت و گفت اين پرونده مونوريل از ابتدا هست. مي خواست برخي از ناگفته ها بعد از دوسال جايي ثبت بشه!!

تخلفات، كارهاي غير كارشناسي ، ظاهر سازي ها و ..........

شايد اگه تموم ماجراهايي كه از ابتدا سر مونوريل اومد را بخواهيم يكجا جمع كنيم به دليل حجم بزرگ مطالب ، بشه يك كتاب در اين باره نوشت.

به هر حال دوست خوبم يه روز ديگه با شريعتمداري قرار مصاحبه گذاشت و مصاحبه دوساعته خودش را امروز منتشر كرد.

پروژه منوريل از آغاز تا امروز، ابهامات همچنان باقي است

يك نكته: شنيده ميشه كه احمدي نژاد گفته كه مي خواد مونوريل را طرحي كشوري كنه!!

۱۳۸۴ بهمن ۱۲, چهارشنبه

دمكراسي شورايي

اين سه روز اخير ميتونه در اين كلمات خلاصه بشه: نااميدي.....،خوشحالي و كورسوي نور، نا اميدي دوباره و حالا انرژي براي مبارزه!!!

اختلاف هاي اعضاي شوراي شهر داره علني ميشه و يه جورايي رنگ و بوي شوراي دور اول داره پديدار ميشه!!

دوشنبه زنگ زدم شورا تا از دستور جلسه هاي روز سه شنبه با خبر بشم كه گفتند جلسه علني و بدون حضور مستمع هست .از دستور جلسه ها پرسيدم. چه دستوراي داغي!! داغ كردم. زنگ زدم به يكي از بچه هاي خبرنگار و با هم تصميم گرفتيم يه جورايي با زنگ زدن به اعضا اعتراض كنيم.
جلساتي كه لايحه هاي دوفوريتي داره پشت درهاي بسته باشه ولي جلساتي كه ارائه گزارش آب و فاضلاب و مصلاي تهران و ... هست تو صحن بايد بررسي بشه!!

اونجوري كه مي خواستيم نشد. صبح روز سه شنبه اين دوست عزيز من زنگ زد و اينبار اون من را ترغيب كرد كه يه جريان خبري بابت اين موضوع ايجاد بشه كه شد.

دوست خوبم به بچه هاي ديگه خبرنگار هم زنگ زد ولي جريان طوري ديگه رقم خورد و جريان خبري در همون راستا ولي با موضوعي مهمتر ايجاد شد. 7 نفر از اعضاي شورا براي از اكثريت انداختن جلسه و ضربه زدن به قاليباف تو جلسه شركت نكردند.

معلوم نيست تو جلسه روز يكشنبه كه بدون حضور مستمع بود چي گذشته كه اين نتيجه را به بار آورده؟؟
البته گفته ميشه تو جلسه روز يكشنبه سر دوتا لايحه دو فوريتي جنجال شده كه يكي برگزاري انتخابات شوراياري هاي محلات بود!!

انتخابات شورا ياري ها كه شديدا من بهش اعتقاد دارم قراره روز 19 اسفند برگزار بشه كه اگه 450 محله تهران داراي شورا ياري بشه يك قدرت عظيم مردمي شكل ميگيره كه شايد خيلي ها را به وحشت بياندازه و دقيقا يك امتياز براي مديريت قاليباف در شهرداري هست ولي از يك طرف ديگه مطالبات مردم از دولت و حاكميت را به شدت بالا ميبره و.........

به هر حال يك جريان خبري در خبرگزاري ها شكل گرفت كه همون روز دوست خوبم به من اس ام اس فرستاد كه موفق شديم و فردا شورا جلسه علني با حضور مستمع داره اما اين خوشحالي زياد دوام نياورد و نيمه هاي شب بود كه گفتند جلسه بدون حضور مستمع هست و در نهايت باز هم اين 7 نفر عضو شورا كه از مخالفان قاليباف هستند امروز هم در جلسه شورا حضور نداشتند و يه سنگ بزرگي را جلوي پاي قالباف انداختند كه در نهايت به ضرر خودشون تموم ميشه!!

لايحه هاي دو فوريتي كه بايد در روز سه شنبه بررسي مي شد به تعيين نرخ عوارض سال آينده شهرداري مربوطه كه بايد تا قبل از 15 بهمن تصويب بشه ولي اين اعضا با حضو نيافتن تو جلسه شورا مي خواهند مشكلاتي را ايجاد كنند.

جالب اينجا است كه دانشجو يكي از اعضاي مخالف، بهانه اي بهتر از سر درد براي حضور نيافتن تو شورا پيدا نمي كنه و بقيه هم جوابگو نيستند. معتمدي هم كه خود كلمه دمكراسي هست ميگه اگه ما ميومديم اين لوايح كه به ضرر مردمه راي مياورد چون شورا 8 به 7 هست. بهانه از اين جالب تر! خوب تو بيا راي منفي بده، اين آخر بچه بازيه!!!!!!!

حالا بايد منتظر يكشنبه بود............. و اين جريان خبري بايد ادامه پيدا كنه.
درباره شورا ياري ها و اين جريانات و جلسات علني و بدون حضور مستمع شورا و بررسي بودجه بيشتر مينويسم.

۱۳۸۴ دی ۲۹, پنجشنبه

رئيس و استاد وبلاگ نويس

موقع امتحانها است و من مثلا گرفتارم!!!
البته در اين بين درسي هم خونده نميشه!!
ديروز امتحان معني شناسي داشتم كه استاد اين درس دكتر جعفري رئيس دانشكده خبر بود.
برگه هاي امتحان را گرفتيم و قرار شد تا پايان بهمن در 10 صفحه تايپ شده جوابها داده بشه!!
بعضي از بچه ها به رئيس وبلاگ نويس متلك ميانداختند كه جوابها را تو وبلاگتون بگذاريد يا براتون ايميل كنيم.
البته خود استاد گفت كه يكي از دانشجو ها تو وبلاگش كامنت گذاشته كه به جاي وبلاگ نوشتن برگه ها ي امتحاني ما را صحيح كنيد!!
واقعا اين مسئله نكته ظريفي هست چون ترم پيش با استاد جعفري درس زبان شناسي داشتيم كه هنوز نمره هاي اين درس اعلام نشده.استاد قول داده نمره هاي معني شناسي و زبان شناسي را با هم اعلام كنه!!!
سپيدار وبلاگ دكتر جعفري رئيس و استاد دانشكده خبر هست.

۱۳۸۴ دی ۲۱, چهارشنبه

عنصر نامطلوب شدم

هفته پيش ماجرا به نقطه اوجش رسيد و طاقطم تموم شد.
مدتي هست كه تيم جديد روابط عمومي شهرداري مركز آغاز به كار كرده ولي هر روز يه تشنج و تنش ايجاد ميشه و خبرنگارها حسابي ناراضي هستند!!!

اونها مي گويند چندتا خبرنگار هستند كه سردسته كل خبرنگارها شدند و شروع به ايجاد تنش و انتقادهاي تخريبي در شهرداري كردند و هدفشون هم گرفتن بعضي امتيازها !!!و امكانات!!!! از شهرداري است و خبرنگارهاي معترض هم نسبت به توهين ها و گزينشي برخورد كردن و بي نظمي در برنامه ها شاكي هستند.

اينقدر ماجرا كشدار شد كه بعضي از بچه ها در روزنامه ها و خبرگزاري ها اين ناهماهنگي ها را منتقل كردند و نوشتند.

اما روند ادامه پيدا كرد. حتي با خيلي از خبرنگارها تماس مي گرفتند و از نحوه نگارش خبر انتقاد مي كردند.مثلا مي گفتند چرا اين خط را كه انتقادي بود، كار كرديد؟ و....

چند مورد هم من ديدم ولي هيچ چيز نگفتم تا اينكه در يكي از برنامه ها كه اين ناهماهنگي ها ديده مي شد ، با چندتا از بچه ها تصميم گرفتيم كه در اولين برنامه اي كه قاليباف را ديديم اعتراض خودمون را مستقيما بهش برسونيم.

اولين برنامه بعد از اون ماجرا، گردهم آيي كاركنان شركت واحد در استاديوم 12 هزار نفري آزادي و ديدار قاليباف با اونها بود كه من اون برنامه را نرفتم اما بچه ها مي گفتند روند نا همانگي ها ادامه پيدا كرد و اونها 40 دقيقه تو سرما معطل شدند و وقتي قاليباف اومد بيرون اونها به اين ناهماهنگي ها اعتراض كردند و گفتند كه اين ششمين بار است كه اين اتفاقها مي افتد و فقط به خاطر شما بود كه كوتاه اومدند كه قاليباف هم جواب داد كه اينبار هم به خاطر اون كوتاه بيايند.

در حاشيه اين گردهمايي در برخي از رسانه ها اين موضوع هم درج شد كه باعث ناراحتي شديد روابط عمومي شد.

اما چهارشنبه پيش و دو روز بعد از برنامه استاديوم، قاليباف برنامه اي در شهرداري منطقه 2 داشت كه من متوجه شدم و ساعت 2 سر برنامه بودم اما جلوي در از ورودم جلوگيري شد و گفتند كه شما در ليست 5 نفره خبرنگارها ي دعوتي(گزينشي) نيستيد و بايد برويد.

خيلي عصباني شدم و گفتم منتظر مي شوم تا با مسئول روابط عمومي صحبت كنم اما بعد از 10 دقيقه مسئول روابط عمومي منطقه 2 اومد پيش من و گفت كه برم.

گفتم كه مي خوام با روابط عمومي مركز صحبت كنم كه در جواب گفت كه مديركل روابط عمومي مركز اون را فرستاده تا به من بگه كه بروم!!!!!!!!

خلاصه اينكه ترجيح دادم اين موضوع را به مسئولان رسانه ام منتقل كنم كه اونها هم گفتند كه يك نامه به شخص قاليباف بنويسم.

نامه را نوشتم و بعد از جلسه بدون حضور مستمع شورا كه درباره اتوبوسراني بود و قاليباف هم حضور داشت ، رفتم پيش قاليباف و نامه را با يكسري توضيحات مختصر به اطلاعش رسوندم!!

قاليباف گفت كه پيگيري مي كنه و نتيجه پيگيريش را فردا اون روز يعني دوشنبه متوجه شدم چراكه مسئول رسانه ها ي شهرداري از من گله كرد كه چرا اين مشكلات را ابتدا با اون در ميون نگذاشتم!!!و مستقيما نامه نوشتم؟؟

خلاصه اينكه بايد منتظر آينده شد و ديد كه روند كار چگونه ادامه پيدا مي كنه.

به نظر من كه اين تنش ها به ضرر قاليبافه و اين درحاليه كه چهره قاليباف در زمان ورودش به شهرداري از احمدي نژاد خيلي مثبت تر بود ولي به جاي استفاده از اين وجهه ، دارند حسابي به ضرر قاليباف كار مي كنند.

من هم اين وسط تبديل به يك عنصر نامطلوب شدم. درحالي كه اصلا در اين مدت نه سوال چالشي پرسيدم و نه انتقادي كردم و چون به اعضايي كه به قاليباف راي دادند ، اعتقاد دارم فعلا نظاره گر فعاليت قاليباف هستم اما اگر ...............


۱۳۸۴ آذر ۲۴, پنجشنبه

بهترين شهردار جهان


شهردار آتن، بهترين شهردار جهان در سال 2005!
تكميل:يك زن، بهترين شهردار جهان شد(مطلبم درپايگاه اطلاع رساني شهرسازي و معماري)

30 آذر؛ تهران زلزله می‌آید!

ديروز نشست خبري دكتر مازيار حسيني رئيس سازمان مديريت بحران شهر تهران برگزار شد كه مانور زلزله 30 آذر را توضيح مي داد.بماند كه در اول جلسه با اسم بردن از خبرنگارها و عكاس هاي كشته شده، هم خودش گريه كرد و هم تمام خبرنگارها را به گريه انداخت!!
داشتم روزنامه ها را از طريق اينترنت ورق مي زدم ولي درباره اين موضوع و اين مانور كمتر نوشته بودند اما روزنامه هموطن تيتر جالبي زده بود كه 30 آذر ، تهران زلزله مي آيد!
اين تيتر بعضي ها را وادار به خريد روزنامه ميكنه و معمولا حربه روزنامه ها و مجلات زرده!!
راستي مازيار حسيني مي گفت كه مي خواد انجمن خبرنگاران مديريت بحران را تشكيل بدهد!!!

۱۳۸۴ آذر ۲۰, یکشنبه

وام ازدواج و ازدواج من

يكي از بچه هاي خبرگزاري ميراث هفته پيش مي گفت كه ارديبهشت امسال فرم دريافت وام ازدواج شهرداري را پر كرده و بهش گفته بودند كه 5 آذر نوبتش ميشه اما اين تاريخ گذشته و از وام خبري نيست. وقتي هم زنگ ميزنه، مسئولين امر مي گويند كه بودجه ندارند،سال بعد!!!!
از من مي خواست براش از يكي از اعضاي شورا نامه بگيرم تا امسال بهش وام را پرداخت كنند!!
مي دونستم نتيجه نداره چون تازه رو شده كه پشت پرده اين وام چه خبرا بوده!
امروز بعد از جلسه شورا رفتم پيش بيادي ، نايب رييس شورا!ماجرا را براش تعريف كردم ولي درباره نامه چيزي نگفتم چون اصلا فرصت نداد.
گفت كه پسرش هم درخواست وام داده و قرار هم بوده مهر بهش وام را بدهند اما هنوز خبري نشده.
مي گفت كه پسرش به وام احتياج نداشته ولي مي خواسته همينجوري امتحان كنه.
سلطانخواه را صدا كرد كه اون به من جواب بده!!
سلطانخواه هم از سرش باز كرد.
بيادي رو به من كرد و گفت:من تو اين ماجرا كاري نمي تونم بكنم .اگه هم مي تونستم ، اهل پارتي بازي نيستم ولي اگه خودت ازدواج كني ، برات وام را جور مي كنم!! و بعد شروع كرد از من تعريف كردن پيش سلطانخواهي كه چشم ديدن من را نداره!!!
من هم اين وسط مونده بودم چي بگم!!سريع تشكر كردم و خودم را به نشست چمران رسوندم.

۱۳۸۴ آذر ۱۶, چهارشنبه

همه رفتند

ساعت نزديك دو بود.نشست دو ساعته مطبوعاتي قاليباف داشت تموم مي شد.خبرنگار راديو به طور مستقيم داشت از قاليباف مصاحبه مي گرفت.مصاحبه اش تموم شد.گوشي تلفن دستش بود و داشت با همكاراش ، اونور خط صحبت مي كرد.وسط صحبت هاش كلمه سقوط هواپيما را شنيدم.جدي نگرفتم. اينقدر از اين خبرها شنيدم كه پرس و جو زياد فقط اعصابم را خرد مي كنه!!
من و دوستم داشتيم شهرداري را ترك مي كرديم. مسئول روابط عمومي ناراحت بود كه خبر سقوط هواپيما به جاي خبر اولين نشست قاليباف تيتر يك روزنامه ها ميشه!!!
به محل كارم رسيدم.هنوز هيچ چيز از كشته شده ها نمي دونستم. تلويزيون روشن بود و لحظه لحظه گزارش مي كرد.گويا اسامي كشته ها را خبرگزاري ها اعلام كرده بودند. يهو چند نفر را ديدم كه زدند زير گريه.پرس و جو كردم كه چي شده. گفتند اسم پدر يكي از بچه ها كه تصوير بردار شبكه خبر بوده در بين كشته ها اعلام شده!!
خودش چند دقيقه بعد رسيد. شوكه بود. پسرها بردندش تو دستشويي و بعد اومد و سريع رفت سراغ سايت هاي خبري !!هيچ عكس العملي نشون نمي داد.فقط شوكه بود.بعد با ماشين يكي از بچه ها رفت.
يكي از بچه ها به من گفت كه اسم كربلايي احمد،عكاس همشهري هم اعلام شده.باورم نشد.بهش گفتم شماره خانم قيدي خبرنگار شهري روزنامه همشهري را بياره. زنگ زدم.پرسيدم.قيدي داشت گريه مي كرد.نتونستم ادامه بدم.من و دوستم به ياد خاطره ها مون با آقاي كربلايي ،عكاسي كه دو سال تمام برنامه هاي شهرداري را ميومد ،بيتاب شديم.
يكي يكي اسم آشناها را مي شنيديم.ايل بيگي ،افشار، برادران،قريب و....
يكي از بچه هاي دانشكده زنگ زد.گفت كه سه تا از بچه هاي دانشكده خبر هم در بين كشته ها بودند و فردا(امروز)تو دانشكده مراسمه!!
همه رفتند..........................

۱۳۸۴ آذر ۱۰, پنجشنبه

شهر داران جهان

بعد از ديدن فعاليت 2 شهردار(با قاليباف 3تا) و 2 سرپرست شهرداري در تهران خيلي علاقمند بودم كه ببينم شهرداران در شهرهاي جهان چگونه فعاليت مي كنند.
ترجمه كردن چند خبر باعث شد تا حدودي با فعاليت آنها آشنا بشوم. آخريش را ديروز ترجمه كردم كه درباره شهردار سئول بود.
قبلي ها:

۱۳۸۴ آذر ۷, دوشنبه

برنامه رپرتاژي جاسبي و خبرگزاري هاي دانشگاه آزاد

با بعضي از سازمان هاي شهرداري كه ارتباط نزديك تري دارم ، مي دونم براي پخش يه موضوع تبليغاتي و يا برنامه سازي درباره سازمانشون و حتي پخش برنامه هايي در راستاي فرهنگ سازي براي شهروندان بايد خداتومن پول به بخش مربوطه صدا و سيما بپردازند.
تو روزنامه ها هم كه به اندازه كافي گزارش تبليغاتي يا رپرتاژي وجود داره.
خب با اين اوصاف، حضور چشمگير جاسبي در تلويزيون و مصاحبه هاي اختصاصي اخير روزنامه ها با اون را چطور بايد ارزيابي كرد؟؟
در يك قسمت از مصاحبه تلويزيون با جاسبي، اون از خبرگزاري هايي كه تاسيس كرده حرف زده كه من را حسابي عصباني مي كنه !! خبرگزاري هاي دانشگاه آزاد آنا و ايسكانيوزهستند!!!
واقعا ببخشيدا!!توهين به كسي نباشه ها!!ولي گويا خبرگزاري ها دارند مثل علف سبز مي شوند!!
و تاسف بيشتر داره وقتي مي شنوي ، خبرنگارهاي غير حرفه اي اين خبرگزاري ها كه معمولا هيچ سابقه كاري هم ندارند به اندازه دبير گروه هاي خيلي از خبرگزاري هاي معروف تر و روزنامه ها سطح بالاتر، حقوق مي گيرند!!
اين يعني نوعي هرج و مرج رسانه اي!!!

۱۳۸۴ آذر ۲, چهارشنبه

تخلف هاي گستره سازمان فرهنگي هنري شهرداري در مديريت سابق

تخلف هاي مالي سازمان فرهنگي هنري شهرداري تهران در مديريت قبلي، داره صداش و گندش در مي آيد.
ديروز تو جلسه شورا اين موضوع سر و صداي زيادي كرد.

ساعت 11 بود كه دستور جلسه هاي شورا تموم شد و نوبت به تذكرات اعضا به شهرداري رسيد.
موضوع جالب در تذكرات اعضاي شورا اينه كه توي 2 سالي كه احمدي نژاد شهردار تهران بود، 13 تذكر توسط اعضا به شهردار ارائه كه تنها به 6 مورد جواب داده شد ولي ديروز 5 تا از اعضا تذكر داشتند!!!

اولش سلطانخواه گزارشي درباره روند پيگيري تذكرات، كه بر عهده هيات رئيسه هست ،داد كه كاشاني را شاكي كرد.

كاشاني مي گفت: اولين تذكر شورا در سال 82 بوده كه هيات رئيسه در سال 84 پيگيري كرده!!!
سلطانخواه اين موضوع را رد كرد ولي كاشاني گفت: حرفهايي كه مي زنم بر اساس برگه هايي است كه هيات رئيسه به ما داده.

خلاصه اينكه تذكرات شروع شد . يه آن چشمم به صندلي هاي جلويي صحن شورا افتاد و كتابچه اي كه دست آقايي بود و رويش نوشته شده بود گزارش مالي سازمان!!علي عسگري رئيس جديد سازمان فرهنگي هنري را تا به حال نديده بودم و حدس زدم با توجه به تذكر دو هفته پيش خادم، اين آقا رئيس جديد باشه!!

تذكرات اعضا داشت طولاني ميشد و پچ پچ هايي در ميان صندلي هاي وسطي مربوط به اعضاي شورا شكل گرفته بود. يعني گروهي كه من آنها را آدمهاي منصف ، منطقي و كاركن تر مي دونم. اينجوري كه بوش ميومد انگار عده اي دوست نداشتند گزارش سازمان فرهنگي هنري خونده بشه!!

يه آن شريعتمداري از اون وسطا صداش در اومد و سلطانخواه منشي شورا را مخاطب قرار داد كه اين وظيفه منشي است كه حضور رئيس سازمان فرهنگي هنري را در دستور قرار مي داد و حالا كه قرار نگرفته و شما به مسئوليت خودتون عمل نكرديد بايد گزارش رييس سازمان تو جلسه امروز مطرح بشه!

چهره سلطانخواه ديدني بود و عصبانيت در چهره اش موج مي زد. خنده ام گرفت!! خادم چون در خيلي مواقع آدم ملاحظه كاري هست ، وقتي مي خواد يه عمل انتحاري و اعتراضي انجام بده شريعتمداري و يا بيادي را ميندازه جلو تا اونا كه بدون ملاحظه حرف مي زنند خواسته اش را بيان كنند.

بالاخره عسگري اومد تا گزارش خودش را بده و اولش هم گفت كه من فقط گزارش مالي را ارائه مي كنم و هيچ قضاوتي هم نمي كنم. خلاصه كلامش اين بود كه سازمان تو 6 ماه كل بودجه خودش را هزينه كرده و تازه 4 ميليارد تومان هم خارج از بودجه هزينه كرده و 5 ميليارد تومان هم بدهي دارد!!

بعد از گزارش عسگري سوال هاي اعضا مطرح شد. خادم يه سوال خيلي جالب از عسگري پرسيد كه گفته ميشه سازمان 216 ميليون تومان به پژوهشكده مهدويت در قم داده، 100 ميليون تومان براي احداث بانك اطلاعاتي گياهان دارويي!!!و 200 ميليون براي عكسبرداري از نسخ خطي هزينه كرده و جالب تر اينكه چند ماه پيش قراردادي 100 ميليوني براي انتشار سررسيد سال 84 بسته است؟

همه اين موارد را عسگري تاييد كرد. خانم خير هم پرسيد كه شما مطمئن هستيد اين رقم ها درست هست كه وقتي عسگري دوباره تاييد كرد ، خير گفت:"باور كردني نيست!!"

راستي عسگري مي گفت در طول اين سالها كه سازمان فعاليت ميكنه اين اولين گزارش مالي هست كه تدوين شده!!

آخرش هم قرار شد تمام جزئيات گزارش روشن بشه و اگه تخلف محرز شد پيگيري قانوني بشه!!

نمي دونم مشايي نظرش چيه!!
رئيس سابق سازمان و رييس فعلي سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري!!!

۱۳۸۴ آبان ۲۴, سه‌شنبه

تكميل پست قبلي

امروز شوراي شهر بودم.آخر جلسه نسرين سلطانخواه با مهنوش معتمدي آذري يكي از زنان شورا، داشتند صحبت مي كردند.

كلاغ ها خبر دادند كه درباره من صحبت مي كردند!!!سلطانخواه داشت ماجراي سوال پرسيدن من را با معتمدي مطرح مي كرد و گويا معتمدي جواب داده چرا يه بار اين خانم(يعني من)نيامده از خودمون اين سوال رابپرسه!!!

كلاغه بقيه حرفها را نتونسته بشنوه ولي مي گفت گويا سلطانخواه حسابي شاكي بوده و داشته گوشي را ميداده دسته معتمدي كه حواسش باشه!!
در ضمن نفر سوم زنان شورا خانم خير هست كه من خيلي دوستش دارم .با اونكه از اون هم مي تونم انتقاد كنم ولي از همه صاف و ساده تر هست.

نسرين جون

وقتي سبك نوشتن خبر در رسانه هاي ما سخت و خشك و خيلي خيلي رسمي است ، ديگه هيچ فردي قادر نيست بفهمه در نشست خبري نسرين سلطانخواه رئيس مركز امور زنان و خانواده رياست جمهوري چه گذشته!!!
خبرها با يك وعده توخالي شروع و به پايان مي رسه.
خبر همه خبرگزاري ها و روزنامه ها را درباره اين نشست خوندم.دقيقا همينطور بود و فقط روزنامه جام جم اينگونه شروع كرده:صبح ديروز نخستين جلسه مطبوعاتي نسرين سلطانخواه ، رئيس جديد مرکز امور زنان و خانواده در حالي برگزار شد که وي به سوالات خبرنگاران به صورت مبهم و غيرشفاف پاسخ مي داد.
من هم از سلطانخواه سوال پرسيدم ولي به سوال من جواب نداد!!گفتم :دو سال و نيم در شوراي شهر تهران به همراه دو زن ديگه هستيد ولي هيچ طرحي درباره زنان در شورا ارائه نشده،چرا زنان شورا خنثي برخورد مي كنند؟
ايشان فقط با بيان اينكه ارائه طرح درباره زنان خارج از مسئوليت شورا است به مسئول روابط عمومي اشاره كرد كه سوال بعدي پرسيده بشه البته قبلش سوال من را با يك سوال كه وظيفه شورا چيه جواب داد ومن هم وظيفه شورا را گفتم ولي فراموش كردم بگم كه شورا روي هر مسئله در شهر ميتونه طرح بده چون اسمش "شوراي شهره"نه شوراي شهرداري!!!و وقتي مسئول روابط عمومي مي خواست جواب سلطانخواه را توجيه كنه ، سلطانخواه با لحن بدي گفت:ادامه نديد اين سوالها به اينجا مربوط نيست و بايد در شورا پرسيده شود!!
خلاصه اينكه روابط عمومي و سلطانخواه جوري جواب دادند كه گويا نقد زنان شورا بايد در شورا مطرح بشه و بقيه مسايل زنان در مركز زنان!!!!
خبرنگار جام جم هم اين سوال را پرسيد ولي سلطانخواه هيچ جوابي نداد!!!
خيلي غير مسلط به سوال ها جواب داد و وعده وعيد تو صحبت هاش زياد بود!!
وقتي آدمي جلوي احمدي نژاد گ.........اصلا بي خيال !
4 سال ديگه وضعيت زنان ما چه جوريه؟؟
راستي از خبرنگاري در حوزه زنان اصلا خوشم نمي آد!!خيلي محيط بديه!

۱۳۸۴ آبان ۱۸, چهارشنبه

ايرانشهر

دست تمام روزنامه نگارهاي با وجدان و اخلاق گرا درد نكنه!دست آقاي مهرداد مشايخي دبير گروه شهرآراي ايرانشهر همشهري هم درد نكنه كه مطلب من را با نام خبرنگار خودش كار مي كنه!!
ايرانشهر امروز همشهري شاهكاره!!فقط به خاطر اضافه كردن يك پاراگراف مسخره به آخر گزارش من ، اون را به اسم خبرنگار خودشون كار كرده!!
به تمام حرفه اي هاي حرفه روزنامه نگاري تبريك ميگم!!!!!!!!

۱۳۸۴ آبان ۱۵, یکشنبه

خواب زمستاني ساعت‌هاي تهران

چند ماه پیش بود که کتاب هزارستان پاریزی را داشتم می خوندم.البته کامل نخوندمش ولی همون اولای کتاب، دکترپاریزی به یک نکته درباره ساعت های تهران اشاره می کنه!

این نکته برای من خیلی جالب بود و به یکی از سوژه هام برای نوشتن گزارش تبدیل شد تا اینکه بعد از چند ماه تنبلی گزارش را نوشتم.اگه تعریف نباشه ولی خودم از این گزارش خیلی خوشم اومد!!


خواب زمستانی ساعت های تهران
سالها پيش در ميدان مخبرالدوله تهران دو ساعت توسط بلديه تهران نصب شده بود كه يكي رو به جنوب و ديگري رو به شمال بود. اين دو تا ساعت هيچ وقت نمي‌شد كه با هم مطابق باشند، اغلب يكي دو ساعت با هم تفاوت داشتند. خدا رحمت كند مرحوم محمود مسعود را، يك بار در روزنامه مرد امروز نوشت: هر وقت اين دو ساعت با هم ميزان شوند كار اين مملكت هم اصلاح خواهد شد. اين نكته آنقدر ظريف بود كه دهان به دهان مي‌گشت و بلديه چون ديد كه واقعا نمي‌تواند اين نقص را رفع كند براي رهايي از شماتت مردم، اول كاري كه كرد آن ساعت‌ها و ستون ساعت را از ميدان برداشت: حاجي مرد و شتر خلاص!

دكتر "محمدابراهيم باستاني‌پاريزي" با روايت اين داستان در كتاب هزارداستان خود به مشكلي از تهران قديم اشاره مي‌كند كه هنوز و در عصر جديد اين شهر با آن مواجه است. ساعت‌هاي برخي از ميادين تهران هميشه در خواب زمستاني به سر مي‌برند.



ساعت در ميدان


ساعت‌هاي تزييني، زينت‌بخش بسياري از ميادين هستند و اشكال متنوعي دارند كه يكي از آنها برج ساعت است. اين ساعت‌ها اثر قوي بر چشم، فكر و ذهن رهگذر دارد و اگر به دقت مكان‌يابي و با حساسيت جايگاه آن طراحي شود، نشانه قوي در شهر محسوب مي‌شود و تاثير بصري قوي خواهند داشت، اين نوع اثر حجمي، فرم باستاني ندارد و در قرن‌هاي اخير به كار گرفته شده است.

سازمان زيباسازي شهر تهران در يك سال اخير قرارداد نصب 200 ساعت را در ميادين و حتي ايستگاه‌هاي اتوبوس بسته است.

مهمترين ويژگي اين ساعت‌ها به گفته مهندس «ابوالقاسم وحدتي‌اصل» مديرعامل سازمان زيباسازي، متحدالشكل بودن آنهاست.

وي در گفت‌وگو با UNA در اين باره مي‌گويد: «نصب اين ساعت‌ها مبلمان متحدالشكلي را براي ميادين به ارمغان مي‌آورند و يك نظم ساختاري را به شهر مي‌دهند.»

در يك سال اخير با نصب تدريجي ساعت‌هاي جديد در ميادين، مردم ساعت‌هاي خود را با ساعت ميادين تنظيم مي‌كردند اما اين موضوع چند ماهي بيشتر دوام نياورد تا خواب زمستاني به سراغ برخي از اين ساعت‌ها آمد.

وحدتي‌اصل به طور كامل به اين موضوع واقف است و اين انتقاد را مي‌پذيرد. وي قبل از مطرح شدن سئوالي در اين خصوص خود به تشريح ساختار اين ساعت‌ها مي‌پردازد و مي‌گويد: «اين ساعت‌ها با برق كار مي‌كنند اما در مواقع ضروري كه برق نباشد با باطري‌هاي موقتي كه توسط برق شارژ مي‌شوند نيز كار مي‌كنند.»

وي مي‌افزايد: «سازمان زيباسازي از مناطق شهرداري تهران خواسته است تا به اين ساعت‌ها برق برسانند چون باطري‌ها تا يك مدت مي‌توانند جوابگو باشند و به تدريج از قدرت آنها كاسته مي‌شود.»

وي هماهنگي بين مناطق براي تامين برق ساعت‌ها را خواستار مي‌شود و مي‌گويد: «تامين برق علاوه بر تنظيم ساعت‌ها چراغ داخل ساعت‌ها را نيز روشن مي‌كند تا در شب هم قابل استفاده باشند.»

وحدتي‌اصل در پايان تصريح مي‌كند كه در تهران ميدان ساعت مانند آنچه كه در برخي از شهرهاي كشور و دنيا هست، وجود ندارد. اما سازمان زيباسازي در نظر دارد با نصب ساعت‌هاي كارآمد و متحدالشكل تمام ميادين تهران را تبديل به ميدان ساعت كند.

اما باستاني‌پاريزي در پي‌نوشت روايت خود از ساعت هاي ميدان مخبرالدوله درباره مشكل ساعت‌هاي تهران مي‌گويد:‌ «به عقيده من معجزه كشور سوئيس در بانكداري و ثبات اقتصادي آن نيست، در ثروت مردمش نيست، در اينكه تورم در آنجا از همه كشورها كمتر است نيست، در بي‌طرفي نيست، در شركت نكردن در جنگ نيست،‌ در آب و هوا و نظافت و لطافت و آداب مردم آن نيست، در هيچ كدام نيست. معجزه سوئيس در اين است كه بيش از پنجاه عدد ساعت، با قيافه‌هاي مختلف فقط و فقط در سالن فرودگاه آن هست و هيچ كدام از اين ساعت‌ها حتي يك ثانيه با هم تفاوت ندارند و همه يك وقت را نشان مي‌دهند.»

توفيق سوئيس در همين امر جزيي، ما را آگاه مي‌كند كه چنين ملت‌هايي مي‌توانند معجزه سياسي و اقتصادي هم داشته باشند.