۱۳۸۶ بهمن ۱۴, یکشنبه

عصبانیت شهردار تهران در روزنامه ایران

روزنامه ایران خبر ماجرا را کار کرد وتوهین های شهردار را هم نوشته(راست و دروغش پای خودش) اما چیزی ننوشته که حاکی از ضرب و شتم خبرنگار توسط شهردار باشد. کاش قالیباف سعه صدر بیشتری داشت حتی اگر و اگر و اگر اشتباه صد در صد از خبرنگار ایران بود.

در ضمن روزنامه ایران گفت و گویش با چمران را در این باره کار کرده که چمران گفته: "وضعيت سنگ هاى به كار برده شده در محوطه ميدان آزادى نيز مطلوب نيست". اما کاش خبرنگار ابتدا درباره سنگ های بی کیفیت آنجا از مسئولان میراث فرهنگی سوال می کرد چون آنها معتقد بودند این سنگ ها میراثی است و حتی بد و خیلی بد باید از همین نوع سنگ در محوطه سازی استفاده شود یعنی سنگ معدن جوشقان......

رونامه ایران در چند هفته اخیر گزارش های تخریبی خود علیه شهرداری را تشدید کرده تا جائیکه هفته پیش برای تخریب شهردار با یکی از کاندیداهای نمایندگی مجلس هشتم چنان گفت و گویی گرفته بود که هم تبلیغ او را کرده باشد و هم تخریب شهرداری را.
البته آن فرد کسی جز نسرین سلطانخواه عضو شورای دوم شهر تهران نبود که در انتخابات شوراهای سال گذشته مردم به او اعتماد نکردند و بهش رای ندادند حال او که سابقه چند ماه مدیریت بر مرکز امور زنان در دولت احمدی نژاد را دارد درصدد امتحان اقبال خود در انتخابات مجلس است.....

پی نوشت: نوریان خبرنگار حوزه شهری یکی از خبرگزاری ها است که در آن مراسم حضور داشت.او درباره خبرنگاری کتک خوری نوشته و چند حاشیه مبنی بر محتویات کشف شده از رکوردر خبرنگار ایران............

۱۳۸۶ بهمن ۱۳, شنبه

قالیباف کسی را کتک نزد!

یکی یکی به خبرنگارانی که دیروز در برنامه بهره برداری از فاز نخست بهسازی میدان آزادی حضور داشتند زنگ می زنم و صحت خبر وبلاگ زیرتیغ با عنوان "ضرب و شتم خبرنگار روزنامه ایران به وسیله سردار قالیباف (شهردار تهران) " را پیگیری می کنم البته خودم هم حضور داشتم ولی چنین چیزی را اصلا ندیدم.

اول به خبرنگار روزنامه سرمایه زنگ می زنم که گویا قراره فردا گزارشی انتقادی درباره میدان آزادی کار کند. می گوید :چنین چیزی ندیده ام. با خبرنگاران خبرگزاری های مهر، فارس ، دانشجویان(ایسنا)،ایرنا، خبرنگار روزنامه تهران امروز، روابط عمومی شهرداری ،خبرنگار رادیو و.... هم تماس می گیرم، آنها هم ضرب و شتم را تکذیب می کنند اما چند نفر یک موضوع حاشیه ای را مطرح می کنند.شب پیش خبرنگار CHTN (خبرگزاری میراث فرهنگی – گردشگری)هم همین را گفت.

ماجرا از چه قرار بوده؟

پیرو این گزارش خبرنگار روزنامه ایران در برنامه دیروز حضور یافت و هنگامیکه قالیباف در حال عبور از آن مجموعه و رفتن به سمت محوطه برج بود این سوال را از او می پرسد.قالیباف در سالن حدود نیم ساعت به سوال خبرنگارها جواب داده بود و به خبرنگار مذکور می گوید من جایی جلسه دارم و خوب بود که در سالن سوالت را می پرسیدی. خبرنگار ایران دنبال قالیباف راه می افتد و گویا وقتی قالیباف در حال صحبت با یکی از مدیرانش بوده ضبطش را روشن می کند. قالیباف متوجه و عصبانی می شود و رکوردر خبرنگار را از او می گیرد و در جیب پالتویش قرار می دهد .این ماجرا تا نزدیک خودروی قالیباف ادامه پیدا می کند و خبرنگار داد و بیدا می کند که باید به سوال من پاسخ بدهی و گویا اینبار قالیباف با تندی جواب او را می دهد(گویا خیلی تند و به صورت توهین آمیز) و سوار اتومبیلش می شود و می رود........(این ماجرایی بود که من از زبان چند خبرنگار حاضر در آنجا شنیدم).

این خبرنگار گویا این سوال را از چمران هم می پرسد که چمران در آن هنگام به یکی از مسئولان پروژه رو می کند و این موضوع را از او می پرسد که آن مسئول می گوید بالای این قسمت که چکه می کند چمن کاری نیست و باید در فصول غیر بارندگی اقدام به مرمت اساسی آن کرد.

خیلی مسخره است که موضوع به این کوچکی را دارند بزرگ می کنند. البته شهردار هم باید بیشتر خویشتنداری از خودش نشان می داد.زمانیکه احمدی نژاد شهردار بود همه فریاد می زدند که برج آزادی درحال تخریب است ولی کسی در شهرداری گوشش بدهکار نبود که اقدامی انجام دهد. فقط در کمیسیون فرهنگی شورا طرحی نوشته ودنبال شد و در نهایت در دوره شهرداری قالیباف پیگیری شد. حالا که این اقدام صورت گرفته(هرچند با وجود نواقصی که حتما دارد) ، این فریاد از روزنامه دولت بلند می شود که سقف چکه می کند!!

هفته پیش من در حال تهیه گزارشی در این باره بودم که به یکی از مسئولان میراث فرهنگی زنگ زدم و قرار مصاحبه گذاشتم اما نیم ساعت قبل از مصاحبه به من گفت روابط عمومی سازمان میراث فرهنگی اجازه مصاحبه نمی دهد و با وجود اینکه در این پروژه با میراث هماهنگی خوبی صورت گرفته اما گویا به صلاح نیست که این موارد عنوان شود(این ماجرا درست یک روز بعد از گزارش منفی ایران اتفاق افتاد).

در ضمن جناب وبلاگ زیر تیغ لطفا از وبلاگ من برای سندیت بخشیدن به حرفایت هزینه نکن چون من اینگونه حرف نمی زنم(به دروغ) . در ضمن اینقدر جرات دارم که مطالب انتقادی ام نسبت به شهرداری را با نام خودم منتشر کنم نه نام مستعار.

راستی ماجرای طومار هم دروغ دیگری است .من خبرنگار منتقد حوزه شهری که نسبت به برنامه های شهردار گله مند هستم ولی هیچگاه مشکلم را با طومار برطرف نمی کنم..........

۱۳۸۶ بهمن ۱۰, چهارشنبه

اشتباه مدیرعامل شهروند، طلایی را استاد دزدها کرد

همیشه حاشیه خبرها جذابیت خاص خودش را دارد. هفته پیش خبر حاشیه های جلسه مجلس را دیدم(از شهادتین در تریبون تا خوش تیپ ترین نماینده مجلس!) که در چند سایت انعکاس پیدا کرده بود و برای من خیلی جالب بود.

در دوره جدید فعالیت شورای شهر تهران هم خبرنگار خبرگزاری مهر خیلی خوب حاشیه های جلسه شورای شهر را می نویسد اما گاهی با تیغ سانسور در خبرگزاری اش مواجه می شود.او حاشیه های جذاب جلسه دیروز شورا را در وبلاگش با نام پایتختستان منتشر کرده است که خواندنش خالی از لطف نیست(خرید گوشت تاریخ مصرف گذشته توسط پروین احمدی نژاد).

اما یکی از حاشیه های جلسه دیروز شورای شهر حضور مدیرعامل فروشگاه های شهروند بود که پشت تریبون دچار یک اشتباه سهوی می شود و طلایی را با عنوان استاد دزد ها معرفی می کند!!!....................

۱۳۸۶ بهمن ۸, دوشنبه

تک راًی های غایب

دیروز با وجود اینکه جلسه شورای شهر به مانند یکشنبه های گذشته پشت درهای بسته تشکیل شد اما حاشیه های داغ آن تا حدودی به بیرون درز پیدا کرد.

یکی از مهمترین طرح هایی که در جلسه دیروز تصویب شد مربوط به مدیریت اختصاص امکانات شهرداری به کاندیداهای نمایندگی مجلس هشتم بود.

این همان طرحی است که اصلاح طلبان در روزنامه اعتماد حسابی تبلیغش را کرده بودند. در جلسه دیروز گویا دو ویرایش از این طرح در دستور کار قرار می گیرد : یکی طرح مربوط به کمیسیون اصلی که کمیسیون فرهنگی بود و دیگری طرح مربوط به کمیسیون برنامه و بودجه یا به قول آقای نجفی که در وبلاگش در این باره نوشته :«طرح خادم»!!

آقای نجفی در وبلاگش می نویسد که:«یکی از اعضا پيشنهاد دهندگان را به صرف اينكه طرحي در ارتباط با انتخابات ارائه كرده اند، به سياسي كاري و استفاده ابزاري و ... متهم ساخت.» که اسمی از آن عضو نیاورده اند ولی گویا آن عضو حمزه شکیب بود.

چند نکته جالب در این زمینه به نظر من وجود دارد :

آقای نجفی در وبلاگش به گونه ای القا کرده که با وجود اینکه یک فوریت طرح در 16 دی ماه تصویب شده بود اما هیات رئیسه(چمران) آن را دیر در دستور کار قرار داده بود. شاید مقصود این است که زمانی این طرح در دستور کار قرار گرفت که دو نفر از امضا کنندگان غایب بودند. در واقع این طرح توسط کمیسیون فرهنگی – اجتماعی تهیه شده بود اما جالب اینجاست که دو نفر از کمیسیون پنج نفره فرهنگی – اجتماعی در جلسه دیروز غایب بودند .آقای مسجد جامعی (با وجود احترامی که برایشان قائل هستم) اما فکر می کنم بیشترین غیبت ها را در جلسات شورای شهر دارند. ایشان بعد از اینکه چند هفته به دلیل سفر حج واجب در جلسات شورا حضور نداشتند اینبار به عتبات عالیات مشرف شده اند. آقای ساعی هم در سفر ترکیه هستند. خوب اگر این طرح برای امضا کنندگان مهم بود تقصیر گروه مقابل نیست که امضا کنندگان آن غایب هستند ضمن اینکه حبیب کاشانی هم از گروه مخالفان طرح اصلی به دلیل مسابقه پرسپولیس غیبت داشت و شیبانی هم جلسه را زودترترک کرده بود.

پس به نظر من اگر دو نفر امضا کننده می بودند طرح حتما رای می آورد.
در ضمن آقای نجفی گویا در شمارش دچار اشتباه شده اند و در وبلاگشان نوشته اند:«...... آن طرح را به رأي گذاردند و با 6 راي از 12 رأي حاضرين به تصويب رسيد. ( علت تصويب موضوع اين است كه در شرايط تساوي آراء هر طرف كه رأي رئيس شورا باشد پذيرفته مي شو!)»
کسانیکه به طرح خادم رای ندادند:
1- نجفی
2- ابتکار
3- دبیر
4- طلایی
5- آباد
بودند که می شود 5 رای مخالف نه 6 رای. گویا از آن طرف هم شیبانی جلسه را ترک کرده بود که اگر ترک نمی کرد می شد 7 رای ولی 6 رای شد.
به نظر من همین تک رای ها تعیین کننده یک طرح است. البته معتقدم که اگر این طرح به فرمانداری می رفت به آن اعتراض می خورد .
در نهایت فکر می کنم هر دو طرح چیزی را عوض نمی کند چه طرح کمیسیون فرهنگی تصویب می شد و چه طرحی که توسط خادم تصویب شد!

۱۳۸۶ بهمن ۱, دوشنبه

ترکیب زباله ، یخ و نخاله


اینجا کمی پایین تر از پارک وی است. کنار سنگفرش های جدید پیاده رو. جایی که زباله با یخ و برف و نخاله ساختمانی این ترکیب بدیع را به وجود می آورد.

۱۳۸۶ دی ۳۰, یکشنبه

گرمخانه سیاه است.....

هفته پیش و در اوج سرما ،برای تهیه گزارش به یکی از گر مخانه های شهرداری تهران که برای نگهداری بی خانمان ها احداث شده رفتم.
ساعت 5 بعد از ظهر مسئول روابط عمومی به من گفت که ساعت 7 جلوی در شهرداری باشم تا به همراه یکی از گشت های شبانه ابتدا در شهر گشتی بزنیم و سپس به گرمخانه فتح واقع در جاده ساوه برویم.

در مینی بوسی که من بودم ، دو بی سرپناه که هر دو معتاد بودند هم حضور داشتند. یکی از آنها حسابی غر می زد که من خانه و زندگی دارم و مرتب فحش می داد. مددکاری که در مینی بوس بود ، او را خوب می شناخت. مهمان چندباره گرمخانه ها بود. با تهدید ساکت شد.
گرمای گرمخانه گرما بخش جمع نبود. همه بریده بودند. با هیجان صحبت و حرفهایشان را چندباره تکرار می کردند.بی کاری و اعتیاد مشکل اغلب آنها بود.

یک نفردر بین آنها هم ایدزی و هم هپاتیتی بود. خانواده او را طرد کرده بودند و با وضع بسیاربدی در گرمخانه روزهای آخر زندگی خود را می گذراند. همه اشان مشکل داشتند که با دیدن یک خبرنگار فکر می کردند روزنه امیدی به رویشان باز شده اما دریغ......

دسته جمعی برای فرار از دغدغه هاشون تلویزیون تماشا می کردند .روی تخت های دو طبقه دراز کشیده بودند.

اغلب افرادی که با من صحبت کردند معتاد بودند یا نصفه نیمه ترک کرده بودند.....به راحتی باهاشون همکلام شدم. اما چه کار می توانستم برایشان انجام دهم. نا امیدی به سراغ من هم آمد.......


نزدیک های ساعت 10 شب بود که از گرمخانه بیرون آمدم . آژانس ماشین نداشت. مجبور شدم با گروه خبری "درشهر" تا میدان آزادی بیایم اما از آزادی به بعد مشکلات من شروع شد.......مسیر زیادی را پیاده آمدم. نمی شد به هیچ خودرویی اطمینان کرد.....شاید بیش از 20 خودروی رنگ و وارنگ جلوی پایم ترمز کرد . عقب و جلو کردند و رفتند......... سرما به مغز استخوانم رسید بود و فکرم کار نمی کرد. یک تاکسی جلوی پایم ترمز کرد . به جای اینکه بگویم دربست گفتم مستقیم. به راهش ادامه داد و رفت.با هر زحمتی و بدبختی ای بود ساعت یازده و نیم به خانه رسیدم .........

۱۳۸۶ دی ۲۸, جمعه

قالیباف اولین نفر نیست!!

مطلبی که می نویسم له یا علیه فردی نیست و فقط و فقط اطلاع رسانی است:

سایت فردا در خبری جالب با تیتر" اولین شهردار ایرانی در بین شهرداران منتخب جهان"به خبری پرداخته که طبق آن قالیباف در لیست
50 نفری انتخاب برترین شهرداران جهان قرار دارد .این سایت قالیباف را نخستین شهردار از ایران معرفی کرده که در این لیست قرار می گیرد اما غافل از اینکه با کلیک کردن روی اسامی نامزدهای شهرداران منتخب جهان در سال 2005 ،نام محمود احمدی نژاد به عنوان فینالیست های آن سال معرفی شده است.
يك زن،بهترين شهر دار جهان شد(خبری که آن زمان من ترجمه کرده بودم)
زمانیکه احمدی نژاد در این لیست قرار گرفت تازه به ریاست جمهوری رسیده بود. جالب است که مسئولان سایت فردا، نظرهایی را که در حمایت از احمدی نژاد در آن سال نوشته شده است را بخوانند:(انگلیسی)
ترجمه شده بخشی از آن در ادامه می آید:(این ها را طرفداران شهردار سابق نوشته اند.ببخشید اگه زیادی غلو شده.تقصیر من نیست)

"احمدي‌‏نژاد، بهترين شهردار ايران، هم‌‏اكنون رئيس‌‏جمهوري ايران است. اين شهردار كه حالا رئيس‌‏جمهور ايران است مردي محترم و با ديدگاه‌‏هاي شفاف، هوشي بالا و اراده‌‏اي قوي است. او نه‌‏تنها براي شهروندان كشورش يك الگوست بلكه سرمشقي براي همه جهانيان به شمار مي‌‏آيد.
محمود احمدي‌‏نژاد يك اصلاح‌‏طلب واقعي است چرا كه او تغييرات زيادي در تهران ايجاد كرد. او انساني دوست‌‏داشتني و بسيار مهربان است .احمدي‌‏نژاد، شهردار قرن بيست‌‏ويكم تهران است و تهراني‌‏ها اكنون مي‌‏توانند تحت يك مديريت جديد، مدرن و آينده‌‏نگر زندگي كنند.
شهردار تهران، مرد عمل است. او زياد حرف نمي‌‏زند مگر اينكه لازم باشد. وي اگرچه وعده‌‏هاي زيادي به مردم داد اما به همه آنها عمل كرد. اين كار وي ساير مقامات كشور را شگفت‌‏زده كرد و نتايج آن، معجزه‌‏آسا بود. پس از گذشت چند سال، خيابان‌‏ها فوراً اسفالت و تعمير شدند. اين تنها يكي از هزاران مورد است چرا كه توجه به ريزترين مسائل تهران، تنها از ذهن كسي گذر مي‌‏كند كه با زندگي واقعي مردم در تماس بوده باشد.
ايراني‌‏هاي مقيم خارج كه پس از پنج سال به تهران برگشته‌‏اند باديدن اين همه تغيير و بهبود، شگفت‌‏زده شدند. شهردار تهران، مديري مدرن است كه با فساد مبارزه مي‌‏كند. او موفق‌‏ترين شهردار در تاريخ معاصر است."

----------------

به نظر من سایت شهردارن جهان آنقدرها هم معتبر نیست که بخواهد بهترین ها را انتخاب کند.رای ها هرچه بیشتر باشد وجاهت کار بالاتر می رود. سال گذشته در کل 103 هزار نفر در رای گیری ها شرکت کرده بودند که گویا شهردار ملبورن برگزیده شد.
پی نوشت: سایت فردا نیوز خبرش را اصلاح کرد

۱۳۸۶ دی ۲۶, چهارشنبه

از خدا چرا صدا نمی رسد؟

.....
آنكه با تو ميزند صلای مهر ،
جز به فكر غارت دل تو نيست!
گر چراغ روشنی به راه توست!
چشم گرگ جاودان گرسنه ای است!
ای ستاره ، ما سلام مان بهانه است
عشق مان دروغ جاودانه است!
وانكه با تو صادقانه درد دل كند
های های گريه شبانه است!
.....
ای ستاره ، ای ستاره غريب!
ما اگر ز خاطر خدا نرفته ايم
پس چرا به داد ما نمی رسد؟
ما صدای گريه مان به آسمان رسيد
از خدا چرا صدا نمی رسد؟
"فریدون مشیری"

۱۳۸۶ دی ۲۵, سه‌شنبه

خبرنگاران و برنامه های شهردار

دیروز برنامه بهره برداری رسمی از خط بی آر تی از میدان آزادی به تهرانپارس بود.قرار برنامه سمت شرقی خط ،توی یک فضای سربسته بود. روابط عمومی گفته بود بیرون چادر تریبون درست کرده تا خبرنگاران مکتوب آنجا با شهردار مصاحبه کنند و خبرنگاران تصویری هم در مسیر و داخل اتوبوس سوالات خودشان را بپرسند اما شهردار بدون توجه به این مسئله گفت که داخل اتوبوس مصاحبه می کند.

هجوم به داخل اتوبوس چنان بود که خیلی ها از جمله من جا موندم. خبرنگارهایی که داخل اتوبوس بودند می گفتند که به شهردار اعتراض کرده اند که آیا اتوبوس جای مناسبی برای مصاحبه است ؟ او هم گفته: به هر حال خبرنگاران نيز خواهند فهميد كه مسافران در شلوغي چه مي‌كشند.
گویا یکی از بچه ها جواب داده که مسئولان باید متوجه این ازدحام شوند!!

من هم می گویم که ما خبرنگاران جزو همین مسافران هستیم و مشتری هر روزه اتوبوس های شلوغ !!ما خیلی وقته که فهمیده ایم اوضاع حمل و نقل شهری چگونه است. چون جزو مسافران دائمی مترو، تاکسی و اتوبوس هستیم.
آقای قالیباف ! شما در وبلاگتان یا جاهای دیگر همیشه با کلام احترام خبرنگاران را حفظ کرده اید اما در عمل به خبرنگارانی که برنامه های خبری شما را پوشش می دهند بی احترامی می کنید!!
آیا در جریان هستید برای حضور در این برنامه چند مرحله را رد کردیم و مورد سوال چند نفر قرار گرفتیم؟ می دانید یکی از خبرنگاران که چند روز پیش در همین شلوغی اتوبوس ها کیف پولش را دزدیده بودند چون کارت خبرنگاری اش هم دزدیده شده بود با بی حرمتی یکی از مسئولان ورود به برنامه مواجه شد ؟
آیا وقتی با چند خبرنگار مرد عظیم الچثه در حال مصاحبه هستید(برنامه 1888) متوجه خانم های خبرنگار و حرمت گذاشتن به آنها هم هستید؟ آیا در همین اتوبوس متوجه شدید همین خانم های خبرنگار در چه شرایطی خودشان را کمی به نزدیک شما با وجود آن همه مردی که دور و بر شما را گرفته بودند و معلوم نبود کی هستند رساندند ؟
آیا فکر می کنید که ما خبرنگاران فقط باید میرزا بنویس برنامه های شما باشیم؟
در افتتاح پارک الغدیر من اولین نفری بودم که شروع به پرسیدن سوال از شهردار کردم اما حاضر و غایب نکردم که ببینم خبرنگار واحد مرکزی خبر آمده یا نه!
بعد از مصاحبه خبرنگار واحد مرکزی خبر جلو آمد و با لحن اعتراض آمیزی به من گفت: با این هیکل (به هیکل خودش اشاره کرد) می توانم جلوی کار شما را بگیرم!!

۱۳۸۶ دی ۲۲, شنبه

کمک به یک کفاش

بالاتر از میدان ونک ، در خیابان ولی عصر ، کنار بانک تجارت یک کفاش بساطش را پهن کرده . بدون هیچ سرپناهی. کلی نامه از شهرداری چی ها داره که می تواند دکه ای درست و درآن کاسبی کند اما گویا چند وقت پیش شهرداری چی های منطقه سه دکه اش را خراب کرده اند.
در سرمای چند روز اخیر که هر کدام از ما طاقت لحظه ای ماندن در این هوا را نداریم از ساعت 8 صبح تا 10 شب کار می کند.
دو هفته پیش از طریق یکی از خبرنگاران شبکه خبر شماره من را به دست آورد و زنگ زد. اسمش مراد محمدی است. یک بچه علیل داره با کلی بدبختی که روی سرش ریخته است. از من خواست با توجه به اینکه در شهرداری آشنا دارم کاری برایش انجام بدهم. ولی این مشکل تنها از طریق شهرداری منطقه برطرف می شود که من در آنجا متاسفانه فردی را نمی شناسم.
در چند روز اخیر چند بار از میدان ونک گذشته ام و کفاش را دیده ام و دچار عذاب وجدان بدی شده ام. این را اینجا نوشتم تا اگر کسی کمکی از دستش بر می آید انجام دهد. من هم تلاش خودم را می کنم.

۱۳۸۶ دی ۱۴, جمعه

بدحجاب ها ،بیرون!!!

امروز با یک خبر حاشیه ای در روزنامه اعتماد ملی روبرو شدم که برایم جالب بود.
روتیتر و تیتر خبر این هست:
رئيس سازمان فرهنگي - هنري شهرداري به بدحجابان اعتراض كرد:

که در متن خبر به طور خلاصه اینطور آمده که احمد نوریان معاون فرهنگی – اجتماعی شهردار تهران که در اخیرا رئیس سازمان فرهنگی – هنری شهرداری هم شده در افتتاحیه نمایشگاه جایزه ادیان توحیدی و در زمانیکه پشت تریبون قرار گرفته، یکی یکی بد حجاب ها را با دست نشان داده و از آنها خواسته یا حجابشان را درست و یا سالن را ترک کنند!! که افراد مورد اشاره با ناراحتی سالن را ترک کردند.

«احمد نوریان» از یاران نزدیک شهردار تهران است و در زمانی که قالیباف در نیروی انتظامی بود در تیم او جای داشت. در نهایت با او به شهرداری آمد و معاون اجتماعی – فرهنگی شهردار شد. از اوایل امسال هم با شروع به کار فعالیت شورای جدید و با توجه به اختلاف هایی که در سازمان فرهنگی – هنری به وجود آمد ، نوریان به سازمان منتقل شد و مسئولیت این سازمان پر حاشیه را قبول کرد.

من معاون شهردار را آدم بسیار معتقدی می دانم که در جاهایی این اعتقاد مفید و در جاهایی خیلی خشک و متعصبانه می شود.این اعتقاد در برخی از فعالیت ها که شاید خیلی ها دنبالش نروند (در حوزه اجتماعی و بخشی مربوط به آسیب های اجتماعی) به نظر من خیلی خوب است(نیاز به توضیح بسیار دارد که خارج از حوصله این مطلب است).
اما ترکش برخی از همین نگاه های خشک و متعصبانه نصیب من هم شده است که پیش از آن دامن یکی از دوستانم را گرفته بود و در شورا یک درگیری لفظی را بین این دوست با معاون شهردار ایجاد کرد.

من به همراه یک همکار آقا، نماینده رسانه امان در شهرداری هستیم و اخبار این حوزه را با یکدیگر پوشش می دهیم . یک سالی می شود که این همکار آقا با من فعالیت می کند و تا پیش از این یک خانم با من همراه بود. بعد از اضافه شدن این همکار آقا ، رفتار روابط عمومی معاونت اجتماعی در دعوت کردن از من در برنامه های مربوط به معاون شهردار تغییر کرد. پرس و جو کردم تا به این نکته رسیدم که آقای معاون راحت تر هستند که با خبرنگار آقا به گفت و گو بنشینند بنابراین من باید حذف می شدم و حذف شدم!!
ابتدا خیلی از این رفتار ناراحت بودم و این برخورد ها را توهین آمیز می دانستم چون دید مثبتی به معاون شهردار داشتم اما بعد ها بی تفاوت شدم و قید برنامه های معاونت را زدم و.....

چند وقت پیش وقتی این ماجرا را برای یکی از مسئولان روابط عمومی شهرداری تعریف کردم، من را شماتت کرد که چرا کنار کشیدم و.....
وقتی هم نوریان به سازمان فرهنگی – هنری رفت با توجه به این برخوردها، این واکنش ها که در برنامه سازمان پیش آمد قابل پیش
بینی بود.

من نمی گویم آقای معاون اعتقاداتش را کنار بگذارد اما فکر نکنم این نحوه برخورد هم کار به جایی ببرد.................

۱۳۸۶ دی ۱۲, چهارشنبه

شهردار شهر مردگان

گفت و گویم با محمود رضائیان مدیرعامل سازمان بهشت زهرا که 22 سال در این مکان فعالیت کرده است.

۱۳۸۶ دی ۱۱, سه‌شنبه

رسالت خبری در رسالتی دیگر.............

یکی از سیاست های خبری شبکه خبری تازه تاسیس برنا ، نوشتن گزارش های روزانه منفی علیه شهرداری است.به نظر من اغلب گزارش ها بسیار سطحی و غیر حرفه ای است.
داشتم گزارشی درباره تونل توحید در این سایت می خواندم که با عنوان تبلیغات تلویزیونی این پروژه نوشته شده بود(رسالتی دیگر در راه است....).
در گزارش نویسی، ورودی گزارش یکی از مهمترین بخش های گزارش است که باید جذابیت ، خلاقیت ، اختصار و .... در آن رعایت شود . حال شما ورودی این گزارش را به دقت بخوانید وقضاوت کنید:

«زماني که تهران در سال هاي مياني دهه 70 رکودي را که ساليان دراز به دوش کشيده بود، پشت سر گذاشت و مديريت شهري به دنبال راهکارهايي براي بهبود وضعيت بد اقتصادي، افزايش منابع محدود درآمدي، ارتقاء نماي بصري نامطلوب حاکم بر شهر و از همه مهمتر حل مشکلات نظام رفت و آمد ترافيکي مي گشت، هيچ کس فکر نمي کرد يکي از مهمترين پروژه هاي شهري آن سال ها تا اوايل تابستان 85 به درازا بيانجامد و کاري که در کمتر از سه سال بايد به پايان مي رسيد 9 سال تهراني‌ها را چشم انتظار نگه دارد. »

بعد یک پیشینه خبری بسیار ضعیف نوشته شده است که این تونل که قرار بود سه ساله به بهره برداری برسد ،نه ساله به بهره برداری رسید . در ادامه از تبلیغ تلویزیونی این نتیجه گرفته شده که چون قرار است رسالتی دیگر در راه باشد پس این تونل که از تونل رسالت طولانی تر است(2 برابر بیشتر) پس با این حساب 18 ساله ساخته می شود.
بعد دوتا مصاحبه با دو نفر از اعضای شورای شهر نوشته شده که هر دو تائید می کنند پروژه طبق زمانبندی پیش می رود ..در این مصاحبه ها حتی گزارشگر اصراری به مواضع قبلی خود ندارد که در سوال با این دو بپرسد.دوتا مصاحبه بدون هیچ ردی از حضور خبرنگار به یکدیگر چسبیده است.

اما یکی از نکات جالب این گزارش که به نظرم قشنگ بود، بی اطلاعی اعضای کمیسیون عمران از ساخت تونل توحید بود.
یک نکته دیگر اینکه خبرنگار در گزارشش نوشته هرچه تلاش کردیم موفق نشديم با دکتر نصر، مديرعامل سازمان مهندسي و عمران شهرداري تهران گفتگو کنيم!!!!!!!!!!!

چه لزومی به نوشتن ناتوانی خبرنگار در گفت و گو کردن وجود دارد!! من هم خبرنگار این حوزه هستم و می گویم مهندس نصر یکی از افرادی است که به راحتی می توان با او گفت و گو کرد البته اگر کمی تلاش و صبرمان را بیشتر کنیم. مطمئن هستم دیگر خبرنگاران این حوزه این موضوع را تائید می کنند.
آخر گزارش هم با جمله ........تمام شده :
رسالتي ديگر در راه است،
دعا کنيد که ميلادي ديگر در راه نباشد!


واقعا اگر می خواهید انتقاد کنید درست انتقاد کنید. کاری نکنید که باعث خنده شوید.در شهرداری موضوع برای انتقادی کار کردن زیاد است. در این گزارش حتی خبرنگار به خودش زحمت نداده از جای گرم و نرم خود سری به تونل توحید بزند. یا با مردم صحبت کند یا روند کار را طبق شواهد خودش توصیف کند!!

۱۳۸۶ دی ۱, شنبه

شورای اصولگرایان یا شورای اصلاح طلبان؟

هفته پیش اعضای اصلاح طلب شوراهای شهر مراکز استان ها جلسه ای را در تهران برگزار کردند و در نهایت هم بیانیه ای از این گردهمایی صادر شد.(بیانیه بيانيه اعضاء اصلاح طلب شوراهاي اسلامي شهر مراكز استانها )

این دومین نشست اصلاح طلبان شوراها در یکی دو ماه اخیر است که من هر دفعه خبر آن را می خوانم خنده ام می گیرد. آقای نجفی در وبلاگش می نویسد:« براساس برآوردهاي انجام شده حدود 80 نفر از اعضاي شوراهاي اسلامي شهرهاي مركز استانهاي كشور در جرگه اصلاح طلبان قراردارند و رويكرد آنها نسبت به مسائل مديريت شهري و موضوعات اجتماعي و فرهنگي شهرها به هم نزديك است

به نظر من طرح ها و ایده های خوب شهری ،اصلاح طلب یا اصولگرا نمی شناسد. بسیاری از مسائل و مشکلات شهرهای بزرگ به یکدیگر شبیه و نزدیک است در اینجا فردی برنده است که فکر داشته باشد.
چند سال پیش از مجله تایم گزارش جذابی را ترجمه کردم که درباره شهرداران 5 شهر اروپایی بود. جایی از گزارش از قول یکی از شهرداران افسانه ای نیویورک در سال های 1934 تا 1945 آورده بود:

Fiorello LaGuardia, the legendary mayor of New York City from 1934-45, had a saying: There is no Republican, no Democratic, no Socialist way to clean a street or build a sewer, just a right way and a wrong way

که ترجمه اش تقریبا می شود:
فيورلو لاگوارديا شهردار معروف نيويورك در سال‌هاي 1934 تا 1945 جمله ای دارد كه مي گويد: «تميز كردن خيابان يا ساختن لوله فاضلاب،رویکرد جمهوري‌خواهی، دمكراتی يا سوسيالیستی نمي‌خواهد و تنها يك رویکرد درست و یک رویکرد اشتباه وجود دارد

حالا حکایت اصلاح طلبان شورایی هم همین است که به جای همفکری و شورایی فکر کردن با سایر اعضای شورای شهر خود و پیدا کردن یک روش درست دنبال کارهای سیاسی بیهوده هستند.

هر شهر با ميزان توانايي‌ مدیرانش در جمع‌آوري زباله‌ها، روان‌سازي ترافيك، رفع مشكل مسكن، توسعه تجاري، كنترل جرم و .... مورد قضاوت قرار مي‌گيرد. در این بین نوآوری در روش هاست که برنده را مشخص می کند نه اصولگرا یا اصلاح طلب بودن!!!
البته در گزارش جالب مجله تایم هر کدام از شهرداران شهرهای بزرگ اروپایی ؛ با حزب هایی که عضوش هستند معرفی می شوند اما نهایتا در کارهای اجرایی این حزب نیست که روش های نو در اداره شهر را دیکته می کند بلکه شهردار خلاق به همراه مشاوران با تجربه است که موفقیت را تا حدودی تضمین می کند.

شهرداران شهرهای لندن ،پاریس ،برلین ، استکهلم و رم که در گزارش مجله تایم فعالیت هایشان معرفی شده است.
پی نوشت:
اصل گزارش مجله تایم با عنوان: Big City Bosses
ترجمه گزارش تایم با عنوان شهرداران شهرهاي بزرگ چه مي كنند؟

۱۳۸۶ آذر ۳۰, جمعه

مشاهده جنين انسان در زباله‌هاي بيمارستاني تهران

بعد از اینکه سلیمی در صحن علنی شورای شهر تهران درباره وجود اعضای بدن انسان در بین زباله های بیمارستانی هشدار داد،گویا چون این مسائل در انتهای جلسه شورای شهر مطرح شد، رسانه ها از جمله خود من به عنوان نماینده یکی از رسانه ها به این موضوع نپرداختیم.(من خیلی ناراحت شدم که چرا در نوشتن خبرکوتاهی کردم چون مباحث بسیار بسیار مهمی در آن جلسه مطرح شد )
البته من این موضوع را در این وبلاگ به طور خیلی خلاصه مطرح کردم .
خبرگزاری فارس به طور اختصاصی در این باره با سلیمی مدیرعامل خدمات موتوری شهرداری تهران گفت و گوی مفصلی انجام داده که خواندنش توصیه می شود.

مشاهده جنين انسان در زباله‌هاي بيمارستاني تهران

مدير عامل سازمان خدمات موتوري شهرداري تهران گفت: در زباله‌هاي بيمارستاني كه از سطح شهر تهران جمع مي‌شود، بعضي اوقات امحا و احشا و جنين انسان نيز پيدا مي‌شود.
مصطفي سليمي در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعي فارس افزود: كارگرهاي شهرداري بعضاً در هنگام تخليه زباله‌هاي بيمارستاني اعضا، احشا‌ و جنين انسان را مشاهده كرده‌اند.
وي ادامه داد: پس از رخ دادن چنين امري به بيمارستان‌هاي مربوطه اخطار داديم و آن‌ها اعلام كردند كه اين كار توسط كاركنان آن‌ها صورت نگرفته است و شايد توسط افراد عادي اين امر رخ داده و آن‌ها جنين را داخل سطل‌هاي زباله بيمارستان انداخته‌اند.
به گفته سليمي، اين امر بيش‌تر در بيمارستان‌هاي دولتي رخ مي‌دهد. وي در ادامه گفت: به طور معمول اندام و احشا انسان‌ها پس از جراحي در اتاق عمل جمع‌آوري و در گورستان دفن مي‌شود. به اعتقاد مدير عامل سازمان خدمات موتوري شهرداري تهران، ‌بيمارستان‌هاي خصوصي بخشنامه دولتي را بهتر از بيمارستان‌هاي دولتي رعايت مي‌كنند.
سليمي تصريح كرد: بحث جمع‌آوري زباله‌هاي بيمارستاني يكي از مشكلات مهم و اساسي كلانشهر تهران است. وي خاطرنشان كرد: در سال 83 مجلس شوراي اسلامي قانوني را تصويب و بر اساس آن وظيفه امحا و دفن زباله‌هاي عفوني را بر عهده توليد‌كنند‌گان قرار داد و در كلان شهر تهران وظيفه دفن و امحاي زباله‌هاي بيمارستاني و عفوني بر عهده وزارت بهداشت و درمان قرار گرفت.
سليمي اظهار داشت: همچنين وظيفه امحاي زباله‌هاي ويژه كشاورزي و صنعتي نيز بر عهده توليدكنندگان است ولي تاكنون آنها نيز به جزء در مواردي، كار خاصي انجام نداده‌اند. به گفته مدير عامل سازمان خدمات موتوري شهرداري تهران، از سال 83 تاكنون بر اساس قانون هيچ اتفاقي در حوزه جمع‌آوري و امحاي پسماندهاي ويژه توسط توليدكنندگان رخ نداده است.
وي تصريح كرد: طبق قانون، وزارت بهداشت بايد كار جمع‌آوري، دفن و امحاي زباله‌هاي بيمارستاني را انجام دهد ولي به دليل نبود بودجه تاكنون از اجراي اين كار امتناع كرده است.
مدير عامل سازمان خدمات موتوري شهرداري تهران خاطرنشان كرد: وزارت بهداشت در خواست كرده كه سالانه 75 ميليارد تومان به آنها بودجه بدهند، تا مشكل زباله‌هاي بيمارستاني را برطرف كند، ولي تاكنون اين بودجه به آنها اختصاص داده نشده است.
سليمي با اشاره به اينكه روزانه شهرداري تهران 75 تن زباله بيمارستاني را از بيش از 400 مركز بزرگ بيمارستاني جمع‌آوري مي‌كند، گفت: اين در حالي است كه شهرداري تهران هيچ مسئوليتي در قبال جمع‌آوري، امحا و دفن زباله‌هاي بيمارستاني ندارد.
وي در ادامه گفت: شوراي اسلامي شهر تهران براي مشخص شدن تكليف زباله‌هاي بيمارستاني تاكنون 15 جلسه برگزار كرده و اين نشان دهنده اين موضوع است كه شوراي اسلامي به سلامت شهر و شهروندان بسيار اهميت مي دهد.
مدير عامل سازمان خدمات موتوري شهرداري تهران خاطرنشان كرد: شهرداري تهران مكلف شده كه از فعاليت غيرقانوني(عدم تفكيك زباله) كليه درمانگاه‌ها و مراكز بهداشتي در زمينه زباله‌هاي بيمارستاني مستند سازي كرده و آن را به مراجع قضايي ارسال كند تا با متخلفين برخورد شود.
وي افزود: 150 نفر از پرسنل شهرداري تهران در حال ديدن آموزش قضايي هستند تا با مشاهده مواردي در اين زمينه، مستند سازي كنند كه بتوان با متخلفين برخورد كرد. سليمي ادامه داد: در موضوع دفع بهداشتي زباله عفوني با حدود 6 هزار واحد بهداشتي همانند مطب‌ها و درمانگاه‌ها كه كوچك و در سطح شهر پراكنده هستند، ما هيچ ارتباطي نداريم.
وي با اشاره به اينكه شهرداري تهران سالانه 10 ميليارد تومان براي جمع آوري، دفن و امحاي زباله‌هاي بيمارستاني هزينه مي‌كند، گفت: همچنين شهرداري تهران سالانه براي جمع آوري، دفن و امحاي زباله‌هاي عادي شهر تهران بيش از 100 ميليارد تومان هزينه مي‌كند.
مدير عامل سازمان خدمات موتوري شهرداري تهران با اشاره به صحبت‌هاي يكي از اعضاي شوراي اسلامي شهر تهران كه فقط مشكل زباله‌هاي بيمارستاني نيست بلكه خود فاضلاب‌هاي بيمارستاني كه وارد معابر و جوي‌ها مي‌شود ، نيز خطرناك هستند، گفت: اين موضوع درست است و بايد فكر اساسي در اين زمينه كرد.
وي با بيان اينكه زباله‌هاي بيمارستاني 2 نوع هستند، گفت: يك نوع پسماندهاي غذايي است و نوع ديگر زباله‌هاي عفوني همانند ضايعات اتاق عمل، سوزن، سورنگ، پارچه خوني و لوازم برنده يك بار مصرف است.
به گفته سليمي، زباله‌هاي بيمارستاني را طي مراحل خاصي جمع آوري و امحا مي‌كنيم ولي دفن آنها به صورت نيمه بهداشتي صورت
مي‌گيرد. وي گفت: ناظري كه بر روي زباله‌هاي ويژه بيمارستاني نظارت مي‌كند يك ناظر خدمات شهري است نه يك ناظر پزشكي اين كار بايد طبق قانون تخصصي انجام شود.
به گفته سليمي در بيمارستان‌هاي دولتي بعضا زباله‌هاي بيمارستاني را داخل حيات مي‌گذارند و زماني كه به آنها تذكر مي‌دهيم مي‌گويند، ما پول نداريم كه حقوق پرسنل ، آب و برق را بدهيم،آن موقع شما انتظار داريد ما برويم و اتاق مبرد(سردخانه ويژه زباله‌هاي بيمارستاني) بسازيم.
مدير عامل سازمان خدمات موتوري شهرداري تهران در پاسخ به اين پرسش كه چه تعداد از بيمارستان‌ها اتاق مبرد دارند، گفت: بعضي از بيمارستان‌هاي خصوصي اتاق مبرد دارند ولي بيشتر بيمارستان‌هاي دولتي اين اتاق را ندارند(علت نيز نبود بودجه اعلام مي‌شود) سليمي در پايان خاطرنشان كرد: در بعضي از بيمارستان‌ها نيز اين اتاق به گل فروشي و يا كمپوت فروشي تبديل شده است. انتهاي پيام/ز

۱۳۸۶ آذر ۲۸, چهارشنبه

اعضای بدن انسان در بین زباله ها

دیروز در حالیکه رادیو تهران داشت جلسه علنی شورای شهر را به طور مستقیم پخش می کرد ، مدیرعامل سازمان خدمات موتوری شهرداری پشت تریبون صحن شورا رفت و پرسید: آیا وزارت بهداشت خبر ندارد در بین زباله های بیمارستانی که با زباله های عادی مخلوط می شوند اعضای بدن انسان هم وجود دارد؟
سلیمی می گفت: بيمارستان‌ها باید اين زباله‌ها را در اتاق‌هاي ويژه بی خطر کنند اما اين اتاق‌ها تبديل به كمپوت‌فروشي و گل‌فروشي شده اند.
خادم هم می گفت که بخار شیرابه این زباله ها که روی آسفالت می ریزد ، بیماری های پوستی ای را ایجاد می کند که حتی منجر به مرگ می شود.
این زباله ها به طور غیر بهداشتی حمل و دفن می شود و به نظر من عمق فاجعه خیلی وحشتناک است.

۱۳۸۶ آذر ۲۰, سه‌شنبه

شهردار بیمار است

در حدود ده روز اخیر از سوی روابط عمومی شهرداری تهران سه برنامه اعلام شد که با حضور شهردار برگزار می شود ولی در هیچ کدام از آنها شهردار نیامد.

امروز خبرگزاری فارس خبری را منتشر کرد که طبق آن با تیتری عنوان شده بود: غيبت‌هاي پياپي قاليباف در برنامه‌هاي شهري
سپس در متن خبر گله شده بود که در حالیکه چند روز پیش قالیباف با پروفسور سمیعی دیدار داشت اما شهردار در برنامه های حوزه مدیریت شهری که توسط روابط عمومی به خبرنگاران رسانه ها اعلام می شود به بهانه بیماری حضور نمی یابد!(یک نوعی مچ گیری که ماجرا از این قرارها هم نیست و از بیماری شهردار هم خبری نیست.)
برای من کمی بعید بود که خبرنگار مربوطه، این خبر را علیه شهرداری به این صورت کار کند !

وقتی رسیدم خانه و دوباره به سایت های خبری سرک کشیدم ، دیدم خبر قبلی حذف شده و خبری با تیتر: كسالت شهردار تهران مانع از حضور وي در برنامه‌ها شده‌است
متن خبر بسیار کوتاه است وتمام مطلب در تیتر آمده است!

این موضوع دو موضوع را یادآوری می کند:
1- یا شهردار واقعا بیمار است و خبرنگار مربوطه بدون پرس و جو خبر را روی سایت منتشر کرده است
2- یا اینکه شهردار واقعا مریض نبوده اما فشار بر روی رسانه ها توسط شهرداری آنقدر زیاد وموثر است که مجبور شده اند خبر را حذف کنند
اما با پرس و جویی که من انجام دادم به این نکته رسیدم که شهردار واقعا بیمار است و حتی در دیدار با پرفسور سمیعی که در نزدیک خانه شهردار انجام شد در چند تصویر شهردار دستمالی بر روی بینی خود دارد که حکایت از بیماری می کند. وقتی با چند عضو شورای شهر هم صحبت شد اونها هم بیماری شدید شهردار را تائید کردند.


اما این در نهایت ماجرا منجر به این نمی شود که گفته شود بر روی رسانه های ما فشار از سوی این نوع نهاد ها به هیچ عنوان وجود ندارد. قطعا وجود دارد و من و امثال من این فشارها را به روشنی رویت می کنند که شاید در آینده به چند نمونه آن اشاره کردم.

۱۳۸۶ آذر ۱۷, شنبه

آدم هایی که وجود دارند و نباید آنها را دید

چند روز پیش یکی چنان من را ناراحت و عصبی کرد که همون زمان می خواستم به کل از کار خبر بکشم بیرون چون دیگر تحمل آدم های کوتوله ای که بیشتر حرف می زنند و کمتر گوش می کنند را نداشتم. پیش خودم این حرف شاملو را تکرار می کردم که «از بدی گریختم و دنیا مرا نفرین کرد» و گویا من هم نفرین شده این دنیا هستم.

ساعت پنج و نیم عصر همان روز با یکی از معاون های شهردار قرار مصاحبه داشتم و باید به پارک شهر می رفتم. در مسیر رفت مدام به این موضوع فکر می کردم و با خودم کلنجار می رفتم که چگونه از کار خبر دل بکنم چون بدجوری آلوده اش شده ام.اما با تاخیر معاون شهردار ساعت هفت مصاحبه ام تمام شد و از در شهرداری بیرون آمدم .در مسیر برگشت یک حرفی از ذهنم گذشت. من یک برادر خیلی خوب داشتم که وقتی بعضی ها ناراحتم می کردند با اون حرف می زدم. یک روز آنقدر ناراحت بودم که گفت بروم محل کارش! تا نشستم به یکی از نقاط پرت اتاق اشاره کرد و به من گفت :محبوب! تو که اینقدر به محل کار من می آیی تا حالا اون تابلو که اونجا نصب هست را دیده بودی؟ من هم با تعجب بهش گفت :نه!
می گفت: بعضی آدم ها هم برات مثل این تابلو باشند . وجود دارند ولی تو آنها را نمی بینی!!
توی این فکرها بودم که یکی از دوستانم برایم اس ام اسی فرستاد با این متن از تولستوی که برای کشف اقیانوس های جدید ، باید شهامت ترک ساحل آرام خود را داشته باشید . این جهان جهان تغییر است نه تقدیر!!

حال تصمیم با خودم هست.

۱۳۸۶ آذر ۱۵, پنجشنبه

یاد بچه های خبر

نتوانستم بعد از گذشت 2 سال از آن روز تاریک یاد نکنم. نخستین نشست خبری شهردار و اعلام شدن سقوط هواپیما در آن جلسه!
سه تا از بچه های دانشکده در آن هواپیما بودند. در یکی از درس های عمومی با آقای اناری همکلاس بودم. یک هفته بعد از ماجرا وقتی استاد داشت حاضر – غایب می کرد به اسم او رسید و با یک آه دردناک خدابیامرزی گفت و گذشت!
یاد مجله دانشکده هم می افتم که در تبلیغش از یک طنز تلخ استفاده کرده بود.بزرگ در راه پله های سلف نوشته بودند : استاد اجازه! بقایی گفته هواپیماشون سقوط کرده امروز نمی تونه سر کلاس بیاد !
بچه ها تعریف می کردند چند روز قبل از آن سفر ،بقایی پیش استاد آمده بود و گفته بود که به دلیل سفر کاری هفته دیگر نمی تواند در کلاس شرکت کند!
خاطرات کربلایی احمد عکاس همشهری هم جای خود دارد و خاطرات خیلی های دیگر............

۱۳۸۶ آذر ۵, دوشنبه

منوریل در رسانه ها

برای اینکه به یک جستجوی خوب در رابطه با منوریل برسید باید چند نکته رعایت شود:
1- منوریل را هم به صورت «منوریل» جست و جو کنید و هم به صورت «مونوریل»
2- زمانی که آقای احمدی نژاد در شهرداری بود معمولا به منوریل ، منوریل نمی گفت و آن را با نام های قطار هوایی یا ترن هوایی می خواند . بنایراین اگر به دنبال اخبار آن دوره درباره منوریل هستید جست و جوی واژه های «ترن هوایی» و یا «قطار هوایی» فراموش نشود.
3- اخیرا هم فرهنگستان زبان فارسی برای واژه نامانوس منوریل واژه فارسی «قطار تک ریل» را پیشنهاد داده است. البته نمی دانم چرا فرهنگستان منواکسید کربن را هنوز تک اکسید کربن نخوانده است!!

اما با رعایت این موارد در نهایت به نتایج جالبی درباره منوریل می رسید. مثلا به این اخبار که در روزنامه ایران در یک دوره چهارساله درباره منوریل منتشر شده است توجه کنید:
ترن هوايي تهران در ايستگاه مشكلات(19 آذر 1382)
مونوريل توان جابه جايى ۳۰ هزار نفردرساعت را دارد(4 آذر 1386)
فقط شوراى عالى ترافيك براى مونوريل تصميم مى گيرد(یک آذر 1386)

این لینک ها نشان می دهد در دو برهه زمانی یعنی در دولت خاتمی و دولت احمدی نژاد دو دیدگاه کاملا متفاوت درباره منوریل در یک روزنامه منتشر شده است.یعنی یک خواننده دائمی روزنامه با دو دیدگاه مواجه می شود که یکی منوریل را خوب و دیگری منوریل را بد می داند. در روزنامه همشهری هم این موارد در دو برهه زمانی به چشم می آید. همشهری آرشیو گذشته ندارد وگرنه نشان می دادم که در سال 1383 چگونه این روزنامه ویژه نامه پر ملاتی را درباره خوب بودن منوریل منتشر کرده بود ولی هم اکنون در ناکارآمدی این سیستم گزارش ها می نویسد.

اما یک نکته جالب: روزنامه دولت در طول این چهار سال تصمیم گیری درباره منوریل را مختص دولت می داند حال چه منوریل بد باشد یا خوب!! یعنی چهار سال پیش شورای عالی ترافیک می گفت منوریل بد است اما اگر قرار است مطالعاتی صورت گیرد باید در شورای عالی ترافیک باشد و به تائید این نهاد برسد اما هم اکنون می گوید منوریل خوب است و باید توسط دولت اجرا شود و نیازی به مصوبه شورا هم ندارد.

در مقابل روزنامه شهرداری(همشهری) هم در یک برهه می گفت منوریل خوب است و باید توسط شهرداری اجرا شود و نیازی به مصوبه دولت ندارد و هم اکنون می گوید منوریل بد است اما دولت هم نمی تواند بدون مصوبه شورا و اجازه شهرداری آن را اجرا کند.
نتیجه: همیشه ابعاد کارشناسی این نوع موضوعات در بازی های سیاسی گم می شود.