غلامحسین الهام شهرداری تهران؛ وقتی شهردار سایه معاون می شود

از همان روزهای اولی که «محمد هادی ایازی» به شهرداری تهران آمد و نامش با سمت مشاور عالی شهردار مطرح شد، خیلی ها از جمله برخی از اعضای شورای شهر از او با نام «شهردار سایه» یاد می کردند. فردی که در آن زمان « تنها» سمت مشاورت در شهرداری تهران را داشت اما تقریبا همه کاره بود و هست.

روز گذشته خبری منتشر شد که «ایازی» جای «نوریان»، معاون فرهنگی و اجتماعی شهرداری تهران شده است. ایازی تا پیش از این، سمت های مشاورعالی شهرداری تهران، رئیس شورای اطلاع رسانی شهرداری، سخنگوی شهرداری تهران، رئيس هيات مديره سازمان فرهنگي هنري و .... را داشت و به نوعی «الهام» شهرداری تهران به حساب می آید .گرچه نوع سمت های او با سمت های الهام متفاوت است و تا کنون حالت اجرایی نداشته است.
گفته می شود شهردار سایه تهران، نفوذ بالایی روی قالیباف شهردار فعلی تهران دارد. باید دید که در این روزها که تغییرات در شهرداری تهران به وفور مشاهده می شود سخنگوی جدیدی جای ایازی معرفی می شود یا معاون جدید شهردار سخنگو هم باقی می ماند.
«نوریان» و «ایازی» هر دو از نیروی انتظامی به شهرداری تهران کوچ کرده بودند. روزهای ابتدایی سال 88 کنار گذاشتن «نوریان» به گوش می رسید اما با جنجالی شدن ماجرا و رسانه ای شدن آن ، قالیباف تصمیم گرفت کمی صبر کند و بالاخره روز گذشته تغییر و تحولات اساسی خود را در شهرداری تهران اجرایی کرد.
اما «نوریان» بعد از کنار گذاشتن «علی عسگری» از سازمان فرهنگی - هنری شهرداری تهران در کنار معاونت فرهنگی و اجتماعی رئیس این سازمان هم شد.

بسیاری از هنرمندان معتقد بودند که دوران «علی عسگری» در شهرداری تهران یکی از بهترین دوران بوده است اما در مراسم تودیع و معارفه او که در غیابش برگزار شد قالیباف تندترین انتقاد ها را علیه او بکار برد. گفته می شود علت برکناری عسگری دستور برخی از مقامات بوده است. آن زمان یکی از بهانه ها برای این تغییر یکپارچه شدن مدیریت معاونت فرهنگی و اجتماعی با ریاست سازمان فرهنگی و هنری عنوان می شد که امروز بهانه بودن این ماجرا بیشتر آشکار شد چراکه مدیریت این دو سازمان متفاوت اعلام شده است و در حالی که از ایازی به عنوان معاون فرهنگی و اجتماعی یاد می شود، شوشتری به عنوان رئیس سازمان فرهنگی و هنری انتخاب شده است.

مسعود کرباسیان اصلاح طلب از معاونت شهرداری رفت


مسعود کرباسیان در دهه نخست بعد از انقلاب از مدیران بسیار جوان در کابینه میرحسین موسوی بود. مسعود كرباسيان، جزو مديرانى بود كه از سال ۱۳۶۰ تا چند سال پیش در دولت حضور داشت. زمانى معاون بهزاد نبوى در وزارت صنايع سنگين بوده است، پس از آن در وزارت بازرگانى با وهاجى و آل اسحاق به عنوان معاونت بازرگانى خارجى همكارى داشت. در ابتداى وزارت نفت زنگنه، معاونت را در دست گرفت، به همين خاطر مى توان ردپاى او را هم در تأسيس پتروپارس ديد، اما پس از مدتى به وزارت بازرگانى برگشت تا معاونت داخلى شريعتمدارى را بر عهده بگيرد. در دولت دوم خاتمى او به گمرك آمد و اداره اين سازمان طويل را در دست گرفت و در نهایت در سال 1384 از دولت خارج شد و به شهرداری تهران آمد.
زمانیکه مسعود کرباسیان عید امسال برای عید دیدنی با میرحسین موسوی به فرهنگستان هنر رفت فلش های دوربین عکاس ها، عکس او با میرحسین موسوی را ثبت کردند. آن زمان زمزمه های حمایت معاونان قالیباف از میرحسین موسوی شنیده می شد و شاید این موضوع برای فرد اصولگرایی مانند قالیباف خوشایند نبود بنابراین
«محمدرضا واعظ مهدوی» معاون برنامه ریزی شهرداری تهران به دلیل حضور در ستاد میرحسین موسوی از سمت خود استعفا داد اما کرباسیان در معاونت خدمات شهری باقی ماند تا اینکه بعد از انتخابات گویی او ترجیح داد در معاونت حساسی مانند خدمات شهری باقی نماند و به شرکت سرمایه گذاری شهرداری تهران که حتی با رشته تحصیلی او و تخصصش قرابت بیشتری دارد برود.
احمد دنیا مالی رئیس قایقرانی و معاون شهردار

تنها فردی که هم اکنون در سطح معاونت های شهرداری تهران شائبه اصلاح طلب بودن او به گوش می رسد «احمد دنیا مالی» معاون فنی و عمرانی شهرداری تهران است. او در دولت خاتمی در سازمان بنادر و کشتیرانی بود و با تغییر دولت به شهرداری تهران آمد.
او از همان دورانی که به شهرداری تهران آمد رئیس فدراسیون قایقرانی هم بوده است و به نوعی دو شغله ورزشی هم محسوب می شود اما با جدیت در این دو سمت متفاوت از یکدیگر فعالیت می کند.

فرار به جلو تا کجا؟//دکتر بهشتی خطاب به نمایندگان مجلس: طرح عدم کفایت رئیس جمهوری را دنبال کنید


شنیدن خبر طرح شکایت بخشی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی از آقای مهندس موسوی به عنوان عامل اصلی آنچه آشوب های خیابانی نامیده شده، در عین حال در کسانی که از طرز فکر و فرایند انتخاب پرسش برانگیز رهبران این گروه اطلاع دارند شگفتی بر نمی انگیزد، اما با توجه به جایگاهی که نهاد قانون گذاری در تاریخ ایران و به ویژه تجربة سی سالة انقلاب اسلامی داشته، تاسف انگیز است. علت این تأسف هم این است که مردم از نمایندگانشان انتظار دارند به توکیل نظرات شهروندان بپردازند تا اینکه استقلال و آزادگی مقام نمایندگی را فدای جاه طلبی های غیرقانونی گروهی کنند که مردم را خس و خاشاکی بیش نمی انگارند. به بیان دیگر، مجلس خانة ملت است و مردم از وکلای خود توقع نمایندگی موکلانشان را دارند و نه دفاع از مراجع قدرت با هر ابزار ممکن.

اگر نمایندگان مجلس دست اندرکار اجرایی حوادث اخیر بودند، این ادعا را می شد به سادگی همسان داستان آن دزدی دانست که پس از ارتکاب دزدی «فریاد آی دزد آی دزد» سر داد. اما از آنجا که نادیده انگاشتن اصل عقلایی طلایی تفکیک قوا خوشبختانه هنوز دامن مجلس را نگرفته است، مدعای مطرح شده از بخشی از نمایندگان را باید بیشتر به تحت تأثیر (یا احیانا تحت فشار؟) قرار گرفتن آنان از سوی مجریان انتخابات نسبت داد. کیست که نداند که مسببان برخوردهای غیرانسانی با معترضان به نتایج انتخابات و ضرب و شتم مردم چه کسانی هستند؟ و کیست که نداند که اعتراض مسالمت آمیزی که در تمامی سخنان و بیانیه های آقای موسوی و دیگر شخصیت های معترض بر آن تأکید شده، حق مسلم شهروندان است که در قانون اساسی نیز بدان تصریح شده؟ مگر آنکه پاسخ طراحان شکایت این باشد که چون دستشان به مسببان اصلی نمی رسد، چاره ای جز مسبب تراشی نمی بینند.

ای کاش این نمایندگان بجای وارونه ساختن صورت مسأله، با تأسی به شهید آیت الله مدرس در پاسداشت حق و پایمردی در برابر ناحق، به خواست اکثریت موکلانشان احترام می گذاشتند و با طرح عدم کفایت ریاست جمهور، خاطرة شجاعت و درایت اخلافشان در مجلس اول را زنده می کردند.

سید علیرضا حسینی بهشتی