۱۳۸۷ مهر ۲۰, شنبه

برج زرکوب به جای برج میلاد

داشتم یادداشت غلامحسین کرباسچی درباره برج میلاد با عنوان "در جست و جوی نقطه شروع " را می خواندم ، خیلی جالب بود.یک جایی نوشته بود اگر این برج نام میلاد نمی گرفت حتما به نام «برج زرکوب» که ایده پرداز آن بود معروف می شد.

۱۳۸۷ مهر ۱۰, چهارشنبه

برج میلاد چگونه متولد شد؟

همیشه این برای من سوال بود که در چه شرایطی کلنگ ساخت برج میلاد بر زمین خورد. ایده ساخت چطور شکل گرفت؟ آقای کرباسچی در زمان کلنگ زنی برج هنوز شهردار بود یا نه؟ و ....

اسفند سال پیش برای یافتن این سوال ها راهی برج میلاد شدم و در روابط عمومی بیشتر شماره های مجله یادمان (مجله اختصاصی برج میلاد) از 10 سال پیش را ورق زدم و کلی اطلاعات را یادداشت کردم.به اسامی مختلفی هم رسیدم که یکی از آن ها آقای عباس زرکوب اولین مدیرعامل این برج و مجموعه یادمان بود. یکماه پیش برای مجله مشق آفتاب با این فرد قرار مصاحبه گذاشتم و خیلی از اطلاعاتی که جایی درباره برج نوشته نشده بود را به دست آوردم:

-در سال 1371 در مجمع عمومی سازمان زیباسازی که با حضور رئیس مجمع یعنی آقای کرباسچی شهردار وقت و اعضا برگزار شد ، موضوع ساخت نمادی برای انقلاب اسلامی به میان آمد. که بعدها گویا آقای زرکوب به کرباسچی پیشنهاد ساخت برج را می دهد.

-تعریفی که در ابتدا برای آنجا صورت گرفت :«برج و تالار تهران» بود.

- در سال 1373 شرکت یادمان سازه شکل گرفت.درباره مکان برج هم طی مطالعاتی که صورت گرفت از 17 نقطه 2 نقطه تپه های عباس آباد و تپه های کوی نصر تائید نهایی شدند که در نهایت تپه های کوی نصر با مساحت 13 هکتار نهایی شد.آن زمان در این تپه ها موتور سوارها بازی می کردند و مسابقه می دادند.

-بعد از چند سال یک معماری مجدد درباره فضاهای آن محدوده انجام شد و در مسابقه ای طرح معماری فرانسوی به نام دوبیسون برنده شد که این طرح هیچگاه به طور کامل اجرا نشد. در این طرح برای محوطه اطراف برج ایده های از باغ ماهان کرمان و میدان امام اصفهان وجود داشت.

-کلنگ احداث برج میلاد در روز اول آبان 1376 با حضور خانواده 14 شهید انجام شد. در آن زمان خانواده شهدا با نوشتن متنی در برگه ای که هم اکنون در ورقی آلمینیومی در فونداسیون برج دفن است کار کلنگ زنی را انجام دادند.آن زمان آقای کرباسچی شهردار بود اما درگیر ماجراهای دادگاهش هم بود.

-. در بالای برج و زیر گنبد آسمان رستوران VIP پیش بینی شده بود که شامل 4 حجره است که قرار بود هر حجره به سبک معماری یکی از دوره های تاریخی ساخته شود مانند دوران صفویه ، قاجار، ساسانیان و ....اما مشخص نیست این ایده پیاده شده یانه.

-سالن همایش ها هم باید به مانند سالن های اجلاس طراحی می شد اما الان به مانند سالن سینما است و اون کارایی اولیه که برایش تعریف شده بود را از دست داده است.

پی نوشت:واحدهای اداری برج میلاد فقط متری 4 میلیارد تومان

۱۳۸۷ مهر ۱, دوشنبه

سیستم بی آر تی در کلاس درس

با یکی از دوستان دانشگاه که الان نیمی از ترم های خود را در رشته خبرنگاری دانشکده خبر گذرانده هم صحبت می شوم. از استادهایش تعریف می کند. می گوید که یکی از اساتید محترم! که الان یک جورایی همه کاره دانشکده هست ترم پیش سر کلاس گفته من از سیستم بی آر تی متنفرم پس بهتره از جلسه بعد خانم ها عقب بنشینند و آقایان دانشجو جلوی کلاس را پر کنند!!!!!

توضیح:در اتوبوس های بی آر تی خانم ها جلوی اتوبوس را پر می کنند و آقایان از در عقب سوار اتوبوس می شوند.

روز اول پاییز

پاییز را دوست دارم نه خاطر اینکه در این فصل به این دنیا پا گذاشتم بلکه به خاطر حس غریبی که این فصل به من می دهد.این حس باعث شده تا دوباره متولد شوم.
من هر پاییز تولدی دوباره می گیرم.
آری!
دارم قدم بر می دارم!
قدمهایم را بشمار!

۱۳۸۷ شهریور ۱۸, دوشنبه

عملکرد مالی احمدی نژاد در شهرداری و حاشیه ها

این دو تیتر را با هم مقایسه کنید:

بررسی عملكرد مالی دوره شهرداری احمدی‌نژاد به پایان رسید (روزنامه کارگزاران 18 شهریور 1387)

كارنامه مالي احمدي‌نژاد در شهرداري بررسي مي شود (روزنامه اعتماد ملی 18 شهریور 1387)


این دو تیترکاملا مخالف هم هستند.یکی می گوید پرونده بسته شد و دیگری می گوید پرونده باز شد که در اصل تیتر و مطلب کارگزاران درست است. یعنی پرونده مالی دوره شهرداری احمدی نژاد بسته شد. به نظر من در متن خبر هم یک اشتباه دیده می شود(به نوعی اشتباه هم نیست). در متن خبر اعتماد ملی آمده است "لايحه تفريغ بودجه شهرداري در سال‌هاي 82، 83 و 84 كه ماه گذشته از سوي محمدباقر قاليباف به شوراي شهر رسيده بود.... "

تفریغ بودجه سال های 1382 ، 83 و 84 حدود 3 سال پیش در شورا مطرح شد.زمانیکه نادر شریعتمداری عضو دوره دوم شورای شهر از 300 میلیارد هزینه فاقد در این سالها در شهرداری تهران صحبت کرده بود.آن زمان تفریغ بودجه این سال ها به شورا رسید و شورا با تعیین حسابرس کار تفریغ را شروع کرد. البته بعد از انجام تفریغ و اتمام کار حسابرسان هر موضوعی که می خواهد در دستور کار جلسات شورا قرار گیرد باید در قالب طرح یا لایحه باشد. مسلما بعد از سه سال از مطرح شدن لایحه درخواست انجام تفریغ بودجه حال باید نتیجه هم در قالب لایحه به شورا ارائه می شد که شد.

اما به نظر من با بسته شدن این پرونده باید خیلی نکات و تحلیل ها از این حسابرسی دربیاد. مثلا نتیجه 300 میلیارد تومان فاقد چه شد؟ یا مسائل مالی مربوط به سازمان فرهنگی و هنری چه می شود و چه شده است؟ یا ..........

هدف من از نوشتن این مطلب زیر سوال بردن همکار خوبم در اعتماد ملی نبود بلکه به نظرم می شود با دقت بیشتر به جنبه های دیگر این حسابرسی نگاه کرد.باید ریز حسابرسی را درآورد.باید تحلیل درست کرد. به نظر من حسابرسی شهرداری در این سال ها کار بزرگی بود که توسط شورا انجام شد ولی حالا خبرنگارها باید دنبال نتایج باشند.

پی نوشت:من می پذیرم که در نحوه انتقاد کردنم در این پست شاید دچار اشتباه شدم(شاید باید انتقاد را به طور مستقیم به خود همکارم منتقل می کردم).من به هیچ عنوان قصد زیر سوال بردن کسی را نداشته و ندارم ولی در عین حال همین دو مسئله دغدغه من بود.
امیر گودرزی عزیز، همکار گرامی، هم محله ای محترم ،اگر دلگیر شدی عذر می خواهم .من فقط دغدغه هایم را بیان کردم.

۱۳۸۷ شهریور ۱۶, شنبه

9 سال

هیچ وقت در این وبلاگ درباره رسانه ای که کار می کنم یا بهتر بگویم کار می کردم سخنی نگفته بودم.
9 سال در رسانه ای کار کردم که تنها دو دلیل من را ماندگار کرد. دلایلی که حتی تا همین چند ماه پیش باعث شد پیشنهاد های خوب کاری را رد کنم .

9 سال در جایی کار کردم که حتی یک روز ارزش کار و تلاشم را درک نکردند.

9 سال در رسانه ای کار کردم که مرا برای یک روز هم بیمه نکردند.

9 سال در رسانه ای کار کردم که امکاناتش کم بود و توقعات زیاد.

9 سال در رسانه ای کار کردم که حق و حقوق خبرنگارش را هیچ گاه بر اساس لیاقت و کفایت نمی دادند.

9 سال در جایی کار کردم که برخی آدمهایش تنها دنبال فرصت برای زیرآب زنی بودند وارونه جلوه دادن واقعیت ها.

9 سال در رسانه ای کار کردم که خار چشم خیلی ها بودم .

اما در عین حال 9 سال در رسانه ای کار کردم که با آن بزرگ شدم. 17 ساله بودم که به این رسانه آمدم و الان 26 ساله ام.

9 سال در رسانه ای کار کردم که انواع تجربیات را به من داد.

9 سال در رسانه ای کار کردم که روزهای اول نمی توانستم دوری از آن را تحمل کنم اما تا همین یک ماه پیش تحملش برایم سخت شده بود.

9 سال در رسانه ای کار کردم تا جواب حمایت های یک استاد خوب را بدهم اما این استاد اخیرا شاید فکر کرد خیلی بزرگ شده ام و دیگرنیاز به حمایت ندارم.

9 سال در رسانه ای کار کردم که به من فرصت تجربه کردن کار خبر در شورا و شهرداری را داد. شورا و شهرداری که گرفتنش آرزوی خیلی ها بود. به راحتی به دستش آوردم و بدون هیچ ناراحتی آن را واگذار کردم.

9 سال در رسانه ای کارکردم که وقتی یک ماه پیش از آن بیرون می آمدم دیگر هیچ تعلق خاطری بهش نداشتم.
هنوز خاطرات کار خبر با من است.

یک ماه پیش تصمیم گرفتم از کار خبر بیرون بیایم و دنبال کار دیگری بروم اما دیدم خیلی آلوده این کار شده ام.
حال باز دوست دارم بنویسم. خبرنگار باشم اما در چه رسانه ای ؟

۱۳۸۷ شهریور ۷, پنجشنبه

قلب

صبح ها دچار تپش قلب شدید می شوم.
دکتر قرصی برای کم شدن آن داد.
پیش خودم فکر می کنم نمی شد قرصی می داد که قلب اصلا نمی تپید!

۱۳۸۷ شهریور ۵, سه‌شنبه

زنان شهردار در دنیا


یک گزارش درباره شهرداران زن در دنیا نوشتم که به چند نکته در داخل ایران هم اشاره داشتم:

1- شهردار زن در طول تاریخ تاسیس شهرداری ها در ایران بسیار اندک بودند.خانم نوری شهردار منطقه 7 با آمدن احمدی نژاد به شهرداری برکنار می شود. شهردار منطقه 6 مشهد بعد از سه ماه کار کردن به دلایل نامعلوم برکنار می شود. شهردار ساوه را هم دو سال پیش با تهمت هایی استیضاح می کنند اما در نهایت او با شکایتی که می کند در دادگاه تبرئه می شود....


2- جناب آقای قالیباف قول داده بودند چند شهردار نواحی از بین خانم ها باشند که گویا خانمی به عنوان نخستین شهردار یکی از نواحی منطقه 22 به تازگی منصوب شده است!!!!!


3- در شهرداری یکی از مدیران کل تازه منصوب شده در اقدامی جالب عذر دو خانمی که برای سالها در دفتر این اداره کل حتی در زمان احمدی نژاد فعالیت می کردند را فقط و فقط به دلیل زن بودن خواست........


این گزارش من که در روزنامه اعتماد ملی دیروز منتشر شد درباره فعالیت شهرداران زن در دنیا است و نگاهی که به فعالیت آنها وجود دارد:




۱۳۸۷ شهریور ۲, شنبه

آیا دریافت ودیعه شارژ بلیت مترو برای بار دوم دزدی نیست؟

از زمانیکه طرح نرخ های جدید مترو اعمال شده یک اتفاق جدید هم رخ داده است. خیلی راحت بگویم ، من یک بلیت اعتباری داشتم که حدود 4-5 سال پیش با 500 تومان ودیعه آن را دریافت کردم ولی چند ماه پیش وقتی می خواستم آن را برای نخستین بار در سال 1387 شارژ کنم به زور از من 500 تومان دریافت کردند!!! به عنوان ودیعه شارژ!!!

این موضوع را دوست خوبم در خبرگزاری فارس پیگیری کرد و پیگیری های او باعث شد تا دو هفته پیش خسرو دانشجو سخنگوی شورای شهر در این زمینه تذکری را به شرکت مترو بدهد اما گویا مسئولان مترو یا متوجه نیستند در ایستگاه های مترو چه می گذرد یا اینکه دلشان می خواهد متوجه نباشند!!!

جوابی که ربیعی به این تذکر دانشجو از طریق خبرگزاری مهر داده یک توهین است به شعور مردم!!

او گفته چون این کارت ها ارزشمند است باید ودیعه پرداخت شود تا شهروندان بعد از اتمام اعتبار آن را دور نیاندازند ولی هیچ اشاره ای نکرده است که افرادی مانند من شهروند که چند سال پیش این ودیعه را پرداخت کرده ایم چرا باید دوباره آن را بپردازیم؟...این کار دزدی نیست؟

من مطمئن هستم که چند سال پیش این مبلغ را پرداخت کرده بودم.....آیا این ها که ادعای مسلمانی می کنند لحظه ای فکر نمی کنند این کار علاوه بر غیر قانونی بودن غیر شرعی هم هست؟

پی نوشت:
تذکر دانشجو درباره غیر قانونی بودن دریافت ودیعه شارژ بلیت های مترو

جواب ربیعی مدیرعامل شرکت بهره برداری مترو به این تذکر (دروغ بزرگ)

۱۳۸۷ مرداد ۲۵, جمعه

دلالی رسانه ای در سازمان میادین میوه و تره بار

یکی از گلایه های همیشگی شهروندان ،نارضایتی از خدمات میادین میوه و تره بار است. حال در یک برهه زمانی این نارضایتی بیشتر و در یک برهه زمانی کمتر می شود.
اما در مقابل این نارضایتی ها ،در سازمان میادین میوه و تره بار در یکی - دو سال اخیر اتفاق جالبی افتاده است. دلالی در این سازمان بیداد می کند.
البته همه می دانند ،دلال ها میدان مرکزی بازار را در اختیار دارند اما دلالی ای که مورد نظر من هست دلالی در رسانه ها است.

سیاست روابط عمومی سازمان میادین میوه و تره بار اینگونه ترسیم شده است:

بستن قرارداد با رسانه ها برای نوشتن ، چاپ یا نشان دادن گزارش های رپورتاژی

همین و همین

ابن رپورتاژها به طرز فجیعی بد تنظیم شده است . شهروندی که در این شهر زندگی می کند و از میادین میوه و تره بار خرید می کند فقط باید به دروغ های این گزارش ها بخندد.

درهای سازمان میادین میوه و تره بار بر روی بیشتر خبرنگاران حوزه شهری بسته است. روابط عمومی این سازمان ترجیح می دهد با خبرنگاران گروه اقتصادی رسانه ها کار کند.
اگر هم باب میل آنها رفتار نشود ، برخورد نوع دیگری می شود بس شگفت انگیز....

رپورتاژ بخشی از کار رسانه ای است اما حرف من این است که تنها با رپورتاژ نمی توان کار رسانه ای انجام داد...هم اکنون کانکس های موقت میوه و تره باردر سطح شهر در حال جمع آوری هستند اما روابط عمومی این سازمان حتی در قالب رپورتاژ اطلاع رسانی نمی کند.

روابط عمومی این سازمان حاضر است میلیون ها تومان برای رپورتاژ هزینه کند و تنها به ظاهر ظاهر را حفظ کند اما حاضر نیست قبول کند که این رپورتاژها واقعیت نیستند و مردم را بدبین تر از پیش می کند.

جالب اینجاست که این روابط عمومی با بیشتر رسانه ها قرارداد دارد، حتی روزنامه های اعتماد ملی یا سرمایه که بیشتر گزارش های مربوط به شهرداری را با جهت گیری انتقادی می نویسند اما با قراردادی که این سازمان با گروه اقتصادی این رسانه ها می بندد رپورتاژ هم کار می کنند!!!

بخشی از جملات مسخره این رپورتاژ که در روزنامه مردمسالاری و اعتماد ملی کار شده را بخوانید:

اگر به دنبال تهيه ارزاق عمومي براي خانواده با شاخص هاي اوليه خيلي خوب براي خريد کردن از جمله: دسترسي آسان، سلامت بيشتر، مشتري مداري، کيفيت بهتر، قيمت کمتر، عرضه مناسب هستي؟ من آدرسشو بهت مي گم اما قول بده که هول نشي! بازار ميوه و تره بار شهرک نفت يکي ديگر از بازارهاي سازمان ميادين ميوه و تره بار و فرآورده هاي کشاورزي شهرداري تهران است که در راستاي خدمت رساني به مردم شريف تهران يک ماه است که آماده بهره برداري گرديده است.

سوال من این است که چه کسی باید روی روابط عمومی این سازمان نظارت کند؟

پی نوشت:
خدمتي ديگر از سازمان ميادين و ميوه و تره‌بار شهرداري تهران (رپورتاژ اعتماد ملی)

توسعه بازارهاي سازمان ميادين ميوه و تره بار شهرداري تلاشي براي خدمت رساني صادقانه به مردم (رپورتاژ مردمسالاری)

کلی روزنامه دیگر هم بود اما همین دوتا برای رساندن مطلب من کفایت می کند.....

۱۳۸۷ مرداد ۲۲, سه‌شنبه

زنی که رئیس خدمات بهشت زهرا بود

داشتم یک گزارش جالب درباره تاریخچه بهشت زهرای تهران را در روزنامه اطلاعات می خواندم. متاسفانه لینک گزارش را در روزنامه اطلاعات پیدا نکردم!!

یک جایی از گزارش نوشته شده:
گردآفرید مفیدی(خواهر بهمن مفید -بازیگر) نخستین رئیس خدمات سازمان بهشت زهرا بود که به طور مستقیم بر کفن و دفن اموات نظارت داشت.
نوشته :این فرد لیسانس تزئینات از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران را داشت که قبل از انقلاب این مسئولیت بر عهده او گذاشته شد...پیش از اینکه رئیس شود هم کارمند گورستان های تهران بود....

۱۳۸۷ مرداد ۲۰, یکشنبه

137 و 1888 و اداره کل بانوان

به 137 زنگ می زنم...البته به یکی از دوستان که در این سامانه هست زنگ می زنم...

می گویم : در به در دنبال یکی دیگر از دوستان در اداره کل بانوان شهرداری می گردم...می گویم :تلفن هایشان را جواب نمی دهند .بپر بالا ببین پیدایش می کنی...

خواهرم می گوید: وظیفه جدید 137 پیدا کردن آدم هاست؟
می خندم.

زمان می گذرد نه از 137 خبری می شود نه از اداره کل بانوان....

پیش خودم می گویم باید به 1888 زنگ بزنم البته باز یکی دیگر از دوستان در آن سامانه و شکایت کنم...
شکایت کنم که نه 137 به کارم رسیدگی می کند نه اداره کل بانوان....

نشونی

نمی دانم بالاخره به مقصد رسیدی یا گم شدی؟
آخر! دنبال نشونی بودی!

یکسال پیش بود...به خاطر یکی از نوشته هایم ایمیل زدی که چرا در آن نوشته نام همه بود الا او!!گفتی شاید اصلا برایم اهمیت نداشتی!! گفتم:صلاح در این بود...

چند وقت بعد برایم اس ام اس آمد که می گفتی تمام آرشیو وبلاگم را خوانده ای!!
پیش خودم گفتم : چه دیوانه ای!!
ویعد مثل دیوانه ها تمام آرشیو وبلاگم را کاویدم...

قالب وبلاگم عوض شد
بلا فاصله اس ام اس زدی :مبارکه
گفتم: خوبه؟
ایرادت هایش را گفتی
پیش خودم گفتم:مهم نیست که دیگران درباره قالب وبلاگم چه می گویند . مهم این است که خودم قالب آن را دوست دارم.......

زمان و زمانه گذشت...
شعری در وبلاگم گذاشتم...
بلافاصله اس ام اس زدی:پیش خودم میگفتم که کاش تو وبلاگت یک نشونی از خودم پیدا کنم که....
خوب پیدا کردی...

گذشت...وبلاگ دار شدی
حال! من هم نشونی از خودم در آن وبلاگ می دیدم
در وبلاگ خودم هم وقت و بی وقت نشونی از تو می گذاشتم....

باز زمان و زمانه گذشت....
یکبار وقتی یک هفته ای بود که آخرین نشون را برایت گذاشتم.گفتی : ندیده ای و نخوانده ای !!
تعجب کردم!!
پیش خودم گفتم:یا نشانی اصلی را پیدا کردی و به مقصد رسیدی یا گم شده ای!!!

دیدی راست گفتم که عوض شده ای...
زمانه عوض شده....

۱۳۸۷ مرداد ۱۹, شنبه

تاکسی تاکسی





۱۳۸۷ مرداد ۱۶, چهارشنبه

آفتاب می شود؟

نگاه کن که غم درون دیده ام چگونه قطره قطره آب می شود
چگونه سایه سیاه سرکشم اسیر دست آفتاب می شود
نگاه کن
تمام هستیم خراب می شود
شراره ای مرا به کام می کشد
مرا به اوج می برد
مرا به دام میکشد
نگاه کن
تمام آسمان من پر از شهاب می شود
تو آمدی ز دورها و دورها
ز سرزمین عطر ها و نورها
نشانده ای مرا کنون به زورقی ز عاجها، ز ابرها ،بلورها
مرا ببر امید دلنواز من
ببر به شهر شعر ها و شورها
به راه پر ستاره ه می کشانی ام
فراتر از ستاره می نشانی ام
نگاه کن
من از ستاره سوختم
لبالب از ستارگان تب شدم
چو ماهیان سرخ رنگ ساده دل
ستاره چین برکه های شب شدم
چه دور بود پیش از این زمین ما
به این کبود غرفه های آسمان
کنون به گوش من دوباره می رسد صدای تو
صدای بال برفی فرشتگان
نگاه کن که من کجا رسیده ام
به کهکشان
به بیکران
به جاودان
کنون که آمدیم تا به اوجها
مرا بشوی با شراب موجها
مرا بپیچ در حریر بوسه ات
مرا بخواه در شبان دیر پا
مرا دگر رها مکن
مرا از این ستاره ها جدا مکن
نگاه کن که موم شب براه ما چگونه قطره قطره آب میشود
صراحی سیاه دیدگان من
به لالای گرم تو
لبالب از شراب خواب می شود
به روی گاهواره های شعر من
نگاه کن
تو میدمی و آفتاب می شود

فروغ فرخزاد

۱۳۸۷ مرداد ۱۰, پنجشنبه

پشت کردن به مردم

دیروز فیلم مصاحبه نکردن آقای قالیباف شهردار تهران با رسانه ها در روز دوشنبه و در مراسم افتتاحیه پل سراج- وفادار را می دیدم. شهردار تهران در حالی که در شلوغی مراسم آماده نشستن در خودروی خود بود مورد خطاب یکی از همکارانم قرار گرفت که برای گفت و گوی ویژه خبری شبکه دو خواستار پرسیدن سوالی بود. اما قالیباف در پاسخ به این خطاب اعلام کرد :فقط هفته ای یکبار حاضر به پاسخگویی به خبرنگاران است!

بلافاصله بعد از دیدن این فبلم،این موضوع به ذهنم آمد که هرچند ناقص یا کامل اما رسانه ها نمایندگان مردم هستند!! آقای قالیباف وقتی مردم شما را خطاب قرار می دهند لطفا درخواست آنها را اجابت کنید!!
این حرکت شما در اینکه تعیین کنید چه زمانی به مردم پاسخ دهید به نوعی پشت کردن به مردم است.

۱۳۸۷ مرداد ۶, یکشنبه

نطق ها برای چه خوانده می شوند؟

در شورای دور سوم نطق های پیش از دستور کمتر اتفاق می افتد که در این بین آقای طلایی با دو نطق پیش از دستور پیشتاز هستند.

هفته پیش و در جلسه روز سه شنبه شورای شهر آقای طلایی نطق خود را پشت تریبون شورای شهر قرائت کرد اما چند نکته در این نطق وجود داشت:

نطق با اعلام جایگاه شوراها در قانون و چگونگی شکل گیری آنها آغاز شد و به تمجید از فعالیت های شهرداری رسید.وظایف شورا ها برشمرده شد و در نهایت با انتخابات دوره آینده ریاست جمهوری و نگرانی بابت تخریب های احتمالی خاتمه یافت .

هر فردی این نطق را خواند به پراکندگی آن اشاره کرده بود و اینکه کاش حداقل یک موضوع پررنگ تر و به آن پرداخته می شد(مانند مرکز پژوهش های شورای شهر).

به نظرم قسمتی که به تجلیل از خدمات شهرداری پرداخته می شود مناسب نیست.به نظرم تبریک به مردم ،شهردار و مجموعه مدیریت شهری و حتی دولت برای برگزیده شدن قالیباف در بین 11 شهردار برتر جهان مناسب نبود.

آقای طلایی لطفا سایت شهرداران جهان را یک مروری کنید. این موسسه یک تشکل غیر دولتی است که هر ساله این اقدام را انجام می دهد. موسسه ای که از نظر اعتبار جایگاه ویژه ای ندارد. نمی گویم بی اعتبار است اما بهتر است خودمان را گول نزنیم. این انتخاب نمی تواند معیار خوبی برای این همه تمجید و تبریک باشد.

اما بخش آخر نطق که به انتخابات ریاست جمهوری اختصاص داشت هم به پراکندگی ها بیش از پیش دامن زد. فکر می کنم این سخنان از جایگاه یک فرد حقیقی به نام مرتضی طلایی در هر جایی می توانست منعکس شود (به هر حال دغدغه یک فرد شناخته شده سیاسی است)اما در جایگاه حقوقی و به عنوان یک عضو شورا در صحن علنی شورای شهر و در زمانیکه هنوز به تاریخ انتخابات بسیار مانده به نظرم زیاد جایگاهی نداشت.

*مرتبط:

نتیجه تخریب خودی به دست خودی (نطق پیش از دستور)
پاسخ طلایی به گزارش اعتماد ملی درباره نحوه انعکاس این نطق


من در این نوشته سعی کردم قضاوت نکنم و فقط نکته هایی را که با خواندن این نطق به ذهنم رسید را بیان کردم و این نوشته فقط یک نظر شخصی است.گرچه من هم مانند خبرنگار اعتماد ملی این سوال برایم مانده که چرا دفتر طلایی در شورای شهر نیست؟ چرا یک عضو شورای شهر باید در شهرداری دفتر داشته باشد ؟ مطمئنا کمبود جا بهانه خوبی نیست...

بن بست بربری بهار شد

یک زمان هایی فرصت دست نمی دهد تا این وبلاگ را به موقع به روز کنم ولی با چند روز تاخیر درباره جلسه هفته گذشته شورا می نویسم...

معمولا آخرهای جلسه علنی شورای شهر به تغییر نام های معابر یا نامگذاری های جدید می گذرد. سه شنبه پیش هم چندتا نامگذاری صورت گرفت که جالب بود:

1-یک کوچه بن بستی در منطقه 8 وجود دارد که نامش «بربری» است. شورایی ها آمدند و این بن بست را به نام «بهار» تغییر دادند.تصور کنید می خواستید تاکسی بگیرید باید می گفتید سر بربری پیاده می شوم!!

2-یک خیابان دیگر در منطقه 12 نام یک شهید بر آن بود که شورایی ها تصمیم گرفتند با توجه به اینکه نام آن شهید بر 2 خیابان دیگر هم هست ، خیابان مذکور در منطقه 12 را عوض کنند و نام یک زرتشتی را بگذارند که 12 دوره نماینده مجلس ملی بوده است.

3-نام خیابان ایتالیا هنوز ایتالیا است ولی نمی دانم در رم 18 تیر خیابان شد یا نه!!

۱۳۸۷ تیر ۳۰, یکشنبه

موسسه همشهری نیاز به تحقیق و نفحص دارد؟!

در چند ماه اخیر یک تذکر بارها و بارها توسط چند نفر از اعضای شورای شهر درباره روزنامه همشهری به شهردار داده شده و تکرار می شود اما فقط این موضوع توسط اعضا مثل نوار ضبط شده تکرار می شود.

چندنفر از اعضای شورای شهر و به خصوص آقای بیادی نایب رئیس شورای شهر نسبت به عملکرد روزنامه همشهری معترض هستند و بارها این مسئله را تکرار کردند ولی من در شگفتم که چرا همیشه اعضای شورای شهر در همین سطح اعتراض ها می مانند؟!

روز سه شنبه گذشته هم حمزه شکیب رئیس کمیسیون عمران شورای شهر نسبت به عملکرد روزنامه همشهری عصر در انتشار خبری به نقل از خودش حسابی معترض و شاکی بود و تریبون شورا تنها مکان برای بیان این اعتراض...

قطعا باید قبول کرد که همشهری عصر در حوزه شهری تنها کار سیاسی انجام می دهد. به نظرم اگر یک فرد تنها یک دوره 10 روزه این روزنامه را داشته باشد با خواندن گزارش های حوزه شهری این روزنامه جهت دهی سیاسی آن را متوجه می شود.

الان اعضای شورای شهر نسبت به این عملکرد و انتشار نیافتن اخبار شورا در این روزنامه معترض هستند.تازگی ها هم زیاد شدن نشریات موسسه همشهری باعث اعتراض شده است. من با برخی از این اعتراض ها موافق و با برخی مخالف هستم ولی خیلی دلم می خواهد یک نماینده مردم در شورای شهر پیدا شود و عملکرد 10 ساله موسسه همشهری را بررسی کند. یعنی خیلی واضح بگویم به نظر من این موسسه به طور اساسی نیاز به یک تحقیق و تفحص از زمان شروع بکار تا هم اکنون دارد و تنها نهادی که می تواند این کار را انجام دهد شورای شهر است اما مگر سیاست چنین چیزی حالی اش هست؟!!!


پی نوشت:
عضو شوراي شهر تهران با تذكر به «همشهري»:
اعضاي شورا بايد براي اصلاح عملكرد اين روزنامه، كار اساسي انجام دهند

۱۳۸۷ تیر ۱۴, جمعه

قالیباف به مرحله نهایی برترین شهرداران جهان رسید

به طور اتفاقی داشتم سایت شهرداران جهان را می دیدم که چشمم به خبری افتاد که همین امروز بر روی این سایت قرار گرفته بود.

قالیباف در بین یازده نفر شهردار برتر جهان قرار گرفته که از بین این یازده نفر یک نفر برگزیده سال 2008 می شود....
این انتخاب هم توسط مردم صورت می گیرد. یعنی می شود رفت و به هرکدام از این یازده شهردار رای داد(نظر داد)....

اصلاحیه: در این مرحله نمی شود به یکی از این یازده شهردار رای داد بلکه از دیروز تا پایان سپتامبر سردبیران این نهاد که برترین شهرداران را انتخاب می کنند با مشورت با یکدیگر بهترین شهردار سال 2008 را معرفی می کنند.در مرحله قبلی امکان رای گیری اینترنتی وجود داشت که همین رای ها باعث شد که قالیباف بین یازده نفر قرار گیرد. در حال حاضرهر فردی تنها می تواند با ارسال ایمیل آنها را درباره نظرات خود درباره هریک از این شهرداران مطلع کنید.
نتایج نهایی هم در اواخر مهر مشخص می شود.